X
تبلیغات
رایتل

فهرست صدها عنوان وبلاگهای من از 84/06/17 الی 89/08/30


بـیـگـنـــاهـــان ...
«حسین پناهی» : و سکوت می‌کنی ، و فریاد زمانم را نمی‌شنوی. یکروز سکوت خواهم کرد. و تو آن روز برای اولـین بار مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید!…




برای گرفتن فال کلیک کنید


لیست وبلاگهای به روز شده
قالب وبلاگ


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

http://s6.picofile.com/file/8235459634/MAN8FE_E_MELLY_YAA_JEN8HY_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8235458950/MAN8FE_E_MELLY_YAA_JEN8HY_1.jpg

 این کارها برای خداست یا خُرما!؟ ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


 علی مطهری در سایت شخصی خود جوابیه ای به روزنامه کیهان منتشر کرد:

جناب آقای شریعتمداری
مدیرمسئول روزنامه کیهان
با سلام، در شماره یکشنبه ۴/۱۱/۹۴ آن روزنامه، صفحه ۲، بخش خبر ویژه، این جمله از قول من نقل شده بود که «نباید از این ترسید که مجلسی بر ضد نظام تشکیل شود» و چنین القاء شده بود که مقصود من این است که تشکیل مجلسی بر ضد نظام امری مستحسن و نیکوست و نباید از آن ترسید، در حالی که اگر نویسنده "خبر ویژه” به خود زحمت می داد و جملات قبل از این جمله را می خواند و از هول حمله به اینجانب در دیگ بی انصافی و توهین نمی افتاد، مقصود را که بسیار روشن است در می یافت.
جملات قبل از این جمله چنین است: «ریشه این گونه بررسی صلاحیت ها ترس بی جایی است که از فریب خوردن مردم وجود دارد. برخی تصور می کنند که مردم آن رشد لازم را ندارند و فریب می خورند و شاید افرادی را انتخاب کنند که در مقابل نظام و ولی فقیه بایستند. این ترس، بیهوده بوده و موجب ضربه خوردن نظام می شود.»
هرکس ذره ای انصاف و به قول خود نویسنده «خبر ویژه» ذره ای شعور داشته باشد می فهمد که مقصود این است که مردم هرگز به چنین مجلسی رأی نخواهند داد، بنابراین ترس از تشکیل چنین مجلسی و به دنبال آن سخت گیری در بررسی صلاحیت ها ضرورتی ندارد.
متأسفانه در شماره پنجشنبه اول بهمن آن روزنامه نیز در همین ستون مطلب ناقصی از اینجانب نقل شده بود که «التزام به اسلام قابل تشخیص نیست» و بعد نویسنده این ستون آسمان ریسمان کرده و خود را به تکلف انداخته بود برای پاسخ دادن به آن، در حالی که اصل سخن من این بود که مسلمانی هر شخص به گفتن شهادتین است و اعتقاد و ایمان فرد به اسلام نیز امری قلبی است و قابل تشخیص نیست و عدم التزام عملی شخص به اسلام نیز به این معنی است که مثلا او بر یک گناه کبیره مثلا شرب خمر اصرار دارد. آیا کسانی که به استناد این امور رد صلاحیت شده اند این گونه اند و آیا این استنادها درست است؟
از نویسنده این ستون می خواهم زمانی که دست به قلم می برد ببیند برای خدا می خواهد بنویسد یا برای هواهای نفسانی خود، اگر اولی است بنویسد و الا دست نگه دارد که به قول معصوم حرمت آبروی مومن از حرمت کعبه بالاتر است.
مستدعی است این مطلب مطابق قانون مطبوعات در اولین شماره آن روزنامه در همان محل و به طور کامل درج گردد. قبلا سپاسگزارم.
علی مطهری
۴/۱۱/۹۴



برچسب ها: حسین شریعتمداری، علی مطهری، ضد نظام، بررسی صلاحیت ها، ولی فقیه، التزام به اسلام، کاندیداتوری مجلس دهم،
[ سه‌شنبه 6 بهمن 1394 ] [ 20:30 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s6.picofile.com/file/8235330726/SHEREKATE_GOSTARDEH_DAR_ENTEX8B8T_1.jpeg

http://s6.picofile.com/file/8235331268/SHEREKATE_GOSTARDEH_DAR_ENTEX8B8T_8.jpeg

http://s7.picofile.com/file/8235331718/SHEREKATE_GOSTARDEH_DAR_ENTEX8B8T_5.jpeg

 

http://s7.picofile.com/file/8235332484/SHEREKATE_GOSTARDEH_DAR_ENTEX8B8T_7.jpeg

http://s6.picofile.com/file/8235333192/SHEREKATE_GOSTARDEH_DAR_ENTEX8B8T_6.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8235333976/SHEREKATE_GOSTARDEH_DAR_ENTEX8B8T_3.jpeg

http://s7.picofile.com/file/8235334734/SHEREKATE_GOSTARDEH_DAR_ENTEX8B8T_2.jpeg

 

 

 در پاسخ به رد صلاحیتها چه باید کرد؟

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


 روزنامه قانون ، دکتر صادق زیبا کلام :

 می‌دانم که صِرف طرح چنین عنوانی چقدر با مخالفت و اعتراض مواجهه خواهد شد. رد صلاحیت‌ها آن‌قدر گسترده بودند که حتی صدای شماری از اصولگرایان را هم درآورده. کم نیستند استان‌هایی که حتی یک داوطلب اصلاح‌طلب یا طرفدار دولت هم تائید صلاحیت نشدند. بنده قبلاً گفته بودم که شورای نگهبان «مثل برگ خزان رد صلاحیت خواهد نمود.» اما آنچه در عمل اتفاق افتاد از آنچه بنده یا بدبین‌ترین اصلاح‌طلبان هم تصور می‌کردیم بدتر بود. بسیاری سرخورده و ناامیدانه می‌گویند که «چرا بایستی در انتخابات شرکت کنیم؟» «وقتی حتی یک نفر را هم شورای نگهبان در فهرست نامزدهای حوزه انتخابیه‌مان باقی نگذاشته، در انتخابات شرکت کنیم که به کدام نامزدمان رأی بدهیم؟» بیشترین مطالبی که در فضای مجازی بعد از اعلام رد صلاحیت‌ها به راه افتاده مسئله «بایکوت» می‌باشد. بسیاری با غرور و افتخارمی نویسند که در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده‌اند.
به نظر می‌رسد یک موجی در حال به راه افتادن است که عدم شرکت در انتخابات را یک‌جور اعتراض مدنی به رد صلاحیت‌ها می‌داند. برخی دیگر استدلال می‌کنند که شرکت در انتخابات هفتم اسفند با توجه به این‌همه رد صلاحیت، مشروعیت بخشی به یک انتخابات غیر دمکراتیک می‌باشد. با توجه به این واکنش‌ها، «چه باید کردِ» اصلاح‌طلبان و در یک سطح گسترده‌تر مردم عادی در این انتخابات چه می‌بایستی باشد؟ ضمن آنکه یقیناً چند چهره شناخته‌شده رد صلاحیت شده (دکتر علی مطهری و...) تائید صلاحیت خواهند شد. آیا بایکوت و شرکت نکردن در انتخابات واکنش درستی است؟ آیا رأی دادن در این شرایط، زدن مهر تائید بر یک روند غیر دمکراتیک و مشروعیت بخشی به رد صلاحیت‌ها و درنتیجه همراهی با پایمال نمودن حقوق شهروندی نخواهد بود؟
دوستان عزیز، ما تحت هر شرایطی می‌بایستی با تمام توان در انتخابات پیش رو شرکت نماییم. من دو دسته دلیل برای این دیدگاه دارم. نخست تجربیات انتخابات گذشته است؛ و درست‌تر گفته باشم بی‌حاصل و حتی مخرب بودنِ نتایجِ بایکوتِ انتخابات بوده است.
تجربه گذشته نشان می‌دهد که هرگاه ما در انتخابات شرکت نکرده‌ایم نه‌تنها شرایط بهتر نشده و پیشرفتی نکرده‌ایم(در امر توسعه کشور اعم از توسعه سیاسی و اقتصادی)، بلکه یک گام هم به عقب‌رفته‌ایم. فی‌الواقع در سه انتخابات گذشته (مجالس هفتم، هشتم و بالأخص نهم) رأی ندادن یا عدم شرکت در انتخابات کاملاً به نفع جریانات رادیکال و تندرو تمام شد.
 البته مسئولین از پایین بودن میزان مشارکت خیلی خوشحال نمی‌شوند. صدالبته که برای بهره‌برداری هم در داخل کشور و هم در عرصه بین‌المللی مسئولین ترجیح می‌دهند که میزان مشارکت خیلی بالا باشد؛ اما نه به هر بهایی. نه به بهای تشکیل یک مجلس نافرمان و مستقل. فی‌الواقع میان دو گزینه مشارکت بالا اما تشکیل یک مجلس مستقل در یکسو و مشارکت پایین اما رسیدن به مجلسی مطیع، مسئولین یقیناً دومی را انتخاب خواهند نمود. مرادم آن است که رویکرد بایکوت و رأی ندادن چندان حربه نیرومندی نیست که طرف مقابل را نگران کرده و وادار به تجدیدنظر در موضع‌گیری و رفتارهای سیاسی‌اش نماید. تجربه انتخابات مجلس نهم در اسفند۹۰ بهترین گواه بی‌حاصل بودن این تاکتیک است. در آن انتخابات اصلاح‌طلبان مشارکت فعالی نداشتند و بسیاری از مردم رأی ندادند. آن رویکرد دقیقاً به نفع تندروها و اعضاء جبهه پایداری (جناب روح‌الله حسینیان، جناب حمید رسایی، آقای دکتر مهدی کوچک زاده، آقای دکتر اصغر زارعی، سرکار خانم فاطمه آلیا و...) تمام شد و بسیاری از آنان از تهران که نزدیک به ۶ میلیون رأی‌دهنده داشت، با ۵ درصد آراء یعنی با حول‌وحوش ۳۰۰ هزار رأی به مجلس راه یافتند.
اما دلایل بعدیم برای لزوم شرکت در انتخابات. نخست آنکه
ما می‌توانیم به اصولگرایانی که در نقطه مقابل تندروها قرار دارند رأی بدهیم. تقویت اعتدال و میانه‌روی در بلندمدت گامی در جهت اصلاحات است؛ اما دلیل بعدیم برای لزوم شرکت در انتخابات بسیار بنیادی‌تر است و دربرگیرنده تقویت و پیشبرد اصلاحات است.
 همه کسانی که ثبت‌نام کرده‌اند چهره‌ها و فعالین سیاسی نیستند. ممکن است برخی از آن‌ها اشخاص تحصیل‌کرده، با تجربیات اجرایی و متخصص باشند. این داوطلبین چون فعالیت سیاسی نداشته‌اند بنابراین شورای نگهبان هم حساسیتی بر روی آن‌ها نداشته و تائید صلاحیت شده‌اند. اصلاح‌طلبان می‌توانند بر روی این دست داوطلبین بررسی به عمل بیاورند و ای‌بسا در میان آنان اشخاصی را بیایند که اگرچه تاکنون صبغه اصلاح‌طلبی نداشته‌اند اما می‌توانند نیروهای بالقوه مناسبی برای اصلاحات در آینده بشوند و درنتیجه اصلاح‌طلبان می‌توانند بر روی چنین افرادی سرمایه گزاری نموده و آنان را در لیست نامزدهایشان قرار بدهند. شاید برخی از آن‌ها بعداً معلوم شود که انتخاب مناسبی نبوده‌اند و پس از راه‌یابی به مجلس به سمت قدرت رفته و به جرگه اصولگرایان بپیوندند؛ اما یقیناً برخی از آن‌ها هم ممکن است به‌تدریج بدل به نیروهای ارزشمندی برای جریان اصلاحت بشوند. دوستان،
اصلاحات یعنی دمکراسی خواهی، آزادی‌خواهی، مطالبه حاکمیت قانون و توسعه سیاسی. ممکن است امروز نماینده‌ای چندان دل درگرو این ارزش‌ها نگذارده باشد؛ اما آیا احتمال وجود ندارد که به‌تدریج تمایل به این مطالبات پیدا کند؟ هیچ‌کس اصلاح‌طلب متولد نمی‌شود بلکه ممکن است بعضی‌ها در مسیر تحول اجتماعی‌شان اصلاح‌طلب بشوند. ازجمله برخی از داوطلبینی که امروز ثبت‌نام کرده‌اند و امیدواریم با حمایت رهبری اصلاح‌طلبان به مجلس راه یابند. دوستان عزیزی که رد صلاحیت‌های گسترده اصلاح‌طلبان افسرده و نامیدتان ساخته، فراموش نکنیم که مهم‌تر از چهره‌های اصلاح‌طلبی که امروز رد صلاحیت شده‌اند، اندیشه اصلاح‌طلبی است که در دوم خرداد ۷۶ متولد شد و علیرغم همه قلع‌وقمع‌ها زنده مانده و بقول قدیمی‌ها قد کشیده و بزرگ شده است. حتماً و حکما ضرورت ندارد که یک چهره اصلاح‌طلب در مجلس دهم حضور پیدا کند تا اصلاحات به جلو برود. هر فرد گمنام و ناشناسی که علاقه‌مند به نظام و کشور، تحصیل‌کرده، معتدل و میانه‌رو با یک درجه‌ای از آزادیخواهی و بالاخره دلش درگرو پیشرفت و ترقی کشور باشد، می‌تواند روزی یک اصلاح‌طلب تمام‌قد شده و اصلاحات را به‌پیش ببرد. همه ۸۰میلیون را که نمی‌شود رد صلاحیت نمود.
 اصراری نداشته باشیم که اصلاح‌طلبان فعلی حکما به مجلس راه یابند و تصور نکنیم که اگر آن‌ها به مجلس دهم راه نیابند متوقف‌شده‌ایم. اصلاحات از میان خیل عظیم جوانان دهه۶۰ و حتی دهه۷۰ رهبران فردایش را تأمین خواهد نمود. این یک پروسه تاریخی است که نه با رد صلاحیت می‌توان جلوی آن را گرفت و نه با غل و زنجیر «فتنه» می‌شود آن را به زنجیر کشید.
بیاییم کاری را که در انتخابات ۹۲ بعد از رد صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی نمودیم و با بهمنی که با ۱۹ میلیون رأی به آقای روحانی به راه انداختیم و اصولگرایان را کیش‌ومات کردیم، بار دیگر در ۷ اسفند تکرار نماییم و با رأی دادن به هر نامزدی که رهبری اصلاحات در سراسر کشور تعیین می‌کند نشان دهیم که پایمال نمودن حقوق ابتدایی و اولیه شهروندی در قالب رد صلاحیت‌ها چقدر بر عزم ما در پیشبرد اصلاحات افزوده است.

 در عشق توأم نصیحت و پند چه سود / زهراب چشیده‌ام مرا قند چه سود

 گویند مرا که بند بر پاش نهید / دیوانه دل است پای دربند چه سود

 



برچسب ها: انتخابات مجلس دهم، رد صلاحیتها، اصلاحطلبان، اصولگرایان، تندروها، زیبا کلام، مشارکت فعال،
[ سه‌شنبه 6 بهمن 1394 ] [ 02:01 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

http://s7.picofile.com/file/8235130326/KARB8SCHY_1.jpg

http://s7.picofile.com/file/8235130900/RAFSANJ8NY_A_NEGAR8N_1.jpg

http://s7.picofile.com/file/8235131350/DELV8PASY_2.jpeg

 

 

 

کرباسچی: هاشمی هم زمانی دلواپس بود! ...  

