X
تبلیغات
رایتل

فهرست صدها عنوان وبلاگهای من از 84/06/17 الی 89/08/30


بـیـگـنـــاهـــان ...
«حسین پناهی» : و سکوت می‌کنی ، و فریاد زمانم را نمی‌شنوی. یکروز سکوت خواهم کرد. و تو آن روز برای اولـین بار مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید!…




برای گرفتن فال کلیک کنید


لیست وبلاگهای به روز شده
قالب وبلاگ

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8221318000/RAJABALYE_XAY_Y8T_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8221318268/RAJABALYE_XAY_Y8T_2.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8221318700/RAJABALYE_XAY_Y8T_3.gif

 

   گر مرد رهی میان خون باید رفت
 وَز پای فتاده سرنگون باید رفت
 تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس
 خود راه بگویدت که چون باید رفت
 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 عصر ایران ؛صادق وفایی :
رجبعلی نکوگویان مشهور به « جناب شیخ » و « شیخ رجبعلی خیاط » در سال 1262 هجری شمسی، در تهران دیده به جهان گشود. پدر رجبعلی کارگر ساده ای بود. هنگامی که رجبعلی 12 سال داشت از دنیا رفت و وی را تنها گذاشت. شیخ برای گذران عمر خیاطی می کرد و در خانه خشتی و ساده ای که از پدرش به ارث برده بود در خیابان مولوی کوچه سیاه‌ها (شهید منتظری) زندگی می کرد. وی تا پایان عمر در همین خانه زیست.
یکی از فرزندان شیخ می‌گوید: ابتدا پدرم در یک کاروانسرا حجره‌ای داشت و در آن خیاطی می‌کرد. روزی مالک حجره آمد و گفت: راضی نیستم اینجا بمانی.
پدرم بدون چون و چرا و بدون این که حقی از او طلب کند، فردای آن روز چرخ و میز خیاطی را به خانه آورد و حجره را تخلیه کرد و تحویل داد، از آن پس در منزل، از اتاقی که نزدیک در خانه بود برای کارگاه خیاطی استفاده می‌کرد.
یکی از دوستان شیخ تعریف می کند: بعد از اولین ملاقات با جناب شیخ، قرار بر آن شد که به جلسه ایشان برویم. وقتی به خدمتشان رسیدیم، ایشان رو به قبله نشسته و مناجات می خواندند. جناب شیخ عادت داشت که در ضمن دعا خواندن و مناجات، جملاتی بگوید که تنها اهلش آنرا دریافت می کردند. من هم در همان جلسه، پشت سر ایشان نشستم و با وی هم نوا شدم.
در میان دعا، شخصی وارد مجلس شد که در ظاهر، هیچ شباهتی با دیگر شاگردان شیخ نداشت. ریش هایش را تراشیده بود و با کلاه و لباس مخصوصی وارد مجلس شد. من هم در همان حال و هوای جوانی با خود گفتم که این شخص، با این سر و وضع، اینجا چه می خواهد؟ درست به محض آنکه این مطلب در ذهنم خطور کرد، شیخ مناجات را رها کرده و با صدای بلندی فرمودند: تو به ریشش چه کار داری؟ اگر ریشش را تراشیده، در ازای آن دو صفت خوب دیگر دارد، که ریش داری مثل تو، از آن بی بهره است. پس مال او به تو می چربد ... و دوباره مناجاتش را ادامه داد.

شیخ تعریف می کند: نفس، اعجوبه است، شبی دیدم حجاب (حجاب نفس و تاریکی باطنی) دارم و طبق معمول نمی‌توانم حضور پیدا کنم، ریشه یابی کردم. با تقاضای عاجزانه متوجه شدم که عصر روز گذشته که یکی از اشراف تهران به دیدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشایند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم ...

آیت الله فهری، توصیه‌های شیخ درباره اخلاص را چنین توصیف می‌کند: تکیه کلام ایشان « کار برای خدا بود ». آن قدر ضمن فرمایشات خود تکرار می‌کرد که: « کار برای خدا بکنید، کار برای خدا بکنید » که برای شاگردانش « کار برای خدا » حالت ملکه پیدا می‌کرد. مانند یک فیل بانی که مرتب با چکش به سر فیل می‌کوبد، مرتب بر اندیشه شاگردانش میکوبید که « کار برای خدا ».
مثال‌هایی از خود و دیگران در این زمینه می‌آورد تا حالت ملکه در مخاطب ایجاد شود. به همه و در همه حال تأکید میکرد: کار برای خدا! می‌فرمود:
شب که به خانه می‌روی و همسرت را میخواهی ببوسی، برای خدا ببوس! می گفت: در تمام زوایای زندگی انسان باید خدا باشد. مقامات و مکاشفات کسانی که در مکتب شیخ پرورش می‌یافتند در اثر عمل به این دستورالعمل بود.
شیخ به شاگردان خود مکرر تأکید می‌کرد:
همه کارها باید برای خدا باشد، حتی خوردن و خوابیدن. هرگاه این استکان چای را به قصد خدا بخوری، دل تو به نور الهی منور می‌شود، ولی اگر برای حظ نفس خوردی، همان می‌شود که خواسته بودی.
یکی از شاگردان شیخ توصیه‌های ایشان به اخلاص را چنین توصیف می‌کند: شیخ می‌گفت:
این جا (خانه خودش) که می‌آیید برای خدا بیایید، اگر برای من بیایید ضرر می‌کنید! حال عجیبی داشت، مردم را به خدا دعوت می‌کرد، نه به خود.

یکی از ارادتمندان جناب شیخ می‌گوید: شیخ از من پرسید: شغل شما چیست؟ گفتم: نجار هستم. فرمود: این چکش را که به میخ می‌زنی به یاد خدا می‌زنی یا به یاد پول؟! اگر به یاد پول بزنی، همان پول را به تو می‌دهند و اگر به یاد خدا بزنی هم پول به تو می‌دهند و هم به خدا می‌رسی.
یکی از دوستان شیخ می‌گوید: فراموش نمی‌کنم که
روزی در ایام تابستان در بازار جناب شیخ را دیدم، در حالی که از ضعف رنگش مایل به زردی بود. قدری وسایل و ابزار خیاطی را خریداری و به سوی منزل می‌رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت کنید، حال شما خوب نیست. فرمود: عیال و اولاد را چه کنم؟! در حدیث است که رسول خدا (ص) فرمودند: « إن الله تعالی یحب أن یری عبده تعباً فی طلب الحلال؛ خداوند دوست دارد که بنده خود را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببیند. » و « ملعون ملعون من ضیع من یعول؛ ملعون است، معلون است کسی که هزینه خانواده خود را تأمین نکند.»

جناب شیخ یکی از اتاقهای منزلش را به یک راننده تاکسی، به نام « مشهدی یدالله »،اجاره داد. مبلغ اجاره ماهی 20 تومان بود. تا این که همسر راننده وضع حمل کرد و دختری به دنیا آورد، که مرحوم شیخ نامش را « معصومه » گذاشت. هنگامی که در گوش نوزاد اذان و اقامه گفت، یک دو تومانی پر قنداقش گذاشت و فرمود: آقا یدالله! حالا خرجت زیاد شده. از این ماه به جای بیست تومان، هجده تومان بدهید.

یکی از شاگردان شیخ که نزدیک به سی سال با ایشان بوده نقل می‌کرد که شیخ به من می‌فرمود: روح شخصی از علمای اهل معنا - ‌که ساکن یکی از شهرهای بزرگ ایران بود - را در برزح دیدم که تأسف می‌خورد و مرتب بر زانوی خود می‌زد و می‌گفت: وای بر من، آمدم، و عملی خالص برای خدا ندارم!
از او پرسیدم که چرا چنین می کند؟
پاسخ داد:
در ایام حیات، روزی با یکی از اهل معنا که کاسب بود برخورد کردم، او مرا به برخی از خصوصیات باطنی خود متذکر ساخت، پس از جدا شدن از او تصمیم به ریاضت گرفتم، تا مانند آن شخص دیده برزخی پیدا کنم و به مکاشفات و مشاهدات غیبی دست یابم.
مدت سی سال ریاضت کشیدم تا موفق شدم، در این هنگام مرگم فرا رسید، اکنون به من می‌گویند: تا آن هنگام که آن شخص اهل معنا تو را متذکر ساخت گرفتار هوای نفس بودی، و پس از آن تقریباً سی سال از عمر خود را صرف رسیدن به مکاشفات و رؤیت حالات برزخی کردی، اینک بگو: عملی که خالص برای ما انجام داده‌ای کدام است؟!

فرزند جناب شیخ نقل کرده است:  پدرم دلش می‌خواست هر کسی در هر لباسی که هست، شغلی داشته باشد و از آن امرار معاش کند و شدیداً با بی شغلی و بیکاری مخالف بود و این را به همه می‌گفت. می‌دانید که ما در جنوب تهران، در مولوی زندگی می‌کردیم و آنجا قبل از انقلاب، یک محیط خاصی بود. آدم‌های ناباب هم زیاد داشت. اما پدرم، هیچ وقت از همان آدم‌های ناباب با القاب و عناوین زشتی که در آن وقت مرسوم بود، یاد نمی‌کرد. به آنها داش مشدی می‌گفت.

 یک روز جناب شیخ نماز اول وقت را عمداً به تأخیر انداخت. بعد از چند دقیقه آقایی وارد شد و جناب شیخ با ورود او گفت: حالا بلند شوید تا نماز بخوانیم.پرسیدند: جناب شیخ! چرا نماز را به تأخیر انداختید؟ گفت: از این تازه وارد بپرسید! آن شخص تازه وارد گفت: من هم سعی داشتم که برای نماز اول وقت اینجا باشم، اما در راه که می‌آمدم دیدم سگی پایش شکسته و ناراحت است. معطل شدم تا پای سگ را ببندم و به همین خاطر کمی دیر رسیدم. جناب شیخ به احترام این کار او، نماز را به تأخیر انداخته بود. 

پس از واقعه مهمی که در جوانی شیخ پیش آمد، کراماتی به وی عنایت شد، پرده ها از جلوی چشمانش افتاد و حالات کشف و شهود معنوی برای وی ممکن شد.
جناب شیخ در دیداری که با حضرت آیت الله سید محمدهادی میلانی داشت، تحول معنوی خود را چنین بازگو نمود: "در ایام جوانی (حدود 23 سالگی) دختری رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه‌ای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: رجبعلی! خدا میتواند تو را خیلی امتحان کند، بیا یک بار تو خدا را امتحان کن! و از این حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن. سپس به خداوند عرضه داشتم: خدایا! من این گناه را برای تو ترک می‌کنم، تو هم مرا برای خودت تربیت کن."
رجبعلی نکوگویان برای رضای خدا معصیت را ترک می کند و این کف نفس و پرهیز از گناه، موجب بصیرت و بینایی او می‌گردد.
شیخ در این باره می گوید: من استاد نداشتم، ولی گفتم: خدایا! این را برای رضایت خودت ترک می کنم و از آن چشم می پوشم، تو هم مرا برای خودت درست کن.
عاشق عارف، مرحوم کربلایی احمد از شاگردان مرحوم شیخ می گفت:
بعد از فوت شیخ، ایشان را در خواب دیدم و از او سوال کردم در چه حالی ؟
گفت: فلانی من ضرر کردم !
با تعجب گفتم: تو ضرر کردی! چرا ؟
فرمود: زیرا خیلی از بلاهایی که بر من نازل میشد با توسل آنها را دفع میکردم، ای کاش حرفی نمی زدم چون الان می بینم برای آنهایی که در دنیا بلاها را تحمل میکنند در اینجا چه پاداشی می دهند!

 

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ جمعه 15 آبان 1394 ] [ 21:22 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8221203300/HALABY_AAB8D_K8RTUN_X8B_4.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8221203642/HALABY_AAB8D_K8RTUN_X8B_1.JPG

 

http://s6.picofile.com/file/8221205268/HALABY_AAB8D_K8RTUN_X8B_2.jpg

 

 

 قــَــسـَم خورده که هیچوقت از خواب بیدار نشه! ... 

 

 مَشد حسین آقا ، اخلاقآی عجیب غریبی داره ، ولی سعی میکنم با صبوری وُ نرمی جواب حرفآشو بدم تا هم جوش نیآره ، هم بتونه حرفمو بفهمه وُ قبول کنه ... نه جَوون وُ بچه-ساله که آدم حرفاشو بحساب بچگی وُ خامی-ش بذاره ، نه اونقدر پیر وُ خرفته که آدم بگه «بعضیآ وقتی خیلی پیر میشن ، درک وُ فهم-شون برمیگرده به دوران کودکی-شون ، به سه، چهار سالگی-شون» ؛ هفتاد وُ یک سال داره _ هر چند بقول مرحوم مادرم «بزرگی به عَقله نه به سال» ... میگه که حدود شصت سال پیش با خوونوادَش از شهرستان اومدن تهرون وُ تو ناف ِ شهر مشغول کار وُ زندگی شده. از حرفآش معلومه که «لای پَر ِ قو» وَ تو ناز وُ نعمت بزرگ نشده وَ خیلی چیزآ رو دیده ؛ خدا عالمه که از دیده-ها وُ شنیده-هاش چقدرشو فهمیده وُ حلاجی کرده. «مَشد حسین آقا» ، خووب که فکر میکنم ، می-بینم از همون جماعتیه که خودت همیشه میگی «بیخودی ناراحت نشو ، از عوام الناس چه انتظاری داری»!؟ ...

 آره ، همین دو سه هفته پیش رفته بودیم که با هم گشت ِ کوتاهی بزنیم ، یه دفه یاد خانومش افتادم ، بهش گفتم : «حاج خانوم انگار داشت میرفت جایی ، یه وقت رودَرواسی نکنی ، یه وقت از ما ناراحت نشه». زود آمپرش رفت بالا وُ تند وُ تیز گفت : «به اون چه مربوط! چه حقی داره»! ... گفتم : «هر کسی یک حق وُ حقوقی گردن آدم داره ، مثل پدر مادر ، زن وُ بچه ، فامیل ، همسایه» ... با دلخوری گفت : «کی گفته»؟ گفتم : «خدا وُ پیغمبر ، همون خدایی که روبروش نماز میخونی. "روز حساب" ، اول از اخلاق وُ رفتار آدم با پدر مادرش می-پُرسن ، بعد با زن وُ بچه وُ خوونوادش ، بعد ...». زود بقیه حرف-مو قیچی کرد وُ گفت : «اونآرَم به موقــَــش ، انقدر گردش وُ تفریح بُردَ ...م»! گفتم : «خدا رو شُکر ... منظورم این بود که یه وقت مزاحم شما وُ حاج خانوم نشده باشم ، همین ...».

پرسیدم : «مَشد حسین آقا ، اون بارون سَر شبی ِ یک هفته پیش رو که دیدی»؟ گفت : «خب ، چطور مگه»؟ گفتم : «بارون خوبی بود. هوام درست وُ حسابی تمیز شده بود وُ سَرد ... اومدم پایین ، زیر بالکن وایساده بودم که هوایی بخورم ، سَر شب بود ، وَ سَر وُ کله-ی همین آقای رضایت پیداش شد». مَشد حسین آقا گفت : «من که نمی-شناسمش ، خب چی میگفت»؟ گفتم : «حرف اول وُ آخرش رو اون شب فهمیدم. تو اون بارون تند ، یاد ِ آدمایی افتادم که سقفی بالا سَرشون نداشتن یا اگرَم داشتن تو "حلبی-آباد" وُ بیغوله-ها بود. بهش گفتم "بیچاره کارتون-خوآبآ ، چه مُصیبتی دارن امشب" ...». مجال نداد که بقیه حرفمو بزنم وُ زود قیچی-ش کرد وُ گفت : «چشم-شون کور کارتون-خواب نمیشدن! با پدر مادرشون قهر نمیکردن وُ تو خونه-شون می-خوابیدن!!!» ... گفتم : «ولی خیلیآ-شون اینطوریآم نیستن ، یا بیکارَن ، یا خوونواده-ای اینجا ندارن ، یا معتاد وُ دَر بدَرن» ... با تندی وُ اعتراض گفت : «پس چرا مآ نیستیم»!!!؟ برای اینکه بحث رو کوتاه کنم ، گفتم : «اونایی که سقف درست حسابی-ای بالا سَرشون ندارن چی»؟ این دفه دیگه جوابش خیلی چیزآ رو برام روشن کرد وَ فهمیدم که این آقای رضایت ، قــَــسَــم خورده که هیچوقت بیدار نشه! پرسید : «پس چطور من وُ شما داریم! از تنبلی وُ بی-عاری ِ خودشونه»!؟ ... 

