X
تبلیغات
رایتل

فهرست صدها عنوان وبلاگهای من از 84/06/17 الی 89/08/30


بـیـگـنـــاهـــان ...
«حسین پناهی» : و سکوت می‌کنی ، و فریاد زمانم را نمی‌شنوی. یکروز سکوت خواهم کرد. و تو آن روز برای اولـین بار مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید!…




برای گرفتن فال کلیک کنید


لیست وبلاگهای به روز شده
قالب وبلاگ

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 نقی معمولی نماد چیست؟

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای پایتخت 5

نتیجه تصویری برای پایتخت 5

نتیجه تصویری برای پایتخت 5

نتیجه تصویری برای پایتخت 5

نتیجه تصویری برای پایتخت 5

 


به
گزارش عصر فرهنگ، نقی به شدت حسود است، تلخ و گزنده و نیش‌دار حرف می‌زند، پر مدعاست، پر‌حاشیه‌ است و ...  خلق‌ و‌ خوی نقی اگر‌چه توانسته در خدمت خلق جذابیت‌های داستانی قرار بگیرد، اما در واقعیت زندگی هیچکدام از این رفتار‌ها قابل تحمل نیستند. این یک قاعده‌ی کلی درباره نسبت هنر و واقعیت است که امر واقع، گاهی وقتی که در آینه‌ی بیان هنری منعکس می‌شود، شکل عوض نمی‌کند اما خاصیت عوض می‌کند.
 گاهی یک چیز تلخ واقعی، وقتی در قاب هنر رفت ما را می‌خنداند و بر‌عکس چیزی شیرین و دوست‌ داشتنی، وقتی که به زبان هنر کلامیده شد، تکرار و کلیشه‌ و مرارت‌بار به‌ نظر خواهد رسید.
 نقی معمولی فقط توی سریال خوب است و در عالم واقع، اصلاً نمی‌شود او را تحمل کرد.
 اما
نقی نماینده کدام گروه اجتماعی است؟
 نقدی که به او می‌شود، به کدام طیف و لایه و طبقه اجتماعی کنایه دارد؟
 از کجا آمده و چرا حسود و مدعی و خراب‌کار و تلخ زبان است؟
 بعضی‌ها به غلط فکر می‌کنند که کاراکتر نقی، کنایه‌ای به روستاییان است اما حقیقت این نیست.
 بستر داستان پایتخت در یک روستای مازندرانی قرار داده شده و این رود در انتها به دریای کل جامعه می‌ریزد.
 سال‌ها آنتن‌های ما پر شده بودند از سریال‌های آپارتمانی طنز و جدی. سریال‌هایی که در یک لوکیشن محدود تهیه می‌شدند و خرجشان کم و تولیدشان آسان بود.
در آن سریال‌ها ما فضاهای داخلی مبله و به شدت شیک و مدرنی را می‌دیدیم که یک کاراکتر مثلاً فقیر و مستأجر، ساکن آن بود. جالب است هیچ ‌کس به این موارد اعتراضی نکرد و مثلاً نگفت چطور کسی که در چنین خانه‌ی پر زرق‌ وبرقی زندگی می‌کند، در پول خرید یک نوشابه یا پرداخت کرایه تاکسی در می‌ماند و به چند میوه و شیرینی در خانه همسایشان اینقدر حریص است؟
 آن افراد،‌ هر کدامشان به اصطلاح نماینده‌ی یک قشر اجتماع بودند. یکی نماینده‌‌ی مستأجر‌ها،‌ یکی نماینده‌ی کارمندان متوسط‌ الاوضاع، یکی نماینده‌ی تازه مزدوجان پا نگرفته و درگیر در اقتصاد و ... 
اما کسی نمی پرسید که چرا محیط پیرامونی این افراد با آنچه که نمایند‌ه‌اش هستند سنخیت ندارد.  مثلاً چرا طرف مستأجر و فقیر است اما آپارتمان دویست متری‌اش کاناپه‌های چند میلیونی دارد؟  حالا اما یک سریال، بستر داستان‌گویی‌اش را در جایی انتخاب کرده که قابلیت عمومیت یافتن بیشتری دارد.
علی آباد، روستا یا شهرستانی نیست که حتی یک تهرانی هم با آن احساس بیگانگی کند.
 این محیط، اصیل و خودمانی است و همه در آن همدیگر را می‌شناسند برای همین روابط انسانی در آنجا ماتریسی می‌شوند و قابلیت طرح خیلی از موضوعات، در چنین بستری به وجود می‌آید.
 اما اگر نقی نماد و نماینده‌ی قشر روستایی نیست، پس چه چیزی است؟
 سریال خانه سبز را به یاد دارید؟
 در آن سریال یک موتیف وجود داشت که زن‌ها را دور هم جمع می‌کرد و همگی سبزی پاک می‌کردند  اما زن‌های فامیل و آشنا که به بهانه‌ی سبزی پاک کردن دور هم جمع می‌شدند، در حقیقت هدفشان غیبت کردن و ایراد صحبت‌هایی بود که اصطلاحاً به آن‌ها می‌گوییم حرف‌های خاله‌ زنکی.
 نقد‌های این چنینی، به آن دسته از خصوصیات بد اجتماعی که بیشتر متعلق به زنان هستند، تا به حال بارها در سریال‌های تلویزیونی ما صورت گرفته و حالا شاید نوبت آن بود که بعضی خصوصیات بد اجتماعی که مردانه هستند هم محل یک نقد طنازانه قرار بگیرند.
 نقی معمولی نمادی از تمام خصوصیات بدی است که یک مرد، در سنین مختلف جوانی، میانسالی و حتی پیری می‌تواند داشته باشد؛ ادعا، حسادت و چشم و هم چشمی‌های مدعیانه، تلخند‌ها و کنایه‌های تیزو گزنده به این و آن که باز هم از سر خود بزرگ‌بینی و مدعی بودن چنین شکلی پیدا کرده‌اند و ...
 نقی نماد تمام مردهایی است که وقتی در یک تاکسی میتینگ می‌گیرند،‌ به عنوان کارشناس در مورد اقتصاد، دیپلماسی، فرهنگ، جامعه شناسی، ادیان و مذاهب و هزار چیز دیگر اظهار‌نظر می‌کنند و جالب اینجاست که این کارشناسان خودخوانده، بر خلاف کارشناسان واقعی،‌ اصلاً نظر مخالف را بر نمی‌تابند و توقع دارند همه، هر چیزی را که آنها گفتند قبول کنند؛ مرد‌هایی که مدعی‌اند بیشتر از همه می‌فهمند، زرنگ‌تر از همه، با معرفت‌تر و لوطی‌تر از همه و با تجربه‌تر از همه‌اند و مردهایی که اگر احساس کنند کسی اندازه‌ای بالاتر از آن‌ها به نظر می‌آیند، شدیداً‌حسودیشان می‌شود.
 اینها همه خصوصیات مذموم مردانه‌ای هستند که نمود اجتماعی هم دارند و اگر نه همه، لا‌اقل خیلی از ذکور جامعه به نسبت‌های مختلف دچار آنهایند.
 نقی یک آدم معمولی است، یک مرد معمولی و ایرادهایی دارد که زبان رسمی و رسانه‌ای ما مدت‌ها جرأت نقد کردنش را نداشت ولی راحت وجودش را نفی می‌کرد.
 انگار نه انگار که ما چنین خصوصیات بدی را هم بین مردها داریم و انگار ‌نه ‌انگار که این اخلاقیات آن‌ها به قول معروف گاهی شر می‌شود.
 حالا نمایش دادن کاراکتر نقی پاسخی است به این پرسش که؛ مگه داریم؟ مگه میشه؟
 منبع: باشگاه خبرنگاران
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 ] [ 15:27 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   نان و آزادی  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