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


 دبیرکل حزب کارگزاران که مدتی است در فضای رسانه‌ای حضور کمرنگی داشته، در گفت‌وگویی مشروح درباره همه موضوعات روز کشور سخن گفت.
شهردار سابق تهران در این گفت‌وگو پاسخگوی پرسش‌های خبرآنلاین درباره برجام، ردصلاحیت برخی اصلاح‌طلبان از سوی هیات نظارت، حضور آیت‌الله هاشمی در لیست جامعتین، ورود جریان احمدی‌نژاد به انتخابات و عدم حضور ناطق نوری و لاریجانی در شورای ائتلاف اصولگرایان بود.
بخش‌هایی از این گفته‌های غلامحسین کرباسچی در زیر می‌آید:
* روشن است که دیپلماسی دولت یازدهم اجرایی شدن برجام و لغو تحریم‌ها را عاید کشور کرد. دیپلماسی دولت‌های نهم و دهم که این مشکلات را به وجود آورده بود... سعی نکنیم این دستاوردهای ملی را تحقیر کنیم یا نادیده بگیریم.
* بزرگ‌ترین هنر دیپلماسی آقای روحانی در کنار مذاکره با خارجی‌ها این بود که توانست یک حمایت ملی و پشتوانه ملی را پشت برجام قرار دهد به نحوی که شخصیت‌های مختلف داخل نظام و مراکز مختلف قدرت را در حمایت از مذاکرات و برجام جذب کند. این که نظرات مجلس و قوه قضاییه با دولت همسو شوند، اتفاق بسیار مهمی است. خصوصا رهنمودهای رهبری در این خصوص که نقش اساسی داشت.
* خیلی پیچیده نیست که بفهمیم تمام این دلواپسی‌ها جناحی است نه مبتنی بر منافع ملی. آن زمان که این تحریم‌ها در حال شکل گرفتن بودند و این هزینه‌ها برای کشور به وجود می‌آمد زمان دلواپسی بود نه الان.
* آن زمانی که آیت‌الله هاشمی بارها گفتند که این تحریم‌ها خصوصا تحریم‌های شورای امنیت ممکن است، راحت گذاشته شود ولی برداشتن و رفع آن به این سادگی‌ها نیست؛ توجه نکردند. جای دلواپسی آن زمان بود نه الان. آن زمان که آقای هاشمی دلواپس این بودند که گذاشتن این تحریم‌ها چه بلایی سر کشور می‌آورد و چقدر رفع آنها برای کشور هزینه برمی‌دارد؛ چرا این افراد دلواپس نشدند؟
* من بارها گفته‌ام دولت آقای روحانی دولت خیلی مظلومی است... پایان دولت احمدی‌نژاد واقعا آغاز یک دوره بحران برای هر دولتی که روی کار می‌آمد، بود.
* اگر امنیت اقتصادی ایجاد شود، اگر مجلسی روی کار بیاید که به جای کارشکنی با دولت همراه دولت باشد البته نه همراهی برای اهداف سیاسی بلکه همراهی برای منافع ملی شاید بتوان امیدوار بود از این بحران عبور کنیم.
* معتقدم نباید نگران این باشیم که اگر در آمریکا افراطی‌ها روی کار بیایند سرنوشت برجام چه می‌شود. سیاست کشور و رفتار سیاستمداران کشورمان براساس خویشاوندی با نیروهای معتدل آن کشور بنا نشده است... نباید نگران افراطی‌های آمریکا باشیم باید نگران افراط‌گری‌های درون کشور باشیم.
* هیچ اصلاح طلبی امروز نیست که مخالف این باشد که مثلا آقای مطهری یا چهره‌هایی مثل ایشان وارد مجلس شوند. افرادی که در دلسوزی‌شان برای منافع ملی و شجاعت‌شان در ابراز آنچه برای منافع ملی و مصالح کشور صحیح می‌دانند شک و شبهه‌ای نیست.
* این که از طرفی رهبری همه ارکان نظام و مردم را حتی مخالفین را دعوت به حضور در انتخابات کنند و از طرفی دستگاه نظارتی چنین نگاه حذفی گسترده‌ای داشته باشد با هم جور درنمی‌آید. اگر دستگاه نظارتی بخواهد انتخابات را بین افراد یک جناح برگزار کند این ظلم به انقلاب و لوث کردن دستور رهبری و ضایع کردن حقوق مردم است. بهانه عدم احراز صلاحیت که در اصل مفهوم خود می‌تواند قابل قبول باشد را نباید به جوک تبدیل کرد. شخصیت‌هایی مثل دکتر معین که برای ریاست جمهوری صالح تشخیص داده شده‌اند یا دکتر امراللهی که دانشمند اتمی و پایه‌گذار این سازمان بعد از انقلاب است برای چه نباید احراز صلاحیت شوند؟
* به مجریان انتخابات خصوصا دولت این را می‌گوییم که دولتی که توانسته در مقابل یک مساله مهمی مثل برجام با دشمن‌ترین قدرت‌های خارجی بنشیند و مساله مهمی مثل مساله اتمی را حل و فصل کند توقع عمومی و مردم این است که در داخل هم یک سطحی از رایزنی و لابی برای حل این اختلاف سلیقه‌ها ایجاد کند و با همان دیپلماسی خارجی در سیاست داخلی هم روش مذاکره و حل و فصل مسائل از طریق گفت‌وگو را دنبال کند.
* نمی‌دانم اصل حضور آقای محسن هاشمی در انتخابات چقدر ادامه پیدا کند. با توجه به حساسیتی که بخشی از گروه‌های افراطی به مجموعه خانواده آقای هاشمی و فرزندان ایشان دارند، شاید خود ایشان به این نتیجه برسد که با حفظ روحیه اعتدال و میانه‌روی در فضای انتخابات معقول باشد که انصراف بدهند.
* بحثی که درباره علت ردصلاحیت هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری مطرح شد بحث توان جسمی و سن ایشان بود. ولی در انتخابات خبرگان این موضوع جای طرح ندارد، معتقدم احتمال ردصلاحیت ایشان خیلی بعید است خیلی از اعضای خبرگان هستند که از آقای هاشمی سن شان بالاتر است و شرایط جسمی خوبی ندارند.
* معتقدم احتمال ردصلاحیت آیت‌الله هاشمی برای مجلس خبرگان خیلی بعید است.
* اظهارات رهبری نشان دهنده اعتمادشان به آقای هاشمی است. ببینید رهبری در شرایط و موقعیتی نیستند که مجبور باشند کسی که اختلاف نظر اساسی با ایشان دارند را کنار خود نگه دارند. البته این اختلاف نظرهای جزئی بین همه افراد طبیعی است ولی چطور ممکن است رهبری کسی را که اختلاف نظر درباره اصل مسائل انقلاب داشته باشد برای پست مهمی مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام انتخاب کنند یا او را تحمل کنند که دو دوره ریاست جمهور باشد؟ یا تعبیرهایی که رهبری راجع به آقای هاشمی داشتند نشان می‌دهد به ایشان اعتماد دارند.
رهبری که با آقای هاشمی رودربایستی ندارند. ما معتقد نیستیم که رهبری تحت فشار حرفی را بزنند یا با رودربایستی با کسی داشته باشند. اینها تلاش‌های سیاسی است که عده‌ای در این نزاع‌های سیاسی به آن دامن می زنند و قابل اعتنا نیست.
* اگر آقای ناطق نوری امروز در بین دوستان قدیم خود و جریانات موسوم به اصولگرا حضور ندارند چرایی آن را باید این دوستان جستجو کنند. جدایی و اعلام استقلال آقای لاریجانی هم به نظرم به همین علت است.
* من جریان احمدی‌نژاد را چندان ریشه‌دار و توانمند نمی‌بینم که در یک رقابت سالم بتواند رای جدی در مجلس داشته باشد. کارنامه این مجموعه در دولت نهم و دهم و افرادی که از این جریان در مجلس بوده‌اند برای مردم و نظام روشن است و فکر نمی‌کنم خطری وجود داشته باشد.



برچسب ها: کرباسچی، آیت‌الله هاشمی، جریان احمدی‌نژاد، هنر دیپلماسی، دلواپسی‌ها، تحریم‌ها، کارشکنی،

[ یکشنبه 4 بهمن 1394 ] [ 22:39 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

 

علی مطهری: نباید از این ترسید که ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


 به گزارش خبرآنلاین، مراسم رونمایی از کتاب بازیگران و بازیگردانان مجلس، علی مطهری به بحث سیر بررسی صلاحیت‌ها در اداور مختلف مجلس اشاره کرد و گفت: روشن است که به مرور یک مقدار دمکراسی مورد قبول قانون اساسی ما در طول زمان با این نوع بررسی صلاحیت‌ها محدود شده و بخشی از انتخاب مردم به عهده آن مرجع قانون گذاشته شده است.

وی بر لزوم اصلاح این امر تاکید کرد و گفت: ریشه اینگونه بررسی صلاحیت‌ها ترس بی جایی است که از فریب خوردن مردم وجود دارد. برخی تصور می‌کنند که مردم آن رشد لازم را ندارند و فریب می ‌خورند و شاید افرادی را انتخاب کنند که در مقابل نظام و ولی فقیه بایستند. این ترس بیهوده بوده و موجب ضربه خوردن نظام می شود.

نماینده مردم تهران با بیان اینکه این محدودیت در بررسی صلاحیت‌ها باید محدود و مربوط به فساد اخلاقی و فساد سیاسی مثل جاسوسی است، ادامه داد: اینکه برخی مجلس ششم را مجلس نامطلوب معرفی می‌کنند شاید به خاطر تبلیغاتی است که علیه آن انجام شده است. مجلس ششم غیر از مسئله تحصن، مجلس ناموفقی نبوده و در اجرای فصل سوم قانون اساسی گام های مهمی برداشته و در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی تلاش کرده است. نباید از این ترسید که مجلسی بر ضد نظام تشکیل شود. اینکه گفته می‌شود تعدادی از نمایندگان مجلس ششم به رهبر نوشتند، متن نامه هم بد نبود و امروز برخی از آن پیش‌بینی ها به وقوع پیوسته است.

مطهری ریزبینی در صلاحیت ها برای جلوگیری از تشکیل مجلس ناخوشایندرا نامطلوب دانست و گفت: اینگونه برخوردها موجب می‌شود که مردم رشد اجتماعی پیدا نکنند شهید مطهری در سال 1348 جملاتی دارند که مضمون آن این است که تحمیل وکیل ولو صالح موجب می‌شود که مردم آن رشد لازم را پیدا نکنند. باید این اجازه و اختیار را مردم داشته باشند تا اگر صدبار هم اشتباه کنند، در نهایت به رشد اجتماعی برسند.

وی به حضور خود در مجالس هشتم و نهم اشاره کرد و افزود: نقطه آغاز حیات سیاسی من همان مجلس هشتم است که از آن به عنوان مجلس اصولگرا یاد می‌شود. تصور من از اصولگرایی یک چیز دیگری بود. من انتظار دیگری از آن مجلس و نمایندگان داشتم و در عمل دیدم که اصولگرایی واقعی وجود ندارد. در همان دوران با ماجرای وزارت کشور آقای کردان مواجه شدیم. ایشان در جلسه رای اعتماد مدرک دکترای خود از دانشگاه آکسفورد نشان داد و وزیر شد.همان موقع که بحث‌هایی مطرح شد من گفتم که حالا که ایشان وزیر شده دیگر بی خیال پیگیری موضوع شوید اما وقتی جواب استعلام آمد گفتیم درست نیست که وقتی مردم متوجه دروغ شدند ما در مقابل این امر سکوت کنیم. حتی خواستار این شدیم که خود دولت ایشان را برکنار و یا حتی معاون وزیر کند. اما آنها نپذیرفتند و ما هم حاضر نبودیم که در مقابل این مسئله سکوت کنیم.

مطهری به دیدار خود با احمدی‌نژاد در این ارتباط اشاره کرد و گفت:‌ در‌آن جلسه سه ساعته آقای احمدی‌نژاد از من خواست که بی خیال موضوع شویم و این همه مدرک قلابی وجود دارد من هم گفتم که بحث شخصی وجود ندارد شما هم کار ی کنید تا این مسئله به مجلس کشیده نشود. خود کردان حاضر به استعفا شد اما احمدی‌نژاد اجازه نداد و در جلسه استیضاح هم حاضر نشد و آن مرحوم هم هرچه در جلسه استیضاح گفت به ضررش به پایان رسید و در نهایت با رای بالایی عزل شد.

نماینده مردم تهران به موضوع سوال از رییس جمهور در مجلس هشتم نیز اشاره کردو گفت:‌ این مسئله هم نماینگر یکی دیگر از نواقص اصولگرایان بود. وقتی رییس جمهور می گفت من قانون را اجرا نمی کنم نباید حتی یک ساعت هم رییس جمهور این مملکت می‌ماند. اما دوستان می‌گفتند این دولت مورد حمایت رهبری است و ما ورود نمی کنیم. حدود یک سال طول کشید تا بحث سوال مطرح شود. ایشان حتی گفتند من قانونی که مطابق با قانون اساسی باشد را اجرا می کنم و با سایر قوانین نیز مخالف نظر من است کاری ندارم. نپذیرفتن سوال موجب شد که من از نمایندگی استعفا دهم که در نهایت هیات رئیسه آن را پذیرفت و رییس جمهور برای پاسخگویی به مجلس آمد. هرچند که آیین‌نامه در این ارتباط دارای نواقصی بود و بعدها آن نقیسه رفع شد.

وی یکی از مشکلات اصلی کشور و اصولگرایان را برداشت غلط از موضوع ولایت فقیه دانست و گفت: ولایت فقیه هیچ تکلیفی را از گردن ما ساقط نمی کند. اینکه من نماینده به وظایف خود عمل نکنم به این دلیل که از نظر رهبری خبر ندارم، صحیح نیست.

مطهری به انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم اشاره کرد و گفت: در زمان ما ادامه حضور احمدی‌نژاد را به صلاح کشور نمی دانسنیم از این رو با دوستان همفکری کرده و گفتیم از آقای ولایتی در انتخابات حمایت کنیم. در این خصوص دیدارهایی هم با اقاای هاشمی و خاتمی داشتیم و آنها هم استقبال کردند اما در نهایت دوستان ما گفتند چون نظر آقا را نمی دانیم وارد نمی شویم. انتخابات که ربطی به رهبری ندارد اگر رهبری می خواست که خود رییس جمهور را انتخاب کند که دیگر انتخابات معنایی نداشت. در سال 88 هم که فتنه‌ای راه افتاد، ابتدا عده‌ای راه افتادند و گفتند که نظر آقا به احمدی نژاد است.

نماینده مردم تهران قانون هدفمند کردن یارانه ها را نیز از دیگر مصوبات خوب مجلس هشتم عنوان کرد و گفت: این قانون خوب بود اما اجرای بدی داشت. با وجود اینکه سهم هر فردا 15 هزار بود دولت برای هر نفر مبلغ 45 هزار در نظر گرفت که موجب بروز مشکلات عدیده‌ای برای کشور شد و دوستان باز هم سکوت کردند.
منبع: خبر آنلاین

 



برچسب ها: علی مطهری، فساد اخلاقی و سیاسی، مجلس ششم، ضد نظام، تحمیل وکیل، اصولگرایی، کردان،

[ شنبه 3 بهمن 1394 ] [ 20:02 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8234409150/MADRESEH_13.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234409650/MADRESEH_15.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8234410584/MADRESEH_14.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234412918/MADRESEH_9.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8234414034/MADRESEH_7.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234415034/MADRESEH_5.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234416292/MADRESEH_1.jpg

 

 توصیه سیدحسن خمینی به دولت  

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


 به گزارش پایگاه خبری، تحلیلی بازتاب امروز ، دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ :
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در دیدار با مدیران و رؤسای آموزش و پرورش سراسر کشور در حرم امام خمینی با اشاره به اهمیت پرسشگری در محیط علمی از نگاه امام راحل، اظهار کرد: یکی از اموری که در درس فقه و اصول امام همه شاگردان ایشان بر آن متفق القول هستند این است که وقتی صحبتهای امام طولانی می شد و کسی سخن نمی گفت، ایشان می گفتند مگر اینجا مجلس وعظ است؟ اینجا درس است؛ چرا کسی اشکال نمی کند و حرف نمی زند؟
 او گفت: احتمالا امام این خصلت را از استاد بزرگوارشان آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی گرفته اند، زیرا مشهور است که می گویند یکی از شاگردان مرحوم حائری درس ایشان را تقریر کرده و خدمتشان برده بود؛ آیت الله حائری به او گفته خیلی خوب نوشته ای، اما آیا هیچ نکته ای به ذهن خودت نرسید که در جایی اشکال، ان قلت یا حاشیه ای را مطرح کنی؟
 سید حسن خمینی با تأکید بر آموزش شجاعت در کلاس درس، گفت: دانش آموز، دانشجو و طلبه باید از استاد خود در مرحله اول آزاد اندیشی را فرا گیرد؛ زیرا درسی که در آن آزاد اندیشی، توانمندی طرح سؤال و پرسشگری وجود نداشته باشد، درس نیست، بلکه صرفا حفظ کردن مطالب است.
 او تأکید کرد:
در حوزه علوم امر مقدس وجود ندارد و ما باید با سؤال و پیگیری مجدانه هم طلبه، هم دانشجو و خصوصا دانش آموز -که اصول اساسی را در آن دوران فرا می گیرد- را به گونه ای تربیت کنیم که بتواند در مسیر خود پرسشگری کند، لذا فضای آموزش و پرورش و خصوصا فضای کلاس های درس باید آمیخته به شجاعت باشد.
 او یادآور شد: یکی از بزرگترین درس هایی که در دوره دبیرستان فرا گرفتم بُعد شجاعت و اجازه شجاعتی بود که بعضی معلم ها به دانش آموز می دادند؛ دانش آموز حتی اگر در موضوعی فکر می کند به درستی و بر خلاف نظم مقرر شده می اندیشد باید بتواند کار خود را در چارچوب ضوابط پیش ببرد، این امر البته مقدماتی لازم دارد و اولین مقدمه آن است که شجاعت در میان معلمان بیش از همه وجود داشته باشد.
 سید حسن خمینی گفت: از نقاط مثبت آموزش و پرورش ما در طول تاریخ شجاعت معلمان در مقابل دستگاه مدیریتی بوده است، زیرا شاید در قیاس با سایر نهادهای دولتی معلم ها از استغناء و شجاعت بیشتری در بیان عقاید و بیان مطالبی که صحیح می پندازند، برخوردار بوده اند.
 او با ارزشمند خواندن روحیه شجاعت در معلمان گفت: اگر فضای مدیریتی آموزش و پرورش این روحیه را بارور کند تا معلمان بتوانند شجاعانه آنچه در حوزه اداری، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می اندیشند را بیان کنند، آنگاه یک معلم شجاع توان تربیت نسل شجاع را دارد؛ نسلی که وقتی شجاع باشد در مقابل استکبار، استعمار و استحمار می ایستد و اتکاء امام بزرگوار ما نیز به همین عامل بود.
 او گفت: امام عزیز و بزرگوار ما یک معلم شجاع بود که توانست نسلی را شجاع پرورش دهد و با اتکاء به شجاعت آن نسل تصمیم بگیرد. امام شجاعت ایستادگی مقابل شاه، استبداد، استعمار و آمریکا، صدام و شجاعت ایستادگی مقابل حرف متحجرین را داشت؛ بعضی از ما شجاعت ایستادن مقابل خارجی را داریم اما ممکن است در مقابل تخلف دوستانمان آن شجاعت را نداشته باشیم.
 او ادامه داد: امام یک معلم شجاع بود که نسلی را شجاع پرورش داد، بارور کرد و با اتکاء به شجاعت آنان توانست مقابل سلطه داخلی و خارجی بایستد. لذا در فضای آموزش و پرورش، مدیریت این مجموعه از حیث اخلاقی و دینی موظف است این شجاعت را میان معلمان نهادینه کند؛ این ویژگی پیش از این هم میان معلمان بوده است و باید آن را پاس داشت و خود معلمان هم نسبت به این مسأله مسئولیت دارند.
 سید حسن خمینی تأکید کرد: یکی از اموری که دولت حتما باید کمک کند و واقعا در این حوزه نباید هیچ اجحافی صورت گیرد موضوع معیشت معلمان است، زیرا واقعا معلمی که از حیث معیشتی دچار مشکل باشد توان تعلیم و تربیت یک فضای سالم را ندارد.



برچسب ها: سید حسن خمینی، امام خمینی، عبدالکریم حائری یزدی، آزاد اندیشی، امر مقدس، فضای کلاس ها، شجاعت معلمان،


[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 23:52 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s7.picofile.com/file/8234171134/TAQY3RE_K8RBARYE_AR8ZY_3.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234171876/TAQY3RE_K8RBARYE_AR8ZY_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8234172550/TAQY3RE_K8RBARYE_AR8ZY_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8234173184/TAQY3RE_K8RBARYE_AR8ZY_5.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234173892/TAQY3RE_K8RBARYE_AR8ZY_6.jpg

 

 آقای قالیباف نذارید بابامو زندان ببرن! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


به گزارش
خبرگزاری خبرآنلاین، پیمانکاران شهرداری، امروز در تجمع آرامی در مقابل شهرداری تهران از مدیران شهری خواستند تا مطالبات آنها را پرداخت کنند. ارقام متفاوت و متعددی از ۲هزار میلیارد تا ۲۰ هزار میلیارد تومان از مطالبات پیمانکاران شهرداری تاکنون عنوان شده و هنوز به صورت رسمی شورای شهر تهران مشخص نکرده طلبکاران شهرداری چقدر هستند(است _ ع.ع).
 پیش از این، برخی طلبکاران عمده شهرداری تهران مانند بابک زنجانی با در اختیار گرفتن زمینها و اخذ پروانه های ساخت بلند-مرتبه، توانسته بودند بخشی از حسابشان را با شهرداری صاف کنند ولی پس از آنکه صدور پروانه های ساخت به کمتر از نصف کاهش یافت و شورای عالی شهرسازی و معماری نیز جلوی تغییر کاربری اراضی به صورت غیرقانونی را گرفت، شهرداری تهران برای بازپرداخت بدهی خود به پیمانکاران، دچار مشکل شد.
برخی از پرونده های پرداخت مطالبات شهرداری تهران به پیمانکاران، بدل به پرونده-های ملی و پرسر و صدایی شدند. فروش و واگذاری زمین های باغات شمال تهران به یک بانک، واگذاری اراضی بوستان مادر در غرب تهران به یک شرکت پیمانکاری طلبکار شهرداری در پروژه دوطبقه سازی اتوبان صدر، واگذاری مجوز بلند-مرتبه سازی در خیابان ایران زمین به بابک زنجانی به خاطر مطالباتش در پروژه دو طبقه کردن اتوبان صدر که منجر به رانش زمین در خیابان ایران زمین شهرک غرب شد، واگذاری بخشی از اراضی منطقه ۲۱ به پیمانکار دوطبقه سازی اتوبان صدر، واگذاری موقوفه دکتر عظیمی واقع در شمال اتوبان صدر به شرکت آهاب از پیمانکاران متروی تهران از جمله پرونده هایی بود که با سرو صدای زیادی در مطبوعات همراه شد. به گونه ای که اعضای شورای شهر تهران از شهردار خواستند برای توضیح برخی از جزئیات این پرونده ها به صحن علنی بیاید. از جمله، قالبیاف برای واگذاری بوستان مادر به طلبکاران شهرداری به صحن علنی شورای شهر فراخوانده شد تا به سئوال محمد حقانی عضو شورای شهر پاسخ گوید.
 اکنون پیمانکاران شهرداری در مقابل این نهاد جمع شدند و با در دست داشتن پلاکاردهایی از قالیباف خواستند حساب آنها را تسویه کند. برخی از نوشته های روی پلاکاردها جالب توجه بود. از جمله پلاکاردی که از زبان فرزندان این پیمانکاران و خطاب به شهرداری نوشته شده بود: آقای قالیباف، نذارید بابامو زندان ببرن! 