 

 

 نویسنده :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ جمعه 15 آبان 1394 ] [ 21:16 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8221016768/F3L_DAR_BAND_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8221016976/F3L_DAR_BAND_2.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8221017168/BANDEYE_AADAT_E_ETY8D_1.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8221017350/BANDEYE_AADAT_E_ETY8D_2.jpg

 

 اسیر بَندگی ِ عادتها ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 کودکی از مسئول سیرکی پرسید : «چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوتاهی وُ نازکی بسته اید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است»!
صاحب فیل گفت: «این فیل چنین کاری نمیتواند بکند. چون با این طناب ضعیف بسته نشده ، با یک تصور خیلی قوی در ذهنش بسته شده است».
کودک پرسید چطور چنین چیزی امکان دارد؟
صاحب فیل گفت: «وقتی که این فیل بچه بود مدتی آن را با یک طناب بسیار محکم بستم. تلاش زیاد فیل برای رهایی اش هیچ اثری نداشت، و از آن موقع دیگر تلاشی برای آزادی نکرده است. فیل به این باور رسیده است که نمیتواند این کار را بکند»! ...
 هر کدام از ما، با فکری بسته شده ایم که مانع حرکت ما به سوی پیروزی است. ( شاید حرکتی لازم است )

 

 

 عکس، ویرایش وَ تدوین :

 

 عـبـــد عـا صـی 

 

برچسب‌ها: عادت
[ پنج‌شنبه 14 آبان 1394 ] [ 09:57 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8220823984/13_AAB8N_RUZE_HAMLEYE_NEZ8MYE_SH8H_BE_D8NESH8MUZ8N_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8220824242/13_AAB8N_RUZE_HAMLEYE_NEZ8MYE_SH8H_BE_D8NESH8MUZ8N_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8220824384/13_AAB8N_RUZE_D8NESH8MUZ_1.jpg

 

 آقای دکتر، شعار نه شرقی، نه غربی، هنوز فراموش نشده ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 به گزارش (ایسنا)، سالن آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه صنعتی شریف عصر امروز میزبان ابراهیم اصغرزاده فعال سیاسی اصلاح طلب و از دانشجویان پیرو خط امام (ره) و صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران بود.
این مناظره با عنوان بازخوانی اتفاقات 13 آبان و آینده روابط ایران و آمریکا برگزار شد.
 زیباکلام : آمریکا ستیزی جزئی از اهداف انقلاب اسلامی نبوده و پس از تسخیر سفارت آمریکا پیگیری شده است.

 اصغرزاده : اتفاقات 13 آبان محصول همان دوره زمانی و با در نظر گرفتن شرایط موجود روز است.
 سوالی درباره چشم انداز رابطه ایران و آمریکا با توجه به مذاکرات هسته‌ای و مذاکراتی که درباره سوریه بین ایران و آمریکا انجام شده است.

 اصغرزاده : جریان اصلاح طلب با وجود اینکه بعد از سال 88 به شدت دچار محرومیت شد اما همچنان اصلاح طلبانه ایستاده و در سال 92 نیز پای ورقه آقای روحانی را امضا کرده است. اصلاح طلبان از حرکت روحانی در سیاست خارجی دفاع می‌کنند و الان هم پشت سر برجام ایستاده‌اند اما معتقدند نباید درباره رابطه با آمریکا استفاده ابزاری صورت گیرد. از طرفی نباید فکر کنیم که به صرف رابطه با آمریکا همه چیز گلستان می‌شود. کشورهایی مثل پاکستان و عربستان هم با آمریکا روابط خوبی دارند اما شرایط آنچنان مطلوبی ندارند. از سوی دیگر نگاه مطلق به سمت روسیه نیز اشتباه است بلکه باید با هر دو طرف رابطه برقرار کرد.
 ما به این دلیل به همکاری و تعامل با دنیا و حمایت از دولت و برجام معتقدیم چون اگر برجام متوقف شود و تندروها به قدرت برسند کشور دچار جنگ می شوند. زیرساخت آشتی با دنیا، آشتی ملی در داخل است و البته قرار نیست وقتی می‌گوییم نباید در زمینه رابطه با آمریکا ایدئولوژیک برخورد شود این منظور را در نظر داشته باشیم که همه چیز را در رابطه با آمریکا رها کنیم.
دولت آقای روحانی را در تعامل با دنیا باید حمایت کرد اما این به معنی فروختن منافع ملی‌مان نیست.
 صادق زیباکلام :برجام آغاز پایان مرگ بر آمریکا است، معتقدیم یک تغییر عمده نسلی اتفاق افتاده است. نسل دوره ما زمانی که بهمن آمریکا ستیزی به راه افتاد همه آمریکا ستیز شدند و به جز مهندس بازرگان که کنار ایستاد، بقیه همه آمریکاستیز بودند. فضای مجازی و اینترنت خیلی به آگاهی نسل جدید کمک کرده است. نسل ما ساده انگارانه می‌اندیشید.
((( ما متأسفانه ابزار وَ امکانات رسانه-ای محدودی داشته وَ داریم وَ نمی-توانستیم به افکار عمومی کشور آمریکا وَ سایر ملل دنیا تفهیم کنیم که حاکمیت ایالات متحده ، بریتانیا ، شوروی وَ متحدین نزدیکشان ، در طی ِ چندین دهه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، با حمایت همه جانبه از حکام ظلم وُ ستم در ایران چه بلاهایی بر سَر این ملت مظلوم آورده-اند ؛ در پاسخ آقای زیبا کلام وَ امثالهم باید گفت که آمریکا-ستیزی نسلهای آن دوره ، «ساده-اندیشی» نبوده وَ ریشه-های عمیقی داشته. آمریکا وَ متحدینش از حضور جمهوری اسلامی در منطقه وحشت داشته وَ دارند وَ برای سرنگونی آن هر چه که سیاست-شان اقتضا میکرده ، کوتاهی نکرده-اند. از همان روزهای اول انقلاب با حمایت از مزدورانشان جنگهای داخلی تجزیه-طلبانه-ی کردستان ، آذربایجان ، وَ خوزستان را بر پا کردند وَ «یکسال وُ هفت ماه وُ نُه روز» بعد از 22 بهمن 1357 ، وقتی از عملکرد مزدوران داخلی-شان وَ تجزیه ایران طـَرفی نبستند ، سگ هار وَ دیوانه-شان صدام حسین را واداشتند تا قرارداد 1975 الجزایر را لگد-مال کرده وَ هشت سال جنگ تحمیلی را برای سقوط انقلاب اسلامی ، به این ملت مظلوم تحمیل کنند ؛ راه نادرستی که بزرگترین سیاستمدران آن دوره ، همچون «کسینجر» ، «برژنسکی» ، وَ امثالهم به اشتباه بودنش اقرار کردند. الان هم اگر منافع-شان در ایران ، منطقه ، وَ جهان اسلام دچار خطرات جبران-ناپذیری نمی-شد ، حتما با سلاحهای اتمی-شان پاسخ مقاومت این ملت شریف را میدادند ... اگر ما آنقدر قدرت تبلیغاتی داشتیم که به افکار عمومی آمریکا وَ جهان بفهمانیم که «منظور ملت ایران از "شعار مرگ بر آمریکا" وَ سوزاندن پرچم آنها ، فقط ساده-ترین وسیله-ی ابراز تنفر مردم ایران به حاکمیت ظلم ِ ایالات متحده بوده وَ هست وَ هیچ خصومتی با ملت آمریکا منظور نیست» ، مُسلماّ شخص خودم جزو اولین نفرات ِ موافق سوزاندن پرچم آنها وَ ادامه-ی شعار مرگ بر آمریکا بودم ؛ چند دهه قبل ، من چندین سال بین آن مردم زندگی کرده-ام وَ از تعصبات وَ متأسفانه «اطلاعات بسیار ضعیف سیاسی»-شان خبر دارم وَ گسترش «آی.تی» هنوز نتوانسته ذهنیت آنها را نسبت به جهان واقعیتها ، چندان باز کرده وَ رشد دهد ، هنوز هم اربابان رسانه-ای وابسته به سرمایه-داران وَ حاکمیت آمریکا ، بجای مردم فکر میکند وَ تصمیم میگیرد! ... _ عـبـــد عـا صـی )))
این استاد دانشگاه تاکید کرد:
این تهمت است که به ما می‌گویند شما معتقدید اگر توافق در رابطه با آمریکا به وجود بیاید همه چیز گلستان می‌شود، ما کی چنین حرفی زدیم؟ خیلی از کشورها با آمریکا رابطه دارند و مشکل توطئه سیاسی و اقتصادی هم دارند، مثل خیلی از کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین.
زیبا کلام با بیان اینکه از نظر اقتصادی برجام هیچ چیز را حل نخواهد کرد و قرار هم نبود حل کند، اضافه کرد:‌ برجام فقط می‌تواند مقداری شرایط را بهتر کند و برخی سنگ‌هایی که به پای‌مان بسته شده بود باز خواهد شد. ما یک اقتصاد فاسد و ناکارامد دولتی داریم که تا زمانی که این اقتصاد هست چیزی زیادی عوض نخواهد شد. باید ببینیم کشورهای موفقی مثل ترکیه و برزیل چه کردند و گرنه قرار نیست برجام معجزه‌ای کند.
در ادامه اصغرزاده در تائید صحبت‌های زیباکلام گفت:‌
من حرف آقای زیباکلام را در این زمینه قبول دارم اما فساد را فقط اقتصاد دولتی نمی دانم. یک سوم اقتصاد ایران زیر زمین است و اگر برجام منابع مالی ما را بازگرداند بخش زیادی از منابع به همان جا خواهد رفت. بنابراین تا آقای روحانی برای شفاف سازی اقتصادی کاری نکند اتفاق خاصی هم نخواهد افتاد. 

 

 

 عکس وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ چهارشنبه 13 آبان 1394 ] [ 13:25 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8220563726/AALUDEGYE_HAWAA_7.jpg

اینکه ماشین-مون تو خونه-مون هم ما رو گرم میکنه، بآحآل نیست؟

 

http://s3.picofile.com/file/8220564676/AALUDEGYE_HAWAA_1.jpg

 شمآ دوتآ ، برید تو خونه یک کمی هوای تازه بخورید.

 

http://s3.picofile.com/file/8220565484/AALUDEGYE_HAWAA_3.jpeg

 یـــک نـفـــس هـــوای تـــازه پنجاه سِنت.

 

http://s6.picofile.com/file/8220566326/AALUDEGYE_HAWAA_6.jpg

 کیفیت هوا : _ فقط وقتی نَـــفـَــس میکشم اذیـیَـتـَــم میکنه ...

 

http://s3.picofile.com/file/8220567726/AALUDEGYE_HAWAA_5.jpg

 فروشنده : «وَ این چراغ هشدار هم وقتیکه هوای بیرون

 واسه تنفس خیلی آلوده-ست ، روشن میشه».

 

http://s6.picofile.com/file/8220569276/AALUDEGYE_HAWAA_4.jpg

 ما می-توانیم مشکلات کیفیت هوای محیط داخلی را حل کنیم! 

 برای توسعه بهداشت خانه خود با ... تماس بگیرید وَ ببینید مآ چه-هآ میکنیم.

 

http://s3.picofile.com/file/8220571734/AALUDEGYE_HAWAA_2.jpg

 مرگ خاموش بیش از 4400 نفر تهرانی فقط در سال 1392 ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

سلامت نیوز:  معصومه آباد ، رییس کمیته ایمنی شورای شهر تهران : میزان مرگ و میر ناشی از آلودگی های هوا در سال ۹۲ بیش از ۴ هزار و ۴۰۰ نفر بوده که به ازای هر ۲۴ ساعت ۱۲ نفر و هر ۲ ساعت یک نفر بر اثر آلودگی هوا مرده است .

 در سه ماهه اول سال ۹۴ نسبت به مدت مشابه در سال گذشته هوا ناسالم بوده است اما در فصل تابستان و پاییز نسبت مدت مشابه در سال گذشته تنها چند روز اختلاف وجود دارد. یعنی با تمام اقدامات کم و بیش انجام شده به خصوص در حوزه توسعه خطوط ریلی اختلاف فاحشی در میزان هوای سالم دیده نمی شود.

 ۸۰ هزار مورد مرگ و میر در ایران به علت عوامل محیطی رخ می دهد این در حالی است که مرگ و میر عوامل محیطی در کشورهای مختلف بین ۱۵ تا ۳۰ درصد است که این آمار در ایران خوشبختانه ۲۱ درصد است. این میزان مرگ و میر قرار است تا سال ۱۴۰۴ به ۸۰ نفر در ۱۰۰ هزار نفر کاهش پیدا کند که با روند افزایش مرگ و میر در اثر آلودگی هوا دست یافتن به چنین آماری تامل برانگیز است.

 وزارت بهداشت میزان مرگ و میر ناشی از آلودگی های هوا در سال ۹۲ را بیش از ۴ هزار و ۴۰۰ نفر اعلام کرده است که به ازای هر ۲۴ ساعت ۱۲ نفر بر اثر آلودگی هوا به کام مرگ رفته اند و به عبارت دیگر هر ۲ ساعت یک نفر بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست داده است. همچنین این آمار نشان می دهد که در سال ۹۳ سه هزار شهروند تهرانی بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست داده اند.

 بر اساس تحقیقات کارشناسان، خودروها ۷۵ درصد آلودگی هوا را به خود اختصاص داده اند و این در حالی است که در تهران بیش از ۳ میلیون خودرو و بیش از ۳ میلیون موتور سیکلت تردد دارند.

 این دوده ها بسیار ریز هستند که در مساحت ۱۰۰ متر مربع بر گرم وسعت دارند و مواد سمی را انتقال می دهند و سیاهرنگ و سرطان زا هستند. این دوده ها به دلیل اینکه بسیار ریز هستند می توانند از ریه ها، مغز و بسیاری از عروق خونی عبور کنند و باعث انواع بیماری های تنفسی، قلبی و عروقی شوند که باعث بسیار مرگ و میرهای ناشی از آلودگی هوا است.

 با توجه به شرایط موجود باید دید که بخش سامانه حمل و نقل با چه مشکلاتی روبرو است. از نظر استانداردهای موجود بیشترین آلایندگی ها مربوط به یورو «۱» و یورو «۲» است که اتوبوس های دیزلی با توجه به نوع سوختی که استفاده می کنند بیشترین سهم آلودگی هوا را به خود اختصاص داده اند. همچنین تاکسی هایی که سوخت یورو ۱و یورو ۲استفاده می کنند سهم قابل توجهی را از آلایندگی هوا را به خود اختصاص داده اند.

  سیستم حمل و نقل ما دچار فرسودگی است و تولید آلایندگی بسیار زیادی را در شهر می کند. در برنامه ۵ ساله دوم شهرداری و همچنین در یک طرح جامع کاهش آلایندگی طرح پیشگیرانه ای را داشتیم که هم برآورد هزینه های حوزه سلامت ایمنی و محیط زیست را دارد و هم تمامی فعالیت هایی که در حوزه حمل و نقل انجام می گیرد با به کار گیری سیستم های کنترلی و فیلترهایی که استفاده می شود می توانیم سهم آلایندگی را به عنوان یک اقدام پیشگیرانه انجام دهیم.

 در مصوبه سال 88 ضمن اینکه کد پروژه تعریف شد و حوزه حمل و نقل با عنوان توسعه و نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی غیر ریلی کمک به تاکسی رانی برای تعویض کاتالیست های غیر ریلی اعتبار مصوب شد اما متاسفانه این مصوبه فقط یکبار انجام شد.

 در دور اول از ۱۷ هزار خودروی فرسوده ۴ هزار خودرو نوسازی شد و هزار خودرو نیز تعویض کاتالیست شد که این کار نباید در یک مقطع انجام شود و با عبور از کیلومترهای ۲۵۰ هزار دوباره احتیاج به تعویض مجدد دارد که این مورد انجام نشد.
 با ۶۰۰ هزار تومان هزینه کاتالیست، سه گاز آلاینده که در مسیر خروجی اگزوزها هستند گازهای سمی منوکسید کربن، هیدروکربن های حاصل از احتراق ناقص و اکسید نیتروژن به گازهای غیر سمی آب و بخار و نیتروژن و دی اکسید کربن تبدیل می کند.