نتیجه تصویری برای نان و آزادی

نتیجه تصویری برای نان و آزادی

نتیجه تصویری برای نان و آزادی

نتیجه تصویری برای نان و آزادی

نتیجه تصویری برای نان و آزادی
 

  خبرآنلاین، وبلاگ فدایی، غلامرضا : معمولا حکومت ها به دنبال آرامش هستند تا بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند. حکومت های موفق که در ایجاد عدالت هم موفق اند سعی می کنند تا فاصله طبقاتی و ضریب جینی کمتر باشد. اما آنهائی که ناموفق اند فاصله طبقاتی را بیشتر و بیشتر می کنند و طبعا دو قشر کاملا متمایز در جامعه ظهور پیدا می کند و اکثریتی فقیر و بی نوا و اقلیتی مرفه و پولدار به وجود می آید. در میان جامعه هم عده ای با نگاه به روش مسئولان و پولداران سعی می کنند خود را بالا بکشند و راه پول درآوردن را یاد بگیرند و چه بسا پس از مدتی این گروه متوسط خود به نان و نوائی برسند و یا جای پولداران را بگیرند و یا با آنها هم کاسه شوند؛ همانند بورژوایانی که در اروپا به وجود آمد و یا نوکیسه هایی که ما در کشور داشتیم.
 خوب، طبیعی است
در این شرائط مردمی که گرسنه اند به فکر سیر کردن شکم خود و خانواده اند و در این فقر ناخواسته و تحمیل شده که ناشی از نوع حکومت حکومتگران است آنها کمتر به فکر آزادی اند. البته سطح معاش و آموزش و بهداشت آنها اجازه نمی دهد که به چنین مقوله ای فکر کنند؛ آنها به نان شب محتاج اند و هر گونه سختی و تحقیری را حتی تحمل می کنند تا زندگی کنند اگر به دام اعتیاد و سرقت و مانند آن که باز از جانب قشر سرمایه دار بر آنها تحمیل شده است، نیفتند. اما در مقابل آنهائی که سیر اند و یا سیر شده اند تازه به فکر آزادی می افتند و آنهم آزادی از نوع تفکر خود.
البته می توان تصویر کرد که خواستاران آزادی بر دو دسته اند. دسته-ای تحصیلکرده و مؤمن از جنس فقرا و طرفدار عدالت و عده ای دیگر رانت خوار و چپاولگر که برای اینکه بیشتر بتوانند سوء استفاده کند باز هم ندای آزادی سر می دهند.
 در حکومت های خودکامه، معمولا گروه اول که آزادی-خواهند در انزوا، تبعید و یا زندان اند و در کشور های به ظاهر پیشرفته اگر چه آزادی دارند ولی امکاناتی در اختیار آنان نیست و نظام سلطه چنان قوی است که اجازه کار به آنها نمی دهد. نمونه های آن امه سه زر، فرانتس فانون و مالکولم ایکس و مانند آنهاست.
 اما آزادیخواهان مترف و مسرف که جزو خواص جامعه محسوب می شوند و بیش از هر گروه دیگر از امکانات استفاده می کنند، بیش از هر گروه دیگر داد وا آزادی سر می دهند و همیشه چوب لای چرخ دولت ها می گذارند؛ البته اگر خود از دولتیان نباشند، تا آزادی های بیشتری به دست بیاورند و در این زمینه با امکانات فراوانی که دارند گروه تهیدست را با تبلیغات می فریبند و از آنها به عنوان سیاهی لشکر استفاده می کنند و وقتی شورشی هم به پا شود آنها را به دم تیغ میدهند و اگر موفق شدند هم به آنها چیزی نخواهند داد.
بعضی ها در این شرائط شعار آزادی سر می دهند و اگر زورشان نرسید شعار فروپاشی و امثال آن را تبلیغ می¬کنند تا حاکمیت¬ها محبور به تمکین شوند. بدیهی است در کشورهای ضعیف خارجیان زورگو و منتظر فرصت هم با همه قوای تبلیغاتی و حتی تسلیحاتی به میدان می آیند تا وضع را آشفته تر کنند. در این شرائط هم معلوم است که از حقوق شهروندی هم چه قشرهایی بیشتر استفاده می کنند!
من از عده ای که به نام دانشمند و جامعه شناس چنین وانمود می کنند که همه چیز از دست رفته است و اینک تنها راه، گفتگوی بین ملت و دولت است می پرسم که اولا آیا جامعه شناس همانند پزشک نیست؟ پزشک، پزشک افراد است و جامعه شناس طبیب جامعه. اگر بر فرض بیماری در حال موت باشد پزشک باید توی دل او را خالی کنند و با گفتن اینکه تو خواهی مرد و دیگر راه نجاتی برای تو نیست اورا زودتر به دیار نیستی بفرستند و یا بر عکس اگر درد را شناخته اند با صبر و متانت به فکر چاره باشند و بحث های جدی خود را در بین متخصصان مطرح کنند و به قول معروف کونسالتاسیون علمی تشکیل دهند.
و ثانیا اگر بحث گفتگوی بین ملت و دولت است چگونه دولت و ملت می توانند با هم گفتگو کنند. آیا ملت باید نماینده و یا نمایندگانی که طبعا از همین گروه روشنفکر است تعیین کنند و دولت هم نماینده و نمایندگانی تا در محافل خصوصی و یا عمومی با هم مناظره کنند
و اگر چنین شد چه ضمانت اجرایی برای انتخاب بهترین نمایندگان وجود دارد و نیز چه ضمانتی برای به نتیجه رسیدن موضوعات و نیز چه ضمانتی برای اجرا هست؟
 پیشنهاد من این است که اگر دولتی به فکر ملت است و به ویژه اگر با متخصصان دلسوز همدل و همراه است باید شفافیت را پیشه خود کند و به جای گفتگوها و لفاظی ها که آنهم در جای خود و با شیوه های منطقی و عقلانی مطلوب است به گفتگوی عملی با جامعه بپردازد.
گفتگوی عملی این است که دولت و دولتیان به آنچه می گوید پای بند باشد، اصلاحات را، امیرکبیروار، از خود شروع کند به طور مثال اگر به اقتصاد مقاومتی اعتقاد دارد عملا آن را نشان دهد و اگر تولید داخلی را می خواهد باز نشان دهد که پیشقدم است و اگر بازار تولید داخلی را می طلبد زمینه ها را فراهم کند و اخلالگران این روند را تنبیه، و با رانت خواران در هر مقام و لباسی برخورد سریع کند و جلوی قاچاق را بگیرد و مانند وزیر ارتباطات که علی الظاهر در رجیستر کردن تلفن های همراه موفق بوده است به طور جدی وارد گود شود و از هیچ چیز نهراسد و کارکنان و به ویژه مسئولان سه قوه، فرقی در این زمینه نداشته باشند.
 من مخالف آزادی نیستم ولی برای اداره باید مهم و اهم را از هم تشخیص داد. بنابراین من پیشنهادم شفافیت و صداقت و ایجاد اعتماد بین دولت و ملت است و راهکار آن از گذشت وایثار شروع می شود؛ از باور به آنچه می گویند، از واگذاری آنچه بیش از حد معمول دارند، از استفاده از اجناس داخلی به عنوان پیشگام.
  سرمایه و اعتماد عمومی همان گفتگوی عمومی است: صداقت و شفافیت و اقدام داوطلبانه و ایثارگرانه از جانب خود و زیردستان. مصادیق آن فراوان است و مجال بازکردن آن نیست و هر کس صدها نمونه را در اطراف خود می بیند.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ شنبه 1 اردیبهشت 1397 ] [ 20:57 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

تصویر مرتبط

 

امشب اى یاران نوید آورده ‏ام / مژده از عیدى سعید آورده ام 

ماه شعبان است و ماه رحمت است / غرق شادى قلب آل عصمت است 

 خاصه امشب سوم این ماه نور / ماه فیض و عزت و ماه سرور 

 ماه لطف و رحمت پروردگار / جلوه‏ دار طلعت هشت و چهار 

 بس از این مه پیک سرمد مى ‏رسد / از فضا بوى محمد مى ‏رسد 

 امشب عید افتخار آدم است / عید مولود عزیز خاتم است 

 مژده باید گفت عبداللَّه را /  مولد مسعود ثاراللَّه را 

 امشب آرى مقتدا از ره رسید / سومین نور هدى از ره رسید 

 عاشقان فیض جلى را بنگرید / نور چشمان على را بنگرید 

 جبرئیل است و ملک در زمزمه / روى آورده به بیت فاطمه 

 جمله سرمستند از بوى حسین / شیفته بر روى دلجوى حسین 

 دم به دم گویند با شور و شعف / تهنیت بر احمد و میر نجف 

 هم به زهرا مادر آن نازنین / بر زبان دارند صدها آفرین 

 وقت آن شد فطرس آید پیشتر / آنکه باشد از همه دلریش‏تر 

 آنکه از قهر الهى سوخته / دیده بر فیض حسینى دوخته 

 بال و پر بر مهد مولا مى‏ کشد / پر به سوى آسمانها مى ‏کشد 

 بر زبان دارد به وجد و شور و شین / این منم آزاده ى دست حسین 

 هر که از جا به عزّ و احترام / سوى مولایم کند عرض سلام 

 این ارادت را به تکریم و شتاب / مى‏رسانم محضر آن مستطاب 

 اى خوشا تائب که با شوقى تمام / بر عزیز فاطمه گوئى سلام 

 

« شاعر:رهائى فطرس »
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ جمعه 31 فروردین 1397 ] [ 19:39 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  دخترها با این ویژگی ها مجرد می مانند ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

تصویر مرتبط

 

 

 

 

نتیجه تصویری برای دخترهای خرافاتی

 

تصویر مرتبط

 

دخترهایی که این خصوصیات را دارند همیشه مجرد می‌مانند

 

نتیجه تصویری برای دخترهای خودباخته

 

 