 


برچسب ها: پیمانکاران شهرداری، بابک زنجانی، خرید مجوز برج، تغییر کاربری اراضی، واگذاری بوستان مادر بجای طلب، شرکت آهاب، شورای شهر تهران،

[ سه‌شنبه 29 دی 1394 ] [ 16:41 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8234106800/JALYLY_ASHTON_MOZ8KER8T_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234106950/JALYLY_MOZ8KER8TE_HASTE_EE_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8234107042/JALYLY_MOZ8KER8TE_HASTE_EE_4.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234107192/JALYLY_MOZ8KER8TE_HASTE_EE_6.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8234107392/JALYLY_MOZ8KER8TE_HASTE_EE_7.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8234107468/JALYLY_ASHTON_40_S8L_PAS_AZ_MOZ8KER8T_1.jpg

 

 به مردم بگویید که هیچ معجزه-ای در کار نیست ؛ فقط تلاش، صبوری، وَ اصلاحات ضروری ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


 نامه صادق زیباکلام  به رئیس جمهور در باره مسائل پسابرجام :
جناب آقای روحانی، مخالفان شما از امروز د‌‌‌و تاکتیک د‌‌‌ر قبال موفقیت د‌‌‌ولت شما به‌کار خواهند‌‌‌ گرفت
:

تاکتیک نخست‌شان اظهار افسوس، تالم و تاسف از اقد‌‌‌اماتی که حسب برجام ایران متعهد‌‌‌ به انجام آن‌ها شد‌‌‌ه است. از جمله خروج اورانیوم غنی شد‌‌‌ه از کشور، معد‌‌‌وم کرد‌‌‌ن اورانیوم ۲۰ د‌‌‌رصد‌‌‌ غنی شد‌‌‌ه، سیمان کرد‌‌‌ن قلب رآکتور آب سنگین اراک، برچید‌‌‌ن هزاران سانتریفیوژ، توقف غنی سازی د‌‌‌ر فرد‌‌‌و و استفاد‌‌‌ه از آن به عنوان یک «آزمایشگاه تحقیقاتی» وغیره. .......

 مرکز ثقل تبلیغات‌شان هم این است که تاسیسات و تجهیزاتی که میلیارد‌‌‌‌ها د‌‌‌لار صرف آن‌ها شد‌‌‌ه، د‌‌‌ارند‌‌‌ اوراق و از حیض انتفاع د‌‌‌ارند‌‌‌ یکی پس ار د‌‌‌یگری خارج می‌شوند‌‌‌.
 تاکتیک د‌‌‌وم‌شان این است که از فرد‌‌‌ا شروع خواهند‌‌‌ کرد‌‌‌ به گفتن اینکه آقای روحانی برجام هم به‌سلامتی از ۲۶ د‌‌‌ی آغاز شد‌‌‌؛ تحریم‌ها هم که برد‌‌‌اشته شد‌‌‌ند‌‌‌؛ د‌‌‌ارایی‌های بلوکه شد‌‌‌ه ایران هم آزاد‌‌‌ شد‌‌‌ند‌‌‌ وغیره ،پس چرا هیچ معجزه‌ای هنوز د‌‌‌ر اقتصاد‌‌‌ ایران اتفاق نیفتاد‌‌‌ه؟
 جناب آقای روحانی، انتقاد‌‌‌ات هسته ای تند‌‌‌رو‌ها د‌‌‌ر اساس د‌‌‌رست هستند‌‌‌ و اصرار د‌‌‌ر انکار آن‌ها بی‌فاید‌‌‌ه.
اما باید‌‌‌ از منتقد‌‌‌ان از جمله جبهه پاید‌‌‌اری و طرفد‌‌‌اران د‌‌‌ولت پیشین پرسید‌‌‌ که به‌راستی مسئولیت این خسارت‌ها برعهد‌‌‌ه کیست؟ آیا برعهد‌‌‌ه د‌‌‌ولت روحانی است یا برعهد‌‌‌ه د‌‌‌ولت‌هایی که از هسته‌ای بهره برد‌‌‌اری سیاسی کرد‌‌‌ند‌‌‌ د‌‌‌ر جهت آمریکاستیزی، استکبارستیزی و صد‌‌‌ور انقلاب؟ آیا هزینه برچید‌‌‌ن و انبار سانتریفیوژهایی که میلیارد‌‌‌‌ها د‌‌‌لار صرف ساخت آن‌ها شد‌‌‌ه بر عهد‌‌‌ه ظریف است یا برعهد‌‌‌ه مجالس هشتم و نهم که حتی یک‌بار د‌‌‌ر فاصله ۹۲-۸۴ از د‌‌‌ولت احمد‌‌‌ی‌نژاد‌‌‌ د‌‌‌ر خصوص برنامه‌های هسته‌ای کشور توضیح نخواستند‌‌‌؟ آیا مسئولیت سیمان شد‌‌‌ن قلب رآکتور آب سنگین اراک باید‌‌‌ متوجه د‌‌‌ولت یازد‌‌‌هم شود‌‌‌ و آقای روحانی باید‌‌‌ پاسخگو باشد‌‌‌ یا نمایند‌‌‌گانی که د‌‌‌ر طول نزد‌‌‌یک به ۶ سال مذاکرات آقای د‌‌‌کترسعید‌‌‌ جلیلی حتی یک‌بار هم از مشارالیه نخواستند‌‌‌ سوال کنند‌‌‌ که شما با خانم کا‌ترین اشتون راجع به چیزی سرگرم مذاکره هستید‌‌‌ که روز به روز تحریم‌ها و فشار‌ها د‌‌‌ارند‌‌‌ بر ایران افزایش پید‌‌‌ا می‌کنند‌‌‌؟ د‌‌‌ولت شماپاسخگوی هزینه‌های هسته ای که د‌‌‌یروز صورت گرفت و امروز د‌‌‌ارند‌‌‌ برچید‌‌‌ه می‌شوند‌‌‌ نیست بلکه کسانی‌که باعث شد‌‌‌ند‌‌‌ تا گره ای که با د‌‌‌ست باز می‌شد‌‌‌ با د‌‌‌ند‌‌‌ان هم امروز باز نشود‌‌‌، باید‌‌‌ امروز پاسخگوباشند‌‌‌.
 اما د‌‌‌ر خصوص انتقاد‌‌‌ات و حملاتی که از بابت وضعیت اقتصاد‌‌‌ی صورت خواهد‌‌‌ گرفت ....... د‌‌‌ر پاسخ
باید‌‌‌ گفت که برجام بنا نبود‌‌‌ه که عصای موسی(ع)باشد‌‌‌ و د‌‌‌ر اقتصاد‌‌‌ ایران معجزه کند‌‌‌. تحریم‌ها همچون سنگی بود‌‌‌ند‌‌‌ که بر پای اقتصاد‌‌‌ ایران بسته شد‌‌‌ه بود‌‌‌ند‌‌‌. ماد‌‌‌ام که آن سنگ بر پای ما بسته بود‌‌‌، هیچ امید‌‌‌ی به حرکت و موفقیت ند‌‌‌اشتیم. این به آن معنا نیست که اگر تحریم‌ها از پای اقتصاد‌‌‌ ایران برد‌‌‌اشته شوند‌‌‌، ما قهرمان خواهیم شد‌‌‌. اقتصاد‌‌‌ ایران یک اقتصاد‌‌‌ فاسد‌‌‌ و ناکارآمد‌‌‌ د‌‌‌ولتی است. .......  حتی یک اقتصاد‌‌‌ د‌‌‌ولتی تا به امروز نتوانسته به‌طور نسبی موفق شود‌‌‌ که اقتصاد‌‌‌ د‌‌‌ولتی ایران د‌‌‌ومین آن باشد‌‌‌. .......  کد‌‌‌ام صنایع و تولید‌‌‌ات د‌‌‌ولتی ما می‌توانند‌‌‌ د‌‌‌ر بازارهای خارجی رقابت کنند‌‌‌؟ بفرمائید‌‌‌ که د‌‌‌ولت شما بیش از ۵۰۰ هزار میلیارد‌‌‌ تومان بد‌‌‌هی د‌‌‌ارد‌‌‌ وکم نیستند‌‌‌ بخش‌های د‌‌‌ولتی و نیمه د‌‌‌ولتی که توان پرد‌‌‌اخت حقوق و مزایای کارکنان‌شان را هم ند‌‌‌ارند‌‌‌؛ بفرمائید‌‌‌ که اکثر کارخانجات و واحد‌‌‌های تولید‌‌‌ی کشور مملو از کالاهای تولید‌‌‌شد‌‌‌ه است ولی به‌واسطه رکود‌‌‌ از فروش خبری نیست؛ بفرمائید‌‌‌ که بود‌‌‌جه عمرانی کشور د‌‌‌ر سال ۹۴ .......  به‌ واسطه‌‌ همان انگیزه‌های سیاسی- پوپولیستی ، د‌‌‌ر طول یکسال نزد‌‌‌یک به ۵۰ هزار میلیارد‌‌‌ تومان را د‌‌‌ر چاه ویل د‌‌‌یگری به‌نام یارانه فله‌ای می‌ریزد‌‌‌. برای پرد‌‌‌اخت یارانه فله‌ای که بیش از کل بود‌‌‌جه عمرانی کشور را می‌بلعد‌‌‌ هم هیچ گونه پاسخگویی وجود‌‌‌ ند‌‌‌ارد‌‌‌. به منتقد‌‌‌ان اقتصاد‌‌‌ی‌تان پاسخ د‌‌‌هید‌‌‌ که هنر اقتصاد‌‌‌ د‌‌‌ولتی ایران فقط د‌‌‌ر تولید‌‌‌ات بنجل، بی‌کیفیت، گران و غیر قابل رقابت با مشابه خارجی‌اش نیست. هنر د‌‌‌یگرآن فساد‌‌‌ است. وهنر بعد‌‌‌ی‌اش یک ساختار حجیم بروکراسی د‌‌‌ولتی با۵ میلیون نفرحقوق بگیر (۵/۴ میلیون نفر د‌‌‌ر بخش‌های مختلف د‌‌‌ولتی و ۵/۰ میلیون نفرد‌‌‌رشرکت‌های د‌‌‌ولتی) که نزد‌‌‌یک به ۷۰ د‌‌‌رصد‌‌‌ بود‌‌‌جه عمومی کشور را می‌بلعد‌‌‌.
صد‌‌‌ البته که نمی‌خواهم د‌‌‌ولت شما را مبرا از این مصیبت‌ها بد‌‌‌انم. به طور حتم کمترین قصور شما آن است که چرا این واقعیت‌ها که چه عرض کنم، مصیبت‌ها را با مرد‌‌‌م د‌‌‌ر میان نمی‌گذارید‌‌‌ و فکر می‌کنید‌‌‌ با لبخند‌‌‌، د‌‌‌اد‌‌‌ن وعد‌‌‌ه‌های د‌‌‌لگرم کنند‌‌‌ه و آرام بخش، نوید‌‌‌ پد‌‌‌ید‌‌‌ار شد‌‌‌ن عنقریب نوری د‌‌‌ر انتهای تونل ود‌‌‌اد‌‌‌ن خبرهای خوش با «شیب ملایم»، مرد‌‌‌م را د‌‌‌لخوش و امید‌‌‌وار نگه می‌د‌‌‌ارید‌‌‌. ولی جناب روحانی عزیز، جامعه خود‌‌‌مان هم به‌کنار، رژیم‌های پوپولیستی همواره د‌‌‌ر شرایط ناا‌مید‌‌‌ی اجتماعی اینچنینی نقش ناجی را گرفته وظهور کرد‌‌‌ه‌اند‌‌‌. به‌خاطر خد‌‌‌ا خطراحتمال ظهور یک «احمد‌‌‌ی‌نژاد‌‌‌» د‌‌‌یگر را د‌‌‌ر انتخابات خرد‌‌‌اد‌‌‌ ۹۶ جد‌‌‌ی بگیرید‌‌‌. 

 

 متن کامل

 

لینکهای مرتبط :

ایسنا - اوباما: توافق هسته‌ای بهتر از هر گزینه دیگری است

اوباما: بدون توافق هسته‌ای با ایران، احتمال جنگ در ...

الف - توافق خط قرمزها را رعایت کرده است/ هر مصوبه کنگره را که ...

تنها گزینه دیگر به غیر از توافق هسته‌ای، جنگ بود

رد توافق هسته ای توسط کنگره، باعث انزوای اسرائیل و وقوع ...

توافق هسته ای از سد کنگره گذر می کند - فرارو

مشروح سخنان باراک اوباما درباره مذاکرات هسته‌ای - همشهری آنلاین



برچسب ها: مخالفان پسابرجام، اقتصاد‌‌‌ ایران، مجالس هشتم و نهم، د‌‌‌ولت احمد‌‌‌ی‌نژاد‌‌‌، د‌‌‌کترسعید‌‌‌ جلیلی، تحریم‌ها، کمبود بودجه عمرانی،

[ سه‌شنبه 29 دی 1394 ] [ 09:59 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

گلدونا رو آب بدیم ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

در شبکه گردی عصرایران مطالب متنوعی در حوزه های سیاسی و اجتماعی گردآوری شده است که در ادامه می توانید بخوانید و ببینید:

1- گلدونا رو آب بدیم

بابک اسحاقی در وبلاگش نوشت:

همسایه ما راننده تاکسی است. شب ها وقتی به خانه بر می گردم معمولا دم در دارد سیگار می کشد. سلام و علیکی می کنیم و همین. دو بار هم طی این دو سال زحمت کشیده و برایمان نذری آورده اند. یکبار هم عید امسال با هم دست دادیم و روبوسی کردیم و عید را تبریک گفتیم. اسم و فامیل همدیگر را نمی دانیم. نمی داند من چه کاره ام و اگر تاکسی نداشت من هم نمی دانستم. مقایسه اش می کنم با همسایه های محله قدیم دوران بچگی م که حتی اقوام همدیگر را می شناختیم. عید دیدنی که هیچ شب نشینی هم می رفتیم خانه هم. سفر هم همینطور. همسایه ها از فامیل نزدیک تر بودن آن وقت ها.

زمانه طور بدی عوض شده است. داریم شور (کاری به کار هم نداشتن ) را در می آوریم. اصلا کاری به کار هم نداشتنمان یک کلاس و یک فرهنگ شده است به حدی که از سلام کردن با هم تعجبمان می شود.

امشب برگشتنی به خانه، رفتم بقالی سر کوچه برای مانی پفیلا بخرم . مرد خوبیست همسال خودم . هر بار با هم گپ و گفت کوتاهی می کنیم. درباره فوتبال و کسب و کار و سرد و گرمی هوا . امروز وقتی نایلون پفیلاها را به دستم داد دستم را به طرفش دراز کردم و گفتم: بعد از این همه وقت ما هنوز اسم همو بلد نیستیم. من بابک هستم. دستم را به گرمی فشرد و گفت: چاکرت حسین . آنقدر لبخند حسین بعد از آشناییمان را دوست داشتم که قول دادم این سناریو را با همسایه راننده تاکسی مان هم تکرار کنم  اما انگار سیگارش را زود تر دود کرده بود و رفته بود توی خانه.

فردا شب اسم همسایه مان را خواهم فهمید.

 *******************************

 

2- ساندویجی سیار

محمد سیروسیان این عکس را از اراک در تلگرام برای ما ارسال کردند:

بازگشت به دوازده سال پیش/  آفتاب پرست اینگونه تغییر رنگ می دهد/ ساندویجی سیار

 *******************************

 

 

3- فرق بحث با گفتگو

حمیدرضا حاجی اشرفی در تلگرام نوشت:

"گفتگو" در جهان امروز راهکاری برای رهایی از انواع بحرانهاست. بین "گفتگو" و بحث و جدال و مناظره تفاوت بسیار است

ما در گفتگو به دنبال راه حل می گردیم، اما در بحث بیشتر می خواهیم دانش خودمان را به رخ دیگری بکشیم

ما در گفتگو در پی یافتن پاسخ برای سوال هایمان هستیم اما در بحث همیشه می خواهیم جواب سوال طرف مقابل را بدهیم.

هدف گفتگو صحبت کردن با دیگری است به همین خاطر در پایان گفتگو هر دو طرف برنده اند اما در بحث همیشه یک شکست خورده وجود دارد به خاطر اینکه هدف بحث برنده شدن است و....

 *******************************

4- طرحی جالب
 

تصویری از طرحی جالب بر روی یک آبسرد کن که توسط محسن در تلگرام منتشر شد:

 

بازگشت به دوازده سال پیش/  آفتاب پرست اینگونه تغییر رنگ می دهد/ ساندویجی سیار

 

((( ترجمه متن روی آبسردکن : «ذخائر آب ِ شُرب دنیا دارد تمام میشود ؛ گرم-تر شدن کره زمین را متوقف کنیم». _ عـبـــد عـا صـی )))

 *******************************

 

 

5- آرامش  
 

محمد در تلگرام نوشت:

آرامش یعنی همین متن امیرالمومنین علیه السلام:

ای مالک ! بدان اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش

نیکی های امروزت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش

بهترین های خودت را به دیگران ببخش ، حتی اگر اندک باشد

در انتها خواهی دید آنچه می ماند میان تو و خدای توست، نه میان تو و مردم

نهج البلاغه

 *******************************

 

6- بازگشت به 12 سال پیش

در صفحه javadzarif_fans در اینستاگرام عکس زیر به همراه این نوشته منتشر شد:

تا چند ساعت دیگر، مملکتمان باز می گردد به دوازده سال پیش، منهای تحریم ها و البته منهای رشد اقتصادی پنج درصدی، نرخ بیکاری ده درصدی و ذخیره ارزی چند میلیارد دلاری؛ تجربه ای که جوانی و عمر یک نسل را سوزاند، توسعه ایران را بیست سال عقب تر انداخت و چرخ توسعه امارت و ترکیه و سعودی را شتاب بخشید و به ما آموخت در جشن" حداقل ها" زندگی کنیم و رویاهامان را دور بیاندازیم ...