 علت انتخاب این طرح برای تاکسی ها به این دلیل است که سهم تاکسی رانی در انتشار آلایندگی ها بالا است و روزانه ۲۵۰ کیلومتر میانگین پیمایش آنها است و هزینه کم، اثربخشی بالا و عدم تعمیر و نگهداری صحیح است که ناوگان تاکسی رانی هدف گذاری این طرح قرار گرفت.

 با تعویض کاتالیست یک تاکسی با کارکرد نه چندان بالا حتی بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار کیلومتر می توانیم غلظت آلاینده های منوکسیدکربن، هیدروکربن های نسوخته و اکسیدهای نیتروژن را به ترتیب حدود ۱۶، ۱۱ و ۱۶ برابر کاهش داد.

 نتایج تعویض کاتالیست و سنسورهای اکسیژن ۶ هزار تاکسی شهر تهران در فاز اول اجرای این پروژه سبب کاهش ۳ هزار و ۳۰۰ تن آلایندگی در سال شده است که نتایج منوکسیدکربن ۲ هزار و ۹۰۰ تن، هیدروکربن های نسوخته ۲ هزار و ۷۰۰ تن و اکسیدهای نیتروژن هزار و ۱۷۰ تن و ذرات معلق ۶/۱ تن است. حال اینکه در سناریوی کمی که برای اتوبوس رانی در نظر گرفته شده در صورتی که تعداد اتوبوس هایی که در این طرح شرکت می کنند هزار و ۲۰۰ باشد ۱۹۳ تن آلودگی هوا در سال را به ۳۵ تن در سال کاهش می دهد و در سناریوی زیاد ۲هزار و ۱۵ اتوبوس ۳۴۵ تن آلودگی را در سال به ۶۳ تن کاهش می دهد.

 حجم بالای تردد موتورسیکلت در شهر نیز سهم بالای آلودگی هوا را به خود اختصاص داده است و این در حالی است که طرح جایگزین موتورسیکلت های هیبریدی هم مورد توجه قرار نگرفته است.
رییس کمیته ایمنی و مدیریت بحران شورای شهر تهران در پایان گفت: وضعیت هوای تهران نیازمند این است که طرح های مصوب شورا مورد توجه قرار بگیرد.

لینک مرتبط : مرگ سالانه 5 هزار نفر بر اثر آلودگی هوا - فرارو

 

 متن کامل

 

 ترجمه،عکس وَ تدوین :

 

 عـبـــد عـا صـی 

 

 

[ سه‌شنبه 12 آبان 1394 ] [ 01:29 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8220362018/NAMAKE_QOL_L8BY_2.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8220362776/NAMAKE_QOL_L8BY_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8220364092/NAMAK_H8YE_TAQALLOBY_1.jpg

برای تصویر بزرگتر از کلیک راست، VIEW , IMAGE استفاده کنید.

http://s3.picofile.com/file/8220365300/SANGE_NAMAK_1.jpg

 

 کلاهبردارهایی که به نمک طعام مردم هم گند زده-اند! ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 زهرا عبدالهی ، مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت سمنان :

 استان تهران از نظر خطرهای ناشی از مصرف نمک ناسالم و غیراستاندارد  بدترین وضعیت را در کشور دارد.
 متاسفانه یک سوم نمک‌های موجود در بازار ید کافی را ندارند.
 وجود فلزهای سنگین و آلودگی‌های شیمیایی در 20 تا 30 درصد نمک‌های موجود در بازار ؛ نمک‌هایی نظیر نمک دریا، نمک شفا و طعام طبیعی که در سطح گسترده‌ای نیز تبلیغ می‌شوند، ناسالم و زیان‌آورند.
 متاسفانه برخی افراد سودجو برای منافع خود اینگونه تبلیغ می‌کنند که عامل افزایش سرطان‌ها در ایران و یا عقیم‌شدن افراد ناشی از مصرف نمک یددار است که کاملا غیرعلمی و غیرکارشناسی است.
 نمک‌های غیرتصفیه شده به دلیل برخورداری از فلزات سنگین و دیگر آلودگی‌ها، تهدیدی جدی برای سلامت عمومی محسوب می‌شوند.
 جای شگفتی است که این حجم از نمک ناسالم چگونه به سهولت در بازار عرضه می شود.
 تولید و عرضه سنگ نمک در ایران ممنوع است. متاسفانه چند سالی است که بازار پر شده از سنگ نمک و حتی برخی نانوایی‌ها اطلاعیه می‌زنند که سنگ نمک موجود است و یا در برخی بیمارستان‌ها در غذای بیماران از سنگ نمک استفاده می شود.
 استفاده از نمک ‌یُددار را برای تامین ید مورد نیاز بدن ضروری-ست. متاسفانه خاک ایران از نظر ید فقیر است و لذا
تنها راه تامین ید مورد نیاز بدن استفاده از نمک یددار تصفیه شده است.
 برخی مدعی‌اند و تبلیغ می‌کنند که آهن مورد نیاز بدن را با ملاقه‌های آهنی خود و یا انداختن میخ در غذا تامین می‌کنند، این ادعاها هیچ پایه علمی ندارد و عمدتا به منظور سودجویی صورت می‌گیرد.
 این افراد ملاقه‌های آهنی خود را به قیمت 8هزار تومان می‌فروشند، نمک دریا را به عنوان نمک سالم تبلیغ و آن را به قیمت دلخواه به فروش می رسانند؛ همکاران ما نحوه تهیه این نمک‌ها را بررسی کردند و من خود در ساحل دریاچه ارومیه دیده‌ایم که نمک‌های آنجا را با بیل جمع‌آوری و در بسته‌های آلوده می‌ریزند و روی آن می‌نویسند "نمک شفا" و به قیمت زیاد به مردم می‌دهند.
 مراقبت کنیم به گذشته برنگردیم ...
این پزشک متخصص با اشاره به پیشرفت‌های چشمگیر ایران در کنترل بیماری‌های ناشی از کمبود ید و مطرح شدن جمهوری اسلامی به عنوان یک الگو در سطح بین‌المللی، هشدار داد: تداوم این رویه‌های ناصواب ممکن است کشور ما را به دوران گذشته که با تولد نوزادانی با ناهنجاری‌های مادرزادی و ... روبرو بودیم برگرداند. 

 

 متن کامل

 

 لینک مرتبط : نمک دکتر روازاده تقلبی از آب درآمد! + عکس 

 

 عکس وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ یکشنبه 10 آبان 1394 ] [ 18:30 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8220140442/TALL8Q_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8220141134/TALL8Q_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8220142476/TALL8Q_3.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8220160292/E_ETY8D_2.JPG

 

http://s3.picofile.com/file/8220160650/E_ETY8D_3.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8220161384/E_ETY8D_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8220162100/E_ETY8D_TAL8Q_1.gif

 

 مُعضلات طلاق وَ زنان مُطلّقه ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 غلامرضا فتح‌آبادی ، مدیرکل دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری مرکزی :
 آمارها نشان می‌دهد 40 تا 50 درصد از طلاق‌ها، 30 تا 40 درصد از سرقت‌ها و 65 درصد از کودک‌آزاری‌ها ناشی از سوءمصرف مواد‌ مخدر است.
15درصد از افراد جامعه به طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر سوءمصرف مواد قرار دارند که خود ضمن اینکه آسیب‌زاست، ده‌ها آسیب دیگر را زنجیروار به همراه دارد.
 طبق تحقیقات میدانی صورت گرفته
طی دو سال گذشته در استان، 60 درصد از زن و شوهرهایی که از هم جدا می‌شوند، فرزنددار هستند.
 جدایی پدر و مادر گرفتاری‌های بسیاری از جمله تنهایی، ترک تحصیل، اضطراب و انواع بیماری‌ها را برای فرزندان به ارمغان می‌آورد.
 پدیده طلاق مشکلات بسیاری را برای زنان ایجاد می‌کند. در سایر کشورها راه حل هایی برای کاهش مشکلات زنان مطلقه همچون ازدواج مجدد وجود دارد ولی در جامعه کنونی ما این فرهنگ هنوز به درستی تعریف نشده است.
 مطالعات انجام شده در دنیا نشان می‌دهد 80 درصد از زنانی که طلاق می‌گیرند تا آخر عمر ازدواج نمی‌کنند و تنها 20 درصد از آنها مجدداً ازدواج می‌کنند.
 گرفتاری‌های روحی روانی بسیاری این خانم‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، طبق مطالعات انجام شده در دنیا عمر این افراد 10 الی 20 سال کاهش پیدا می‌کند. این افراد دچار انزوا شده و شبکه‌های اجتماعی خود را از دست می‌دهند.
 جامعه از جمله روحانیون باید تدابیری در این رابطه بیاندیشد چراکه این افراد حق حیات دارند و تابوها در راستای فراهم کردن شرایط و تسهیلات لازم برای ازدواج مجدد آنها باید از بین برود.
 به طور میانگین سالانه 100 هزار طلاق در کشور اتفاق می‌افتد، یعنی در طول 20 سال دو میلیون خانواده از هم می‌پاشد، آیا باید این خانم‌ها به حال خود رها شوند؟
 آمار طلاق در آمریکا سال به سال کاهش پیدا می‌کند چرا که برای پیشگیری از طلاق اقدامات پیشگیرانه همچون آموزش‌های خانواده، تخصیص یارانه‌های تشویقی و بسته‌های فرهنگی در اختیار مردم قرار می‌گیرد و بر خلاف تصور عموم خانواده در این کشور از جایگاه مستحکم و با ارزشی برخوردار است.
 درست است که مدرنیته خانواده‌ها را در برخی شرایط بدون برنامه‌ریزی دچار بحران می‌کند، اما در جاهایی که برنامه‌ریزی‌ها منسجم بوده و دستگاه‌ها علمی کار می‌کنند، خانواده‌ها نیز مستحکم هستند. طبیعی است که بدون برنامه‌ریزی جدی و قوی هر آسیبی به معضل تبدیل می‌شود.
 سومین آسیب اجتماعی در استان : سرقت در جامعه معلول بسیاری از علت‌هاست که باید به آن به طور جدی‌تری پرداخت. یکی از عوامل سرقت همان اعتیاد و فقر است.
وی بخش دیگری از آسیب‌ها در استان را در حوزه خودکشی که باعث نگرانی شده است، در کودک آزاری و روابط نامشروع دانست
و گفت: با این حال، در کل میانگین آسیب‌های اجتماعی در استان مرکزی از میانگین کشوری پایین‌تر است و نسبت به کشور از جایگاه مطلوب‌تری برخوردار هستیم. 

 

 متن کامل 

 

 عکس وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ شنبه 9 آبان 1394 ] [ 19:54 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8220033984/KOMAK_DASTG3RYE_NY8ZMAND_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8220034276/KOMAK_DASTG3RYE_NY8ZMAND_2.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8220034676/KOMAK_DASTG3RYE_NY8ZMAND_3.jpg

 

 شما هم آخرین نفر نباشید

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

ﭼﻬﻞ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺍﻱ ﻣﻲ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﺯﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﮐﻤﮏ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻫﺎ ﻳﮑﻲ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺭﺩ ﻣﻲ ﺷﺪﻧﺪ. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻣﻲ ﺍﺻﻼ ﺗﻮﻱ ﺑﺮﻑﻫﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﻤﻲ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﻳﺶ ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺑﺮﻑﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﺷﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺩﻭﺭ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﭘﻴﭽﻴﺪ ﻭ ﮐﻼﻩ ﭘﺸﻤﻲﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺭﻭﻱ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﻳﺶ ﮐﺸﻴﺪ. ﻳﮏ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ. ﺯﻥ ، ﮐﻤﻲ ﺗﺮﺳﻴﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﺵﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪ. ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﺸﮑﻠﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﻴﺪ. ﺯﻥ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ، ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﮐﺴﻲ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺍﻭ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺮﻣﺎﻱ ﺁﺯﺍﺭ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺍﻭ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ، ﺯﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻤﺎﻧﺪ. ﺍﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﺸﮑﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺗﻖ ﺗﻖ ﺑﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺯﺩ. ﺯﻥ ﭘﻮﻟﻲ ﭼﻨﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭘﻮﻝ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺭﺍ، ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﻴﻦﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﻭﻱ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﺮﺩ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶﮔﺮﻓﺖ. ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ، ﺑﺎ ﺍﺩﺏ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : «ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ، ﺳﻌﻲ ﮐﻨﻴﺪ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﮐﺴﻲ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ». ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﻲ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﻃﺮﻑﺍﻭﻟﻴﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ.
ﺍﺯ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻏﺬﺍﻱ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻳﮑﻲ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﺧﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻲ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﮐﻬﻨﻪ ﻭ ﻣﻨﺪﺭﺳﻲ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ: ﭼﻪ ﻣﻴﻞ ﺩﺍﺭﺩ. ﺯﻥ، ﻏﺬﺍﻳﻲ 80 ﺩﻻﺭﻱ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧ ﮑﻪ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ، ﻳﮏ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺻﺪ ﺩﻻﺭﻱ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺍﺩ. ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ ﺑﻘﻴﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺧﺒﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻧﺒﻮﺩ . ﺩﺭ ﻋﻮﺽ،ﺭﻭﻱ ﻳﮏ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺘﻲ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﺪ. ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ. ﺩﺭ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺩﻻﺭ ﺯﻳﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﻱ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺸﻮﺩ. ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ :  «ﺳﻌﻲ ﮐﻦﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺮﻱ ﻧﺒﺎﺷﻲ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ».
 ﺷﺐ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﭘﻮﻝ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ، ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺁﻫﻲ ﺩﺭ ﺑﺴﺎﻁ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ : ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺯﻧﻲ ﺑﺎ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻡ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﮐﺎﻓﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮑﻲ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﻓﺮﻭ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺯﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
 ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﯼ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﺳﺘﻢ می گیرﯼ ...
گاهی دلم می‌سوزد که چقدر می‌توانیم مهربان باشیم و نیستیم!
 چقدر می‌توانیم باگذشت باشیم و نیستیم!
گاهی دلم می‌سوزد که چقدر می‌توانیم کنار هم باشیم و از هم فاصله می‌گیریم!
 چقدر می‌توانیم کنار هم بخندیم، اما اشک یکدیگر را در می‌آوریم!
 گاهی دلم می‌سوزد که چقدر می‌توانیم حرف‌های قشنگ بزنیم و نمی‌زنیم!
 چقدر می‌توانیم دل به‌دست آوریم، اما دل می‌سوزانیم!
گاهی دلم می‌سوزد که چقدر می‌توانیم شاد باشیم اما غمگینیم!
 چقدر می‌توانیم امیدوار باشیم، اما ناامیدیم ...
 شما هم آخرین نفر نباشید!
 

عکس وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ جمعه 8 آبان 1394 ] [ 18:59 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8219643976/TABL3Q8TE_K8LAA_DORUQ3N_5.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8219644634/TABL3Q8TE_K8LAA_DORUQ3N_7.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8219645284/TABL3Q8TE_K8LAA_DORUQ3N_9.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8219645726/TABL3Q8TE_K8LAA_DORUQ3N_4.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8219647000/TABL3Q8TE_K8LAA_DORUQ3N_8.jpeg

 

  سیاست چپاوُلگران عین ِ دیانت-شونه! ... 

 

 ممکنه کسی بگه بعد از این همه وقت؟! باید بگم که : «حلزون رو هر وقت از آب بگیری تازه-ست»! ... یعنی هیچ واقعیتی کهنه نمیشه ؛ اصل وُ اساس ، نکته یا نکته-های اون واقعیته ، خصوصا اینکه در عالم سیاست ، اقتصاد ، فرهنگ ، مذهب ، وَ غیره ، چطور بعضیا افکار مردم  رو به بازی میگیرند وَ خیلی از آدمآی «زود-باور» هم فریب این تبلیغات دروغ رو میخورند ...
 