 میگنا : تا به حال فکر کرده اید چرا بعضی افراد این همه طرفدار دارند ومحبوب همه هستند اما بعضی دیگر ... انگار کسی دوست ندارد حتی نزدیکشان بشود؟ خب، دسته اول مهره مار ندارند – شما که به این جور خرافات اعتقاد ندارید؟! بلکه خصوصیاتی دارند که باعث محبوبیتشان می شود، یا بهتر بگوییم فاقد خصوصیاتی هستند که آدم ها را از آنها براند.
 چه خصوصیاتی باعث می شود دیگران از ما فاصله بگیرند؟ موفقیت به شما می گوید! اگر نمی خواهید مجرد بمانید این خصوصیات را در اسرع وقت از خودتان از بین ببرید. هیچ کس دوست ندارد با چنین آدم هایی ازدواج کند.
1. دخترهایی که برای خودشان «مرد» شده اند!
 شمار این جور دخترها در دنیای امروز روبه افزایش است، و جالب اینجاست که آنها اصلا از دافعه های خودشان خبر ندارند و به «مردانگی» خودشان کاملا افتخار می کنند. آنها زنان دیگر را ضعیف، ناتوان، ظریف و وابسته می دانند و اصلا حاضر نیستند به عنوان جنس زن به آنها نگاه شود.
 لباس های مردانه، کارهای مردانه، بازوهای قوی و برجسته و صدای کلفت و مردانه از چیزهای مورد علاقه آنهاست که با آن فخر می فروشند. اگر شما هم ظرافت های زنانه را باعث سرافکندگی خود می دانید، به مقاله «پسرهایی که مجرد» می مانند نگاهی بیندازید.
 زنان مردنما همانقدر برای دیگران دافعه دارند که مردان زن نما حال شما را بد می کنند. زن، زن آفریده شده و مرد، مرد، و هر کدام از این دو جنس در قالب خصوصیات خودشان است که جذابیت دارد، قدرت دارد و می تواند کارهایش را راه بیندازد. البته این جور دختران می توانند به خوبی جای پدر را برای بچه هایشان پر کنند اما متاسفانه مجرد می مانند، چون پدر بچه ها دنبال «همسر» خوبی برای خود می گردد!
2. دخترهای خرافاتی
 اگر اولین سوالی که در هنگام آشنایی با افراد می پرسید این است که متولد چه ماهی هستند، اگر پای دکه روزنامه فروشی می ایستید و فال این ماهتان را در تمام مجلات می خوانید، اگر در کتابخانه اتاقتان انواع گوناگون کتاب های تعبیر خواب، فال قهوه، طالع بینی هندی، چینی، رومی، فرانسوی و ... است، اگر به خودتان انواع سنگ های ضد چشم زخم، ازدیاد حافظه، مهره مار، سنگ ماه تولد، سنگ سیاره ژوپیتر و از این جور چیزها آویزان کرده اید و اگر پاتوق شما خانه معروف ترین فال قهوه گیر شهر است که برای رسیدن به آرزوها و خواسته های مختلفتان نسخه های عجیب و غریب می پیچد، باید بگوییم که سرگرمی خوبی دارید اما خیالتان را راحت کنم:
متاسفانه در طالع شما هیچ ازدواج موفقی دیده نمی شود!
 می دانید چیست، متاسفانه مردها سر از اسرار ماوراءالطبیعه در نمی آورند و اصلا نمی توانند شما را درک کنند. آنها واقع بین هستند و اکثرا همه چیز را از دید عقل و تجربه میبینند، به خاطر همین ذاتا از این جور کارها دل خوشی ندارند. البته که مهم نیست آنها چه فکری در مورد شما می کنند، اما ... خواهش می کنم به خاطر خودتان هم که شده کمی منطقی باشید!
3. دخترهای خانم معلم
 من یکی از آنها را می شناسم. او مثل یک وجدان آگاه «اکسترنال» است که به من وصلش کرده باشند:
مدام مسائل و باید و نبایدهای بهداشتی، روانشناختی، علمی، اجتماعی، سلامت، تغذیه و خلاصه هر چیز دیگری که راجع به آن مطالعه ای داشته را به من گوشزد می کند. او مرتب یادآوری می کند که موقع ظرف شستن بهتر است دستکش بپوشم، موقع رد شدن از خیابان خیلی احتیاط کنم، بزرگترها را نباید به اسم کوچک صدا کنم، کلم بروکلی برای سلامتی مان خیلی خوب است، چت کردن کار بدی است، موقع کار با کامپیوتر باید صاف نشست، و هیچ وقت نباید از چراغ قرمز رد شد! و خدا نکند که من بخواهم دست از پا خطا کنم و این دستورات را نادیده بگیرم، مثلا خدای ناکرده بروم سینما و پفک و چیپس با سس تند بخورم!
 البته او خیلی دختر خوب و شایسته ای است، اما هیچ وقت نمی توانم از بودن با او لذت ببرم. (بیچاره همسرش!) بد نیست بدانید که همه ما آدم ها علاوه بر والد،بالغ و کودک درون، یک «معلم» درون هم داریم که اینها را به ما گوشزد می کند اما فرقش این است که گاهی می توانیم خاموشش کنیم و کمی از شیطنت هایمان لذت ببریم.
معلم بازی به شدت دیگران را از شما فراری می دهد.
4. دخترهای پول پرست
 نیازی به توضیح نیست که اینها چه جور دخترهایی هستند. این دخترها نشانه هایی دارند که طرف مقابلشان خیلی زود آنها را می شناسد:
آنها مدام در مورد مسائل مالی حرف می زنند، اولین سوالاتی که می پرسند در موردمیزان درآمد، مدل ماشین، محل زندگی، وضعی اقتصادی خانواده و این قبیل است و اگر در چشم انداز آینده یک رابطه احتمال بحران مالی یا احیانا اجبار به قناعت را ببینند بلافاصله محو می شوند!
 قضیه خیلی ساده است،
دختری که دنبال جیب طرف مقابلش است در روزهای سخت به درد نمی خورد. رابطه عاطفی با چنین دخترانی بی نهایت شکننده و نامطمئن است وهمسرشان تحت استرس زیادی قرار دارد. اگر چنین دختری هستید متاسفانه طرفداری ندارید؛ پسرها هم می خواهند با کسی ازدواج کنند که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، نه جیبشان (آنها هم دل دارند!)، همانطور که شما دوست دارید طرف مقابلتان شما را به خاطر خودتان بخواهد نه ظاهرتان.
5. دخترهای انحصارطلب
 دخترهای انحصارطلب خیلی خوبند، فقط یک ایراد بزرگ دارند:
آنها روزگار همسرشان را سیاه می کنند! آنها می خواهند تمام زندگی طرف مقابلشان شوند و این اصلا منطقی نیست. همه خانم ها دوست دارند در مرکز توجه مرد زندگی شان باشند اما این توجه حد و مرزی دارد که دخترهای انحصارطلب از آن بی خبرند. آنها تنها زمانی شادند که احساس کنند تمام توجه مرد زندگی شان به آنهاست، و اگر او کوچکترین توجهی به دیگران یا به مسائل و جنبه های دیگر زندگی اش بکند اوقاتشان تلخ می شود. حتی ممکن است تبدیل به افرادی کنترلگر شوند و مدام همسرشان را چک کنند و مثل سایه دنبالش باشند.
 البته در ابتدای آشنایی خودبخود طرف مقابل ما تمام زندگی مان می شود اما اگر این روند بخواهد ادامه پیدا کند ما را از کار و زندگی می اندازد.
هر فردی در کنار ازدواجش، که البته جنبه بسیار مهمی از زندگی اش است، لازم است به خانواده اش، کارش، تفریحات و دوستانش و علایق دیگرش هم به اندازه خودشان توجه کند؛ همچنین به فردیت خودش به عنوان یک انسان مستقل. این دخترها جلوی رشد و پیشرفت همسرشان را می گیرند، وهیچ مردی هم این را نمی خواهد.
6. دخترهای خودباخته
 دخترهای خودباخته را حتما می شناسید:
آنها به خاطر رابطه شان از همه چیزشان می گذرند و حاضرند تمام زندگی شان را برای طرف مقابلشان فدا کنند. آنها از خود گذشته هایی هستند که همیشه در دسترسند، هرگز ناراحت و دلخور نمی شوند، همیه دنبال راضی کردن طرف مقابلند، هیچ اولویتی برای خودشان قائل نیستند، از نیازهای خودشان می گذرند تا به نیازهای مرد زندگی شان برسند، به فکر رشد و پیشرفت شخصی نیستند و بالاخره همه زندگی شان در رابطه شان خلاصه می شود.
 این جور دخترها همه این کارها را به خاطر خشنود کردن طرف مقابل انجام می دهند، اما برعکس آنچه خودشان فکر می کنند به جای راضی کردن طرف مقابل او را از خود می رانند. آنها در نهایت به افرادی بی هویت و به شدت وابسته تبدیل می شوند که همه بار زندگی شان روی دوش همسرشان خواهد بود.
 گاهی اینطور به نظر می رسد که دخترهای سر به زیر حرف گوش کن بیشتر مورد توجه هستند، اما آنها بعد از مدتی بی نهایت کسل کننده می شوند.
در واقع دخترهایی که در حد خودشان استقلال و هویت دارند و به دنبال رشد شخصی خودشان هم هستند برای همه جذابترند.
7. دخترهای غرغرو
 این آخرین مورد است اما بیشتر از تمام مواردی که تا اینجا خواندید آدم ها را از شما فراری می دهد.
واقعا چه کسی دلش می خواهد یک نفر مثل رادیوهای قدیمی مدام زیر گوش وزوز کند، آن هم از نوع غرغر؟!
 از نزدیکترین مردی که دم دستتان است سوال کنید چه چیز بیشتر از همه روی مخش می رود و او به شما خواهد گفت که یک آدم غرغرو. غرغروها انرژی آدم را تحلیل می برند و واقعا روی اعصاب راه می روند و متاسفانه خودشان هم متوجه نمی شوند که چقدر این کارشان بیهوده است.