بازگشت به دوازده سال پیش/  آفتاب پرست اینگونه تغییر رنگ می دهد/ ساندویجی سیار

 

 *******************************

 

8- رنج دوران برده ایم

امیر مهدی ژوله با انتشار عکس زیر در اینستاگرامش نوشت:

ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود، رنج دوران برده ایم، رنج دوران برده ایم...

بازگشت به 12 سال پیش/  آفتاب پرست اینگونه تغییر رنگ می دهد/ ساندویجی سیار

 

 


برچسب ها: همسایه، سلام و علیک، نذری، شب نشینی، بحث، گفتگو، آرامش،

[ دوشنبه 28 دی 1394 ] [ 01:31 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8233738126/Saudi_Arabia_embassy_29.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233738692/Saudi_Arabia_embassy_35.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8233743000/Saudi_Arabia_embassy_25.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233743776/Saudi_Arabia_embassy_19.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8233744468/Saudi_Arabia_embassy_14.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233745076/Saudi_Arabia_embassy_10.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233745950/Saudi_Arabia_embassy_33.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8233746218/Saudi_Arabia_embassy_34.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8233746676/Saudi_Arabia_embassy_22.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8233747792/Saudi_Arabia_embassy_8.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233748692/Saudi_Arabia_embassy_3.jpg

 

 

 

 

 توکلی: کوتاهی نهادهای ذیربط پذیرفتنی نیست ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 عبرت نیوز:  به گزارش خبرآنلاین، احمد توکلی ، نماینده مردم تهران ، در کانال تلگرامی خود نوشته : چند روز پیش از طرف یک جوان متدین و بسیجی پیامکی با این مضمون داشتم: سلام اقای دکتر. در مورد حمله به سفارت عربستان خواستم عرض کنم که نقش صدا و سیما و یه سری رسانه ها در تحریک شدید مردم قابل توجه بود . در این وضعیت به نظر من حمله به سفارت یکی از تبعات طبیعی آن است. متاسفانه الان همه دارن محکوم میکنن ولی هیچ کس به عوامل تحریک کننده توجهی نمیکنه.
 در پاسخ این عزیز دلسوز نوشتم:
سلام اگر حرکت را خودجوش تلقی کنیم نقش رسانه زیاد است ولی اگر برنامه‌ریزی شده بوده باشد که چنین به نظر می‌رسد آن وقت سهم رذالت دشمنان زیرک و سادگی دوستان کم بهره از بصیرت، بالا می‌رود.
 بهتراز این می شد سعودی-های جانی را از موضع «محکوم منفعل» بر تخت «مدعی معترض» نشاند؟ و مظلومیت شیخ شهید را به سایه فرستاد؟ و جمهوری اسلامی مظلوم را به جایگاه متهم کشاند؟
 پذیرفتنی است نیروی های انتظامی و امنیتی میخواستند جلوگیری کنند و نتوانستند؟
با تعقیب جدی و بی اغماض قضایی ماجرا، برای همیشه باید به رفتارغیرعقلانی و مخالف حکم ولی فقیه پایان داد.
 خدا به همه ما در کنار عشق و شور، عقل و شعور بیشتر عطا فرماید و بر بصیرتمان بیفزاید. البته حرف در باره واکنش های پیشین دولت و آثارش بر پرروئی سعودی ها مجال دیگری می خواهد.
1394/10/19  

 

[ یکشنبه 27 دی 1394 ] [ 13:52 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s7.picofile.com/file/8233582268/PAY8MAKE_TABL3Q8TYE_DORUQ_MOZ8HEM_N8X8STEH_4.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233582492/PAY8MAKE_TABL3Q8TYE_DORUQ_MOZ8HEM_N8X8STEH_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233582668/PAY8MAKE_TABL3Q8TYE_DORUQ_MOZ8HEM_N8X8STEH_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8233582842/PAY8MAKE_TABL3Q8TYE_DORUQ_MOZ8HEM_N8X8STEH_3.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8233583284/PAY8MAKE_TABL3Q8TYE_DORUQ_MOZ8HEM_N8X8STEH_10.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8233583534/PAY8MAKE_TABL3Q8TYE_DORUQ_MOZ8HEM_N8X8STEH_8.jpg

 

 صد رحمت به هَکرها! اینها که روز روشن حمله میکنند ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 


 فناوری‌های جدید در دو دهه اخیر تأثیر بسیاری بر زندگی بشر داشته‌اند و باعث ایجاد تغییرات جدی در سبک زندگی بشر امروزی شده‌اند. به گزارش باشگاه خبرنگاران، از جمله این فناوری‌های نوین تلفن همراه است که این روزها به خوبی تمام ابعاد زندگی بشر را تحت الشعاع خود قرار داده است.
تقریباً مدت ۲۱ سال از راه‌اندازی فناوری تلفن همراه در کشور می‌گذرد که نخستین بار در سال ۱۳۷۳ این اتفاق در کشور افتاد.
 با توجه به رشد و گسترش، ترویج استفاده از وسایل ارتباطی نوین و فناوری‌های جدیدی مثل تلفن همراه در بین جوامع مختلف و به منظور رفع نیازها و با توجه به تقاضای گوناگون کاربران به دریافت خدمات بهتر و استفاده از ابزارهای ارتباطی جدیدتر فعالیت‌های مناسبی با جهت‌گیری جهانی برای توسعه شبکه‌های ارتباطی تلفن همراه در کشور و در مجموعه مخابرات شکل گرفت. با رواج استفاده از وسایل ارتباطی و مخابراتی تلفن همراه سیستم‌های پیام رسان و پیامکی نیز پا به عرصه ظهور گذاشتند.
**سامانه‌های پیامکی و پیام رسانی سریع‌ آن‌ها
سیستم‌های پیام‌رسان با هدف ارسال سریع و کوتاه پیام‌های کاربران در زمان کوتاه راه اندازی شدند. بسیاری از کاربران بدین وسیله قابلیت این را یافتند تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن بسیاری از فعالیت‌ها و کارهای خود را در قالب یک پیام کوتاه به مخاطب خود ارسال کنند. این سیستم‌های پیامکی که افراد به صورت شخصی و خصوصی پیغام خود را توسط آن‌ها به دیگران منتقل می‌کردند رفته رفته این قابلیت را یافتند که به صورت عمومی نیز پیام‌هایی را به صورت مشترک به دست دارندگان تلفن‌های همراه و سیم کارت‌های دائمی و اعتباری برسانند. این پیام‌های مشترک که در تلفن‌های همراه منتقل می‌شوند امروزه جنبه تجاری به خود گرفته و اغلب در جهت تبلیغ کالای خاصی و یا ارائه خدماتی آموزشی، تفریحی و ... به وسیله اپراتورهای تلفن همراه برای مشترکین ارسال می‌شود.
 این روزها شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که انبوهی از پیامک‌های تبلیغاتی در عرض چند ثانیه و چند دقیقه به دست شما می‌رسد. ارسال پیامک‌ها به مشترکین علاوه‌بر اطلاع رسانی و جنبه‌های مثبت آن در ارائه
برخی خدمات جنبه‌های منفی نیز برای مشترکین تلفن به همراه داشته است. چرا که این روزها مشترکین تلفن همراه در ساعات مختلفی از شبانه روز با هجوم انبوهی از پیامک‌های تبلیغاتی در تلفن همراه خود مواجه می‌شوند.
**پیامک‌های تبلیغاتی و محتوای نامناسب آن‌ها
 تبلیغاتی که توسط سامانه‌های پیامکی تلفن‌های همراه به دست مخاطبان می رسند اغلب محتوای نامناسبی داشته و دارندگان این وسایل ارتباطی را با مشکلات جدی روبه‌رو کرده است. روزانه پیامک‌های مختلفی با محتوای بهداشتی، پزشکی، اقتصادی مبنی بر ترغیب مشترکان به استفاده از این خدمات توسط کاربران دریافت می‌شود که هدف اغلب آن‌ها تقلب و در بیشتر مواقع کلاهبرداری از مردم است.
 با این وجود اغلب مشترکین برای خلاصی یافتن از دریافت اینگونه پیامک‌های بی‌محتوا و مزاحم به دنبال راه حلی برای قطع ارسال آن‌ها هستند. البته سامانه‌های پیامکی گاهی اوقات این امکان را برای دارندگان تلفن همراه و سامانه پیامکی فراهم کرده‌اند که با ورود یک کد اعلام رضایت برای قطع دریافت پیامک‌های تبلیغاتی کنند. اما بعد از گذشت چند روز و یا چند ساعت باز با ارسال و دریافت پیامک‌هایی با مضمون‌های مختلف تجاری و غیرتجاری روبه‌رو می‌شوند.
 حتی گاهی
(((صراحتا بفرمایید «دائماٌ _ عـبـــد عـا صـی»))) ارسال مداوم این کد ها به اپراتورهای تلفن خود نیز هرینه هایی را برای کاربران بروی قبض‌های تلفن همراه به بار آورده و روزانه شکایات بسیاری از طرف دارندگان تلفن همراه به اپراتورها و سامانه های مختلف برای حل این مسئله می‌شود برای همین منظور از سال ۹۲ سامانه‌ای به منظور به شکایات مردمی در مرکز توسعه فناوری اعطلاعات و رسانه‌های دیجیتال و همچنین رقم می‌خورد و همچنین در وزارت ارتباطات سامانه ۱۹۵ برای بررسی شکایات مربوط به پیامک‌های انبوه و تبلیغاتی راه‌اندازی شد.
بنابراین با توجه به اینکه پیامک‌های تبلیغاتی به عنوان یک معضل بزرگ و همچنین عاملی جدی برای مزاحمت‌های وقت و بی‌وقت برای مشترکان محسوب می‌شود توجه و ساماندهی این پیام رسان امری ضروری تلقی می‌شود. حال با توجه به سیاست‌های ساماندهی خدمات پیامکی هرگونه محتوا در این قبیل خدمات پیام رسان انبوه باید با رعایت قوانین و مقررات کشور و عدم مغایرت آن با اعتقادات و ارزش‌های ایرانی – اسلامی باشد.
 در همین راستا
سال گذشته آیین نامه ساماندهی و نظارت بر خدمات پیامکی در مرکز ملی فضای مجازی تدوین و در کمیسیون عالی ارتقای محتوای فضای مجازی بعداز چندین جلسه در نهایت جمع بندی و بالاخره به تصویب اعضای شورای عالی فضای مجازی در اواخر سال گذشته رسید و به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ابلاغ شد.
**لزوم نظارت به محتوای سامانه‌های پیامکی
 حال با توجه به تمامی مشکلاتی که پیامک‌های انبوه و خدمات پیامک برای مردم داشته و عاملی آزاردهنده و اغلب اوقات هم هزینه‌های اضافی را برای مشترکان به طور ناخواسته برجای گذاشته است و یا گاها آن‌ها را با پیامک‌هایی که محتوای فرهنگی آن‌ها مغایر با فرهنگ کشور بوده مواجه کرده است،
لزوم ساماندهی و نظارت دقیق براین بخش را ضروری می‌نماید.
 براری معاون وزیر ارتباطات با بیان اینکه وزارت ارتباطات و اطلاعات زیر ساخت‌های مدنظر برای نظارت برمحتوای پیامک‌های تبلیغاتی را برای وزارت ارشاد آماده کرده است گفت: وزارت ارشاد باید سامانه آنلاین نظارت و کنترل پیامک‌های تبلیغاتی راه اندازی کند
(((برای اجرایی شدن این نظارت هم حداقل باید تا سال 1404 باز هم صبر انقلابی بخرج دهیم!!! ...  _ عـبـــد عـا صـی»))) .
 وی همچنین با اشاره به تاکید نماینده کمیسیون فرهنگی برای مدیریت پیامک‌های تبلیغاتی از سوی مشترکان گفت:
اپراتورهای تلفن همراه طبق دستور وزیر ارتباطات، شرایطی را فراهم آورده‌اند که از نظر فنی امکان مدیریت تمامی پیامک‌های تبلیغاتی و حذف و انتخاب آن‌ها برای کاربران و مشترکان وجود دارد(((با تمام علاقه وَ احترامی که برای آقای روحانی قائلم ، متأسفانه باید بگویم که کمتر کسی دیگر به اینگونه وعده-ها اعتماد دارد ، چون در زمینه-ی این ساده-ترین حق کاربران تلفن همراه ، خیلی زودتر از اینها وَ بهتر از اینها ، میشد اقداماتی قاطع وَ کارآمد انجام داد.  _ عـبـــد عـا صـی»))) .
..

 

 

[ شنبه 26 دی 1394 ] [ 01:09 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s7.picofile.com/file/8233310950/FERDOSY_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8233311784/FERDOSY_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233312118/AQLO_JAH_1.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8233312834/AQLO_JAH_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233313826/XAFAQ8N_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8233314534/YAA_ABAA_S8LEH_ADREKNY.jpeg

 

 همه دین-شان مردی وُ داد بود
 

 در شاهنامه-ی حکیم ابولقاسم فردوسی ، والاترین موضوع پس از «حــق» ، «خـِــرَد»-ست. در دورانی که غالب جامعه به جهل ، خرافه ، وَ خود-باختگی مبتلا شده ، برای فردوسی عثل وُ خـِــرَد جمعی بسیار ارزشمند است ... فردوسی قصد دارد با تاکید بر عقل وُ خرد ، راه نجات را به مردم بیاموزد.

 

  در این خاک زرخیز ایران زمین / نبودند جز مردمی پاک دین
 همه دین شان مردی و داد بود / وز آن کشور آزاد و آباد بود
 چو مهر و وفا بود خود کیش شان / گنه بود آزار کس پیش شان
 همه بنده ناب یزدان پاک / همه دل پر از مهر این آب و خاک
 پدر در پدر آریایی نژاد / ز پشت فریدون نیکو نهاد
 بزرگی به مردی و فرهنگ بود / گدایی در این بوم و بر ننگ بود

 کجا رفت آن دانش و هوش ما / چه شد مهر میهن فراموش ما
 که انداخت آتش در این بوستان / کز آن سوخت جان و دل دوستان
 چه کردیم کاین گونه گشتیم خوار؟ / خرد را فکندیم این سان زکار
 نبود این چنین کشور و دین ما / کجا رفت آیین دیرین ما؟
 به یزدان که این کشور آباد بود / همه جای مردان آزاد بود
 در این کشور آزادگی ارز داشت / کشاورز خود خانه و مرز داشت

 گران مایه بود آن که بودی دبیر  / گرامی بد آن کس که بودی دلیر
 نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت / نه بیگانه جایی در این خانه داشت
 از آن روز دشمن به ما چیره گشت / که ما را روان و خرد تیره گشت

 از آن روز این خانه ویرانه شد / که نان آورش مرد بیگانه شد
 چو ناکس به ده کدخدایی کند / کشاورز باید گدایی کند
 به یزدان که گر ما خرد داشتیم / کجا این سر انجام بد داشتیم
 بسوزد در آتش گرت جان و تن / به از زندگی کردن و زیستن
 اگر مایه زندگی بندگی است / دو صد بار مردن به از زندگی است
 بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم / برون سر از این بار ننگ آوریم

 

 «حکیم ابولقاسم فردوسی»

 

 

برچسب ها: خرد، راه نجات، فردوسی، مهر و وفا، خوار، آزادگی، ناکس،


[ پنج‌شنبه 24 دی 1394 ] [ 20:06 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8233146818/REZ8ZAADEH_DAR_OTOL_3.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233148176/REZAAZ8DEH_HOSAIN_1.jpeg

 

http://s7.picofile.com/file/8233149034/REZ8ZAADEH_DAR_OTOL_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233149818/REZ8ZAADEH_DAR_OTOL_5.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8233150450/REZ8ZAADEH_DAR_OTOL_43.jpg

 

 در دین-فروشی «هدف وسیله را توجیه میکند» ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  عصرایران؛ احسان محمدی : صادق زیباکلام 29 آذر سال 88 در ضمیمه روزنامه «اعتماد» یادداشتی نوشت که در آن روزهای تب‌آلود سبب شد عده‌ای بر او بتازند و آن را نوعی تسویه حساب سیاسی با ورزشکار تنومندی به حساب بیاورند که زیر بیرق حضرت ابوالفضل العباس (ع) از محمود احمدی نژاد حمایت می کرد، با او به سفرهای استانی می رفت و صریح می گفت: احمدی نژاد قوی‌ترین مرد جهان در عرصه سیاست است.
 زیباکلام در بخشی از آن یادداشت که خاطره-‌ای در وصف جهان‌پهلوان تختی بود نوشت: «طلا، المپیک، جام جهانی، به اهتزاز درآمدن پرچم ایران و نواخته شدن سرود ملی و آن لحظه‌ای که مسئولان المپیک یا جام جهانی در حالی که قهرمان روی سکوی بالای قهرمانی ایستاده و طلا را بر گردنش می‌آویزند، نهایت غرور و شکوه است. همه اینها را رضازاده داشت اما پهلوانی چیز دیگری است. رضازاده بدون تردید قهرمان بود و قهرمان است اما تختی برای ماها در سال 1340 فقط قهرمان نبود.»
 خبری که در دو سه روز گذشته (اوائل آبان 94) منتشر شده - افشاگری حیرت انگیز رئیس فدراسیون وزنه برداری – موجب آن است تا یک بار دیگر کسانی حق را به صادق زیباکلام بدهند که
آری، « رضازاده قهرمان بود، اما پهلوان نه»! ...
 علی مرادی که 14 سال پیش در هواپیما کنار رضازاده نشسته بوده، در گفت‌وگو با «تماشاگران امروز» گفته است: « پیشنهاد 10 میلیون دلاری ترکیه‌ای ها به حسین رضازاده حقیقت نداشت!»
 او می گوید: «‌از مسابقات قهرمانی جهان در لهستان برمی‌گشتیم، در قسمت بیزینس هواپیما نعیم سلیمان اوغلو- که خودش از بلغارستان به ترکیه پناهنده شده - آمد کنار رضازاده و با هم ترکی صحبت کردند. پرسیدم ماجرا چیست؟ گفت: پیشنهاد داده بیا در مسابقات باشگاهی اینجا شرکت کن و وزنه بزن». همین!.
 اما از قرار معلوم
و آن طور که آقای مرادی می گوید «یک خبرنگار از کاه کوه ساخته و به یک ملت خوارک غلط داده و گفته رضازاده پیشنهاد 10 میلیون دلاری عضویت در تیم ملی ترکیه را رد کرده است!»
مرادی که معلوم نیست چرا 14 سال در این باره سکوت کرده در پایان این گفت وگو جمله گزنده ای می گوید: « بعد از آن ماجرا از این آدم بُتی ساخته شد. می‌گفتند قرار بوده پولی در حد نصف ترکیه بدهند و رد کرده، آن‌وقت چند سال بعد رفت با 200 میلیون تبلیغات ماهواره ای کرد.» ...
 در این که حسین رضازاده در چند سال اخیر مواضع عجیب، سخنان شگفت انگیز و رفتارهای سیاسی پیش بینی نشده ای از خود بروز داده است کمتر کسی تردید دارد. او یک ورزشکار قوی پنجه در ورزش وزنه برداری است و نامش برای همیشه در تالار افتخارات ورزش ایران و جهان ثبت شده است و افشاگری هایی از این دست قطعاً او را از این تالار بیرون نمی راند و مدال هایش را بازپس نخواهد گرفت. نکته گزنده اما این است که او عضو شورای شهر تهران است. جایی که در غیاب چهره های متخصص و البته کم توجهی مردم به صندوق های رای، مجال حضور او و امثال او را در شورای شهر پایتخت فراهم ساخت.
 اگر دسترسی دارید به گفت وگوی قدیمی داریوش کاردان و رضازاده در برنامه «صندلی داغ » یک بار دیگر نگاه کنید. آن وقت این درد که او یکی از قانون گذاران مدیریت پایتخت است مضاعف می شود.
یادمان باشد یگانه ورزشکاری است که مراسم عقدکنان و ازدواج او از مکه و به صورت مستقیم از تلویزیون پخش شد حسین رضا زاده است. همچنین به یاد آوریم در حالی که کمیته فنی فدراسیون وزنه برداری ۲۵ آذر ۱۳۸۸ به دلیل مشکلات دوپینگ و محرومیت چند وزنه‌بردار ایرانی و ناکافی بودن دلایل و توجیهات اعضای کادر فنی تیم ملی وزنه برداری ایران، رای به محرومیت حسین رضازاده از مربی گری داد، چند روز بعد رییس وقت سازمان تربیت بدنی ( در دولت مهرورزی) او را بار دیگر به ریاست فدراسیون وزنه برداری منصوب کرد!
 این نوشتار البته در پی بررسی کارنامه رضازاده نیست. همان عملکردی که بسیاری از هم تیم ها و دوستان سابق او را به منتقدان درجه یک وی تبدیل کرده اند و حتی برخی اتهام دوپینگ را هم به او وارد ساخته اند.
 او در همه این سال ها می دانست که که آنچه روزنامه ها و رسانه ها در مورد پیشنهاد وسوسه انگیز ترک ها می نوشتند و به او هاله ای از پهلوانی، تقدس، احترام و ستایش می بخشید از اساس حقیقت نداشته و کذب محض بوده است؟!
 پرسش اینجاست مردی که همیشه نام «حضرت ابوالفضل» - شهره به جوانمردی - را فریاد می زد چرا در همه این سال ها سکوت اختیارکرده بود ؟ چرا یک بار و تنها یک بار در هیچ رسانه ای نگفت که از دست کم از این حیث شایسته تحسین نیست چون اساسا چنین پیشنهادی به او داده نشده است؟!