 نوشته :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ پنج‌شنبه 7 آبان 1394 ] [ 14:32 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8219490750/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_15.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8219491242/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_4.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8219545242/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_14.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8219538318/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_12.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8219539268/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8219540226/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_9.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8219541034/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_10.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8219541526/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_6.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8219542968/EM8M_ALI_SOXANE_OUST_13.jpg

 

 سخن علی این بود ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 استادعلامه محمد تقی جعفری که از شیفتگان مولای متقیان بودند می گفتند:
برخی ازجامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند.موضوع نشست شان این بود: ارزش واقعی انسان به چیست؟
برای سنجش ارزش بسیاری ازموجودات،معیار خاصی داریم.مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آنست.معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آنست.معیار ارزش پول پشتوانه آنست؛اما معیار ارزش انسانها fi چیست؟
هر کدام ازجامعه شناسان،سخنانی گفته و معیارهای خاصی ارایه دادند. هنگامی که نوبت به بنده رسید،گفتم:
اگر می خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد،ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می ورزد.
کسی که عشقش یک آپارتمان 2طبقه است،در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است،ارزشش بهه مان میزان است.اما کسی که عشقش خدای متعال است،ارزش وی به اندازه خداست.
علامه جعفری فرمودند:
من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان سخنان من را شنیدند،برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.هنگامی که تشویق آنها تمام شد،من دوباره بلند شدم و گفتم:عزیزان،این کلام علی (ع) بود.
چقدر جهان معاصر وبویژه نخبگان آن تشنه معارف علوی عستند وچقدر ما شیعیان دراین زمینه کم کار هستیم.  

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ چهارشنبه 6 آبان 1394 ] [ 00:39 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8219141818/QAZ8YE_NAZRYE_SY8SY_MOZ8KERE_BAA_AAMR3KAA_MAMNU_1.jpeg

 

 قیمه نذری سیاسی در اصفهان

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  هیات رزمندگان اسلام شعبه اصفهان مبادرت به پخش قیمه نذری به صورت بسته بندی در روز عاشورا کرده است که بر روی این بسته بندی ها شعار "مذاکره با آمریکا ممنوع" درج شده است.

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

برچسب‌ها: قیمه نذری سیاسی
[ یکشنبه 3 آبان 1394 ] [ 23:25 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8219030942/TAQALLOB_3.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8219031968/KAMFORUSHY_1.JPG

 

 «پس هر دستی که دادی ، گرفتی»!!! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 زن وُ شوهر پیر وُ فقیری بودند که خرج زندگی-شان از گاوی وُ چند تا بُز بدست میآمد. پیرزن کره-ای رو که از این حیوونآ عایدش میشد ، قالبگیری وُ وزن میکرد وُ شوهرش همه رو به لبنیاتی آشنای شهر می-برد وُ می-فروخت.

 یکروز که برای فروش کره پیش او رفته بود ، مشتری-ای مشغول چَک وُ چانه زدن وُ خرید کره بود ؛ به مَشد حسن ماست-بند گفت : «مَشتی این قالبآی کره هم انگار کمتر از یک کیلوئــه»! حسن آقا که به غیرتش بَرخورده بود ، فورا قالب کره-ای رو تو ترازو گذاشت وُ با تعجب به پیرمرد فروشنده گفت : «پس تآ حآلآ کلاه سَر من میذاشتی! این نهصد گرمه»! ... اون هم جواب داد : «راستش ما سنگ ترازوی یک کیلویی نداریم. اتفاقا یک کوزه کوچولوی سیر یکساله-ی یک کیلویی از خود شما خریدم تا وقتی کهنه شد ، مصرف کنیم. الان شیش ماهی هست که خریدم. از این کوزه-ی سیر بجای سنگ یک کیلو استفاده میکنیم»! مشتری ِ زرنگ وُ حاضر-جواب ِ مشد حسن گفت : «پس هر دستی که دادی ، گرفتی»!!! ...

 

  نوشته :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ یکشنبه 3 آبان 1394 ] [ 15:54 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8218817076/ZEYNAB_S_A_2.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8218817242/ZEYNAB_S_A_3.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8218817434/ZEYNAB_S_A_1.jpg

 

  آوازهای  زینبی 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  دنیا شبیه تو ، زن آزاده ای ندید / عشق و وفا و عقل ِخداداده ای ندید

 مست است از خیال تو چشم جهان ، کسی / در ساغر زمانه چنین باده ای ندید

 بر خاک ، دشت سوخته ای مثل کربلا / بعد از حسین ، زینب آماده ای ندید

 جان جهان تباه شد از غم که قبل از این / در پیش پای تو، سر افتاده ای ندید

 ای شاهکار حضرت خورشید، بعد تو / دریا به خواب، رنگ پریزاده ای ندید

 آوازهای زینبی ت را خدا شنید / در شام اگر چه هیچکس آزاده ای ندید

 

 

 عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

برچسب‌ها: آزاده، زینب، کربلا، حسین
[ شنبه 2 آبان 1394 ] [ 21:29 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8218662242/SHAH8DAT_AHLE_DARD_3.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8218662584/SHAH8DAT_AHLE_DARD_4.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8218662834/SHAH8DAT_AHLE_DARD_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8218663192/SHAH8DAT_AHLE_DARD_1.JPG

 

هنر خوب مردن در جان بی-تاب انسان‏هاى عاشق ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  دکتر علی شریعتی :

 

  در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬ می‌گریند.

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند.

از کودک حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال کوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، کودکان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند که باید چگونه زندگی کنند.

از هنگامی که به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی که به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! ...

این که حسین (ع) فریاد می‌زند: آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» (هل من ناصر ینصرنی؟) مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست ...

حسین‏ علیه السلام زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏کند.

حسین (ع) یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است ...

مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ که همه صحنه‌ها کربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب کنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را ...

 امام حسین‏ علیه السلام یک شهید است که حتى پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید - حاکم مدینه - که از او بیعت مطالبه مى ‏کرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.

حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها که پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» - که به بنى ‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - که به انسان چگونه باید زیست را آموختند ...

 مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام کسانى هستند که از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏کنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است که هنر خوب مردن را در جان بی-تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می کند.

 آنها که تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده ‏اند - در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نکرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده ‏اند؟

 اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌کنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ 

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ جمعه 1 آبان 1394 ] [ 14:35 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8218624950/T8SUAA_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8218625334/T8SUAA_AASHURAA_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8218625900/T8SUAA_AASHURAA_2.jpg

 

  عَـلـَــم ِ خـیـمـــه ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 مث خوابه و خیاله حتی باورش محاله

                     بوی آسمون گرفته دلی که بی پر و باله

 چقد از حادثه دوری ای پرنده ی گرفتار

                     برا پر کشیدن از خود علم خیمه رو بردار

 یه علامت یه نشونه اسمش از جنس جنونه

                     تازه این اول عشقه کیه اسمشُ ندونه

 وقتی چشمات پر آبه دنیا رو سرت خرابه

                     قد یه نفس کشیدن اسمشُ ببر ثوابه

 مث ماهه مث مهتاب اونیکه تو رویا دیدی

                    با صداش وضو گرفتی با چشاش نفس کشیدی

 علم خیمه رو بردار لب آب تشنه بگذار

                    بذا عاشقاش بدونن برنمی گرده علمدار

 

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ پنج‌شنبه 30 مهر 1394 ] [ 22:27 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8218476726/FAR8R_4.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8218477042/FAR8R_1.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8218477376/FAR8R_3.jpeg

عالِـم ِ بی عمل، بدتر از زنبور بی-عسل ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  وقتی با عده ای از جوانان صحبت می کنیم، یکی از مسائلی که مطرح می کنند این است که نمی توانند با بسیاری از قشر روحانیون ارتباط خوبی برقرار کنند ... این اتفاق دلایل مختلفی می تواند داشته باشد ولی یکی از مهم ترین دلایل می تواند این باشد که قشر روحانی شاید آن طور که باید و شاید خود را به جوانان نزدیک نکرده اند و با آنها رفیق نشده اند و این در حالی است که قرآن کریم در توصیف شخصیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان برترین عالم زمان می فرماید: (لَقَدْ جَاءکمْ رَسولٌ مِّنْ أَنفسِکمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکم بِالْموْمِنِینَ رَووفٌ رَّحِیمٌ) (توبه/ آیه 128) قطعاً، براى شما پیامبرى از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید، به «هدایت» شما حریص، و نسبت به مومنان، دلسوز مهربان است.
این فراز از آیه قرآن که می فرماید پیامبر از خود شماست؛ یعنی بسیار به شما نزدیک است؛ شما را خوب درک می کند و اگر رنج کوچکی به شما برسد، برای او بسیار نگران است. این نهایت همدلی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نسبت به امّت عموماً و نسبت به مردم زمان خودش به خصوص نشان می دهد. علاوه بر این، صداقت در رفتار، صمیمیت و دلسوزی پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) آن قدر زیاد بود که قرآن می فرماید: «حَرِیصٌ عَلَیْکم بِالْموْمِنِینَ رَووفٌ رَّحِیمٌ» او نه تنها مردم را دوست می داشت، حتی دلبسته و مشتاق هدایت آن ها بود.

 آن حضرت آن قدر در گوش دادن به سخنان مراجعان خود، اهتمام می ورزید که قرآن کریم از او تعبیر به «اذن» (گوش) می کند: «یِقولونَ هوَ أذنٌ قلْ أذن خَیْرٍ لَّکمْ» (توبه/ آیه 61) مى گویند: «او زودباور است.» بگو: «گوش خوبى براى شماست.»
سیره عملی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) این بود که با مخاطبان خود از طریق همدلی، پذیرش مثبت بدون شرط، صداقت و گوش دادن فعّال، ابتدا ارتباط عاطفی برقرار می کرد، سپس معارف دین را برایشان بیان می نمود. (لَقَدْ جَاءکمْ رَسولٌ مِّنْ أَنفسِکمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتّمْ)
به نظر می رسد اگر عالمان، روحانیون، سخنوران و مبلغان دین سیره اهل بیت علیهم السلام مخصوصاً رسول گرامی اسلام را مد نظر داشته و عملاً در مواجه با مخاطبین خود مخصوصاً جوانان اجرا کنند، بسیاری از مشکلات دینی و اعتقادی و گسستگی میان جوانان و روحانیت برطرف خواهد شد.
وقتی چنین شرایطی پیش آمد و ارتباط خوب و صمیمی بین جوان و روحانی و عالم دینی ایجاد شد، کم کم مشکلاتی که دامنگیر جوانان شده را می توان از این طریق مرتفع کرد چرا که بسیاری از مشکلات معلول فقدان معنویت و عمل نکردن به تکالیف شرعی است.
باید به جای دین گریزی به دین گرایی رو آورد، زیرا که عمل به دین، مایه ی حیات جامعه است، چنان که قرآن مجید به این نکته اشاره می کند: «یا ایّهَا الَّذِینَ آمَنوا اسْتَجِیبوا للهِ و َلِلرَّسول اِذا دَعاکمْ لِما یحْیِیکمْ»(انفال، 24).
«ای افراد با ایمان، به ندای خدا و رسول او پاسخ بگویید، زمانی که شما را به آنچه مایه ی حیات شما است دعوت کند».
چه طور است که الان در ذهن مردم جا افتاده است که آب مایه حیات است و همه گروه ها در هر قشری در تلاش هستند که این شعار را با راهکارهایی به بهترین شکل پیاده سازی کنند ... باید در مسأله ی دین نیز مردم نیاز را احساس کنند و دین را به حقیقت عنصر حیاتی و به عنوان ستون حیات مادی و معنوی بدانند ...
اگر این اتفاق افتاد همه احساس نیاز می کنند که به هر طریقی به این عنصر حیاتی برسند و آن را بفهمند و برای زندگی و آرامش آن را عمل کنند.
به واقع باید این را فهمید و به مردم فهماند که دین برنامه سعادت و رستگاری بشر است. دین کیمیای معنوی و نوش دارویی است که سبب آرامش حقیقی انسان می شود.
دین داری ثمرات ارزشمند بی شماری را در فرد و اجتماع ایجاد می کند و در لباس یقین، صبر، تسلیم، رضا، امانت داری، راستی، حیا، پاکدامنی، وفاداری، پارسایی، انفاق، احسان، عطوفت، گذشت، مدارا، طاعت، عبادت، جهاد، تلاش و ... جلوه می کند و به زندگی و شخصیت انسان زیبایی و طراوت و شادابی می بخشد.
اگر این زیبایی ها از دین برای مردم، به ویژه جوانان با زبان خودشان به آنها نشان داد، به یقین می توان گفت که همه از آن استقبال می کنند، چرا که دین داری یک امر فطری است و از انسان جدا شدنی نیست: "فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّین الْقَیِّم وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمونَ"؛ [روم، آیه 30] پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده دگرگونى در آفرینش الهى نیست این است آیین استوار ولى اکثر مردم نمى دانند ...

 ممکن است دینداری افراد به ویژه جوانان برای مدتی کم رنگ و ضعیف شود و به دلایلی از دین فاصله بگیرند و یا از آن گریزان شوند، اما هیچ کس نمی تواند برای همیشه بی دین باقی بماند!
جوانان نه تنها فطرتاً دین گریز نیستند که خیلی هم متمایل به دین و تشنه راه سعادت، تکامل و دریافت علوم دینی هستند.
این وظیفه ی مربیان، عالمان، مبلغان و قشر روحانیت است که آموزه های دینی را در قالب های نو و جذاب بر جوانان عرضه نمایند.
نکته ی مهمی که در این رابطه می تواند بسیار مثمر ثمر باشد این است که آن هایی که دین را ترویج می کنند در ابتدا خود فهمیده باشند و عامل (اهل عمل) نیز باشند : یَا أَیّهَا الَّذِینَ آَمَنوا لِمَ تَقولونَ مَا لَا تَفْعَلونَ (2) کَبرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقولوا مَا لَا تَفْعَلونَ(3): ای مؤمنان، چرا چیزی می گویید که عمل نمی کنید؟ این کار موجب خشم شدید خداست. (سوره صف، 2 و 3)
کسانی که باعث فراری دادن مردم از دین می شوند
امام علی علیه السلام در روایتی می فرمایند: «دو شخص کمرم را شکستند، عالمی که از انجام گناه ابائی ندارد و نادانی که اهل عبادت باشد. آن عالم با ارتکاب گناهان، مردم را از دینداری فراری می دهد و این نادان، به خاطر جهلش، مردم را به سمت باطل می کشاند» (قصارالجمل، ج 1 ص 127؛ به نقل از حجت الاسلام قرائتی در کتاب گناه شناسی)
این روایت نشان می دهد کسانی که به لباس مقدس روحانیت مزیّن هستند، کارشان از بقیه بسیار سخت تر است: چرا که اگر افراد معمولی گناه کنند، گناهی شخصی محسوب می شود،
اما اگر از عالمی، گناه سر بزند، سبب ضربه به دین و دوری مردم از دین خواهد شد و این نکته در جامعه ی امروز نیز متأسفانه دیده می شود. (به نقل از بیانات آیة الله سبحانی (دام ظله)
به امید آنکه در این ایام سوگواری سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام ، مبلغان و روحانیون از مسیر صحیح وارد شده و باعث دینداری واقعی و چشاندن طعم شیرین و حیاتی دین برای جوانان باشند
انشاءالله ... 