 وقتی مدام غرغر می کنید دیگر کسی به حرف های شما گوش نمی دهد و محتوای حرف هایتان را نمی فهمد؛ اگر هم تا به حال با غرغر توانسته اید به هدفتان دست پیدا کنید و کسی را مجبور به کاری بکنید فقط برای این بوده که از دستتان خلاص شوند و شما را از سر وا کنند، نه هیچ چیز دیگری.

 البته که شما حق دارید خواسته هایتان را از دیگران بخواهید یا شکایت هایتان را مطرح کنید اما چطور است یک شیوه موثرتر و جذاب تر برای این منظور پیدا کنید؟ شاید هم خواسته هایتان نیاز به بازبینی داشته باشد. مطمئنم اصلا دوست ندارید کسی توی دلش به شما بد و بیراه بگوید.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ پنج‌شنبه 30 فروردین 1397 ] [ 01:26 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (1) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  این متهم چطور گم وُ گور شده؟! ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 «حکم جلبش صادر شده ولی هنوز متاسفانه گیرش نیاورده‌اند، حالا نمی‌دانم چطور هست!» همین جمله از غلام‌حسین محسنی‌اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه کافی بود تا سیلی از انتقادات متوجه دستگاه قضایی و این سوال مطرح شود که سعید مرتضوی کجاست؟
 به گزارش اعتدال به نقل از ایسنا، سعید مرتضوی فردی شناخته‌شده است؛ هم برای اهالی مطبوعات بخصوص در دهه ۷۰ و هم برای بسیاری از مردم پس از ماجرای کهریزک و ریاست بر سازمان تامین اجتماعی در دولت محمود احمدی‌نژاد.
حالا حکم جلب دادستان اسبق تهران و معاون پیشین دادستان کل کشور صادر شده ولی به گفته محسنی‌اژه‌ای "گیرش نیاورده‌اند! "
 پس از حوادث سال ۸۸، با شکایت خانواده سه جوان فوت‌شده در ماجرای "کهریزک" که پدر یکی از آنها عبدالحسین روح‌الامینی از نزدیکان محسن رضایی بود، برای سعید مرتضوی دادستان وقت تهران، علی‌اکبر حیدری‌فر، دادیار و حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد، معاون امنیت وقت دادستان تهران که هر سه از قضاوت معلق‌ شده‌ بودند،
دادگاه کیفری با پرونده‌ای سه‌هزار و ٥٠٠ صفحه‌ای در ١٧ جلد تشکیل شد.
 نخستین جلسه دادگاه هشتم ‌اسفند ٩١ آغاز شد و اول‌ خرداد ٩٢ بعد از ١١ جلسه پایان یافت. سعید مرتضوی مدتی قبل نامه عذرخواهی برای خانواده‌های کشته‌شدگان کهریزک نوشت و از ‌آنها با عنوان شهید یاد کرد. در نهایت پرونده کهریزک بعد از کلی فرازونشیب و تجدیدنظرخواهی و رفتن به دیوان عالی به حکم رسید. اتهامات مرتضوی در این پرونده، معاونت در قتل، مشارکت در بازداشت غیر قانونی و معاونت در تنظیم گزارش خلاف‌واقع بود. او به دلیل بازداشت غیرقانونی افراد و انتقال آنها به کهریزک به انفصال دائم از خدمات قضائی و پنج سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شد. مرتضوی همچنین به علت تنظیم گزارش خلاف‌ واقع به پرداخت مبلغ ۲۰۰‌ هزار تومان جریمه محکوم شده بود اما شعبه ۳۸ دیوان عالی کشور این اتهام را وارد ندانست و در نهایت سعید مرتضوی از این اتهام تبرئه شد. او از اتهام معاونت در قتل محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر هم تبرئه شد اما بابت همین مورد اتهامی در شکایت خانواده روح‌الامینی محکوم شد چرا که شکایت خانواده روح‌الامینی در این مورد اتهامی، ضمیمه پرونده نشده بود و جداگانه رسیدگی شد.
 دوم اسفند ۹۶ اخباری مبنی بر اجرای حکم سعید مرتضوی در فضای مجازی منتشر شد و عبدالحسین روح‌الامینی اعلام کرد که حکم دو سال حبس به دادستان سابق تهران ابلاغ شده اما هنوز این حکم به اجرا درنیامده است. همان زمان برخی رسانه‌ها به نقل از یک منبع آگاه مدعی شدند که مرتضوی تحت نظر است. اما بلافاصله بعد از آن مرتضوی عنوان کرد که "در منزل در حال استراحت است، چرا که این حکم هنوز قطعی نیست و او درخواست اعاده دادرسی کرده، ضمن این که از سوی دادگاه اجرای احکام هنوز ابلاغیه‌ای دریافت نکرده است".
 شنبه ۱۲ اسفند ۹۶ میرمجید طاهری، وکیل‌ مدافع خانواده روح‌الامینی با اعلام صدور حکم جلب مرتضوی گفت:
«امروز به شعبه مراجعه کردم و طبق اعلام شفاهی دادگاه برای او حکم جلب صادر شده است.»  او درباره ضمانت اجرائی این حکم عنوان کرد: «طبق آن چه به من اعلام شده، اجرای حکم در دست اقدام است اما زمان اجرای آن به دادستانی تهران و مأموران و ضابطان بستگی دارد.» طاهری همچنین از لازم‌الاجرا بودن حکم خبر داد و گفت: «به زودی حکم جلب اجرا می‌شود.»
 وکیل خانواده روح‌الامینی دو روز قبل از آن هم از ارسال این حکم به اجرای احکام خبر داده و گفته بود: «حکم صادره زمان زیادی است که ابلاغ شده و پرونده مرتضوی در بخش کهریزک به شعبه ٢ اجرای احکام ناحیه ٢٨ دادسرای کارکنان دولت رفته است تا اجرا شود.»
 او پیش‌تر گفته بود: «رأی پرونده به صورت الکترونیکی به من ابلاغ شد و شعبه ۲۲ دادگاه تجدید نظر، سعید مرتضوی را در پرونده کهریزک، به اتهام معاونت در قتل به دو سال حبس تعزیری محکوم کرده است. دادگاه تجدید نظر به دلیل اظهار ندامت مرتضوی، با یک درجه تخفیف، وی را به دو سال حبس محکوم کرده و رأی صادره قطعی است.»
 البته چهار روز بعد یعنی روز چهارشنبه ۱۶ اسفند۹۶ سعید مرتضوی در واکنش به خبر صدور حکم جلبش، در جوابیه‌ای اعلام کرد: «تا به حال از طرف اجرای احکام هیچ‌گونه احضار یا دعوتی از اینجانب یا ضامن به عمل نیامده است.»
 مرتضوی در بخشی از توضیحات خود به استناد ماده ۲۳ قانون مطبوعات آورده بود: «تا به حال از طرف اجرای احکام هیچگونه احضار یا دعوتی از اینجانب یا ضامن به عمل نیامده؛ بنابراین چنانچه بدون طی مراحل آیین دادرسی اقدامی هم صورت گرفته باشد اینجانب از آن بی‌اطلاع بوده و خلاف قانون و رویه معمول در اجرای احکام و آیین دادرسی عمل شده است.»
 هم‌چنین در بخش دیگری از این جوابیه آمده بود: «در رابطه با حکم صادره از سوی شعبه ۲۲ دادگاه تجدیدنظر استان تهران که علیرغم احکام برائت قبلی و همچنین برخلاف رای قطعی شعبه ۳۸ دیوان عالی کشور و بدون در نظر گرفتن موازین آیین دادرسی کیفری و مسلمات فقهی و شرعی و دلایل موجود در پرونده، اینجانب را در خصوص اتهامی ناروا در جریان برخورد با فتنه سال ۱۳۸۸ و د راستای ایفای وظایف قضایی پیرامون اخلال‌گران در نظم و امنیت کشور و سلب آسایش شهروندان، بدون کوچک‌ترین خطا یا گناه و یا صدق عنوان مجرمانه‌ای به دو سال حبس محکوم نموده که واجد موازین حق اعاده دادرسی و اعمال ماده ۴۷۷ آیین دادرسی کشوری می‌باشد؛ لذا با عنایت به اینکه قانونگذار در ماده ۴۷۷ قانون آمره مذکور در صورتی که پیرامون حکم قطعی و لازم‌الاجرا شرایط فوق‌البیان حادث باشد و دلایلی مبنی بر خلاف بین شرع بودن اقامه گردد، اظهارنظر و قضاوت در خصوص آن را به شخص ریاست محترم قوه قضاییه که فقیه و مجتهد عادل و منصوب مقام عظمای ولایت می‌باشند واگذاری نموده و چون این حق به موجب قانون فقط یک بار قابل اعمال است، اینجانب به فوریت در حال تنظیم لایحه درخواست اعمال ماده ۴۷۷ می‌باشم و امیدوارم در جریان این رسیدگی، مقام عالی ریاست قوه قضاییه که منصوب مقام عظمای ولایت است و لاجرم به ابعاد فقهی و شرعی احکام آگاهی کامل دارند آن را اجابت نموده و نظر فقهی و شرعی خود را فارغ از برخی جنجال‌های رسانه‌ای اعلام نمایند.»
 با وجود این اتفاقات مشخص است که هم مسئولین قضایی وکلای خانواده روح‌الامینی و هم سعید مرتضوی می‌دانسته‌اند که او سرانجام باید به زندان منتقل شود. حال این سوال پیش می‌آید که چطور با وجود این روند این متهم معروف انقدر راحت، نیست شده و به قول سخنگوی دستگاه قضا "حکم جلبش صادر شده ولی هنوز متاسفانه گیرش نیاورده‌اند. "
 رضا جعفری وکیل مدافع سعید مرتضوی امروز (یک‌شنبه) در گفت‌وگو با ایسنا از وضعیت موکلش اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت: «من در پرونده تامین اجتماعی وکیل مدافع وی بودم و در پرونده کهریزک وکالت ایشان را برعهده نداشتم.»