 قهرمانی در مسابقات جهانی و به ویژه المپیک بسیار دشوار است اما پهلوانی از آن دشوارتر. برای همین است که چند دهه بعد از جان باختن جهان پهلوان تختی و در حالی که یادگار و نواده او دور از ایران و در آمریکا روزگار می گذرانند نام تختی در قلب ایرانیان حک شده و عکس های او هم چنان دیده می شود.
 کسی چه می داند؟ شاید رضا زاده می خواسته راز بزرگی و دست نایافتنی بودن تختی را به همه یادآور شود تا بدانیم تختی چرا و چگونه تختی شد ...

 

 

[ چهارشنبه 23 دی 1394 ] [ 15:07 ] [ عـبـــد عـا صـی ]

[ چهارشنبه 23 دی 1394 ] [ 15:10 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (1) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s7.picofile.com/file/8232900892/DOSHMANE_D8NAA_BEH_AZ_N8D8N_DUST_7.jpeg

 

http://s7.picofile.com/file/8232901984/DOSHMANE_D8NAA_BEH_AZ_N8D8N_DUST_8.jpeg

 

http://s7.picofile.com/file/8232902726/DOSHMANE_D8NAA_BEH_AZ_N8D8N_DUST_5.jpeg

 

http://s7.picofile.com/file/8232903242/DOSHMANE_D8NAA_BEH_AZ_N8D8N_DUST_4.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8232903792/DOSHMANE_D8NAA_BEH_AZ_N8D8N_DUST_3.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8232904292/DOSHMANE_D8NAA_BEH_AZ_N8D8N_DUST_2.jpeg

 

http://s7.picofile.com/file/8232905018/DOSHMANE_D8NAA_BEH_AZ_N8D8N_DUST_1.jpeg

 تا گروهی داخلی مثل اینها آزادند، نظام سلطه آسوده میخوابد! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

   عبرت نیوز: خودکار جمع می شوند و خودسرانه به هر اقدامی دست میزنند و بعد هم خودرای می گویند ما درست می گوییم در حالیکه بودن و رفتار و آراء این جماعت تا امروز مگر زیان چیزی عاید کشورمان نکرده است و نکته جالب آنکه در بسیار موراد مانند حمله به سفارت انگلیس تحلیل درستی هم از شرایط پیش رو ندارند.

در حقیقت این گروه خودسر نه غریبه که بسیاری از چهره های آشنا را به دنبال دارند و در غریب به اتفاق موارد از حمایت های پیدا و پنهان نیز برخوردارند اما این بار ظاهرا بسیار سریع و زود متوجه خطای بزرگشان شده اند و قتل شیدی ارزشمند و شیعه در پرتو اقدامات آنها به ناچار به موضوعی متفاوت مبدل شد.
 اکنون عربستان و رسانه های متعدد این کشور با حمایت رسانه های صهیونیست و ضد انقلاب و غربی بهترین سوژه را برای حمله به کشورمان و تاریخ و منش و دیپلماسی دولت تلاشگرمان یافته اند تا آنچه روحانی و تیمش کوشیدند بر طرف کنند را مبدل به آفتی خطرناک کنند و جالب آنکه حالا پس از 48 ساعت برخی این اقدامات را توطئه و برنامه خود دشمن تلقی و اعلام می کنند که البته چنین نیز خواهد بود زیرا در این مواقع است که دشمن بیشترین بهره را برده و از آب گل آلود ماهی می گیرد اما اگر چنین است زمان آن رسیده تا تکلیف این افراد روشن شود و تک تک آنها بخاطر خسارات جبران ناپذیر وارده پاسخگو باشند و به زندان و محاکمه کشیده شوند.
«عصر ایران» در مطلبی با عنوان «سرنخ نفوذ در آن نیمه‌شب توحش»، با این مقدمه نوشت: «می‌خواهید رد نفوذ را بیابید؟ دنبال نفوذی‌ها هستید؟ حمله به سفارت عربستان در تهران را تا رسیدن به منشاء آن دنبال کنید. بی هیچ تردیدی به نفوذی‌هایی خواهید رسید که شگفت‌زده‌تان می‌کند.
حمله به سفارت عربستان، آن طور که برخی می‌خواهند القا کنند، یک اقدام خودجوش مردمی نبوده است بلکه حرکتی کاملا حساب‌شده و با طرح‌ریزی قبلی بود.
 این، حمله به سفارت عربستان نبود، حمله به ایران و منافع ملی ایران بود، در دقیق‌ترین زمان و با هوشمندانه‌ترین روش؛ درست در زمانی که با اعدام شیخ نمر، سعودی‌ها در موضع انفعال قرار داشتند و نه‌تنها ایران که حتی کشورهای غربی و سازمان‌های حقوق بشری نیز این اعدام را محکوم می‌کردند، ناگهان عده‌ای به سفارت عربستان حمله می‌کنند، آن را به آتش می‌کشند و اموالش را غارت می‌کنند.
 درست از این لحظه به بعد، ورق برمی‌گردد. عربستان که مدام می‌کوشید اعدام شیخ نمر را توجیه کند، ناگهان از مقام متهم به جایگاه مدعی تغییر مکان می‌دهد، از ایران به سازمان ملل شکایت می‌کند، روابطش را با تهران را قطع می‌کند، کشورهای دیگری نیز حمله به سفارت عربستان را محکوم می‌کنند، درست در زمانی که ایران در صدد بهبود روابط خارجی‌اش هست، برخی لابی‌های ضد ایرانی در آمریکا این گزاره را ترویج می‌کنند که تهران محل امنی برای سفارتخانه‌های خارجی نیست و بهتر است تا بازگشت امنیت، همه سفارتخانه‌ها در این کشور تعطیل شوند. مقامات ایرانی که تا روز قبل عربستان را تقبیح و محکوم می‌کردند، مجبور می‌شوند درباره حادثه حمله به سفارت توضیح دهند و ... .
 بسیار بسیار نابخردانه است اگر بپنداریم تمام این نتایج، محصول یک اقدام احساسی و خودجوش مردمی بوده است. بی هیچ تردیدی اراده‌ای در پشت توحش نیمه‌شبی بود که به سفارت حمله کردند.»
در ادامه این مطلب ادعا شده است:
«خبرنگاران عصر ایران که برای تهیه گزارش به محل سفارتخانه رفته بودند، گزارش کرده‌اند که در اطراف محل، خودروهای شخصی متعددی با پلاک‌های قم و کرج را دیده‌اند که مهاجمان را به آنجا رسانده بودند.»
 در بخش پایانی این مطلب نیز آمده است: «نیازی به پلاک‌ها هم نیست.
افراد حاضر در صحنه، به حدی خیالشان راحت بود که حتی صورت‌هایشان را نپوشانده بودند و در چند قدمی پلیس، در حال به آتش کشاندن سفارتخانه بودند! ضمن اینکه تعدادی از آنان نیز دستگیر شده‌اند و می‌توان به راحتی دریافت که آمر این حمله چه «جریان»ی بوده است. سرنخ نفوذ همین جاست، اگر واقعا به دنبال برخورد با نفوذ هستید.
 نفوذی‌ها، تمایل بسیاری دارند که دولت، مجلس، قوه قضائیه، نیروهای امنیتی، شورای نگهبان و مردم حواسشان به حواشی و بازی‌های جناجی پرت شود تا خودشان بتوانند در پوشش نیروهای ارزشی، به اعمال نفوذ بپردازند. هیچگاه یک نفوذی، خود را به شکل دشمن نشان نمی‌دهد. او نزدیک‌ترین چهره و رفتار به خودی‌ها را بروز می‌دهد و از درون می‌پوشاند و در لحظه حساس، ضربه می‌زند، درست مانند ضربه‌ای که در لحظه حساس روابط ایران و عربستان زدند و بازی را به نفع سعودی‌ها تغییر دادند.
اگر علاوه بر عاملان حمله، آمران ماجرای اخیر نیز شناسایی، دستگیر، محاکمه و مجازات شوند، می‌توان امیدوار بود که مسئولان در مبارزه با نفوذ، جدی و صادقند و الا باید شاهد تقلیل موضوع به دستمایه‌ای برای منازعات و رقابت‌های سیاسی و جناحی بود.»
 صادق زیباکلام برخی از آسیب‌های حرکت افراطی حمله به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد را طی یادداشت کوتاهی یادآور شده است. این یادداشت زمانی به رشته تحریر درآمده که عربستان هنوز قطع روابط دیپلماتیک با ایران را اعلام نکرده بود.
 به گزارش ایسنا صادق زیباکلام در روزنامه ایران نوشت:
حمله سفارت عربستان و آتش زدن آن، براساس عرف بین‌الملل زیبنده کشور ما نیست. این ماجرا، نقطه مثبتی در کارنامه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود زیرا در شرایطی که ایران می‌توانست با صدای بلند به اعدام غیرانسانی شیخ نمر عربستان اعتراض کند، اما حمله به سفارت، سعودی‌ها را تا حدودی قادر خواهد ساخت تا ستم، ظلم و فاجعه‌ای‌ را که در حق شیخ نمر انجام داده‌اند، تحت‌الشعاع حمله به سفارت قرار دهند.
 از این رو، گرچه عربستان سعودی با حمله به سفارتش، به ظاهر آسیب‌دیدۀ ماجراست، اما در واقع از اقدام خودسرها بهره‌مند هم شده است. بنابراین تندروها در مسیر آسیب‌رسانی به «منافع ملی» حرکت کرده‌اند.
 در عین حال، اقدام تندروها را می‌توان نوعی زورآزمایی و اعمال قدرت آنان با دولت نیز دانست.
تندروها با تهاجم به مراکز دیپلماتیک عربستان در ایران، می‌خواهند میزان قدرت و تأثیرگذاری خود بویژه در حوزه سیاست خارجی را به دولت و ناظران خارجی نشان دهند. به عبارت دیگر، تندروها با این اقدام، با یک تیر دو نشان زدند؛ هم به آمریکا و عربستان و کشورهای دیگر پیام ناامنی ایران و توانایی خود را فرستادند و هم نشان دادند که در مسیر رقابت‌های جناحی و با دولت، از لطمه‌رسانی به منافع ملی، ابایی ندارند.
 از سوی دیگر،
در شرایطی که ایران در انتظار شرکت‌ها، شخصیت‌ها و سرمایه‌گذاران خارجی است، حمله به سفارت عربستان زمینه‌ساز تردید جدی خارجی‌ها از ورود به بازار ایران می‌شود، زیرا با ماجراهای سفارت عربستان در تهران و کنسولگری سعودی‌ها در مشهد که تکرار هجوم علیه سفارت انگلستان است، ایران کشوری تصویر می‌شود که در آن، قانون چندان حاکم نیست.
 در این میان، این انتظار به‌حق وجود داشت که مسئولان انتظامی و امنیتی از پیش تمهیدات لازم را برای جلوگیری از بروز این حادثه بیندیشند که برآورده نشد.

 

 

[ سه‌شنبه 22 دی 1394 ] [ 00:53 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8232667034/XOSHBAXTY_7.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8232667984/XOSHBAXTY_5jpeg.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8232668850/XOSHBAXTY_3.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8232669200/XOSHBAXTY_4.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8232669850/XOSHBAXTY_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8232670434/XOSHBAXTY_2.jpeg

داستان خوشبختی

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: «نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».
تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.
تنها یکی از مردان دانا گفت: که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند.
اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود.

شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.
آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند.
حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد. آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند.
خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید.
«شکر خدا که کارم را تمام کرده ام. سیر و پر غذا خورده ام و می توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟»
پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.
پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!.

 

 

 

[ یکشنبه 20 دی 1394 ] [ 19:24 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8232549150/ESHQE_DOU_QOO_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8232549468/DOAA_KUDAK_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8232549800/PEDAR_RUZE_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8232550218/ESHQ_EES8R_SHAH8DAT_TAY_YEB_H8J_REZ8EE_1.jpg

عشق کجا؟ ما کجا؟

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 زهره بیدار شد وُ ماه کنارش بنشست / چشم در چشم نهادند و دو دست اندر دست
 ماه گستاخ و مهاجم ، خشن وُ غـُره کنان / زهره آرام وُ خجل ، نورفشان؛ دیده-ی مَست
سپر ماه، محافظ شده از تیر بلا / تا بدو باز خورد هرچه نگاه غیر است
 شب که گسترد سیاهی، تو شدی نورفشان / عشق خورشید شد وُ ظلمت شب را بگسست
 زهره خوابید ولی ماه نشست وُ بیدار / تو مپندار که از فکرت معشوق بـِــَرست
 صبح شد، بانگ خروس از دل باغ آمد باز / بچه آهو ز دل دره به کوهی برجست
 گاو آهسته به دامان دَمن رفت، وُ زاغ / بر بلندای سپیدار، چه زیبا بنشست!
 گل به شبنم شده آراسته و بلبلکان / نغمه ها ساز نمایند به بالا وُ به پست
 هرکجا می نگرم عشق و صفا هست و خلوص / غیر یک جا که فسادش به تمامی دربست!
 آدمیزاده فسادافکن وُ پُررو وُ دَغل / چهره جام جهان را به فسادش می خَست
 تو مکن شکوه ز ایام، که ایام نکو است / هر بدی هست، یقین دان رَد پا از ما هست
 

برچسب‌ها: عشق، زهره، ماه، فساد، آدمیزاد، رد پا
[ یکشنبه 20 دی 1394 ] [ 00:42 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8232365942/B8ZYE_QAD3MY_1.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8232366118/B8ZYE_QAD3MYE_LEYLEY_1.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8231607200/SAFE_K8NDYD8TORY_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8232366542/SH8HDOZD_1.jpg

 سؤالاتی کم و بیش جدی (در مثال مناقشه نیست) ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  کودک که بودیم موقع بازی شاه وُ وزیر، هر کداممان شاه میشد فورا" تـُن صدا و رفتارش عوض میشد.این شاه فقط وزیر داشت و جلاد و دزدی که به چنگ افتاده بود. هیچ وقت نشد شاه به وزیرش بگوید مثلا" یک بیت شعر بخواند. یا دزد را وادار کند که کاری مفید انجام دهد یا جلاد و دیگران را وادار کند مثلا کوچه محل سکونتمان را آب و جارو کنند. آنچنان احکام عجیبی صادر میشد که با همان عقل کودکی هم ناسازگار بود. در عصر پادشاهیمان یکی را وادار میکردیم دیگری را کول کرده و تا سر کوچه ببرد. یا از خودش صدای مرغ و خروس و الاغ درآورد یا بر روی دستانش راه برود. ملایم ترین حکم سبیل آتشین بود که توسط جلاد بر روی دزد بیچاره اجرا میشد.
 الان شاید دلیلش را بتوان فهمید. وقتی منصبی بدون زحمت و بر اساس بخت و اقبال به کسی برسد امر برایش مشتبه میشود که لابد شانسی است که یکبار در خانه اش را زده و اگر غفلت کند پشیمان خواهد شد. لذا این فرصت محدود را غنیمت شمرده و سعی میکند حداکثر استفاده را ببرد.
در یک جامعه مردمسالار و دموکرات افراد نه بر اساس شانس و قرعه بلکه با عبور از دالان های آموزش و نهادهای اجتماعی و احزاب موثر خود را در معرض رای مردم قرار میدهند و در صورت اقبال مردم به قدرت میرسند. لذا تفاوت زیادی میان اخلاق و رفتار حاکمان و مردم دیده نمیشود. هرچند مسئولیتشان متفاوت است و حاکمان مجبورند بیشتر به مصلحت مردم بیندیشند تا رضایتشان. اما چون قصد و امکان فریب ندارند و مردم به ایشان اعتماد دارند، این تفاوت قضاوت اخلاقی نمیشود. این روزها که بازار ثبت نام برای فتح دارالشورا گرم و پر رونق است زمان مناسبی است تا عیار خود، جامعه و کسانی که قرار است وکیل رعایای ایران شوند را سنجید.
 در طول یک دهه اخیر اتفاقاتی افتاده که به قول اندیشمندی صاحب نام ، رسیدن به سمت و قدرت قدری آسان شده است ،
یعنی قیمت وکالت و ریاست ارزان شده و بسیاری را وسوسه میکند که بخت خود را بیازمایند. (منظور شأنیت است نه هزینه های تبلیغی و...) تعداد زیاد ثبت نام کنندگان نامزدی در مجلسین نشان از این واقعیت دارد که اشخاصی با خود می اندیشند که رسیدن به مناصب بالا لزوما به دانش و مهارت و تجربه نیاز ندارد و میتوان با تکیه برقبیله و عشیره و شهرت محلی و خانوادگی به راحتی به جای کسانی نشست که اکنون نشسته اند.
از حق نگذریم در مواردی اشتباه هم فکر نمیکنند. وقتی نماینده-ای فارسی را درست نمینویسد تا چه رسد بخواهد فلان معاهده بین المللی را تفسیر و فهم کند به نحوی که یک رسوایی اتفاق می افتد، زبان استدلال کند میشود. بگذریم. واضح است که ما احزاب توانمند و بزرگ نداریم که افراد برای رسیدن به مدارج عالی مراتب مختلف را طی کنند. بنابراین کار برای شناسایی افراد صاحب صلاحیت و شایسته بسیار سخت تر از جوامع دیگر است. ای کاش افرادی که در جلسات تبلیغی نامزدها شرکت میکنند این بار به جای درخواست های نشدنی مبنی بر اشتغال فرزند و داماد و... از آنها سوالات مهم تری را میپرسیدند. مثلا"نظر آنها را در باره توافق ایران و غرب بر سر برنامه هسته ای میپرسیدند و تحلیل شرایط پسابرجام را خواستار میشدند. موضع نامزدها را در باره رویکرد دولت مستقر و نگرش آنها را مبنی بر موافق، منتقد و... جویا میشدند. از آنها میخواستند که پنج کتابی که اخیرا" مطالعه کرده اند را در یک ساعت معرفی کنند. بپرسند روزانه چه روزنامه، مجله و سایت خبری را مطالعه میکنند. عداد کمسیونهای مجلس و وظایف انها را شرح دهند و بگویند در صورت راهیابی به مجلس حضوردر کدام کمسیون را برای منافع ملی و نه شخصی مفیدتر میدانند (نقل است که کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و برنامه و بودجه به دلایلی که همه میدانند متقاضی بیشتری دارد).با توجه به تدوین برنامه ششم توسعه راهکار دستیابی به رشد اقتصادی هشت درصدی، تورم و بیکاری تک رقمی چگونه امکان پذیر است؟ این سوالاتی است که به ذهن نگارنده رسید. احتمالا سؤالات مهمتری وجود داشته باشد، اگر کسی باشد که بپرسد ...