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ چهارشنبه 29 مهر 1394 ] [ 23:41 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8218266826/OB8MAA_VA_AHMADY_2.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8218267026/OB8MAA_VA_AHMADY_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8218267292/DARS_D8DANE_AHMADYNEJ8D_1.jpg

 

 آقا اجازه بده دستتو ببوسم! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  طنز - سرمقاله نویس روزنامه توپخانه درباره دست دادن اتفاقی احمدی نژاد و اوباما نوشت: رییس جمهور پاکدست و محبوب کشورمان در یک پیچ تاریخی، دست استکبار را فشار داد و بار دیگر اقتدار ایران را به جهانیان ثابت کرد.
فرض کنید
رییس دولت نهم و دهم که بارها به رییس جمهور امریکا نامه نوشته و گویا بر اساس شواهد و قرائن، علاقه شدیدی برای دیدار مادر اوباما هم داشته، به طور اتفاقی با باراک اوباما برخورد کرده و در دو ثانیه با او دست داده بود؛ برخورد رسانه های دلواپس امروز با این اتفاق را در ادامه می خوانید.
***
روزنامه توپخانه(حیران سابق)
تیتر: اوباما در برابر ایران زانو زد
زیر تیتر:
مردم به استقبال قهرمان ملی می روند
رییس جمهور پاکدست و محبوب کشورمان در یک پیچ تاریخی، دست استکبار را فشار داد و بار دیگر اقتدار ایران را به جهانیان ثابت کرد. بر اساس اسناد غیر قابل انکار و شنیده های خبرنگار ما در سازمان ملل، اوباما در پیچ دم در سازمان ملل منتظر بوده تا رییس دولت اسلامی ما را دست بیاندازد اما هوش و درایت به کمک احمدی نژاد آمده و او در مواجهه با اوباما دست او را آنقدر فشار داده که اوباما به او نزدیک شده و گفته: آقا اجازه بده دستتو ببوسم!
احمدی نژاد هم از موضع عزت و اقتدار به اوباما تذکرات مهمی داده که ما به خاطر مسائل امنیتی و دیپلماسی، اجازه درج آن را نداریم
اما شاهدان عینی می گویند اوباما عرق کرده و با سر حرفهای احمدی نژاد را که با زبان انگلیسی بیان شده تایید کرده است. گفتنی است طبق گزارشهای واصله، اوباما بعد از این مواجهه اتفاقی که برگ برنده دیگری برای نظام و دولت اصولگرایان داشت، از حضور در سالن اصلی منصرف و به محل کارش باز می گردد.
در این میان ذوق زدگی برخی رسانه های زنجیره ای و اجاره ای و فتنه گر از دست دادن احمدی نژاد با اوباما در نوع خود قابل تامل است
حال آنکه اصل داستان، درس دادن بوده تا دست دادن. احمدی نژاد به اوباما درس بزرگی داد که بداند با فرزندان انقلاب چطور رفتار کند. همچنین مردم در تدارک استقبال ویژه از انقلابی ترین رییس جمهور تاریخ هستند و از این اتفاق خوشحالند.
***
روزنامه کفن امروز(چمن دیروز)
تیتر یک روزنامه:
دمت گرم مرد!
زیر تیتر:
شیرین ترین اتفاق تاریخ اسلام
دیروز راهروی اصلی سازمان ملل، شیرین ترین اتفاق تاریخ اسلام را به خود دید؛ آنجا که
دکتر احمدی نژاد در حرکتی غافلگیرانه و عزتمندانه، دست شیطان را طوری فشار داد که دوربین های جهانی هم از گرفتن عکس ذلت رییس جمهور ایالات متحده جا ماندند. چشم غره های ویرانگر رییس دولت مهرورزی و عدالت، کاخ پوشالی یانکی ها را در نوردید و از قضا پزشک تیم همراه اوباما مجبور به استفاده از پماد برای درد دست اوباما شده است.
احمدی نژاد یک صفحه جدید و تکرارناشدنی دیگر در تاریخ انقلاب خلق کرد و به دنیا نشان داد که دست شیطان را باید فشرد تا استخوان هایش خرد شود؛
روایت شاهدان عینی حاکی از آن است که اوباما به سختی دست خود را از رییس جمهور میلیونی و محبوب ما بیرون کشیده و به توصیه همراهان، احمدی نژاد با او کاری نداشته است.
شنیده ها حاکی است که اوباما دستور لغو تمام تحریم ها را صادر کرده اما نتانیاهو اجازه انتشار این خبر را نداده است و اکنون کاخ سفید و تلاویو در یک رویارویی جدید، مات مهره چینی مرد شماره یک ایران شده اند.
***
بیست و سی
جهان در حیرت دست دادن احمدی نژاد و اوباما
روایت فلاح از لندن را با هم می بینیم
فلاح: اینجا خیابان بیست و هشتم در چند متری کاخ ملکه است.
مردم در حال شیرینی پخش کردن هستند و از اینکه ایران، امریکا را به زانو در اورده و مجبور ساخته که برای دوستی، قدم پیش بگذارد، شادمان هستند.
یک رهگذر: خیلی خوشحالم. شنیدم که ایران حق امریکا رو گذاشته کف دستش...
یک رهگذر دیگر:
امروز به خودم می بالم که یک انگلیسی دوستدار ایران هستم. ایرانی که بالاخره شاخ غول را شکست و امریکا را مجبور کرد بیاید باهاش دست بدهد.
یک رهگذر دیگر: اینقدر خوشحالم که نمی تونم حرف بزنم....هق هق هق!
فلاح: پروفسور لگن چولن سازن، استاد دانشگاه است. او می گوید کار احمدی نژاد شبیه معجزه بوده. احمدی نژاد تنها سیاستمداری است که رییس جمهور اوباما را مجبور کرده بیاید برای دست دادن. کاش دوباره انتخابات شود و من هم به احمدی نژاد رای بدهم.
روایت علی آبادی از فتح الفتوح تازه معجزه هزار سوم
دکتر که بلند شد ما هم بلند شدیم. من چون زبان انگلیسی م بهتر بود، جلو افتادم و باقی پشت سرمن بودند. ناگهان دیدم اوباما روبروی ما ایستاده و حرکت نمی کند. به دکتر گفتم به نظرم منتظر است تا شما خارج شوید بعد وارد شود. دکتر گفت نه!
همین جا به هوش این مرد غبطه خوردم. اشک در چشمانم حلقه زد و گفتم چه کنیم حالا؟
دکتر گفت: ما به راه خود ادامه می دهیم. البته اگر مسیرشون رو تغییر دادن ما هم تغییر میدیم.
توی دلم به دکتر افتخار کردم و راه افتادیم. اوباما می‌خواست خودش را کنار بکشد که دکتر با زرنگی راهش را سد کرد و اوباما را مجبور کرد با او دست بدهد. بازهم اشک در چشمانم حلقه زد. آنقدر محو این صحنه شده بودم که متوجه نشدم بین آندو چه گذشت فقط دیدم که اوباما دائم سرش را به تایید تکان می دهد و دکتر آرام چیزهایی در گوشش زمزمه می کند.
استیصال و بدبختی و پشیمانی را در چهره اوباما می شد دید. خیلی صحنه باشکوهی بود. فکر نمی کنم در تاریخ بشریت چنین اتفاقی رخ داده باشد. بعد از 4 ثانیه دکتر به راهش ادامه داد و من به اوباما گفتم: گود بای.
قرار است اگر فرصت کنم، خاطرات این دیدار تاریخی را در کتابی دو زبانه با عنوان «معجزه معجزه قرن» منتشر کنم.

«محسن حدادی»

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ سه‌شنبه 28 مهر 1394 ] [ 20:11 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8218053992/AW8MFAR3BEE_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8218054634/AW8MFAR3BEE_3.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8218055618/AW8MFAR3BEE_2.jpg

 

   چقدر خـَــرَم که شاه مملکت رو نشناختم ...

 

 ده ، یازده ساله بودم که همراه مرحوم پدر وُ مادرم برای عید-دیدنی (دید وُ بازدید نوروزی) رفته بودیم خونه-ی یکی از همسایه-هایی که با تحصیلات ابتدائی-ش ، کارمند یکی از اداره-جات اون موقع بود وَ همیشه خیلی دوست داشت که «لفظ-قلم» (کتابی) صحبت کنه وُ با اظهار فضل وُ اطلاع-رسانی-هاش جماعت حاضر رو بقول امروزی-ها «تحت-تأثیر» کمالاتش قرار بده ، یعنی همون «خود-نمایی»-ای که قدیمیآ میگفتن ... یادمه یک بار از کرامات وُ مردم-دوستی شاه برامون تعریف میکرد ، زنش هم به محض اینکه فرصتی میشد به کمک شوهرشون ، آقای بهرامی ، میرفت ، ولی با یک لهجه-ی قشنگ شهرستانی وَ کاملا عامیانه ؛ هدفش در واقع تأیید فرمایشات آقاشون بود ، انقدر سَر وُ ساده بود که نمیشد گفت داره «خود-نمایی» میکنه. وَ اما ، خلاصه-ی قضیه مردم-دوستی شاهانه-ی ممد رضا شاه ...

 تعریف میکردن که چند وقت پیشآ آ ، شاه تـَــک وُ تنها بطور ناشناس شبونه میره که سَری بزنه به مردم گشنه-گدای ِ یکی از پایین-ترین آلونک-نشینآی جنوب شهر تهرون. وقتی وضعیت زندگی ِ زن بیوه-ای رو می-بینه ، زود دسته چک بانکی-ش رو در میآره وُ یک چک هزار تومنی (حداکثر اندازه-ی سه ماه حقوق کارگری) بهش میده وُ با ناراحتی میگه «نا-قابله! اینو ببر بانک وُ با پولش سَر وُ سامونی به زندگیت بده»! ... فردا که میره بانک ، بانکی-ها سؤال-پیچش میکنن که اینو از کجا آوردی؟! اونم قضیه رو تعریف میکنه. وقتیکه می-فهمه اون چک رو شاه بهش داده ، دو دستی میزنه تو سرش وُ گریه-کنون میگه «خآآک بر سر من! چقدر خـَــرَم که شاه مملکت رو نشناختم» ...

 آقای بهرامی تازه ماجرای «عطای ملوکانه» رو به آخر رسونده بود که همسر محترمه-شون گفتن : «واقعا خاک بر سر بعضیا که قدر این شاه رو نمیدونن وُ گوش به حرفای رادیو مُسکو میدن» ... آقای خونه فورا پرید وسط حرفش وُ گفت : «نه آ آقآ آ! ... اینا یه مُشت عوام وُ بیسوادن ... حتی انگلیس وُ آمریکام فهمیدن که این آقا "نظر-کرده"-ی امام رضاست! خود شاه چند بار بین حرفاشون تو رادیو گفتن ؛ آدم مُسَلمووونیه!». بابام یک دفه عصبانی شد وُ گفت : «این چه مُسَلمونیه که همین دو سال پیش ، روز پونزده خرداد ، مردم رو به خاک وُ خون کشید»؟! آقای بهرامی که حسابی «یــِـکـّــه» خورده بود ، فقط «دَستپاچه» گفت : «خدآآ میدونه! ناقابله ، بفرمایین دَهن-تونو شیرین کنین!» ... بابام فقط یک جمله گفت وُ عصبانی از جا بلند شد که راه بیُفتیم : «اندازه-ی کافی کام-مون شیرین شد»! ...

 

 

  نوشته :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ دوشنبه 27 مهر 1394 ] [ 16:08 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8217791418/H8B3L_VA_Q8B3L_AAQ8ZE_JANGE_SARD_NABUDEH_2.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8217791750/H8B3L_VA_Q8B3L_AAQ8ZE_JANGE_SARD_NABUDEH_4.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8217792018/H8B3L_VA_Q8B3L_AAQ8ZE_JANGE_SARD_NABUDEH_3.jpg

 

  اولین جنگ سَرد را چه کسی در تاریخ زندگی بشر براه انداخت؟

 

 فکر میکنید اولین دفعه-ای که اختلاف شدیدی بین دو نفر پیش آمد ، علت اولیه-اش چی بوده؟ قاعدتا حق با یکی از آنها بوده یا حداقل مقصر اصلی ِ قضیه نبوده. حالا سؤال اینجاست که چی یا کی باعث بوجود آمدن این درگیری شده بود؟ یعنی عامل ِ تحریک اون شخص متعرض چی بوده، کی بوده؟ ممکن-ست بگویید که «خب ، شیطان وسوسه-اش کرده». فرمایش شما متین ... بعد هم اختلاف بین آنها تشدید میشود وَ نهایتا طرف مورد غضب را میکشد ؛ اینجاست که باید گفت جناب شیطان عامل وسوسه وَ تحریک یک قتل بوده ، قتل برادری بدست برادر دیگر ، قتل "هابیل" بدست "قابیل" ...

 امروزه اگر چیزی یا کسی موجب تحریک به چنین فاجعه-ای بشود ، اسمش را میگذارند تخریب اذهان ، تخریب افکار ، تخریب فرهنگی ، جنگ ِ سَرد! ... تعجب نکنید ، در جنگ سرد هم دشمن با ابزار ، اشخاص ، یا هر وسیله-ی دیگری به میدان میآید ؛ با ادبیات وَ ظاهری کاملا فریبنده هم وارد میشود وَ نهایتا هم اگر "دستش رو شود" ، میگوید مگر کسی زور وُ اجباری بخرج داده ، خودش خواسته ، اینطوری شده! شیطان هم فردای قیامت دقیقا چیزی را به همین مفهوم دردفاع از خودش میگوید. وسوسه-ی شیطان بعد از رانده شدن از درگاه خداوند ، علیه حضرات آدم وَ حوا وَ فرزندانشان به شدت شروع شد ؛ شاید به من حق بدهید که بگویم «اولین جنگ سرد را جناب شیطان براه انداختند»! ...

 

  نوشته :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ یکشنبه 26 مهر 1394 ] [ 00:04 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 عالِـم شدن چه آسان ، آدم شدن چه مشکل ...

 

 حیدر بیک رو به مَشد حسین آقا کرد وُ گفت : «ببین عمو جان ، اگه تو ببینی که من حرفای خوب وُ معقول زیاد میزنم ، ولی خودم بهشون عمل نمیکنم ، با خودت چی فکر میکنی؟ نمیگی این بابا هم کلاه-ش پَس ِ معرکه-ست؟ به راستی وُ صداقت من شک نمیکنی»؟ ... طرف هم فورا جواب داد : «دور از جون! این وصله-ها به شما نمی-چسبه»! ... حیدر بیک هم بی-تعارف بهش گفت : «مَرد حسابی! اولا جواب حرف منو بده ، بعدشَم بیخودی هندونه زیر بغل من نذار»! ... مَشد حسین آقا که جا خورده بود سَرشو انداخت پایین وُ گفت: «کربلایی حیدر بیک ، راستش ، درست نفهمیدم منظور شما چیه»! حیدر بیک با خونسردی گفت : «عمو جان! مَخلص کلام من اینه که اگه من یا هر کس دیگه-ای هَمَش دَم از خدا وُ پیغمبر بزنه ، نباید خودشم سعی کنه رنگ وُ بویی از اونا داشته باشه؟ نباید رفتارش شباهتی به خدا وُ رسول داشته باشه»؟ طرف فکری کرد وُ گفت : «راستش فرمایش شما عین ِ همون حرفیه که همیشه میزنین "خداوند عالم ، بیخودی برای ما کتاب وُ رسول وُ چارده معصوم رو نفرستاده ، اینآ اومدن تا بَشر آدم بشه"». حیدر بیک گفت : «پدر بیآمرز! پس اصل مطلب رو میدونی ، فقط ...». مَشد حسین آقا خجالت-زده گفت : «هَمَش از غفلت ِ ماست ...».

 

 

http://s3.picofile.com/file/8216325250/HOSAINI_BESHAV3D_NA_HEYATY_AAYATOLL8H_BAHJAT.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8217551100/AMALGER8EE_ESL8M_AASHURAA_HOSAIN_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8217552884/AMALGER8EE_ESL8M_AASHURAA_HOSAIN_3.GIF

 

http://s3.picofile.com/file/8217554242/AMALGER8EE_ESL8M_AASHURAA_HOSAIN_4.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8217555734/AMALGER8EE_ESL8M_AASHURAA_HOSAIN_6.jpg

 

 

  نوشته :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ جمعه 24 مهر 1394 ] [ 18:50 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8217413542/EXTEL8S_2.JPG

 

هر چی سنگه ، مال پای لـَــنـــگـــه! ...

 

http://s6.picofile.com/file/8217434026/EXTEL8S_5.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8217417976/EXTEL8S_8.GIF

 

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ جمعه 24 مهر 1394 ] [ 14:04 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (1) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8217364442/ENTEX8B8T_AW8MFAR3BY_SHAF8HY_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8217366284/ENTEX8B8T_AW8MFAR3BY_SHAF8HY_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8217365718/ENTEX8B8T_AW8MFAR3BY_AMALY_1.jpg

 

 

  مهرورزی وُ نوکری مردم بعد از انتخابات ...

 

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ پنج‌شنبه 23 مهر 1394 ] [ 17:39 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8217222492/K8SEB8NE_TAHR3M_3.jpg

 

  اینم یکی از کاسبهای کوچیک تحریم ... 

 

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ چهارشنبه 22 مهر 1394 ] [ 20:43 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8217104600/MAJLES_RA_AYG3RY_AKSAR3ATYE_NAM8YANDEG8N_4.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8217104842/MAJLES_RA_AYG3RY_AKSAR3ATYE_NAM8YANDEG8N_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8217105068/MAJLES_RA_AYG3RY_AKSAR3ATYE_NAM8YANDEG8N_2.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8217105368/MAJLES_RA_AYG3RY_AKSAR3ATYE_NAM8YANDEG8N_5.jpg

 

  تحمل پذیرش رای اکثریت ...  