 در این زمینه حسالم‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهور در توئیتی به این اتفاق واکنش نشان داد و نوشت:
«مراقب باشیم مرتضوی خاوری نشود؛ نه فرار کند و نه فراری داده شود. او حامل رازهای سر به مهر فراوانی است. بدون او تاریخ قضایی ایران در طول بیش از یک دهه پنهان خواهد ماند.»
 نکته‌ای که آشنا به آن اشاره می‌کند یادآور یکی از بزرگ‌ترین پرونده‌های اختلاس در ایران است. اختلاس سه هزار میلیاردی که محمودرضا خاوری یکی از اصلی‌ترین متهمان آن پیش از محاکمه سر از کانادا درإآورد و حالا با خیال راحت با اموال غارت‌ شده از بیت‌المال ایرانیان در مراکز تفریحی کانادا رویت می‌شود.
 درست مثل فرار آقای "م" از متهمان پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان که در ساعات پایانی ۸ آبان ۹۶ اعلام شد که آقای "م" یکی از متهمان اصلی پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان با مبلغ ۵۰۰ میلیارد تومان بدهی از کشور خارج شده و ظاهرا از طریق وکیلش با وی ارتباط گرفته شده و تلاش‌ها برای بازگرداندن وی ادامه دارد. تلاش‌هایی که هنوز به نتیجه منجر نشده است.
 شاید گفته شود که خاوری پیش از آنکه آن فساد بزرگ کشف و به پرونده‌اش رسیدگی شود از کشور گریخت اما درباره سعید مرتضوی چه؟ پرونده او که در جریان بود و درباره تامین اجتماعی همچنان در جریان است و به گفته خودش تا نیمه‌های اسفند هم که در خانه و در حال استراحت بوده، پس چطور تحت نظر نبوده است تا حالا که حکم قطعی منتشر شده از گیر نیاوردن او سخن گفته شود؟ جالب اینجاست که پرونده مرتضوی از سال ۹۱ در جریان بوده اما در سال ٩٤ خبری مبنی بر خروج مرتضوی از ایران منتشر شد.
در آذر ۹۴ در حالی که هنوز پرونده مرتضوی مشخص نشده‌ و ممنوع‌الخروج بود، او به راحتی از طریق فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) از ایران خارج و بعد از آن مشخص شد که تهران را به مقصد نجف ترک کرده تا در مراسم راهپیمایی اربعین شرکت کند!
 جالب اینجاست که ۲۱ فروردین یک منبع مطلع از تحت مراقبت بودن مرتضوی خبر داده و به خبرنگار روزنامه خراسان گفته بود: «قوه قضاییه در زمان خودش این کار را انجام می‌دهد. وی اکنون تحت نظر است.»
 البته باید پرسید که این تحت نظر بودن چگونه بوده است که حالا از گیر نیاوردن مرتضوی سخن گفته می‌شود.
 در همین زمینه بهمن کشاورز رئیس پیشین اتحادیه سراسری کانون‌های وکلای دادگستری ایران (اسکودا) و وکیل دادگستری در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: «به منظور دسترس بودن متهم در مرحله بازپرسی و زمانی که برای او قرار صادر می‌شود، باید دقت شود قرار صادره با نوع و شدت اتهام، امکانات و ارتباطات متهم برای فرار و مخفی شدن و خلاصه کلیه عواملی که ممکن است در دسترس به او موثر باشد، تناسب داشته باشد. از این رو می‌بینید که در مواردی حتی برای جرم‌های نه چندان مهم قرارهای بسیار شدید و سنگین صادر می‌شود و حتی گاهی برای برخی از اتهامات به نسبه سبک قرار بازداشت صادر می‌کنند؛ البته صدور قرار نامتناسب مجازات انتظامی سنگین دارد، اما آماری در دست نیست که بدانیم چه مواردی را مشمول این ضابطه دانسته و مجازات انتظامی قائل شده‌اند.»
 وی به موضوع خاوری هم اشاره کرد و افزود: «در سنوات اخیر مورد برجسته عدم دسترسی به متهم موضوع آقای خاوری است که البته با اتهام مالی مواجه بوده است ولی به هر حال این سوال مطرح شده که اولا چرا دستگاه های نظارتی در مدتی که فرایند اقدامات وی ادامه داشته متوجه چیزی نشده‌اند و اگر شده‌اند چرا عکس‌العمل متناسب نشان ندادند و ثانیا این فرد که تحت قرار بوده چگونه بی‌دردسر از کشور خارج شده و اینک دسترسی به او ممکن نیست.»
 کشاورز همچنین تصریح کرد: «اینک موضوع در مورد فرد دیگری است که اتهام جرایم علیه اشخاص را دارد و به عنوان معاونت در قتل محکوم شده مطرح است و گویا گفته شده هر چند حکم صادره علیه وی قطعی و قابل اجراست اما در دسترس نیست و معلوم نیست که کجاست لذا باید گفت که در حال حاضر هیچ منعی برای اعلام اینکه قرار صادره علیه وی چه بوده وجود ندارد و بهتر است گفته شود برای فردی که از امکانات وسیع و ارتباطات بسیاری برخوردار بوده و هست چه قراری صادر شده است. آیا قرار صادره علیه او با شدت اتهام و امکانات فرار متهم تناسب داشته یا خیر؟»
 وی ادامه داد:
«چگونه ممکن است شخصی مانند محکوم‌علیه مورد بحث، مخفی شود و در دسترس نباشد؟ توجه داریم که در برخی -و بلکه بسیاری- از موارد متهمان یا محکومان به نحو اعجازآمیزی ردیابی و شناسایی و دستگیر می‌شوند. چگونه ممکن است فردی با چهره شناخته شده و با روشن بودن محل های تردد و سکونت و سایر مشخصات غیرقابل دسترس باشد؟»
 کشاورز در پایان تاکید کرد: «به هر حال اگر در این مورد امکان دستگیری و اجرای حکم منتفی شود از مواردی خواهد بود که در تاریخ قضایی باقی خواهد ماند و سوالات بی‌جواب بسیاری را مطرح خواهد کرد. این داستان را پیش از این نیز گفته بودم که گفته‌اند فردی در دادگاه نظامی سابق (دادرسی ارتش) به اعدام محکوم شد اما چون حضور نداشت حکم را غیابی صادر کردند و طبق معمول رای در روزنامه منتشر و به محکوم‌علیه اعلام شد که اگر به حکم اعدام غیابی اعتراضی دارد می‌تواند اعلام کند و محکوم‌علیه که از قضیه مطلع شده بود نامه‌ای به دادرسی ارتش فرستاد با این مضمون که اینجانب به حکم اعدام غیابی اعتراضی ندارم و استدعا دارم همچنان که غیابا حکم صادر فرمودید آن‌را غیابا اجرا کنید!»
 محمدرضا زائری از دیگر چهره‌هایی بود که در فضای مجازی نسبت به این اتفاق واکنش نشان داد و در بخشی از پست اینستاگرامی خود نوشت:
«وقتی پدر فقیری که به خاطر شیرخشک بچه‌اش سرقت کرده بلافاصله می‌گیرند و محاکمه می‌کنند ولی حکم سعید مرتضوی صادر شده اما او را گیر نمی‌آورند!»
 نعمت احمدی، ‌حقوقدان هم با واکنش به این موضوع این سوال را مطرح کرد که "اگر مرتضوی نسبت به حکم صادره تمکین نمی‌کند، پس جایگاه اقتدار دستگاه قضایی در کجاست؟ " او همچنین این موضوع را مطرح کرد که "وقتی قوه قضاییه ما با اقتدار جنایتکاری مانند عبدالمالک ریگی را در آسمان دستگیر می‌کند و در عین حال برای بازداشت فردی چون مرتضوی که پرونده او امروز حساسیت ملی را برانگیخته دلایلی این‌چنینی را می‌شنویم، چنین مساله‌ای بدون شک برای اقتدار قضایی نظام، وجهه بیرونی خوبی نخواهد داشت و ضعف این نهاد را به اذهان مردم متبادر می‌کند. " بنا به ادعای احمدی، "اخیرا تصویری از مرتضوی در بازار آهن تهران منتشر شده و ظاهرا ایشان در حال فعالیت‌های اقتصادی به سر می‌برد. " موضوعی که بیش از پیش ممکن است باعث انتقاد شود.
 در همین رابطه عباس عبدی در واکنش خود عنوان کرده است: «نمی‌دانم که آیا آقای مرتضوی پنهان شده یا خیر، اگر نشده وای به حال دستگاه قضایی با این ادعای سخنگوی آن اگر شده وای به حال هردوی آنها. در هر حال پاسخ آقای سخنگوی به منزله خفت و خواری مرتضوی است. ظاهرا سقوط حد و مرزی ندارد.»
 محمدعلی ابطحی هم در توئیتی نوشته است: «می‌گویند قاضی مرتضوی گم شده و نمی‌توانند حکم زندانش را اجرا کنند. فقط خدا کند چند وقت دیگر در داخل یا خارج کشور متولی حقوق مردم و دفاع از مردم ایران و سخنگوی مظلومان کشور نشود و توقع نداشته باشد قربانیانش به حمایت از او بست‌نشینی کنند. دیدیم که میگیم.»
 به نظر می رسد اگر هرچه زودتر مرتضوی که گویا فعلا "یافت می‌نشود"، پیدا نشده و به زندان منتقل نشود آتش این انتقادات بیشتر شده و مرتضوی هم مثل خاوری و آقای "م" به نمادی از مقابله با اجرای عدالت تبدیل خواهد شد. بهتر است ضابطین دستگاه قضایی با "گیر آوردن" فرد مورد نظر، زودتر جلوی شایعات و انتقادات را بگیرند چرا که ممکن است آبروی دستگاه قضایی و نیروهای امنیتی با فرار مرتضوی بازیچه تمسخر دشمنان قرار گیرد و اجرای عدالت در جمهوری اسلامی زیر سوال رود.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ] [ 12:49 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ

نتیجه تصویری برای تبریک بعثت

متن و پیام های تبریک مبعث پیامبر اسلام (ص)

 

 در نظام اسلامی، حاکمان و مدیران، باید مردم را ولی نعمت خود بدانند. مردم در حقیقت، عیال خداوند هستند و برای محبوبیت نزد خداوند، باید عیال او را دوست داشت. همچنین محبت به مردم، سبب پایداری مقام و موقعیت مدیران و دولتمردان می شود. در آموزه های دینی، مهر و محبت به مردم یک وظیفه دینی است تا آنجا که خداوند به پیامبرش دستور می دهد: «وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِلْمُوءْمِنینَ؛ و بال عطوفت خود را برای مؤمنان بگستران.» (حجر: 88)
 در آیه دیگر نیز رمز موفقیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را، در مدارا و ملاطفت با مردم برمی شمارد و می فرماید:  فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ. (آل عمران : 159)
 به برکت رحمت الهی، در برابر آنان نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگ دل بودی، از اطراف تو پراکنده می شدند.
 امام علی علیه السلام در عهدنامه خود به مالک اشتر، با سخنانی دل نشین می فرماید:
 و مهربانی بر رعیت را برای دل خود پوششی گردان و دوستی ورزیدن با آنان و مهربانی کردن با همگان و مباش همچون جانوری شکاری که خوردنشان را غنیمت شماری! زیرا
رعیت دو دسته اند: دسته ای برادر دینی تواند و دسته دیگر، در آفرینش با تو همانند. [اگر[ گناهی از ایشان سر می زند یا علت هایی بر آنان عارض می شود یا خواسته و ناخواسته، خطایی بر دست شان می رود؛ به خطاشان منکر و از گناهشان درگذر.
 ایشان در نامه ای به محمد بن ابی بکر، والی مصر، نیز چنین سفارش می کند:
و در برابر رعیت فروتن باش و آنان را با گشاده رویی و نرم خویی بپذیر و با همگان یکسان رفتار کن. گاهی که گوشه چشم به آنان افکنی یا خیره نگاهشان کنی یا یکی را به اشارت خوانی یابه یکی تحیتی رسانی، [به گونه ای رفتار کن]. تا بزرگان در تو طمع ستم ـ بر ناتوانان ـ نبندند و ناتوانان از عدالتت مأیوس نگردند.
 باید توجه داشت که همه مردم از نظر سطح بینش و درک اجتماعی یکسان نیستند. ممکن است برخی، ضوابط اخلاقی را در مراجعه به مدیران رعایت نکنند و رفتاری ناشایست داشته باشند. در این صورت، مدیر با استفاده از مقام و موقعیت خود می تواند برای آنان مشکل ایجاد کند، ولی بنابر دستورهای اخلاق اسلامی مدیر باید با بردباری، از این بی ادبی آنان کریمانه چشم بپوشد. به همین دلیل عالمان اخلاق به دولتمردان سفارش می کنند که هر کدام از آنان
«باید تمرین بردباری کند تا در برابر صحنه های تحقیرآمیز و اهانت آلود، شنیده ها را نشنیده بگیرد و دیده ها را ندیده تا بتواند به وظایفش عمل کند و از اجتماع بهره برد و آن رفتار ناشایست مانع تکامل او نشود و به تعبیر روایت: حلمی داشته باشد که جهل نادانان را از خود دور سازد».
 امام علی علیه السلام نیز می فرماید:
«رَأْسُ السِّیاسَةِ اِسْتعمالُ الرِّفْقِ؛ رأس سیاست به کارگیری مداراست».
 عدی بن حاتم می گوید:
آن گاه که پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم، دو چیز سبب شد که اسلام را پذیرا شوم. اول ساده زیستی پیامبر و دیگر اینکه همراه پیامبر در حال حرکت بودم که پیرزنی رسید و بیش از یک ساعت پیغمبر را معطل کرد و او با تبسم و آرامش جواب پیرزن را داد تا جایی که من از آن همه صبر خسته شدم.
پیام متن:
1. رمز موفقیت حاکمان، مدارا و مماشات با مردم است.
2. مردم از نظر درک و بینش یکسان نیستند؛ حاکم باید با کمال متانت و گذشت با آنان رفتار کند.
3. مدارا با مردم، پایه های حکومت را تقویت می کند.
برخورد صادقانه کارگزاران
 حاکمان باید با مردم صداقت داشته باشند. موانع و سختی های کار خویش را با آنان در میان بگذارند و اگر برای به نتیجه نرسیدن وعده های خود دلیل موجهی دارند، آن را برای مردم بیان کنند. امام علی علیه السلام به مالک اشتر سفارش می کند: و اگر رعیت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار از بدگمانی شان در آر؛ که بدین رفتار نفس خود را به فرمان آورده و با رعیت مدارا کرده و حاجت خویش را برآورده و رعیت را به راه راست واداشته باشی.
 در حقیقت، کارگزار باید مردم را محرم اسرار خود بداند و جز در مواردی که به لحاظ امنیتی طرح برخی مسائل ممکن نیست، در بقیه موارد مشکلات را با مردم در میان بگذارد و از رهنمودها و نظرهای آنان بهره مند شود. امام علی علیه السلام در نامه ای به فرماندهان سپاهیانش، وظایف خویش را چنین بیان می کند: بدانید حق است بر من که چیزی را از شما نپوشانم، جز راز جنگ که از پوشاندن آن ناگزیرم و کاری را جز در ـ حکم ـ شرع، بی رای زدن با شما انجام ندهم و حق شما را از موقع آن به تأخیر نیفکنم و تا آن را نرسانم، وقفه ای در آن روا ندانم و همه شما را در حق، برابر دانم.
 برخورد صادقانه با مردم، به این معناست که اگر مدیری خود را در اجرای مسئولیتش ضعیف می بیند و یا از وسوسه افراد خائن و نادان در امان نیست، بی درنگ استعفا کند و از اعتماد مردم سوءاستفاده نکند. وقتی می بیند که نمی تواند امانت داری کند، صادقانه و شجاعانه امانت را به صاحبان اصلی آن بازگرداند.
 امام خمینی رحمه الله در پیامی به مناسبت 22 بهمن سال 1363 خطاب به مسئولان ومدیران کشور می فرماید:
هر یک در هر مقام احساس ضعف در خود می کند، چه ضعف مدیریت و چه ضعف اراده از مقاومت در راه هواهای نفسانی، بدون جوسازی، دلاورانه و با سرافرازی نزد صالحان از مقام خود استعفا کند که این عمل صالح و عبادت است.
 پیام متن:
1. توصیه به رو راستی و صداقت حاکمان با مردم.
2. طرح مسائل حکومتی غیرامنیتی با مردم، برای بهره مندی از مشورت ها و رهنمودهای آنان.
 دیدار حضوری مسئولان و مردم
 بهترین راه ارتباط حاکمان و مدیران با مردم، دیدار حضوری و چهره به چهره است. دیداری دوستانه که هر کس بتواند بدون ترس، مشکلات و خواسته های خویش را بر زبان آورد. در دیدار حضوری بسیاری از حقایق و ناگفته ها آشکار می شود و حاکمان بهتر از هر روش دیگری به عمق مسائل و مشکلات پی می برند.