 

 

[ شنبه 19 دی 1394 ] [ 01:22 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8216325250/HOSAINI_BESHAV3D_NA_HEYATY_AAYATOLL8H_BAHJAT.jpg

 بازار حرفآی پا-مَـنـقـَـلـی همیشه داغه ، ولی همش باد هواست ...

 

 عمو حیدر بیک وُ مَشد حسین آقا سینه به سینه-ی آفتاب رو نیمکت پارک نشسته بودن وُ از هر دری با هم گپ میزدن وُ درد دل میکردن که صدای حیدر بیک گرم وُ رساتر بالا رفت :

 _ عمو جان! بعضیا خیلی بی-انصافـَن ... هر چی از این حرفآی «پا-مَنقلی» به گوش-شون میرسه ، خیلی راحت قبول میکنن وُ هر جایی نـُقـل ِ مجلس-شون میشه. اگرم اعتراض کنی ، میگن «مــآم شـِنـُفـتـیـم! راست وُ دروغش گردن اونایی که میگن»!!! ... بعضیام برای پشتیبانی حرفآشون میگن مثلا «پسر عموی خودم که راننده-ی فلان وکیل یا وزیره ، بین "درد دلآی" اون آقا اینآ رو شنیده ؛ جلوی من وُ شما که نمیگن»!

 _ عمو حیدر بیک ، ولی از قدیم گفتن «تا نباشد چیزکی ، مردم نگویند چیزها»! ...

 _ آخه مَشد حسین آقا ، کودوم خدا وُ پیغمبری اینو گفته؟! اونا حتی وقتیکه براشون یقین میشد که کسی خلافی کرده ، انصاف وُ جوونمردی بخرج میدادن ... نهایتش در خفا باهاشون صحبت میکردن ، اگرم احتیاج به شاهد وُ قاضی وُ مجازات بود ، از راهش وارد میشدن. «حرف باد هواست» ، همینطوری نمیشه هر حرفی رو باور کرد. حُرمت آبروی مردم از حُرمت خون-شون بیشتره.

 _ عمو حیدر بیک ، اینایی که گفتم ، روز اربعین از چندتا بچه-های هیئت-مون شنیدم.

 _ مَشد حسین آقا! دیگه چه بدتر ... هیئت امام حسین جای این حرفآ نیس ، جای یاد گرفتن راه ِ حسینه ، جای سَرمشق گرفتن از معرفت وُ مرام چارده معصومه. یکی دو هفته قبل ، نوه-ام میرعماد یک چیزی رو از سفارشآی مرحوم آیت الله بهجت بهم نشون داد که یاد حرفآی بعضیا افتادم وُ گفتم «خدا هدایت-مون کنه ، اینطوری ، کلاه خیلیآ-مون پس ِ معرکه-ست» ... آقای بهجت به مردم وُ جوونآ سفارش کرده بودن «حسینی باشید ، نه هیئتی»! ... «اگه تمام هوش وُ حواس-تون گرم ظاهر هیئت باشه ، اونوقت حسین رو اونطور که باب میل-تون باشه تصور میکنین ، هر کسی هم که باب میل-تون نباشه ، زود قضاوت میکنین که فلانی با حسین مخالفه ؛ خودتون که حسینی باشید ، گفتار وُ پندارتون هم حسینی میشه ، از حسین سَرمشق میگیرین» ...

 _ فرمایش-شون درسته ، عیب از عوامی وُ بیسوادی ماست ...

 _ مَشد حسین آقا عیب اصلی خیلیآ اینه که پآ آ ک خدا رو فراموش کردن ؛ شـرم از خدا یادشون رفته.

 

[ جمعه 18 دی 1394 ] [ 15:18 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8232015750/MASTO_MOHTASAB_1.jpg

 

 

http://s6.picofile.com/file/8232016776/MAF8SEDE_EQTES8DY_D8NE_DOROSHTHAA_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8232017242/MAF8SEDE_EQTES8DY_D8NE_DOROSHTHAA_3.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8232017818/MAF8SEDE_EQTES8DY_D8NE_DOROSHTHAA_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8232018342/BEYTOLM8L_XORDANE_1.jpg

 

 

 اینجا کسی هشیار نیست ...

 

 محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت / مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست

 گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی / گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست

 گفت: میباید تو را تا خانهٔ قاضی برم  / گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست

 گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم / گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست

گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب / گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

 گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان / گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست

 گفت: از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم / گفت: پوسیدست، جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه / گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود شدی / گفت: ای بیهوده‌گو، حرف کم و بسیار نیست

 گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را / گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست


 «مرحوم پروین اعتصـــــــــــامی»
 

 

برچسب‌ها: مست، محتسب، قاضی، رشوه، هشیاری
[ پنج‌شنبه 17 دی 1394 ] [ 00:21 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8231855892/ZYB8KAL8M_K8RYK8TUR_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8231856184/NESH8TE_EQTES8SY_DAR_DOLATE_ROH8NY_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8231856576/ARZ8N_SHODANE_NAFT_ARABEST8N_U_S_A_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8231856926/HAMLE_BE_IRAN_MOZDUR8NE_SOLTEGAR8N_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8231857242/TAHD3D_GOZYNEH8YE_RUYE_M3ZE_U_S_A_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8231857526/MAF8SEDE_EQTES8DY_OZ8E_1.jpeg

 زیبا کلام: منتظر احمدی نژاد ثانی باشید ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 زیبا کلام ، روزنامه آرمان : نویسنده این قلم همواره کوشیده است درمقاطع حساس هشدارهای لازم را به دولت‌های مختلف بدهد. اگر در یک سال آینده و تا نزدیک شدن به انتخابات ریاست‌جمهوری 96 تغییر و تحول عمده‌ای دراقتصاد به وجود نیاید باید شاهد حضور احمدی‌نژاد ثانی باشیم. چندان امیدی وجود ندارد که مجلس دهم بتواند دربعد اقتصادی موفقیتی برای کشور به وجود آورد ودشواری‌های اقتصادی ما به گونه‌ای است که آبی از استخر مجلس دهم گرم نخواهد شد. بنابراین بعد از خداوند باید چشم و امید به دولت روحانی داشت اما دولت روحانی نیز با کوهی از مشکلات دست به گریبان است. برخلاف تصور بسیاری نه مجلس می‌تواند چندان اقتصاد ایران را نجات دهد و نه دولت فعلی و نه هیچ رکن دیگری توان خارج کردن اقتصاد ایران از رکود را دارد.
 اقتصاد ایران یک اقتصاد ناکارآمد دولتی است و مادامی که اقتصاد، دولتی باقی بماند تنها تحولی که در آن صورت می‌گیرد فساد بیشتر است. روحانی در شرایط فعلی نمی‌تواند ساختار اقتصادی ایران را از حالت دولتی خارج کرده و آن را تبدیل به اقتصاد آزادی کند که نتایج خود را در ترکیه، برزیل و هند نشان داده است.
علت نگرانی، باقی ماندن اقتصاد در حالت دولتی نیست بلکه
علت این نگرانی آن است که نزدیک به دوسال قبل که روحانی رئیس‌جمهور شد کارشناسان اقتصادی تخمین زدند ایران حدود شش میلیون بیکار دارد اگر ظرف دوسال گذشته این شش میلیون بیکار افزایش پیدا نکرده باشد، کاهش هم پیدا نکرده است. این حجم بیکار از جمعیت ایران، رکود بی‌سابقه که اقتصاد ایران را چون یک اختاپوس در خود فرو برده است و نفتی که به حدود 30 دلار در بشکه کاهش قیمت داشته، نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در شرایط اضطراری است حتی اگر تحریم‌ها لغو شود و اندوخته‌های بلوکه‌شده ایران وارد اقتصاد شود ولی در بهترین حالت این اندوخته‌ها تنها یک مُسکن است و نمی‌توانند اقتصاد ایران را به یک اقتصاد شکوفا تبدیل کنند لذا مشکلات ادامه پیدا خواهد کرد و بعید است که روحانی در یک سال و اندی آینده بتواند اقتصاد ایران را از حالت دولتی خارج کند لذا مشکلات اقتصادی همچنان ادامه خواهد یافت.
 مگر اینکه معجزه‌ای شود و قیمت نفت افزایش یابد که به نظر نمی‌رسد در دو سال آینده تحولی در قیمت نفت حاصل شود
البته اگر دولت احمدی‌نژاد بر سرکار بود اسکناس بدون پشتوانه چاپ می‌کرد و چندان برایش مهم نبود که در آینده وضع اقتصادی چه خواهد شد
اما دکتر طیب‌نیا و سایر کسانی که فرمان اقتصادی دولت یازدهم را در دست دارند اجازه نمی‌دهند که اسکناس بدون پشتوانه توسط دولت چاپ شود. خصوصا آقای طیب‌نیا دقت زیادی دارد که انضباط مالی حکمفرما شود.
فرمول طیب‌نیا فرمولی اقتصادی - کارشناسی است که در بلندمدت جواب می‌دهد اما در ایران کمتر کسی به دنبال راه‌حل بلندمدت است. همه همچون احمدی‌نژاد دنبال راه‌حل‌های کوتاه‌مدت هستند. مردم به دنبال این هستند که احساس کنند وضع مالی خوبی دارند و این که در بلندمدت اقتصاد چه می‌شود چندان اهمیتی ندارد. در چنین شرایطی آقای روحانی تنها یک راه دارد که به تلویزیون برود و واقعیت‌ها را با مردم بازگو کند. بهتر است روحانی به مردم بگوید در هشت ماه گذشته از 37هزار میلیارد تومانی که میزان بودجه عمرانی کشور بود نتوانسته‌ایم بیش از 10هزار میلیارد تومان تامین کنیم این در صورتی است که ماهانه حدود چهار هزار میلیارد تومان برای یارانه می‌پردازیم یعنی دو ماه پرداخت یارانه برابر با دو ماه بودجه عمرانی کشور است!
چنین مواردی واقعیت‌های هولناک اقتصاد ایران است و روحانی باید این موارد را با مردم در میان بگذارد.
رئیس‌جمهور باید اعلام کند که با پرداخت یارانه نمی‌توان به صورت جدی به فکر حل مشکل چند میلیون بیکار بود. وی باید به مردم بگوید با نفت 30 دلاری و با پرداخت یارانه چهارهزار میلیاردی در ماه نمی‌توان به فکر خروج از رکود بود. روحانی با باید به صراحت و بی‌پرده با مردم سخن بگوید یا شاهد به قدرت رسیدن احمدی‌نژاد ثانی باشیم.

 

 

[ چهارشنبه 16 دی 1394 ] [ 01:06 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8231606950/SAFE_K8NDYD8TORY_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8231607200/SAFE_K8NDYD8TORY_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8231607776/N8K8R8MADEGYE_NEM8YANDEG8N_1.jpeg

 

 چرا صف کاندیداها هر دوره درازتر میشود ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


روزنامه شرق در یادداشتی نوشت: آیا تابه‌حال به این ماجرا اندیشیده‌ایم که چرا فصل انتخابات مجلس، ریاست‌جمهوری، شوراها و به‌تازگی شورایاری‌های محلی که از راه می‌رسد، تعداد افرادی که تمایل دارند این کرسی‌ها را از آن خود کنند تا این حد افزایش می‌یابد؟
به نظر خیلی عجیب است که ما تا این اندازه، آدم‌های مشتاق در عرصه تصمیم‌سازی‌های کلان و نسبتا کلان داریم که تمایل دارند در رأس امور قرار بگیرند و در ظاهر ماجرا، با تصمیم‌های خود گره از مشکلات و معضلات کشور باز کنند. بی‌تردید در سطوح کلان کشور؛ یعنی در جایگاهی که رئیس‌جمهوری می‌نشیند یا در نقش نمایندگان مجلس که باید با قانون‌گذاری مسیر توسعه را هموار کنند، فعالیت یا کارکردن بسیار سخت و دشوار است و حتما به سطح مشخصی از دانش، آگاهی و توانایی اجرائی ساخت آن نیاز دارد.
برای همین وقتی پیش‌بینی می‌شود در پایان ثبت‌نام مجلس؛ یعنی تا پایان روز گذشته، این عدد به بیش از ١٠ هزار نفر افزایش یابد
(
۱۲ هزار و ۲۱۳ نفر تا پایان ثبت نام _ع.ع ) ، نخستین پرسشی که به ذهن راه می‌یابد این است که آیا همه این افراد - فرقی هم نمی‌کند چه کسانی باشند؛ صاحبان تجربه‌های سیاست‌ورزی یا...- خود را در سطحی دیده‌‌اند که به‌لحاظ دانش، آگاهی و توانایی بتوانند برای مردم در نهادی مانند مجلس تصمیم‌گیری کنند؟
 اگر به تجربه عمومی و آنچه در سالیان گذشته در واکاوی مجالس گذشته به آن دست یافته‌ایم و تجربه‌اش کرده‌ایم، بسنده کنیم، غلط نیست اگر بگوییم پاسخ این پرسش متأسفانه منفی است؛
یعنی نمی‌توان با قاطعیت گفت همه کسانی که وظیفه سخت و طاقت‌فرسای نمایندگی را بر عهده‌ گرفته‌اند، شأن علمی و توان مطلوب اجرائی هم داشته‌اند. امیدوارم نمایندگان محترم آزرده‌خاطر نشوند، اما نتیجه و میانگین عملکرد و رفتار نمایندگان در خیلی از دوره‌های گذشته به‌ویژه در ١٠ سال اخیر، چندان مطلوب نیست.
 این روزها مسئولان دولتی خبر می‌دهند که به نظر می‌رسد در دولت‌های نهم و دهم بیش از هزار میلیارد تومان از منابع کشور دود شده و به هوا رفته است! از سال ٨٤ تا اواسط سال ٩٢ که دولت دهم همچنان بر سر کار بود،
روند هدردادن منابع به‌قدری شفاف و قابل‌تشخیص حتی برای ساده‌ترین فعالان اقتصادی بود که مجلس‌های این دوره نمی‌توانند مدعی شوند از آن خبر نداشته‌‌اند یا متوجه‌اش نشده‌اند. صحیح‌تر اینکه، ما آموخته‌ایم فقط دولت نهم و دهم را برای این ناکارآمدی نکوهش کنیم، در‌صورتی‌که درست‌تر آن است که در کوتاهی اقتصادی صورت‌گرفته، سهم ناکارآمدی برخی نمایندگان را نیز مشخص کنیم.
 در نگاه نخست بی‌تردید سیاسی‌کاری در شکل‌گیری این روند معیوب تأثیر داشته، اما ریشه سیاسی‌کاری حتما در نبود دانش، آگاهی و توانمندی است. اکنون نیز که دوباره ثبت‌نام برای حضور در مجلس به یک تب فراگیر تبدیل شده، باز این دلهره به وجود آمده که مبادا یک بار دیگر همان روندهای قبلی تکرار شود. ما باید نکته را درون خود نهادینه کنیم که مجلس نه جای پزهای سیاسی است و نه جای دعواهای سیاسی؛ البته جای کسب درآمدهای رنگی هم نیست. در مجلس باید با طراحی قوانین، توسعه در چارچوب امنیت و آرامش قرار بگیرد تا به سر منزل مقصود برسد، اما متأسفانه در دو مرحله، این هدف به کلی نادیده گرفته می‌شود؛ یکی زمانی که تب ثبت‌نام شدت می‌گیرد و دیگری زمانی که صلاحیت‌ها قرار است سنجیده شود، نگاه کاسبکارانه، چه از نظر سیاسی و چه به‌لحاظ اقتصادی با مجلس و دیگری برخورد با کاندیداها در جریان سنجش صلاحیت‌ها، هر دو مد نظر نگارنده است. ما درواقع یک فیلم را بارها تکرار می‌کنیم. تعداد زیادی کاندیدا خواهان حضور در مجلس هستند که تقریبا خیلی از آنها برنامه جامعی برای کارکرد خود در نهاد قانون‌گذار کشور ارائه نمی‌دهند. بعد نوبت صلاحیت‌سنجی است و تعدادی هم که کارآمدی تجربه‌شده‌ای دارند در این مرز زمین‌گیر می‌شوند. در این شرایط فقط باید دعا کرد که حداقل در زمان حال و در دوران اوج گرفتاری‌های توسعه (که بیش از هر زمان دیگری ضرورت وجود یک مجلس کارآمد را برجسته کرده است)، این دو پدیده با کم‌ترین آسیب به میزبانیِ توسعه کشور بروند. آیا این‌گونه می‌شود؟

 

[ دوشنبه 14 دی 1394 ] [ 21:13 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8231386342/TAKQOTBY_NEG8HE_HADD8DE_AADEL_1.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8231386250/SY8SATE_HADD8DE_AADEL_1.jpg

 دغدغه-های دکتر حداد عادل برای انسجام وَ یکپارچگی ملی ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  غلامعلی حدادعادل ، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به این که رهبر معظم انقلاب مظهر وحدت ملی است، گفت: کشور در زمان فعلی به وحدت، انسجام و یکپارچگی ملی نیاز دارد و وحدت ملی ما از اعتقادات دینی، فرهنگ دینی و انقلاب اسلامی جدا نیست.
 به گزارش خبرگزاری ایسنا غلامعلی حدادعادل در سخنرانی پیش از
خطبه‌های نمازجمعه قم، قم را خاستگاه انقلاب اسلامی دانست و گفت: قم یک شهر معمولی و عادی نیست، انقلاب اسلامی ایران از قم آغاز شده؛ از این رو مردم ولایت‌مدار قم باید حامی و پشتیبان انقلاب باشند.
 او با اشاره به
انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان افزود: متأسفانه برخی در صدد هستند که انتخابات مجلس خبرگان را جناحی کنند، مجلس خبرگان هیچ گاه نباید جناحی و دوقطبی شود، جناحی کردن مجلس خبرگان رهبری خدمت به کشور نبوده بلکه به ضرر مملکت تمام می‌شود.
 رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با تأکید بر ضرورت وحدت نیروهای انقلابی و ارزشی در انتخابات پیش رو اظهار کرد:
وحدت رمز پیروزی است و هر کس در این انتخابات وحدت‌شکنی کند باید هزینه آن را در پیشگاه خدا و ملت بپردازد.
 وی با گرامیداشت حماسه 9 دی ادامه داد: مردم در روز 9 دی به صورت خودجوش در میدان حضور پیدا کرده و با حمایت از انقلاب و رهبری بصیرت خود را نشان دادند، این حماسه مردم سبب شد دشمنانی که تصور می‌کردند عمر انقلاب به پایان رسیده نا امید شوند.
حدادعادل گفت: فتنه‌گران با اصل نظام مخالف بودند، اهل فتنه در سال 88 ادعا داشتند که در انتخابات ریاست جمهوری تقلب شده اما هیچ دلیل و مدرکی ارائه نداده و بر خلاف قانون عمل کردند، حتی هیأت‌هایی برای رسیدگی به اعتراضات تشکیل شد و شورای نگهبان نیز دستور بازشماری درصدهایی از آرا را داد اما فتنه‌گران به آشوب خود ادامه دادند.
 او تهمت زدن به نظام و ایجاد آشوب در کشور را که بهانه به دست دشمن داده بود جفای به انقلاب عنوان و اضافه کرد: در برابر فتنه‌گران رهبر معظم انقلاب با حکمت و عقلانیت تمام از آرای مردم دفاع کردند و در طول فتنه 88 همگان را به آرامش، وحدت و رعایت قانون دعوت می‌کردند.
 حدادعادل در پایان با اشاره به تحریم‌های آمریکا پس از برجام گفت: دشمنی دشمن در تحریم‌های جدید قابل مشاهده است؛
ملت ایران باید با حضور پر شور و پررنگ در انتخابات آینده حماسه‌ای دیگر بیافرینند و همانند همیشه دشمن را نا امید کنند. 