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

   عبرت نیوز: محمود احمدی نژاد برای نخستین بار تخم غلط خط قرمز برای کابینه اش را کاشت و از آن پس بسیاری نهادهای نظارتی نتوانستند به دلیل رعایت برخی مصالح کشور و نظام مقابل برخی تخلفات گسترده و خطرناک را بگیرند و در حقیقت از همین نقطه بود که حرفهای نامربوط و اهانت آمیز و فرهنگ فریاد و عدم کنترل بر نهادهای نظارتی ما مسلط شد.
اکنون چند سال از رفتن احمدی نژاد می گذرد اما هنوز حامییان او از همین ایده و روش برای پیشبرد اهدافشان بهره می گیرند و تا جایی پیش می روند که حتی تحمل پذیرش رای اکثریت مجلس برای آنها سخت می گردد و حتی قادر نیستند بپذیرند که رای قاطبه نمایندگان بر ادعاهای اقلیتی اندک استوار است .
سوال این است که اگر بنای اداره کشور تصمیمات نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی بوده است چرا باید عده ای به خود اجازه بدهند که حتی رای اکثریت نمایندگان ملت را نادیده بگیرند و با ادعای و توهین و فحاشی و عربده کشی، علیه همه چیز و همه کس اظهار نظر کنند.
در حقیقت جریان پایداری و حامیان محمود احمدی نژاد بجای پاسخگویی این روزها صدایشان از همه بلند تر است و با تهدید و ارعاب و فریاد و فحاشی را هیچکس را نمی-پذیرند و این همان نکته خطرناکی است که میتواند انقلاب اسلامی را تهدید کند، گرچه وجود رهبر معظم انقلاب اسلامی مانعی جدی در مقابل هر گونه مخاطره و انحراف خواهد بود.
جلسه امروز مجلس برای لحظاتی دچار تنش های شدیدی شد.
به گزارش «انتخاب»، کوچک زاده در لحظات ابتدایی اغاز جلسه علنی، فریاد کشید و به سمت هیات رئیسه رفت. وی گفت: رهبری موافق برجام نیست. این طرح اقای لاریجانی است.
حمید رسایی، نماینده مردم تهران در مجلس با در دست داشت پلاکاردی با این مضمون که « این قانون شکنی است، مجلس فرمایشی نیست» تلاش خود را برای مخالفت با طرح برجام در صحن نشان داد.
آنطور که ایرنا گزارش داد، رسایی به سمت صندلی علی لاریجانی رفت و با فریاد خواستار بیان تذکر بود که لاریجانی او را به کناری زد و گفت شما چرا این طوری رفتار می کنید. رسایی به فریادهای خود ادامه داد و در نهایت نمایندگان وی را به پایین جایگاه هیات رییسه هدایت کردند.
سپس مهدی کوچک زاده به سمت لاریجانی رفت و با فریاد خطاب به لاریجانی گفت: این تصمیم هیچ ربطی به رهبری ندارد، تصمیم لاریجانی است و ما مخالفیم.
مهدی کوچک زاده نیز پس از آن که فریادها و اعتراض هایش به رئیس جلسه به دلیل قرائت نشدن پیشنهادها راه به جایی نبرد، از درون صحن فریاد می زد گفت امام حسین(ع) با یزید مذاکره کرد و مجلس هم گردن گرفت.
کوچک‌زاده همچنین به محمدرضا باهنر و توصیه وی اشاره کرد و گفت: آقای باهنر هم نزد من آمد و گفت: دیشب آقایان لاریجانی٬ حجازی و شمخانی جلسه داشتند و تصمیم گرفته شد این طرح تصویب شود.
کوچک‌زاده در واکنش به این مسئله در جمع خبرنگاران با فریاد می‌گفت که همه بدانند این طرح٬ طرح مجلس نیست و طرح لاریجانی و شمخانی و حجازی است.
پس از تصویب توافق در مجلس، اصغر زارعی که در صندلی خود نشسته بود، گریست.
رئیس سازمان انرژی اتمی با تاکید بر این که اقدامات روی زمین(درباره عمل ایران به تعهداتش در برجام) حداکثر دو ماه طول می‌کشد اظهار کرد: زمان شروع این اقدامات با نظر رئیس‌جمهور خواهد بود.
علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی در حاشیه نشستی که با موضوع "اهمیت بزم‌های اندیشه در آموزش و پرورش" برگزار شد در جمع خبرنگاران با اشاره به تصویب جزییات طرح برجام در مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تشکر می‌کنم که به صورت جدی بر روی موضوع برجام همگی با این نیت کار کردند که به منافع و حاکمیت ملی ما خدشه‌ای وارد نشود. به لطف خدا برجام نهایتا با همت عزیزان در مجلس به نتیجه رسید.
وی با بیان این که همچنین تشکر ویژه‌ای از آقای دکتر لاریجانی دارم ادامه داد:‌ آقای دکتر لاریجانی زمانی هم که دبیر شورای عالی امنیت ملی بودند گام بزرگی در حل و فصل موضوع هسته‌ای برداشتند و آن مربوط می‌شد به برنامه مدالیته که به ابتکار ایشان بود و با این ابتکار بحث فنی ما با آژانس بین‌المللی پایان یافت.
به نوشته ایسنا، صالحی با تاکید بر این که لاریجانی واقعا قدم بزرگی در این راستا برداشت و کارش در پیشرفت امور بسیار موثر بود خاطر‌نشان کرد: زمانی که آقای لاریجانی به ریاست مجلس رسیدند چه در دولت سابق که ما به صورت محرمانه با آمریکا مذاکره می‌کردیم ، فعالانه حمایت می‌کردند و چه در دولت یازدهم که این موضوع شتاب بیشتری گرفت ایشان به عنوان یک عضو اصلی کمیته راهبردی هسته‌ای همواره حامی و پیشنهاد دهنده افکار و پیشنهادات بسیار مفید و موثری بودند.
رئیس سازمان انرژی اتمی با بیان این که حضور من در تیم مذاکره کنندگان هسته‌ای بنا به توصیه و تاکید آقای لاریجانی صورت گرفت، اظهار کرد: می‌توان گفت ایشان واقعا در مجلس و با مدیریتی که انجام دادند سنگ تمام گذاشتند و با وجود آراء مختلفی که در مجلس مطرح بود ایشان توانستند به گونه‌ای مدیریت کنند که برجام در جهت منافع ملی و حاکمیت ملی ما به سرانجام نیکوی خود برسد.
وی با بیان اینکه امیدواریم شورای نگهبان هر چه زودتر نتیجه نهایی را اعلام کند، گفت: با اعلام شورای نگهبان امیدواریم که هفته آینده روز اعلام توافق برجام و تصویب آن باشد.
صالحی با بیان اینکه تصویب به این معناست که طرفین به صورت رسمی اعلام می‌کنند که برجام پذیرفته شده است ، به اقدامات پس از روز تصویب اشاره و اظهار کرد:‌ پس از روز تصویب اقداماتی که باید انجام بگیرد اقداماتی روتین خواهد بود و دیگر نیازی نیست که در جایی موضوعی به تصویب رسانده شود.
وی با اشاره به اقداماتی که طرف مقابل پس از روز اعلام توافق برجام باید انجام دهد خاطرنشان کرد:‌ اتحادیه اروپا رسما اعلام خواهد کرد که تحریم‌ها لغو خواهد شد اما زمان اجرای آن را موکول به زمانی می‌کند که ما اقدامات اجرایی خود روی زمین را انجام دهیم.
رئیس سازمان انرژی اتمی با بیان این که رئیس جمهور آمریکا نیز بیانیه‌ای خواهد خواند و طی آن اعلام خواهد کرد که تحریم‌ها را رفع و تعلیق خواهند کرد، افزود: آنها نیز روز اجرای تعهدات خود را به زمانی موکول می‌کنند که ما اقدامات روی زمین‌مان را انجام دهیم.
صالحی با اشاره به اقدامات روی زمینی که ایران طی توافق برجام باید انجام دهد خاطرنشان کرد‌: اقدامات علی الارض ما حداکثر حدود یک و نیم الی دو ماه طول می‌کشد و می‌توان گفت که اواخر آذرماه یا اوایل دی ماه سال جاری شاهد اجرایی شدن کامل برجام خواهیم بود.
رئیس سازمان انرژی اتمی افزود: انشاءالله پس از اجرای کامل برجام جمهوری اسلامی ایران در شرایط بسیار خوبی از نظر تبادلات تجاری، اقتصادی و همچنین تعاملات بین المللی در ابعاد مختلف علمی، فنی، صنعتی و تجاری قرار خواهد گرفت.
صالحی در مورد زمان آغاز انجام اقدامات روی زمین توسط ایران با تاکید بر اینکه زمان آغاز این اقدامات را رئیس‌جمهور تعیین می‌کند خاطرنشان کرد: بخش‌هایی از این اقدامات مربوط به نطنز است که باید تعداد سانتریفیوژهای موجود در نطنز را به تعدادی که در برجام آمده است برسانیم. همچنین انجام اقداماتی در فردو و آب سنگین اراک نیز از جمله اقدامات روی زمین است که ایران باید انجام دهد.
وی افزود: زمانی که ما اقدامات لازم را انجام دهیم ، بازرسان در کشور حضور یافته و پس از تایید این اقدامات به طرف مقابل اعلام می‌کنند که ایران مطابق برجام اقدامات خود را انجام داده است.
صالحی در مورد گزارشی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید در مورد مسائل گذشته ارائه دهد، خاطرنشان کرد: در حال حاضر طبق نقشه راهی که در وین با آقای آمانو توافق کردیم در حال همکاری با آژانس هستیم و تا امروز نیز کارها به خوبی پیش رفته است.
رئیس سازمان انرژی اتمی اضافه کرد: یکی از شرایطی که آقای رئیس جمهور باید از آن اطمینان پیدا کند این است که کار با آژانس روال خود را طی کرده باشد در آن زمان آقای رئیس جمهور دستور لازم برای انجام اقدامات روی زمین را صادر خواهند کرد.
وی همچنین در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آیا اجرای برجام ایران را برای پیشرفت‌های بعدی محدود نمی‌کند اظهار کرد: همانطور که من بارها نیز گفته‌ام ، این محدودیت‌های 10 ساله از منظر آنها محدودیت‌هایی بر سر راه رسیدن به سلاح هسته‌ای است که ما اصلا نمی‌خواهیم در آن راه گام برداریم. لذا این موضوعات را محدودیت قلمداد نمی‌کنیم.
به گزارش ایسنا، رئیس سازمان انرژی اتمی همچنین در مورد همکاری‌های پادمانی و ایمنی و شفاف سازی با ژاپن و قرارداد با این کشور در این زمینه خاطرنشان کرد:‌ ژاپنی‌ها و بسیاری از کشورهای دیگر در بحث ایمنی نیروگاه‌های هسته‌ای آمادگی خود برای همکاری با ایران را اعلام کردند.
وی گفت: ژاپن از مدت‌ها قبل آمادگی خود را اعلام کرده بود و در این راستا نیز تعدادی از مسئولان سازمان انرژی اتمی با این کشور در تماس بوده و سفرهایی نیز به این کشور داشته‌اند.
صالحی با تاکید بر این که بحث ایمنی نیروگاه‌های هسته‌ای یکی از مهمترین مباحث مورد توجه کشورهای مختلف است خاطر نشان کرد:‌ ایمنی نیروگاهها‌ی هسته‌ای موضوع بسیار مهمی است چراکه چنانچه حادثه‌ای در این نیروگاه‌ها رخ دهد ، آن حادثه مرز نمی‌شناسد. در همین راستا نیز همه کشورها در مورد موضوع ایمنی نیروگاه‌های هسته‌ای حساسیت دارند و کنوانسیونی بین‌المللی نیز در این زمینه در سطح جهان تشکیل شده تا طی آن همه کشورها به یکدیگر کمک کنند.
صالحی همچنین در مورد اتفاقات جلسه روز یک شنبه مجلس و تهدید شدنش از سوی یکی از نمایندگان با بیان این که آن جلسه گذشت و تمام شد اظهار کرد: آقای حسینیان از دوستان بسیار عزیزمان هستند و برایشان آرزوی سلامتی داریم. روز گذشته نیز خدمت ایشان جهت عیادت رسیدیم.
وی با بیان این که اقتضای مباحث سیاسی این گونه است، اظهار کرد: افراد در مجلس گاهی تند و گاهی آرام حرف می‌زنند.
اصل و متن اتفاق روز یکشنبه مجلس از چنان اهمیت تاریخی برخوردار است که «حاشیه»‌های جنجالی آن را ناچیز انگاریم. یک ماه سخت و نفسگیر در بهارستان سپری شد تا طیف میانه‌روی مجلس در مواجهه با حریف، توافق ایران با 6 قدرت جهانی را لباس قانون بپوشاند. رأی به برجام قیمت و ارزشی فراتر از آرای مشابه در سابقه مجلس دارد. آحاد نمایندگانی که رأی سپید به گلدان برجام ریختند می‌توانند از این حرکت خود به عنوان سند افتخار در واپسین روزهای حیات مجلس نهم یاد کنند. رأی به برجام محصول یک حسابگری و عقلانیت بود. نمایندگان روز یکشنبه در امتحانی بزرگ بر سر ترجیح منافع ملی بر منافع حزبی قرار گرفتند و همچنان که اتفاقات صحن مجلس نشان داد در این آزمون بزرگ کسانی رضایت افکار عمومی را به دست آوردند که چشم طمع بر منافع حزبی و گوش تبعیت بر تهدیدها و تنگناها فروبستند.
با این همه، چنان که از گفته‌های رئیس جمهوری در سفر مازندران پیداست مأموریت نمایندگان و دولتمردان حامی برجام هنوز پایان نیافته است زیرا جناح مخالف برجام در داخل و خارج هنوز سودای مقابله با این سند را کنار ننهاده‌اند. این واقعیت به روشنی فردای تصویب برجام در سیمای شبکه رسانه‌ای تندروها نقش بست. در نگاه و رفتار این رسانه‌ها نه تنها نشانی از تمکین و احترام به تصمیم قوه مقننه نبود بلکه با واژگان آکنده از طعنه و جسارت، شأن نمایندگان و مجلس به سخره گرفته شد.
در این اثنا، آسیب‌شناسی و شناخت الگوهای رفتاری جریان مخالف مذاکره و اعتدال یک ضرورت است. کسانی که امروز پرچم مقابله با دیپلماسی اعتدال و بویژه برجام را در دست گرفته‌اند، دارای خاستگاه سیاسی مشخص و منافع مشترک هستند. لذا برای پیش‌بینی و پیشگیری از اقداماتی برخلاف سیاست‌های دولت در عرصه سیاست خارجی و داخلی باید رشته‌ها و رگه‌های تفکر و منافع سیاسی آنها را بازشناخت.
1- اتفاقات روز تصویب برجام تابلو تمام نمایی از نحوه بازی سیاسی جریان مخالف اعتدال بود. دست‌کم برای طیف اصولگرای مجلس روشن شد که جریان حریف هیچ یک از موازین و قواعد رقابت و مبارزه پارلمانی و سیاسی را به رسمیت نمی‌شناسد. به طور مثال اصولی مثل تمکین به رأی اکثریت که در عرف دنیا فیصله دهنده همه مناقشات پارلمانی است در قضیه برجام براحتی از سوی جریان تندرو و اقلیت زیر پا گذاشته شد تا جایی که آنها رأی موافق اکثریت مجلس به برجام را به لطایف الحیل زیر سؤال برده و آماج طعنه و توهین قرار دادند.
2- جریان تندرو، در عرصه سیاست همواره بر رفتارها و تصمیم‌های خود رنگ و لعاب ایدئولوژیک بخشیده است چه در سیاست داخلی و چه درعرصه بین‌المللی، این جریان نوعی از مرزبندی حق و باطل را ترسیم کرده است. اما قضیه توافق هسته‌ای و برجام به معیار و محکی بزرگ برای اندازه‌گیری درجه پایبندی این گروه به ارزش‌های خودخوانده تبدیل شد. آنها در جنگ حیثیتی که علیه تیم هسته‌ای و توافق برجام به راه انداختند براحتی نظرات صریح مرجع عالی نظام را نادیده گرفتند. نظراتی که به صورت مکرر از زبان رهبر معظم انقلاب اعلام شده بود که «ما به تیم دیپلمات‌هایمان اعتماد داریم و آنان افرادی متدین، متعهد و دلسوز برای کشور و نظام هستند» جالب اینجا است که جریان مخالف حتی در آستانه تصویب برجام نامه‌های مراجع عظام قم را که تأخیر در اجرای این توافق را خسارت بار خوانده بودند، زیر پا گذاشت.
بنابراین اگر از این منظر به وقایع روز یکشنبه مجلس نگاه افکنیم، قصه برجام حکایت‌ها و حرف‌های بسیار برای سپردن به حافظه تاریخ دارد و در همان حال پرده ابهام از چهره بسیاری از حقایق ناگفته کنار زده است. حتی دیپلمات‌ها و مدیران باسابقه و امتحان داده‌ای مثل صالحی و ظریف نیز تا پیش از این به زوایای رفتار و تعصبات جناحی یک گروه سیاسی تندرو پی نبرده بودند. حقیقت برجام اکنون بر همه تاریکی‌های راه آینده مجلس و دولت پرتو افکنده است و سران و ارکان مختلف نظام با شناختی تازه از موانع و دشواری‌های این راه باید برای اجرای مفاد و محتوای توافق هسته‌ای گام بردارند.
*دکتر سید علی میرباقری

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ چهارشنبه 22 مهر 1394 ] [ 11:52 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8216911842/XAR_B8RKESHY_1.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8216911168/XARE_P3R_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8216912784/XAR_JOFTAK_1.jpeg

 

 اونقدرهام که فکر میکردی ، خَر نیستم!!! ...