تجربه نشان داده است که نزدیکان حاکمان معمولاً می کوشند تا اوضاع جامعه را برای حاکم خوشایند و آرام ترسیم کنند. از این رو، در بسیاری از موارد، گرچه اطرافیان از حقیقت امر آگاهند، آن را به گونه ای تعدیل شده و بزک کرده برای حاکم وانمود می کنند. در نتیجه، حاکم آن طور که باید و شاید از وضعیت واقعی جامعه و مردم آگاه نمی شود و درکی واقع بینانه از اوضاع جامعه نمی یابد و روز به روز فاصله بین حاکم و مردم افزایش می یابد و خطری اساسی برای متلاشی شدن نظام فراهم می آورد.
 مشکلات مردم را نمی توان از لابه لای نامه ها یا از زبان اطرافیان دریافت. خود مردم بهتر می توانند مشکل و نیاز واقعی شان را منتقل کنند و اگر این امکان برای آنان فراهم نشود، نتیجه ای جز روگردانی مردم از حاکمان نخواهد داشت. نظام جمهوری اسلامی این امر را در فراز و فرودهای خود به خوبی تجربه کرده است.
 شهید رجایی همواره در میان مردم مانند آنان زندگی کرد. به همین علت، دولت او به عنوان الگوی یک دولت موفق و خدمتگزار شناخته شده است. وی هرگز فریفته پست و مقام نشد و هیچ گاه خود و یارانش از مردم فاصله نگرفتند. به همین دلیل، وی گرفتاری ها و نیازهای مردم را به خوبی دریافت و در راه حل مشکلات یا تأمین خواسته ها گام های اساسی برداشت.
 امام علی علیه السلام در نامه به قثم بن عباس، والی مکه، چنین سفارش می کند:
 بامداد و شامگاه برای آنان مجلس ساز. آن را که فتوا خواهد، فتوا ده و نادان را بیاموز و با دانا به گفت وگو پرداز و جز زبانت، [چیزی] پیام رسان مردمان نباشد و جز رویت، دربان.
هیچ حاجتمند را از دیدار خود محروم مگردان، چه اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود و در پایان حاجت او برآورده شود، تو را نستایند.
 آن بزرگوار در توصیه ای دیگر به یار صمیمی خویش، مالک اشتر چنین می فرماید:
 فراوان خود را از رعیت خویش پنهان مکن؛ که پنهان شدن والیان از رعیت، نمونه ای است از تنگ خویی و کم اطلاعی در کارها و نهان شدن از رعیت، والیان را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است، باز دارد. پس کار بزرگ نزد آنان خرد به شمار آید و کار خرد بزرگ نماید. زیبا زشت شود و زشت زیبا و باطل به لباس حق در آید و همانا والی، انسانی است که آنچه را مردم از او پوشیده دارند، نداند و حق را نشانه ای نبود تا بدان، راست از دروغ شناخته شود.
 پیام متن:
1. حضور رو در رو، بهترین وسیله ارتباطی حاکمان با مردم است.
2. الگوی دولت مردمی در شرایط کنونی، شهید رجایی و یاران وی است.
3. سفارش امام علی علیه السلام به کارگزاران خویش، بهترین منشور یک دولت مردمی است.
 عدالت ورزی
 از مهم ترین وظایف حاکمان، رعایت عدالت میان مردم است . عدالت ورزی در همه شئون حکومت، از جمله در توزیع امکانات و فرصت ها باید رعایت شود. حاکم عادل پیشه، محبوب مردم است و ارج و منزلت بهتری نزد آن دارد.
امام علی علیه السلام می فرماید: «مَنْ عَدَلَ نَفَذَ حُکمُه؛ کسی که عدالت بورزد، حکمش نافذ می شود.»
 ایشان در سخنی دیگر، عدالت ورزی را منشاء لطف و یاری خداوند می داند و می فرماید:
 اذا بُنِیَ المُلکُ علی قواعدِ العدلِ و دَعائِمِ العقلِ نَصَّر اللّهُ مُوالیه و خَذَل مُعادیه. زمانی که حکومت بر پایه عدل و عقل استوار شده باشد، خداوند دوستداران آن را یاری و دشمنانش را خواری رساند.
 آن حضرت که نمونه کامل عدل و انصاف را در حکومت علوی اجرا کرد، در نامه ای به یکی از والیانش چنین دستور می دهد:
 و برابر رعیت فروتن باش و آنان را با گشاده رویی و نرم خویی بپذیر و با همگانی یکسان رفتار کن. گاهی که گوشه چشم به آنان افکنی یا خیره شان نگاه کنی یا یکی را به اشارت خوانی یا به یکی تحیتی رسانی، [آگاه باش] تا بزرگان در تو طمع ستم ـ بر ناتوانان ـ نبندند و ناتوانان از عدالتت مأیوس نگردند.
 پیام متن:
 عدالت ورزی، نفوذ کلام حاکم و عنایت و یاری خداوند را در پی دارد.
 ساده زیستی حاکمان
 عثمان بن حنیف انصاری، والی بصره در مهمانی-ای شرکت کرده بود که نیازمندان در آن مهمانی جایی نداشتند. امام علی علیه السلام پس از آگاهی از این عمل کارگزار خود، در نامه ای به وی می فرماید: بدان که پیشوای شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده بسنده کرد و دو قرص نان را خوراک خویش ساخت. بدانید که شما چنین نتوانید کرد. لیکن مرا یاری کنید به پارسایی و تلاش در این مسیر و پاکدامنی و درستی ورزیدن. به خدا از دنیای شما زری نیندوختم و از غنیمت های آن ذخیره نساختم و بر جامه کهنه ام نیفزودم و اگر می خواستم، می دانستم که چگونه عسل پالوده و مغز گندم و بافته ابریشم را به کار برم، ولی هرگز هوای من بر من چیره نخواهد گردید و حرص، مرا به گُزیدن خوراکی ها نخواهد کشید.
چگونه باشد در حجاز یا یمامه کسی حسرت گرده نانی را برد یا هرگز شکمی سیر نخورد و من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی باشد از گرسنگی به پشت دوخته و جگرهایی سوخته. آیا بدین بسنده کنم که مرا امیرمؤمنان گویند و [حال آنکه] در ناخوشایندی های روزگار شریک آنان یا در سختی زندگی نمونه ای برایشان نباشم.
 امام خمینی رحمه الله نیز همچون جد بزرگوار خود، در کمال سادگی زندگی کرد و الگویی موفق برای حاکمان اسلامی گردید. ایشان نه تنها خود و نزدیکانش را به ساده زیستی فرا خواند، بلکه ارکان حکومتی را در همین مسیر هدایت کرد. این بزرگوار، در پیامی به مناسب گشایش دومین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگان منتخب مردم سفارش کرد:
 اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمت های بزرگ برای ملت های خود کرده اند، اکثراً ساده زیست و بی علاقه به زخارف دنیا بوده اند. آنها که اسیر هواهای پست نفسانی و حیوانی بوده و هستند، برای حفظ یا رسیدن به آن تن به هر ذلت و خواری می دهند و در مقابل زور قدرت های شیطانی خاضع و نسبت به توده های ضعیف، ستمکار و زورگو هستند، ولی وارستگان به خلاف آنانند؛ چرا که با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی توان ارزش های انسانی ـ اسلامی را حفظ کرد.
 