 

 

 

[ یکشنبه 13 دی 1394 ] [ 18:53 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8228747126/DELV8PAS8NE_TAXR3BCHY_4.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8209427018/DELBASTEGY_2.jpeg

 

http://s3.picofile.com/file/8201934000/DELV8PAS8NE_MOX8LEFE_MOZ8KEREYE_HASTE_EE_1.jpg

 تخریبگری وَ تفرقه-افکنی دلواپسان داخلی، فشار اهرمهای تحریم وَ تهدید آمریکا را تشدید نمیکند؟ ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 بسمه‌ تعالی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر روحانی
با سلام و آرزوی توفیق
  ماهیت مداخله‌جویانه آمریکا نشان داده است که در چنین مواردی جز با یک سیلی محکم نمی‌توان از منافع ملی کشور دفاع کرد. ظاهراً هنوز پس از سی‌وچند سال از پیروزی انقلاب اسلامی، دولتمردان ایالات‌متحده نمی‌خواهند استقلال و اقتدار کشور ما را به رسمیت بشناسند و
بر اساس همان عادت سلطه‌جویانه‌ی خود در دوران سیاه پهلوی و قاجار به خود حق می‌دهند در امورات داخلی کشور و ملت ما دخالت کنند.
 به نظر می‌رسد امریکا در مقابله با جمهوری اسلامی دریک سرگردانی بسر می‌برد.
آن‌ها فکر می‌کردند با اجرای برجام و با تکیه‌بر لیبرال زده‌ها قادر خواهند بود از باز شدن درهای اقتصادی سوءاستفاده و به درون ایران نفوذ کنند. هوشیاری رهبر انقلاب و یاران و فرزندان بصیر ایشان و همراهی دولت جنابعالی و مجلس شورای اسلامی توطئه جدید امریکا را در نطفه خفه کرد. امروز امریکای شکست‌خورده، به ترفندی نو روی آورده که بخشی از آن اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران است. پایین نگه‌داشتن قیمت نفت با کمک مزدوران خود در منطقه در طول ماه‌های آینده، یکی دیگر از برنامه‌های آمریکاست.


 متن کامل
 

 سرلشکر پاسدار محسن رضایی
 دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام 

 

[ شنبه 12 دی 1394 ] [ 22:53 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8231077118/PYSHD8VARY_3.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8231077784/PYSHD8VARY_4.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8231078400/PYSHD8VARY_1.jpg

عجله ممنوع حتی در دانشگاه !!!

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

  ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم. یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!
بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینه اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعده غذایی‌اش را ندارد. در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد.
دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. همه این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند.
آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند، و ظرف غذایش را که دست‌نخورده روی آن یکی میز مانده است.
توضیح:
 چقدر خوب است که همه ما خودمان را از پیش ‌داوری‌ها رها کنیم ، وگرنه احتمال دارد مثل احمق‌ها رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچاره اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقطه تمدن است، در حالی که آفریقایی دانش‌آموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد، و هم‌زمان می‌اندیشید: «این اروپایی‌ها عجب خُل‌هایی هستند!»
 

 

 

[ جمعه 11 دی 1394 ] [ 19:48 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

ایت الله هاشمی رفسنجانی وشورایی شدن رهبری

آیت الله هاشمی رفسنجانی وشورایی شدن رهبری

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در 10 سال اول یعنی از 1358 تا 1368 رهبری را در دو شکل فردی و شورائی پیش‌بینی کرده بود ولی در سال 1368 که بازنگری قانون اساسی صورت گرفت فقط شکل فردی آن باقی مانده و شکل شورائی حذف شده است. بنابر این، اصولاً سخن گفتن درباره رهبری شورائی، خلاف قانون اساسی است و ...
 متن کامل

 

[ پنج‌شنبه 10 دی 1394 ] [ 21:34 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8100426492/AALUDEGYE_HAVAA_CH8REYE_1.jpeg

 

http://s5.picofile.com/file/8104269176/AALUDEGYE_KAL8N_SHAHRHAA.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8104269126/AALUDEGYH8YE_SANATYE_HAVAA.jpeg

 

 

  تو این فضای مسموم سکته نکنی معجزه-ست ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 طنز ، روزنامه ایران : در ستون "کشف و شهود" امروز خود به آلودگی هوا و نقد سازمان حفاظت محیط زیست از سوی برخی از جناح‌های سیاسی اشاره کرد و نوشته:
«دیروز همین طوری داشتیم سمت خانه می‌رفتیم که دیدیم دلواپس جان و دوستان، دسته جمعی کمپین سرفه برگزار کرده بودند و همچین سرفه می‌کردند که ما گفتیم خدایی نکرده قطعاً سل یا ذات‌الریه مستولی شده. گفتیم: جناب دلواپس! ببریم بیمارستان ریه‌تان را بخیه بزنند و دوباره بکشند. گفتند: نه خیر، اینجا همایش داریم، همایش «سرفه‌های دلواپسانه، ریه‌های نگران». گفتیم: چقدر با مسماست، به‌به! خدایی دستتان درد نکند که این قدر به فکر سلامت مردم هستین. جناب دلواپس خخخخ فرمودند و گفتند: می‌بینی توروخدا، از وقتی این بنزین داخلی را قطع کردند چقدر هوا بد شده! گفتیم: نه خیر حالا شما این چند روز مه دود فتوشیمیایی (یا همان وارونگی دما) را نبینید در اثر تدبیرها تعداد روزهای سالم تهران امسال سه برابر پارسال است. جناب دلواپس به یک باره قاطی فرمودند، گفتند: ما تو دولت قبلی مه دود فتوشیمیایی نداشتیم، وارونگی دما نداشتیم، از وقتی این ابتکار این سوخت‌های اجنبی‌ها رو آورد انداخت به جون این هوا، هوا هم قاطی کرده تحت تأثیر نفوذ این سوخت‌ها وارونه شده. گفتیم: ای بابا خواجه حافظ شیرازی هم فهمیده بود که سوخت‌های داخلی مورد دارند، جناب دلواپس فرمودند: برو خجالت بکش، بگو دلم می‌خواد هوای ایران با این بنزینای وارداتی مثل لس آنجلس بشه. مثل واشنگتن دی سی بشه، کارولینا، نیویورک، می‌خوای هوای لندن‌ رو تو تهران تنفس کنی. و الا سرطان با آزبست سوخت وطنی کجا و عمری با ننگ با سوخت اجنبی زندگی کردن کجا. گفتیم جناب دلواپس خون خودتان را مونوکسیدی نکنین، حالا راه حل چیست؟
جناب دلواپس عینک کارشناسیشان را زدند و گفتند: اول، استعفای خانم ابتکار، بعدم استعفای بقیه هیأت دولت به صورت جمعی، بعدم بازگشت غیورانه دکتر برای استفاده از ظرفیت‌های داخلی و در نهایت هم مصاحبه جناب فردوسی‌پور با بنده در مورد آلودگی هوا و ورزش! گفتیم: ممکن است پخشتان نکنند.
جناب دلواپس فرمودند: ظریف نیستیم که همین طوری نتونن پخش کنند. بعدم ما را پخش نکنند از این سوسول بازیا درنمی‌آوریم که اس‌ام‌اس بدیم عادل فردوسی‌پور که نگران نباش، همچین یک اس‌ام‌اس می‌دیم فشار می‌آوریم که حتی به جای کیمیا مصاحبه ما را پخش کنند.
ما که از این حجم ضخامت صدایمان نازک شده بود و چشممان ریز، گفتیم با اجازه‌تان مرخص شویم جناب دلواپس فرمودند: بله مرخص شوید، فقط حالا که اجازه شرفیابی دادیم چندتا از این پوستر تبلیغاتی ما را ببر پخش کن. شعار تبلیغاتی‌مان را هم وسط میدون فردوسی داد، ما ظریف نیستیم!»

1394/10/6
 

 

[ پنج‌شنبه 10 دی 1394 ] [ 16:53 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

تاریخ انتشار: ۱۵:۳۶ - ۰۹ دی ۱۳۹۴ - 30 December 2015
تاملی بر سخنان اخیر امام جمعه مشهد


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


انتخابات، انتخابات است و رقابت در ذات آن است. انتخابات، افتخار نظام است و اقتضائات خاص خود را دارد. انتخابات، فتنه نیست و نمی توان به این بهانه آن را انحصاری کرد.
 عصر ایران - آیت الله علم الهدی  امام جمعه مشهد و عضو مجلس خبرگان رهبری گفته است: « فتنه ۹۴ پیچیده‌تر از فتنه ۸۸ است.         فتنه 88 گذشت و در سال 94 دیگر نباید از آن سخن گفت، بلکه باید از فتنه 94 سخن گفت».

 وی در توضیح ادعای خود آورده است: «‌در فتنه 94 می‌خواهند همه چیز را تصاحب کنند و تملک کشور و براندازی همه ارزش ها مد نظر دشمن قرار دارد.»
 
 قصد تحلیل این سخنان را نداریم. تنها می خواهیم بپرسیم منظور امام جمعه مشهد از این سخنان چیست؟ مگر در سال 94 و در هفتم اسفند ماه قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ مگر جز این است که انتخابات مجلس خبرگان رهبری (‌دوره پنجم) همزمان با انتخابات مجلس شورای اسلامی (‌دوره دهم) برگزار می شود؟ 
 
عده ای کاندیدا شده اند و هیات های اجرایی و هیات های نظارت صلاحیت ها را بررسی و منتشر می کنند و مردم به شماری از نامزدهای مورد تایید رای می دهند.  کجای اینها فتنه گری است؟
 
می توان حدس زد که کاندیدا شدن غیر جناح خودشان را فتنه گری می دانند. آیا نامزد شدن آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس پیشین مجلس خبرگان رهبری که مانند آیت الله علم الهدی عضو همین مجلس است فتنه گری است؟ اگر کاندیدا نمی شد و سکوت می کرد خوب بود؟ یا این که توقع داشتند او و نواده و یادگار امام خمینی ابتدا از ایشان اجازه بگیرند و بعد کاندیدا شوند؟!

مجلس خبرگان در حال حاضر 86 کرسی دارد و قرار است با افزایش دو کرسی از استان البرز به 88 کرسی برسد. آیا آقای علم الهدی انتظار داشت تنها 88 نفر کاندیدا شوند و مردم هم به همین 88 نفر رای دهند؟ این که عده ای از هم لباسان ایشان کاندیدا شده اند فتنه گری است؟ چگونه یک روحانی با نشان سیادت به خود اجازه می دهد به دیگران اهانت کند؟ آیا اتهام فتنه گری اهانت نیست؟

شاید بگویند منظورشان خبرگان نیست. لابد مجلس شورای اسلامی است. به یاد داریم و هنوز قابل ارجاع است که سال 90 آقای باهنر از چهره های شاخص جریان اصول گرایی رسما از اصلاح طلبان «خواهش» کرده بود که در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی مشارکت فعال داشته باشند. به دلایلی که خارج از این بحث است این امکان برای آنها فراهم نشد. حال که به قصد مشارکت فعال وارد صحنه شده اند با انگ فتنه گری باید رو به  رو شوند؟

از یاد نبرده ایم یکی از انتقادات و اتهاماتی که در سال 88 متوجه اصلاح طلبان می کردند این بود که  چرا پیش از انتخابات ابراز نگرانی می کنند. حالا چه کسی قبل از هر اتفاقی اعلام نگرانی می کند؟!

موضوع تنها  رقابت جریان های سیاسی هم نیست. کارشناسان بسیاری احساس تعهد کرده و برای حل معضلات کشور به میدان آمده اند. از این افراد باید تشکر کرد یا انگ فتنه زد؟ این گونه سخن گفتن ها این شایبه را پدید می آورد که مشکل اصلی برخی از آقایان با انتخاب و انتخابات است و انگار با صندوق رای مشکل دارند و انگار دارند ازپیش هشدار می دهند که به نامزدهای جناح های دیگر اجازه ندهید و می خواهند در مسابقه بی رقیب برنده شوند!

اگر آقای علم الهدی اطلاعات پشت پرده ای در اختیار دارد به دستگاه های اطلاعاتی و قضایی ارایه کند واگر قدرت پیش گویی دارد امور دیگر را هم پیش گویی کند. و گرنه مشارکت مردم در انتخابات رقابتی و پرشور هیچ گاه مصداق فتنه نیست. فتنه این است که بخواهیم برای ماندن خودمان در قدرت رقیب را با هر وسیله از صحنه خارج کنیم و حاصل کاهش نرخ مشارکت باشد.

اقبال مردم به یادگار امام یا یار امام هیچ نشانی از فتنه و فتنه گری ندارد و اتفاقا باید نگران بود که  در صورت پاره ای بد سلیقگی ها نرخ مشارکت کاهش یابد.

کسانی اما تنها حضور خودشان در قدرت و ودر مجالس خبرگان و شورا را به نفع نظام می دانند و لاغیر در صورتی که هیچ کس به جناب ایشان سمت سخنگویی نظام را اعطا نکرده است. ایشان می تواند و باید دیدگاه خود را به عنوان عضو مجلس خبرگان رهبری ارایه کنند اما انگ زدن به دیگران و ترساندن حکومت و ناظران به قصد حذف رقبا اخلاقی نیست و آدمی حیران می ماند چگونه فردی که در هر خطبه نماز جمعه خودش و دیگران را به تقوا فرامی خواند چنین آسان دیگران را متهم می کند.

انتخابات، انتخابات است و رقابت در ذات آن است. انتخابات، افتخار نظام است و اقتضائات خاص خود را دارد. انتخابات، فتنه نیست و نمی توان به این بهانه آن را انحصاری کرد. انتخابات 94 قطعا می تواند به تقویت نظام بینجامد. اگر رهبری در پیام خود به جوانان غربی پاره ای حکومت های منطقه را عقب مانده توصیف می کنند برای این است که انتخابات ندارند. پس انتخابات شاخصه نظام جمهوری اسلامی است و مردم را باید امید وار کرد. از سخنان اقای علم الهدی اما امیدی به چشم نمی آید.

اگر با اصل انتخابات و رقابت  و مراجعه به مردم - همه مردم -مشکل دارید به صراحت بگویید. نه این که انتظار داشته باشید هیچ کس به میدان نیاید تا نتیجه همانی باشد که می خواهید.

فتنه ای اگر باشد این است که مردم را از مشارکت در انتخابات دور یا محروم کنند.  فتنه دیگری عجالتا سراغ نداریم.



[ چهارشنبه 9 دی 1394 ] [ 22:06 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8230692942/TAJAMOLGER8EE_ZAW8HERE_ZENDEGY_8.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8230694418/TAJAMOLGER8EE_ZAW8HERE_ZENDEGY_6.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230695218/TAJAMOLGER8EE_ZAW8HERE_ZENDEGY_5.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8230695976/TAJAMOLGER8EE_ZAW8HERE_ZENDEGY_7.jpg

 وقتی اصل زندگی را فراموش میکنیم ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

 خانمی یک طوطی گران قیمت خرید، اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند، او به صاحب مغازه گفت:
این پرنده صحبت نمی کند. صاحب مغازه گفت:
آیا در قفسش آینه ای هست؟ طوطی ها عاشق آینه هستند، آن ها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند.
آن خانم یک آینه خرید و رفت. روز بعد باز آن خانم برگشت. طوطی هنوز صحبت نمی کرد. صاحب مغازه پرسید :
نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطی ها عاشق نردبان هستند. آن خانم یک نردبان خرید و رفت.
 اما روز بعد باز هم آن خانم آمد. صاحب مغازه گفت :
آیا طوطی شما در قفسش تاب دارد؟ نه؟ خب مشکل همین است. به محض این که شروع به تاب خوردن کند، حرف زدنش تحسین همه را بر می انگیزد.
آن خانم با بی میلی یک تاب خرید و رفت. وقتی که آن خانم روز بعد وارد مغازه شد، چهره اش کاملأ تغییر کرده بود. او گفت :
طوطی مُرد.
 صاحب مغازه شوکه شد و پرسید:
 آیا او حتی یک کلمه هم حرف نزد؟
 آن خانم پاسخ داد :
چرا، درست قبل از مردنش رو به من کرد و با صدای ضعیفی گفت:
 آیا در آن مغازه، غذایی برای طوطی ها نمی فروختند؟!!!

-------------------------------

 داستان زندگی برخی از ما هم همین طور است، متن و اصل نیازها و زندگی را فراموش کرده ایم و فقط نظر   به حاشیه ها دوخته ایم!
 اگر سرگرم ظواهر زندگی و تجملات شویم، لذت بردن از زندگی و اصل زندگی را فراموش می کنیم و فرصت عمر را از دست می دهیم.