     روزی روزگاری ، پیرمرد دهاتی فقیری ، سوار بر الاغی لاغر مُردنی ، داشت تو بیابون میرفت که الاغ بیچاره طاقتش طاق شد وُ یکهو نقش زمین شد. پیرمرد هر چی زور زد که یک جوری حیوون رو سَر ِ پا کنه که اقلا بارشو به مقصد برسونه ، ولی هیچ فایده-ای نداشت ، بالاخره بارشو به کول کشید وُ الاغ رو به امان خدا سپرد وُ رفت.

 پیرمرد که از نظر دور شد الاغ بیچاره رو هول وُ هراسی عجیب گرفت ، هراس از گرگهای بیابون ... با خودش فکر کرد که اگه خودشو جمع وُ جور نکنه وُ سَر ِ پا نشه ، گرگها یک لقمه-ی چپش میکنند. با هر جون کندنی بود بلند شد وُ چار دست وُ پا وایساد. طولی نکشید که سَر وُ کله-ی گرگی ناقلا پیدا شد وُ با چرب-زبونی گفت : «رفیق! ایشالا بلا دوره ، از دُور دیدم که چی شد وُ صاحب بی-انصافت تنهات گذوشت وُ رفت». الاغ جواب داد : «درسته من خرم ، ولی میدونم که کارم تمومه وُ رفتنی-ام ؛ اون پیرمرد خرفت رو بگو که یادش رفت نعلهای طلای منو واکنه»! گرگ پوزخندی زد وُ گفت : «دست وَردآ آر! ... ما خودمون ختم ِ دوز وُ کلکیم ، کی میاد نعل طلا به سُم الاغش بزنه»؟ ... اونم فورا جواب داد : «درسته ، حق با شماست ، ولی من یک الاغ بی-اصل وُ نسب نیستم! من از یک نژاد مخصوص قبرسی-ام ، نهصد وُ پنجاه سال عمر کردم ، راز ِ طول عُمرم هم همین نعلهای طلاست! از بیست نسل قبل به این پیرمرد احمق به ارث رسیده! من که دارم میمیرم ، گوشتم هم از شیر مادر حلال-ترت ، ولی حیفه که قبل از مُردن من ، این نعلهای طلا نصیب دیگران بشه ؛ اگه تا چند دیقه دیگه چند تا گرگ دیگه هم برسند ، ممکنه هیچی به تو نرسه. باور نمیکنی ، یک نیگاه به نعلهام بندار». گرگه که به طمع افتاده بود گفت : «بآشه ، ضرری نداره». الاغ دو تا پاهاشو داشت بلند میکرد وُ گرگه هم چشماشو تیز کرده وُ داشت به اون نزدیک میشد که الاغه یکهو جُفتک جانانه-ای زد تو سَر وُ گردن اونو وَ خونین وُ مالین پرتش کرد عقب ...

  گرگه که بد جوری ضربه خورده بود ، دُمش رو گذوشت رو کولش وُ داشت دور میشد که الاغه داد کشید : «اونقدرهام که فکر میکردی ، من خَر نیستم»!!! ...
 

 نوشته :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ دوشنبه 20 مهر 1394 ] [ 23:27 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8216638350/POWER_POSITION_1.JPG

 

http://s3.picofile.com/file/8216640500/WEAK_POSITION_1.jpg

 

  واسه ما سوسک هم نیستی! ... 

 

  نمیدونم هیچوقت متوجه شدین که بزغاله برخلاف گوسفند ، حیوون جاه-طلب وُ شیطونیه ، بخاطر همینه که بزغاله-ها همیشه جلودار گله-ی گوسفندها هستن وُ از هر جایی بالا میرن وُ به هر جایی سَرک میکشن. میگن اون قدیم ندیما ، یکروز بزغاله-ای رفته بود روی صخره-ی بلند-بالایی تا شاید علف بهتری پیدا کنه. از قضا ، شیری از اون پایین رد میشده که بزغاله رو می-بینه ، سرش رو بالا میگیره وُ غـُرش ترسناکی میکنه. آقا بزغاله که مطمئن بوده دست آقا شیره از اون پایین بهش نمیرسه ، از اون بالا داد میکشه که «آی ی ی ... الاغ! چه خبرته عَرعَر میکنی! ...». آقا شیره با عصبانیت جواب میده که «مَرتیکه من شیرم ، سلطان بَرّ وُ بیابون ، سلطان جنگل ...». بزغاله قهقهه-ای سَر میده وُ میگه که «واسه ما سوسک هم نیستی! بیخودی قـُمپوز در نکن! ...». آقا شیره جواب میده که «حق داری! فعلا که جات اون بالا بالاهاست ؛ سوسک هم اگه جای تو نشسته بود ، خودشو گم میکرد ، ادعای پادشاهی ِ آسمون وُ زمین رو داشت. وای به روزی که به چنگم بیفتی ... گول ِ اون بالا بالاها رو نخور ، آبشار هم با اون عظمت-اش با سَر میاد پایین».

 

  نوشته : عـبـــد عـا صـی 

 

[ یکشنبه 19 مهر 1394 ] [ 19:48 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8216564684/Y8RY_HAMDARDYE_FAQ3R_.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8216565100/Y8RY_KUDAK_1.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8216564950/Y8RYE_FAQ3R_1.jpg

 

  رازی برای عُمری طولانی-تر وَ سالمتر ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  حضرت موسی به عروسی دوجوان مومن و نیک سرشت قومش دعوت شده بود، آخر شب در هنگام خداحافظی عزرائیل را بر بالای خانه بخت وحجله عروس و داماد دید!!!
از او پرسید تو اینجا چه میکنی؟
عزراییل گفت امشب آخرین شب زندگی این عروس و داماد است ماری سمی درمیان بستر این دوجوان خوابیده ومن باید در زمان ورود وهمبستر شدن آنها دراین حجله جان هر دو را به امر پروردگار دراثرنیش مار بگیرم .
موسی با اندوه از ناکامی و مرگ این دوجوان نیکوکار و مومن قومش رفت و صبحگاهان برای برگذاری مراسم دعا و دفن آن دو بازگشت اما در کمال تعجب و خوشحالی عروس و داماد زنده و خندان از دیدن پیامبر خدا درحال بیرون انداختن جسد ماری سیاه دید!!!
از خدا دلیل دادن این وقت و عمر اضافه به ایشان را پرسید؟
جبرییل نازل شد و گفت دلیل را خود با سوال از اعمال شب قبل ایشان خواهی یافت.
موسی از داماد سوال کرد دیشب قبل ورود بحجله چه کردند؟
جوان گفت وقتی همه رفتند گدایی (سائلی) در زد و گفت من خبر عروسی شما را در روستای مجاور دیر شنیدم و تمام بعد ازظهر و شب را برای خوردن و بردن یک شکم سیر از غذای شما برای خود و همسر بیمارم در راه بودم لطفا بمن هم از طعام جشن-تان بدهید.
بداخل آمدم و جز غذای خودم و همسرم نیافتم. غذای خود را به آن مرد گرسنه دادم خورد برایم دعای طول عمر کرد و گفت برای همسرم هم غذا بدهید اونیز چون من سه روز است غذای مناسبی نخورده است.
باخجالت قصد ورود و بستن در را داشتم که همسرم با رویی خندان غذای خودش را بمرد داد و او درهنگام رفتن برای هردوی ما دعای طول عمر ،رفع بلا و شگون مصاحبت باپیامبر خدا دراولین روز زندگی مشترکمان را کرد و رفت.
وقتی قصد ورود بحجله را داشتیم مجمعه (سینی بزرگ و سنگین غذای مسی ) از دست همسرم بر روی رختخواب افتاد و باعث مرگ این مار سمی که در رختخواب مابود گشت، پس ماهر دو دیشب را تااکنون بعبادت گذارندیم و العجب شادی ما از اینست که دعای آنمرد بر شگون مصاحبت با شما نیز به اجابت رسید.
جبرییل (ع) فرمود ای موسی بدان صدقه و انفاق باعث رفع بلا و طول عمر شده.
این بر ایشان بیاموز و داستانشان برهمگان باز گو باشد که چراغی گردد بر خلق ما برای نیکی به دیگران و مصاحبت پیامبرانی چون تو در جنت.

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ شنبه 18 مهر 1394 ] [ 21:22 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (1) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8216180392/ENS8F_OB8MAA_1.jpeg

اون بخاطر نقض «دکترین عدالت اوباما» اینجاست ...

http://s6.picofile.com/file/8216220018/ENS8F_DASTMOZD_4.jpg

 این حقوق ماهانه برات سرمشقی میشه

 که «زندگی منصفانه نیست» ...

http://s3.picofile.com/file/8216221742/ENS8F_TAS8WYE_HOQUQ_BAR8BARY_3.jpg

 می-تونی این ماده قانونی رو مطالعه کنی :

 «بعضی وقتها میشه بین بعضی از کارکنان-تون یا بین همه-شون ،

 یا اینکه همیشه بین بعضیاشون تبعیض بذارین» ...

 

  کرم وُ انصاف ، چار-ستون پوسیده-ی جامعه-ی امروزی ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

به امام(عج) سلام دادم. حضرت جواب سلامم را داد و به من اشاره کرد که اکنون ساکت باش و تماشا کن! در این حال دیدم پیرزنی که ناتوان بود، عصا به دست و با قد خمیده وارد مغازه شد، و قفلی را نشان داد و گفت:
آیا ممکن است برای رضای خدا ، این قفل را سه ریال از من بخرید؟ من به این سه ریال پول احتیاج دارم. پیرمرد قفل ساز، قفل را نگاه کرد و دید قفل، بی عیب و سالم است. گفت: مادر، چرا مال مسلمانی را ارزان بخرم و حق کسی را ضایع کنم؟ این قفل تو اکنون هشت ریال ارزش دارد. من اگر بخواهم سود کنم، به هفت ریال می خرم. زیرا در این معامله، بیش از یک ریال سود بردن، بی انصافی است. اگر می خواهی بفروشی، من هفت ریال می خرم، و باز تکرار می کنم که قیمت واقعی آن هشت ریال است، من چون کاسب هستم و باید نفع ببرم، یک ریال ارزان تر خریداری می کنم.
پیرزن ابتدا باور نکرد و گفت: هیچکس این قفل را سه ریال از من نخرید. تو اکنون میخواهی هفت ریال از من بخری..؟! به هرحال پیرمرد قفل ساز، هفت ریال به آن زن داد و قفل را خرید. وقتی پیرزن رفت،امام زمان(عج) خطاب به من فرمودند: مشاهده کردی؟!
این گونه باشید تا من به سراغ شما بیایم. ریاضت و سیر و سلوک لازم نیست. مسلمانی را در عمل نشان دهید تا من شما را یاری کنم. از بین همه افراد این شهر، من این پیرمرد را انتخاب کردم. چون او دین دارد و خدا را می شناسد.از اول بازار، این پیرزن برای فروش قفلش، تقاضای سه ریال کرد، امّا چون او را محتاج و نیازمند دیدند، همه سعی کردند از او ارزان بخرند و هیچکس حاضر نشد حتی سه ریال از او بخرد. درحالی که این پیرمرد به هفت ریال خرید. به خاطر همین انسانیت و انصافِ این پیرمرد،هر هفته به سراغش می آیم و با هم گفت و گو میکنیم.
تعجیل در فرجش صلوات:
اللهم صلی علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن عدوهم.

 

عکس، ترجمه وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ پنج‌شنبه 16 مهر 1394 ] [ 21:23 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 با پنبه سَر بریدن هنر است

 یا در هر وضعیتی با دشمن سَرشاخ شدن؟ ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

وبلاگ حسن بهشتی پور، خبرآنلاین :
 آیا تنها با شعار دادن مرگ بر آمریکا می شود جلوی نفوذ آمریکا را گرفت؟ یا آنکه علاوه بر شعار دادن باید اقدام هایی واقعی انجام داد تا مانع نفوذ و سلطه آمریکا در کشور شویم. این اقدام ها توسط چه کسانی برنامه ریزی می شود و چگونه باید اجرایی شوند؟ زیرا در مواردی آمریکا حاضر است در صورتی که شما منافع او را تامین کنید و زمینه نفوذ آن را فراهم کنید، حتی پول هم بدهد که شما شعار ضد آمریکایی بدهید.
 واقعا به نام مبارزه علیه آمریکا چه شرایطی را برای کشور بوجود آوردیم که
بجای رسیدن به الگوی مناسب اقتصاد اسلامی ، امروز بجایی رسیدیم که برای صادرات نفت خود مجبور هستیم سقف تحریم تعیین شده یک میلیون بشکه نفت در روز را رعایت کنیم. آن هم در شرایطی که کشور با کمبود شدید بودجه روبرو است.
البته میتوانیم جنبه مثبت موضوع را مورد توجه قرار دهیم که شاید این سبب خیر شود که اقتصاد ما از وابستگی صادرات نفت رها شود. اما درد بدتر آن است که ما حتی نمی توانیم پول حاصل از صادرات نفتی و غیرنفتی خود را به کشور بدون دردسر وارد کنیم.
 به نام مبارزه با آمریکا اما به کام شرکتهای وابسته به آمریکا مانند اپل و اچ پی که محصولاتش از طریق چین بازار ما را فتح کرده اند . ادامه این مسیر به چه کسانی خدمت می کند؟
بنابراین بیائیم بجای دعوا بر سر ظاهر مسائل سیاسی به عمق مسائل توجه کنیم . ببینیم راه های واقعی مبارزه با نفوذ و سلطه آمریکا چیست.  آیا وسیله ارتباط مهم است یا موضوع ارتباط و نتایج حاصل از این ارتباط؟ چقدر فرق است بین دست دادن با جان کری و اوباما که هر دو رهبران نظام شیطانی هستند؟
باید ببینیم این نامه نوشتن یا ننوشتن ، دست دادن یا دست ندادن در راستای منافع و آرمان های ما هست یا موجب سلطه و نفوذ بیشتر آمریکا می شود؟ یا نمی شود؟ برای قضاوت در این موارد باید معیار و الگو داشته باشیم .
اساتید ما در روابط بین الملل و سیاست بین الملل به ما یاد دادند که می توانیم به آمریکا فحش و ناسزا بدهیم اما این فحش دادن خدمت به او باشد. برعکس می توان به امریکا لبخند زد اما این لبخند به ضرر آمریکا تمام شود. برای قضاوت درباره درستی و یا نادرستی این قبیل امور باید به معیارها توجه کرد.
معیار ما در روابط بین الملل منافع ملی و آرمان های انقلاب بصورت هم زمان است.
 به دیپلماتی که مورد اعتماد است، فرصت داد تا از فن دیپلماسی در جای خود بهره بگیرد . مثل این است که کسی را داخل استخر آب بیندازیم بعد به او بگوئید شنا نکن یا خیس نشو خوب مگر چنین چیزی ممکن است؟ دست دادن یک دیپلمات با یک رئیس جمهوری که مقام ارشد محسوب میشود در هر شرایطی تعریف خاص خود را دارد. قضاوت درباره غلط یا صحیح بودن این اقدام باید متناسب با شرایط خودش در زمان و مکان معین تعریف شود.
 برای اجرای منافعمان اگر لازم شد باید با اوباما و یا هر شیطان دیگری دست داد. اما به صرف دست دادن یا نشستن بر سر میز مذاکره، ما منافع ملی و آرمانم ها را فدا نکرده ایم.
می توان مذاکره کرد اما سازش نکرد می توان مستقل بود اما برای اثبات حقانیت خود اگر لازم بود پای میز مذاکره با شیطان هم نشست.
در نقطه مقابل ممکن است شما با شیطان دست ندهید اما با اظهارات نسنجیده خود وضعیت جنگی برای کشور بوجود بیاورید. به عنوان نمونه میلیون ها دلار بخاطر بالا رفتن بیمه های کشتیرانی به کشور صدمه بزنی و پول بیشتری را روانه بیمه های انگلیسی آمریکایی کنید.
 ما باید دنبال راه های واقعی علیه نفوذ وسلطه آمریکا باشیم .
در این مسیر می توان شعار هم داد اما باید حواسمان جمع باشد در عمل این شعارها به نفع آمریکا و اذناب داخلی اش تمام نشود.
از حق باید به حق دفاع کرد و روش مناسبی برای دفاع از حق برگزید و در زمان و مکان مناسب از روش صحیح استفاده کرد تا ضمن حفظ آرمان های انقلابی ، منافع ملی را به حداکثر رساند. 

 متن کامل

 

  تهیه وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ دوشنبه 13 مهر 1394 ] [ 21:18 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8215520400/TAHAS_SONE_QEYRAT_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8215521226/TAHAS_SONE_QEYRAT_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8215521900/TAHAS_SONE_QEYRAT_3.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8215522426/TAHAS_SONE_QEYRAT_4.jpg

... !!!؟؟؟ ...

 خدا کنه «تحصن غیرت» وَ مَرد میدان

  وُ عمل همیشگی باشه، نه جناحی وُ سیاسی ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 پنج روز از تحصن آنها مقابل مجلس گذشته است؛ آنها که مخالف تصویب برجام هستند. «فارس» آن را «تحصن غیرت» نامیده است. پنج روز هرچه در توان داشته‌‌اند به کار گرفته‌‌اند اما تعداشان هنوز از مرز ١٧٠ نفر عبور نکرده است. ماجرا از روز دوشنبه گذشته و با تحصن و اعتصاب غذای یک طلبه قمی به همراه زن و فرزندش در ضلع شمال شرقی مجلس کلید خورد. او چادر مسافرتی خود را برپا کرد. بر در‌و‌دیوار محل اقامتش هم پارچه‌نوشته‌هایی مبنی بر مخالفت با تصویب برجام نصب کرد. برای کودکانش غذا مهیا شد. به‌تدریج عده‌ای هم به آنها اضافه شدند. حرفشان هم یک چیز است؛ می‌خواهند برجام تصویب نشود. به ظریف هم انتقاد دارند؛ از ماجرای هسته‌ای گرفته تا نوع واکنش در‌برابر فاجعه منا و این آخری هم نوع مواجهه‌اش با اوباما. حالا پنج روز از زمان تحصن آنها گذشته است که به‌تدریج چادرهای دیگری در کنار طلبه قمی برپا شده است. آن‌طور که «فارس» گزارش می‌دهد، خیمه‌هایی با عنوان «خیمه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر»، «خیمه دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف» و «خیمه خانواده‌های شهدا» برپا شده است.
آنچه «تحصن غیرت» خوانده می‌شود، ظاهر قرار است روز یکشنبه هفته جاری با برگزاری یک تجمع بزرگ خاتمه پیدا کند. این خبر هم در جریان نماز جمعه تهران و با پخش تراکت بعد از پایان نماز جمعه در بین نمازگزاران منتشر شده است. آن‌طور‌که خبرگزاری ایلنا گزارش داده است، مخالفان هسته‌ای، با پایان نماز جمعه با بالابردن پلاکاردهایی از نمازگزاران درخواست می‌کردند در تحصن غیرت شرکت کنند. بنا به این گزارش، در یکی از تراکت‌هایی که بین نمازگزاران توزیع می‌شد، زمان تجمع روز شنبه (امروز)ساعت شش عصر عنوان شده بود و در یکی دیگر از تراکت‌ها ساعت ١٠ صبح روز یکشنبه به‌عنوان زمان پایان تحصن و تجمع بزرگ آمده بود. همچنین حضور نیروی انتظامی در نماز جمعه تهران فریادهای این معترضان را تحت‌الشعاع قرار داده بود؛ تا جایی که تجمع اندکی که قرار بود در میدان انقلاب برای مخالفت با برجام شکل بگیرد٬ با استقبال سرد نمازگزاران مواجه شد و کسی از نمازگزاران به جمعیت ٥٠ نفره معترضان اضافه نشد. همچنین در نماز جمعه تهران توزیع هفته‌نامه عبرت‌های عاشورا با احتیاط بیشتری انجام می‌شد و توزیع‌کنندگان از مردم می‌خواستند این نشریه را دور از چشم مسئولان برگزاری نماز جمعه، نگهداری کنند. اگرچه خبرگزاری فارس گزارش داد که نمازگزاران تهرانی نه‌تنها بعد از پایان نماز جمعه راهپیمایی برگزار کردند، بلکه قطعنامه‌ای هم صادر و در آن تأکید کردند که تمام توافقات محرمانه‌ای که مسئولان ایرانی با پنج کشور و شیطان بزرگ در دو سال گذشته داشته‌اند باید برای بررسی در اختیار مجلس و مردم قرار بگیرد.
تحصن در فضای مجازی
اما
تلاش مخالفان هسته‌ای برای پیوستن مردم به تحصن غیرت را هم خبرگزاری فارس، رجا، عماریون و فتن پوشش می‌دهند. یک کانال تلگرامی هم در فضای مجازی دارند به نام دیدبان انقلاب. در همین پیام تلگرامی گفته شده که اخبار را از سایت‌های مزبور پیگیری کنند. در همین پیام است که به تعداد متحصنین اشاره می‌شود، با این عبارات: «آمده بودند، ولی کم بودند. شاید کمتر از دویست نفر بودند. هنوز پانصد مرد در تهران پیدا نشده!؟! از اصفهان، از قم، از آبادان، از مشهد، از تهران، از ورامین، از مازندران، بودند ولی کم بودند.... الان یه بنده‌خدایی اومد تعداد نفرات رو شمرد و رفت برای همه اونهایی که اونجا بودن غذا گرفت. ۱۷۰ نفری می‌شدند». این پیام از مخاطبان خود می‌خواهد تا هرکس هرکاری را بلد است انجام دهد؛ از توزیع خبر در شبکه‌های مجازی گرفته تا درخواست برای خطاطی، طراحی، تولید عکس‌نوشت. در این پیام همچنین آمده است «آقای حسنی نقوی سخنگوی کمیسیون برجام هم به میان تحصن‌کنندگان آمدند و با آنها صحبت کرده و گفتند که وظیفه مردم این است که هر کس از نماینده خودش مطالبه کند». اگرچه نام درست سخنگوی کمیسیون ویژه برجام، نقوی حسینی است. در این پیام همچنین تلویحا به درپیش‌بودن ماه محرم و تأثیر‌پذیری هیأت‌های عزاداری از موضوعات سیاست خارجی آمده است: «... امروز جای شما اینجا خیلی خالی بود، با کی هستم؟ خوب معلومه با شما هستم. با شماهایی که میرید تو هیأت امام حسین سینه می‌زنید. هیچ می‌دونی تو هیأتی که دغدغه مبارزه با استکبار نباشد ابن زیاد هم سینه میزند؟!» در این پیام به دفعات با پیوند‌دادن موضوع هسته‌ای با عقاید مذهبی از مخاطب خواسته شده تا به متحصنین بپیوندند، با این عبارات: «نکنه امام‌تون رو تنها بذارید! اون‌وقت جواب امام‌زمان(عج) رو چی میخواین بدین؟ جواب خون شهدا رو چی میخواین بدین؟ جواب خدا رو چه‌جوری میخواین بدین؟ برجام داره تأیید میشه، برجام دیگه آخرای کارشه، اگر الان هم در خواب باشید آیندگان، شما را نخواهند بخشید».
تبلیغات برای تجمع بی‌مجوز
تبلیغات برای افزایش تعداد تحصن‌کنندگان در حالی است که محمدرضا یوسفی، مدیرکل سیاسی استانداری تهران در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اینکه هیچ درخواستی برای تجمع مقابل مجلس به استانداری ارائه نشده است، گفت : «بنابراین این تجمع بدون مجوز و غیرقانونی است. نیروی انتظامی وظیفه برخورد با تجمع‌های غیرقانونی را دارد». با وجود غیرقانونی‌بودن تجمع،
علاوه بر نقوی حسینی، حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان هم روز گذشته در جمع آنها حاضر شد. شریعتمداری در این جمع ابراز امیدواری کرد مجلس برجام را یکجا رد کند. شریعتمداری سپس برای اینکه اهمیت تحصن را مورد اشاره قرار دهد، چنین گفت: از نخستین روزهای بعد از انقلاب اسلامی همین نیروهای پاک، به تعبیری نیروهای کف خیابان، از باشعورترین و با بصیرت‌ترین افراد جامعه هستند و موقع نیاز در صحنه‌اند و در مواقع دیگر هم توقعی ندارند. او همچنین از نفوذ، از طریق برجام، ابراز نگرانی کرد و گفت: چند وقت پیش خبرنگار واشنگتن‌پست به دفتر کیهان آمد و پرسید که چرا شما معتقدید که در مذاکرات منافعتان تضمین نمی‌شود؛ گفتم چون نمایندگان شما در میز مذاکرات دنبال پرونده هسته‌ای نیستند، بلکه دنبال مسئله یمن و سوریه هستند.
سیاست کف خیابانی
روز چهارشنبه هفته گذشته بود که
عده‌ای از طلاب قمی هم در اعتراض به تصویب برجام در مجلس، در مدرسه فیضیه تجمعی برگزار کردند؛ تجمعی که تعدادشان تقریبا ٤٠ نفر تخمین زده شد. آنها پلاکاردهایی با مضمون «ای مجلس بیدار باش؛ از برجام بیزار باش» یا «کشتار مکه و منا نتیجه دیپلماسی لبخند» در دست داشتند. روز جمعه یعنی دیروز، باز هم طلبه‌های قمی در برابر دفتر رئیس مجلس در این شهر تجمع کردند. البته دفتر علی لاریجانی در آن زمان تعطیل بود. رضا سیار، فرماندار قم نیز چند دقیقه‌ای برای شنیدن سخن تجمع‌کنندگان به آنجا رفت. قمی‌ها البته پیش‌تر هنگام اعلام نهایی توافق هسته‌ای هم یک بار دیگر در فیضیه تجمع کرده بودند. اما با نگاهی به حضور مخالفان دولت در خیابان‌ها چنین به نظر می‌رسد که مخالف‌خوانی خیابانی در عرصه سیاست خارجی در حال تبدیل‌شدن به یک روند است. مخالفان موضوع هسته‌ای از ابتدای اعلام حضور خود با عنوان دلواپس تا‌به‌حال تجمع‌های بدون مجوز زیادی را در خیابان‌ها ترتیب داده‌‌اند که محور مشخص آن نقد سیاست خارجی دولت روحانی با محوریت بحث هسته‌ای بوده است. اقلیتی که می‌کوشد با حضور خیابانی و تبلیغات نظر خود را بر اکثریتی تحمیل کند که دولت روحانی را انتخاب کرده‌اند؛ آن هم فقط به یک دلیل، یعنی انتخاب روش حسن روحانی در سیاست خارجی و حل موضوع هسته‌ای در مقابل شیوه سعید جلیلی، دبیر سابق شورای‌عالی امنیت ملی. اقلیتی که در انتخابات ٩٢ توانست چهار میلیون رأی را در برابر ١٨ میلیون رأی اکثریت از آن خود کند. این اقلیت اما با صدای بلند خود بنا دارد تا نظر خود را در برابر اکثریت به کرسی بنشاند. اقلیتی که مخالفت با شیوه او در هشت سال گذشته حتی محدود به حسن روحانی نبود. جالب آن که حتی نامزدهای جریان اصولگرا در انتخابات ٩٢ در زمره سرسخت‌ترین مخالفان شیوه دولت گذشته و سعید جلیلی در بحث هسته‌ای بودند. شاید مهم‌ترین مواجهه مخالفان اصولگرای سعید جلیلی، جدل لفظی علی‌اکبر ولایتی، مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل با او بود. آن هنگام که ولایتی جلیلی را با این سخنان مخاطب قرار داد: «دیپلماسی این نیست که در داخل کشور بگوییم ما اصولگراییم و انعطاف نداریم. دیپلماسی خشونت و سرسختی‌نشان‌دادن نیست. دیپلماسی تعامل و بده‌بستان است. نمی‌شود که آنها هرچه که ما می‌خواهیم بدهند و ما هیچ کاری نکنیم! دیپلماسی بیانیه‌صادر‌کردن پشت تریبون نیست!». در‌حالی‌که صدا‌و‌سیما با همراهی دولتی‌ها در هشت سال دولت احمدی‌نژاد، سیاست‌های دوره حضور روحانی در کسوت دبیری شورای‌عالی امنیت را بارها مورد تخطئه قرار داده بودند، اما نتیجه آن هشت سال در کنار آن کشمکش‌های انتخاباتی را مردم در پای صندوق رأی نشان دادند. بعد از آن هم با اوج‌گرفتن تحرکات تندروها در خیابان‌ها و البته به موازات آن، نمایندگان آنها در مجلس، باز هم اکثریت نظر خود را نشان داد. در نظرسنجی «خبرآنلاین» با سؤال آیا نیاز است که توافق هسته‌ای وین در مجلس به تصویب برسد، نزدیک به ٨٠ درصد از شرکت‌کنندگان اعلام کردند که معتقدند، نیازی نیست توافق هسته‌ای وین به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد. در‌مجموع به نظر می‌رسد که با وجود هجمه تبلیغاتی اقلیت مخالف، آنها هنوز نتوانسته‌‌اند خود را از بار اقلیت‌بودن برهانند. هنوز نتوانسته‌اند به ٥٠٠ نفر برسند. آنها در جمعیت ١٢میلیونی تهران هنوز ١٧٠ نفرند.
فرماندار تهران:
متأسفانه برخی نمایندگان بر ادامه اجتماع تأکید کردند
ایرنا:
عیسی فرهادی، فرماندار تهران، با بیان اینکه این اجتماع غیر قانونی است گفت: در صورت ادامه این اجتماع فرمانداری شهرستان تهران ملزم به اعمال قانون برابر اجتماع‌کنندگان روبه‌روی مجلس خواهد بود. او گفت: از چهار شب پیش تاکنون تعداد معدودی از افراد خارج از شهرستان تهران به‌منظور اعتراض به تصویب لایحه برجام مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده‌اند که اجتماع آنان بدون مجوز صورت گرفته است. فرهادی با تأکید به اینکه در‌ این ‌مدت به‌صورت مسالمت‌آمیز از اجتماع‌کنندگان درخواست ترک محل شده گفت: تعدادی از این افراد از انقلابیون هستند که انتظار می‌رود این افراد انقلابی بیش از دیگران در مسیر رعایت قانون و انجام مراحل دریافت مجوز رسمی اقدام کنند. فرهادی ادامه داد: تعدادی از نمایندگان مجلس نیز در این اجتماع حضور پیدا کردند که برخلاف انتظار باید با تأکید بر قانون نسبت به پراکنده‌شدن این اجتماع‌کنندگان اقدام می‌کردند ولی متأسفانه با ایراد سخنرانی بر ماندگاری و ادامه اجتماع تأکید کردند.

 

  عکس، وَ تدوین :  عـبـــد عـا صـی 

 

[ یکشنبه 12 مهر 1394 ] [ 20:28 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

<< 1 ... 19 20 21 22 23 ... 28 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 17026

بک لینک