 

 

[ چهارشنبه 9 دی 1394 ] [ 16:30 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8230533884/MOS8HEBEYE_FERDOSYPUR_VA_ZARYF_1.JPG

 

http://s6.picofile.com/file/8230534434/B8RE_BESY8R_SANGYNE_MOZ8KER8TE_ZARYF_TO_SYEH_PEZESHKY.jpeg

 

http://s6.picofile.com/file/8230534918/NET8NY8HU_ZARYF_BOMBY_XATARN8K_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8230535826/NET8NY8HU_Q8TY_KARDEH_1.jpg

 مصاحبه باید جناحی، یا حداقل فرمایشی باشه! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 

وبلاگ مردانی ، ناصر : اگر مصاحبه ی فردوسی پور با ظریف به این شکل بود احتمالا از پخش آن در برنامه-ی "نود" شب یلدا جلوگیری نمی کردند:
(فردوسی پور و ظریف در یک اتاق روبروی هم نشسته اند)
فردوسی پور: آقای ظریف چرا برجام؟
ظریف: این بهترین توافقی بود که می توانستیم انجام بدهیم. ما باید تحریم ها را از بین می بردیم.
فردوسی پور: ولی آیا می دانید که مردم ما از برجام راضی نیستند؟ تازه مگر تحریم ها چه اشکالی داشت؟
ظریف: تحریم های اقتصادی و سیاسی به زندگی مردم فشار وارد کرده. من فکر می کنم مردم از برداشته شدن تحریم ها خوشحال شوند.
فردوسی پور: آیا فکر نمی کنید شما نتیجه ی زحمات تیم هسته ای قبلی را به باد دادید؟
ظریف: نه، اونها به هیچ نتیجه ای در مذاکرات نرسیده بودند.
فردوسی پور: اصلا چرا شما وزیر امور خارجه شدید؟ آیا بهتر نبود که به خواست مردم اهمیت داده می شد و آقای "ح خ ع غ د ذ" وزیر امور خارجه می شد؟
ظریف: من انتخابِ رئیس جمهورهستم که خودش توسط مردم انتخاب شده است.
فردوسی پور: بله مردم به رئیس جمهور رای دادند اما به شما رای ندادند. آقای "ح خ ع غ د ذ" حد اقل در چند انتخابات شرکت داشته و مردم از چند صد هزار تا چند میلیون نفر بهش رای بودند. گرچه پیروز نشده بود اما رای اون همه آدم مهم بود. بگذریم، آیا شما معتقدید مردم از تحریم ها خسته شده اند؟
ظریف: بله تحریم ها زندگی همه را تحت تاثیر قرار داده و وضعیت اقتصادی را وخیم کرده است.
فردوسی پور: آیا برجام بهترین راه حل بود؟ چرا باعث شدید دستاوردهای هسته ای از بین برود؟
ظریف: دستاوردهای هسته ای کشور از بین نرفته. ما فقط مقداری آن را محدود کردیم تا شبهه ها از بین بروند و تحریم ها برداشته شوند.
فردوسی پور: پس قبول دارید که برنامه ی هسته ای ما محدود شده. آیا همین نشانه ی شکست برنامه های شما نیست؟ آیا وقت عذرخواهی از مردم فرا نرسیده؟
ظریف: اگر لازم باشد عذرخواهی هم می کنم.
فردوسی پور: آیا طرف های مذاکره کننده ی شما چیزی هم از فوتبال می دانستند؟
ظریف: بله اونها اغلب طرفدار فوتبال بودند.
فردوسی پور: شما چه حمایتی از فوتبال ما در مذاکرات انجام دادید؟ الان فیفا غرق در فساد است اما از فوتبال سالم ما هیچ کس نتوانسته حتی یک مورد فساد پیدا کند. آیا این پیام را به عوامل استکبار جهانی رساندید؟
ظریف: نه، بحث های فوتبالی ما خیلی کوتاه و محدود بود و حداکثر در مورد کُری های فوتبالی ملی و باشگاهی بود.
فردوسی پور: ما در آخرین بازی با آمریکا آنها را با نتیجه ی دو بر یک شکست دادیم ولی انگار شما هیچ استفاده ای از این برد تاریخی نکردید، چرا این همه در مقابل آمریکا کوتاه آمدید؟ آیا اگر به جای شما یکی از بازیکنان تیم جام جهانی ۹۸ فرانسه برای مذاکرات اعزام شده بود نتیجه ی بهتری نمی گرفتیم؟
ظریف: کی مثلا؟
فردوسی پور: به نظر من اگر هر کدام از بازیکن های اون تیم رویایی به جای شما مذاکره می کرد می توانست با دستاورد بهتری از مذاکرات برگردد. مردم فوتبال دوست ما ازنتیجه ی نهایی برجام ناراحتند.
ظریف: خب یک مسابقه ی پیامکی بگذارید تا نظر مردم مشخص شود.
فردوسی پور: حتما در برنامه های مرتبط این کار انجام خواهد شد. آیا شما باور دارید که تیم ملی فوتبال کشورمان با مدیریت قوی می تواند تمام تیم های فوتبال کشورهای پنج به اضافه ی یک را شکست بدهد؟
ظریف: ما احتمالا آمریکا و چین را می توانیم شکست بدهیم اما در مورد آلمان، فرانسه، انگلیس و روسیه مطمئن نیستم. تیم های فوتبال آنها ازما قوی ترند.
فردوسی پور (رو به دوربین): بینندگان عزیز همانطور که می بینید متاسفانه وزیر امور خارجه ی کشور ما به توانمندی های فوتبال داخلی اعتماد ندارند.
به همین خاطر مسابقه ی پیامکی امشب را خدمتتان تقدیم می کنیم:
از عملکرد ظریف چقدر ناراضی هستید؟ ۱- زیاد ۲- خیلی زیاد

ظریف: آقا این عادلانه نیست.
فردوسی پور: من فکر می کنم از برجامی که شما به ما تحمیل کردید عادلانه تر باشد. آیا شما در حین صحبت های فوتبالی در وسط مذاکرات، صحبتی هم در مورد تیم های قوی داخلی مثل استقلال، پرسپولیس، تراکتور، سپاهان و ... به میان آوردید؟
ظریف: نه این تیم ها را حداکثر در آسیا می شناسند اما در سطح جهان معمولا صحبت از تیم های لیگ های اروپایی می شود.
فردوسی پور(رو به دروبین) : بینندگان عزیز همونطور که می بینید ...
ظریف: آقای فردوسی پور لطفا با من حرف بزنید و بگذارید بینندگان قضاوت خود را داشته باشند.
فردوسی پور: آیا شما از اقبال مردم به صدا و سیما ناراحت هستید؟
ظریف : نه آقا، من خیلی هم خوشحال می شوم که مردم در ایران به جای این همه شبکه های ماهواره ای به صدا و سیما توجه کنند.
فردوسی پور: آیا شما فکر می کنید مردم در ایران ماهواره نگاه می کنند؟
ظریف: نه!
فردوسی پور: آیا شما به طرف های مذاکره گفتید که مردم ما در ایران اغلب بازی های مهم لیگ های اروپایی و جام جهانی را به صورت رایگان تماشا می کنند و از آنها پرسیدید که صدا و سیمای کدام یک از اون کشورهای به اصطلاح قدرتمند توانایی پرداخت چنین هزینه هایی را دارند؟
ظریف: نه نپرسیدم!
فردوسی پور: آیا پشیمان نیستید؟
(در این لحظه تصویر ظریف قطع می شود و فقط صدای او می آید.)
ظریف: مردم ایران، من از شما به خاطر برجام عذرمی خواهم.
فردوسی پور: متشکرم.

پایان

 

 

[ سه‌شنبه 8 دی 1394 ] [ 17:58 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s3.picofile.com/file/8230414118/MOHAMMAD_JA_AFARE_S8DEQ_M3L8D_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230415492/MOHAMMAD_JA_AFARE_S8DEQ_M3L8D_2.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230416634/MOHAMMAD_JA_AFARE_S8DEQ_M3L8D_4.jpg

 

 تو آمدی، به زمین احترام بر گردد



 تو آمدی و زمین در هوای تو افتاد / و عرش در هوس خنده های تو افتاد

 برای درک تنفس در این جهان سیاه / هوای تازه ای از ابتدای تو افتاد

 جهان شرک به خود آمد از بزرگی تو / به گوش کعبه و بتها صدای تو افتاد

 شکست طاق بلندی که عرش کسری بود / همین که روی زمین رد پای تو افتاد

 پس از نگاه سیاه و سفید اربابان / نژاد عشق بشر در لوای تو افتاد

 زمان شکست زمانی که آمدی احمد / تویی که یک شبه دنیا به پای تو افتاد

 تو احمدی و به نور جمال تو صلوات / به هر یک از برکات و کمال تو صلوات

 به احترام محمد زمین تبسم کرد / تو آمدی و جهان دست و پای خود گم کرد

 ترک نشست به چشمان آبی ساوه / همینکه چشم تو بر آسمان ترنم کرد

 فروخت گوشۀ جنت به شوق خال لبت / که آدمی به هوایت هوای گندم کرد

 هنوز دخترکان زنده زنده می مردند / خدا به خلق تو بر خلق خود ترحم کرد

 تو آمدی، به زمین احترام بر گردد / تو رحمتی که خدایت نصیب مردم کرد

 خدا به خلق رسول گرامیِ خاتم / گذاشت سنگ تمام و سپس تبسم کرد

 تو احمدی و به نور جمال تو صلوات / به هر یک از برکات و کمال تو صلوات

 تو احمدی که خدا را به عرش فهمیدی / شبی که غیر خودت تا خدا نمیدیدی

 کنار چشم تمام فرشته های خدا / فراتر از پر جبریل عشق بالیدی

 تو در ضیافت عرشی لیلةالاسری / به طاق عرش خدا عکسی از علی دیدی

 صدای مرتضوی علیست آن بالا / که از زبان خدا عاشقانه بشنیدی

 تو در کنار علی و فروغ شمشیرش / بساط کفر زمان را ز خاک بر چیدی

 برای خلق بهشت این بهانه کافی بود / به لحظه ای که به زهرای خویش خندیدی

 بیا و کفر مجسم ز کعبه بیرون کن / تویی که پایه گذار جدید توحیدی

 تو احمدی و به نور جمال تو صلوات / به هر یک از برکات و کمال تو صلوات



 «حسن کردی»

 

 

[ سه‌شنبه 8 دی 1394 ] [ 01:33 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

http://s6.picofile.com/file/8230233742/FES8DE_ED8RY_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230234234/FES8DE_EQTES8DY_MOB8REZE_BAA_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230234968/FOOTBAL_FES8DE_EQTES8DY_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230235568/FES8DE_EQTES8DY_MOB8REZE_BAA_RAHYMY_M_R_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230236584/FES8D_TAKZ3B_AHMADYNEJ8D_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8230237342/FES8D_GOTARESHE_1.jpg

 

 الف : رفتار قبیله ای؛ بازی با آبروی خمینی

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

 امیرعلی صفا :
تلخ‌ترین خاطره‌ی اواخر کودکی‌م، تصویر مبهمی بود از اشک پدر مقابل تلویزیون. در عالم کودکی نمی‌دانستم آن "پیرمرد" کیست که هرگاه تصویرش پخش می‌شود پدر اشک می‌ریزد، اما دلم می‌خواست کمتر پخش شود. طبیعی بود. هیچ کودکی دل‌ش نمی‌خواهد اشک پدر را ببیند. بعد‌ها در نوجوانی فهمیدم آن "پیرمرد" خمینی بوده و علتِ اشک پدر دلتنگی برای امام‌ش در سال‌های اولِ بعد از فوت او.
سال‌های سال بعد یکی دوبارِ دیگر، چیزی شبیه به همین بغضِ جلوی تلویزیون را در صورت پدرم خواندم. با این تفاوت که بزرگ‌تر شده بودم و از تصاویر پخش شده متوجه می‌شدم علت، احتمالاً دلتنگی برای آرمان‌های خمینی‌ست. دلتنگی برای آرمان‌شهر.
این روزها که حرف و حدیث پیرامونِ توسعه‌ی نامتعارفِ آرامگاهِ امام خمینی پیش آمده،
مدام تصاویر دوران کودکی و نوجوانیم را مرور می‌کنم و به این فکر می‌کنم که به راستی با میراث یا اجازه بدهید صریح‌تر بگویم "آبروی خمینی" چه کرده‌ایم؟ چند روزِ قبل که دویچه‌وله تیتر زده بود: "مقبره‌ی آیت‌الله خمینی، گران‌ترین مقبره‌ی جهان" بغضم گرفت. بغضی ناشی از تصویرِ کنار هم قرار گرفتن این دو کلمه : "خمینی"؛ "گران‌ترین".
کلید‌واژه‌ی "کاخ" را در صحیفه‌ی نور جستجو کردم. ملایم‌ترین جملاتِ امام راجع به "اشرافیت" این‌ بود:
«من همه افراد اینها را می شناسم، بعضی شان را معرّفی کردند به من، اینها همه متعهدند، همه مسلمانند، لکن ضعیفُ النّفسند! می ترسند که مبادا یک وقتی میهمانی از اجانب بیاید و آنجا ببیند یک محیط محقّری است... باید حتما به فُرم غرب باشد؟! ملّت عدالت می خواهد، کاخ بزرگ نمی خواهد... هی کاخ! کاخ مال ملّت است، این تزئیناتی که الان در این کاخها موجود است... بسیاری اش یا بعضی اش از مُحرّمات است...» (ج۶ صحیفه-ی نور)
 آمدم این جملات را یادداشت کنم. بی‌خیال شدم. که مگر کسی هست که خمینی را نشناسد؟ که مگر مرامِ امام، امامی که مردم عظمت‌ش را به چشم دیده‌اند و به گوش صداقت‌ش را چشیده‌اند چیزی‌ست قابل تحریف؟ که مگر "پابرهنه‌ها" و "مستضعفین" و "زاغه‌نشینان" کلمات جداشدنی از کلام خمینی بوده‌اند؟
با خودم گفتم همانگونه که مقبره‌ی امام نیاز به "آذین" ندارد، سبک‌ زندگی امام هم نیاز به تعریف ندارد. همه دیده‌اند تحقیرِ "نیاوران عظیم" را در برابرِ "جماران ساده". همه دیده‌اند "تزلزل مدال‌ها و تخت و تاج" را در برابرِ "چند برگه روی یک میز چوبی ساده".
به نظرم رسید بهتر است کمی ریشه‌ای‌تر نگاه کنیم. و در پی پاسخی باشیم برای این سوال:
چه اتفاقی در جامعه افتاده که افرادی به اسم امام، یکی از بارزترین ویژگی‌های او یعنی ساده‌زیستی را ۱۸۰ درجه می‌چرخانند و تصاویر آنرا با افتخار منتشر می‌کنند؟
پ
اسخ به نظرم در رفتار‌های قبیله‌ای با انحرافات در جامعه است. همان رفتارهایی که رهبر انقلاب در نقد آن فرمودند: «در رفتار قبیله ای، تأیید یا تخطئه اقدامات افراد، براساس ماهیت عمل آنها انجام نمی شود بلکه انتقاد و یا تعریف از افراد به نحوه وابستگی آنها به قبیله مورد نظر مرتبط است!»
و واقعیت این است که سکوت، بهتر از برخورد دوگانه با فساد است. چون برخورد دوگانه دستِ‌کم دو اثر سوء در جامعه ایجاد می‌کند.
اولاً رفتارهای دوگانه، جامعه را نسبت به فساد "بی‌تفاوت" می‌کند و در ثانی
رفتارهای قبیله باعث شکل‌گیری "اشرافیت" و "ویژه‌خواری" می‌شود. وقتی مردم احساس کردند،‌ هدف از فریادهای گاه و بی‌گاه علیه فساد نه رفع آن که "گزک گرفتن از حریف" است، نسبت به آن بی‌تفاوت می‌شوند و این بی‌تفاوتی بهترین زمینه‌ است برای "ویژه‌خواری" و "اشرافیت".
 فساد فرمول ساده‌ای دارد. قدرت انحصاری + اختیار ‌ــ پاسخگویی!  و برای رفع آن باید اجازه نداد این فرمول در جایی شکل بگیرد یا اگر در جایی شکل گرفت فوراً آنرا برهم زد. مقابله با فساد یعنی تلاش برای برهم زدن چنین فرمولی. اما  در رفتارهای قبیله‌ای فقط "رسوا کردن" مهم است نه برهم زدن زمینه‌های فساد.  رسواکردن به سرعت حالات پلکانی به خود می‌گیرد. یعنی هرگروه برای رسوا کردن دیگری مرتبه‌ی بالاتری از فساد را اعلام می‌کند. و این یعنی تزریق بی‌حسی به جامعه.
می‌شود برای آزمایش، همین حالا یک عدد بنویسید و به هر تعداد که مایل بودید جلوی آن صفر قرار دهید، بعد آنرا برای دیگری با عنوان "تازه‌ترین اختلاس" ارسال کنید. ببینید واکنش چیست؟ من فکر می‌کنم هیچ!
آیا واقعاً خودِ فساد به حدی‌ست که جامعه بی‌حس شود؟ قطعاً خیر. چون منابعِ کشور محدود است، اما رفتارهای قبیله‌ای باعثِ تزریق چنین حجمی از بی‌حسی شده.
در خصوصِ "اشرافیت" و "ویژه‌خواری" هم، همین موضوع صادق است. زیر لوای رفتارهای قبیله‌ای و رسوا کردن‌های پلکانی هر حجم از اشرافیت گم می‌شود و هر مقدار از "ویژه‌خواری" کم اهمیت.
هر فروشنده‌ی جزیی به خود اجازه می‌دهد تحتِ عنوان "همه فساد می‌کنند" قیمت‌های خود را تا حد ممکن گران‌ کند و هر شخصی که به دلیلی خود را برتر از دیگران می‌داند به خود اجازه می‌دهد برای حفظِ "شأنِ خود" و ایجاد تمایز با دیگران اشرافیت را رواج دهد.
 این نهادینه شدن اشرافیت، تا جایی ادامه پیدا می‌کند که مقدس‌ترین موضوعات را هم درگیر می‌کند و در نتیجه می‌بینیم افرادی با توجیه این‌که "شأن امام" باید حفظ شود، مرقد او را شبیه به کاخ‌ها می‌کنند.
 مرقدِ امامی که من فردا روزی اگر گذرم افتاد باید پسرم را به آنجا ببرم و خاطره‌ی اشکِ پدرم مقابل تلویزیون در فراق امام‌ش را برایش بگویم. و از همین حالا من نگران "بهت" و "تعجب"نسل‌های بعدی هستم و این سوال که اگر امام مخالف اشرافیت شاهنشاهی بود چرا مرقدِ خودش؟
 پس اگر مخالف فساد در جامعه هستیم، ابتدا رفتار قبیله‌ای را باید ترک کنیم و بعد اصلاح را از خودمان، دقیقاً شخصِ خودمان با هر جایگاهی شروع کنیم و بعدتر نسبت به هر "ایجاد تمایز" و "اشرافیتی" حساس باشیم.  

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

[ دوشنبه 7 دی 1394 ] [ 00:49 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

<< 1 ... 19 20 21 22 23 ... 30 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 21027

بک لینک