پیام متن:
1. ساده زیستی حاکمان، سبب مقاومت و پایداری مردم در برابر ناملایمات می شود.
2. کسانی که ساده زندگی می کنند، هیچ گونه ترس و واهمه از دشمنان ندارند و تن به خواری و ذلت نمی دهند.
3. با زندگی اشرافی نمی توان از ارزش های انسانی دفاع کرد.
 آموزش دینی
 برخی پنداشته اند که «حکومت ها کار و وظیفه ای بیش از رسیدگی به نیازهای اولیه مردم ندارند و نباید داشته باشند. خواه حکومت دینی، خواه حکومت غیر دینی، آنچه در درجه اول باید مورد توجه قرار بدهند، این است که حاجات اولیه، یعنی مسکن، غذا، پوشاک، بهداشت و امثال اینها را فراهم کنند».
 فیشکین، یکی از فیلسوفان تعلیم و تربیت لیبرال، نیز به صراحت می گوید:
 دولت نباید از طریق تعهدات عمومی، از عقاید دینی گروه ها دفاع کند و باید از موضع این اتهام که با ادعاهای ماوراء طبیعی و دینی، یک رشته عقاید آرمانی دارد و با عنوان اقتدار و مشروعیت دولت، به افکار عمومی جهت می دهد، اجتناب ورزد.
 در مقابل، فلسفه حکومت در اسلام، چیزی جز اجرای اسلام و تحقق آرمان های آن نیست. امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:
 خدایا تو می دانی آنچه را از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنیای ناچیز، خواستن زیادت، بلکه می خواستیم نشانه های دینی را به جایی که بود، بنشانیم و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم تا بندگان ستمدیده ات را ایمنی فراهم آید و حدود ضایع مانده ات اجرا شود.
 آن امام بزرگوار، یکی از حقوق مردم بر امام و حاکم اسلامی را حق تعلیم و تربیت دینی آنان دانسته و در بیانی صریح فرموده است:
 اَیُّهَا النّاسُ اِنّ لی عَلَیْکُمْ حقاً وَ لکم عَلیَّ حَقٌّ فاَمّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فالنصیحةُ لکم و تَوْفیرُ فَیْئِکم علیکم و تعلیمُکُمْ کیْلا تَجْهَلوا و تَأْدیبُکُمْ کَیما تَعْلَمُوا.
[ای] مردم! مرا بر شما حقی است و شما را بر من حقی. بر من است که خیرخواهی را از شما دریغ ندارم و حقی را که از بیت المال دارید، بگزارم. شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید و آداب آموزم تا بدانید.
 ایشان در کلامی دیگر می فرماید:
 عَلَی الامامِ اَنْ یُعَلِّمَ اَهْلَ ولایتِهِ حدودَ الاسلامِ و الایمان. امام و حاکم اسلامی موظف است معارف اسلامی و ایمانی را به افراد تحت حکومتش آموزش دهد.
 درباره سیره عملی حضرت آورده-اند که در اوج جنگ جمل، شخصی از امام علی علیه السلام پرسید: ای امیرمؤمنان! آیا به توحید و یگانگی خداوند اعتقاد داری؟ عده ای از سپاهیان امام علی7 که در آن اطراف بودند، با شنیدن این سؤال نابه هنگام ناراحت شدند و خشمگینانه به سوی آن شخص رو آوردند و گفتند: مگر نمی بینی امام در چه شرایطی قرار دارد؟ ولی امام علی علیه السلام با آرامش فرمود:
«رهایش کنید؛ زیرا چیزی که این اعرابی به دنبالش است، همان چیزی است که ما از این قوم (یعنی از اصحاب جمل) می خواهیم، یعنی جنگ ما در حقیقت بر سر مسئله توحید است». سپس با تفصیلی اعجاب برانگیز پاسخ وی را بیان کرد.
 
پیام متن:
1. وظیفه حکومت دینی، تعلیم معارف اسلامی و ایمانی به افراد جامعه است.
2. در اولویت قرار دادن تأمین نیازهای اولیه، چندان ضروری نیست، بلکه وظیفه حکومت دینی تأمین و رسیدگی به تمام ابعاد وجودی انسان اعم از جسم و روح اوست.
 پرهیز از ریاست طلبی
 یکی از جدی ترین آسیب های حکومت، ریاست طلبی است. گاهی ریاست و فرمانروایی، زمینه ساز فساد افراد و به انحراف کشاندن آنان می شود. مدیران و حاکمان اسلامی باید همواره مواظب باشند که این آفت در دل و جان آنان نفوذ نکند؛ زیرا دین و دنیای آنان را نابود خواهد ساخت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:
 مَنْ اَحَبَّ ان یَتَمَثَّلَ لَهُ الرجالُ قیاماً فَلیُتَبَوَّأَ مَقْعَدَه مِن النّارِ. کسی که دوست دارد مردم را در مقابل خود ایستاده ببیند، جایگاه او آتش جهنم است.
 ریاست طلبی حاکم، او را در جایگاهی به ظاهر رفیع قرار می دهد. در این مقام، او دیگران را بسیار کوچک و کم ارزش می پندارد و برای خود امتیازهای ویژه ای قائل می شود. این رویه، به تسلیم مردم در برابر او می انجامد و توقع دارد که مردم در همه حال او را همراهی کنند و همواره او و کارهایش را تأیید کنند.
 امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:
 ما اری شَیئاً اَضَرُّ بِقُلوبِ الرِّجالِ مِنْ خَفْقِ النِعالِ وَراءَ ظُهوُرِهم. من چیزی زیان بارتر برای حال قلب، از صدای کفش در پشت سر انسان ندیدم.
 بنابر ارزش های اسلامی و الهی همه انسان ها در یک شأن و ردیف جای دارند و برعهده گرفتن مسئولیت ها، در حقیقت نوعی تکلیف پذیری برای خدمت رسانی بیشتر به مردم است، نه بهره گیری از بشر با هدف ارضای روحیه ریاست جویی حاکم. بنابراین، کارگزار اسلامی پیش از هر اقدامی باید این صفت ناپسند را از دل و جان خویش بزداید تا راه سعادت و سلامت را بر خود و مردم هموار سازد.
 پیام متن:
 از مهم ترین رذایل اخلاقی، ریاست طلبی حاکم اسلامی است؛ زیرا روحیه خدمت رسانی را از او خواهدگرفت.
دوری از فخرفروشی و تکبر
 یکی دیگر از صفت های ناپسند اخلاقی، تکبر و غرور است. امام علی علیه السلام در حدیثی با اشاره به این امر می فرماید: «آفةُ الرِّئاسَةِ الفخرُ؛ آفت ریاست، فخر است.» ایشان در کلامی دیگر فخر و تکبر را از بدترین صفت های کارگزاران معرفی می کند:
 در دیده مردم پارسا، زشت ترین خوی والیان این است که می خواهند مردم آنان را دوستدار بزرگ منشی شمارند و کارهایشان را به حساب کبر و خودخواهی نگذارند و [حال آنکه من] خوش ندارم در خاطر شما بگذرد که من دوستدار ستودنم و خواهان ستایش شنیدن.
 انسان های بزرگوار و والااندیش، اهل تکبر نیستند و همواره شکوه و بزرگی خداوند را در نظر دارند و خود را در محضر خدا می بینند و سیره پیشوایان معصوم علیهم السلام را سرلوحه کار خویش قرار می دهند و نیز نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر را از یاد نمی برند که فرمود:
 و اگر قدرتی که از آن برخورداری، نخوتی در تو پدید آرد و خود را بزرگ بشمری، بزرگی حکومت پروردگار را که برتر از توست، بنگر که چیست و قدرتی را که بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نیست؛ که چنین نگریستن، سرکشی تو را می خواباند و تیزی تو را فرومی نشاند و خرد رفته ات را به جای باز می گرداند.
 باید به فرجام کار و زوال دولت اندیشید که «الدولة کما تُقْبِلُ، تُدبِر؛ حکومت همان طور که می آید، یک روز نیز می رود.» همچنین باید سرانجام متبکران را به یاد آورد که چگونه خوار و ذلیل شده اند. امام علی علیه السلام در این باره هشدار می دهد:
 بپرهیز که در بزرگی فروختن، خدا را هم نبرد خوانی و در کبریا و عظمت، خود را همانند او دانی، که خدا هر سرکشی را خوار می سازد و هر خودبینی را بی مقدار.
 پیام متن:
1. فخرفروشی و تکبر بر اثر کم ظرفیتی و غفلت از عظمت و کبریایی خداوند است و آفت بزرگی برای حاکمان و کارگزاران به شمار می آید.
 خود محوری
 استبداد در تصمیم گیری، از دیگر لغزش های مدیران و حاکمان است. خود محوری، عامل تباهی آدمی معرفی شده است.
 امام علی علیه السلام برای در امان ماندن از این لغزش، «مشورت با دیگران را به منزله مشارکت در عقول و اندیشه های آنان بر می شمارد.» آن حضرت در نامه ای به مالک اشتر، سفارش می کند که در امور کشور خود «با دانشمندان، فراوان گفت و گو کن و با حکیمان، فراوان سخن در میان نه.» اهمیت مشورت و رای زنی تا آنجاست که خداوند با وجود عصمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، ایشان را به مشورت و نظرخواهی از مردم امر می کند:
 به برکت رحمت الهی در برابر آنان نرم شدی و اگر خشن و سنگ دل بودی، از اطراف تو پراکنده می شوند. پس آنان را ببخش و برای آنان آمرزش بطلب و در کارها، با آنان مشورت کن، ولی هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش و) بر خدا توکل کن؛ زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد. (آل عمران: 159)
 نکات مهمی در این آیه وجود دارد: نخست اینکه، افرادی که با دیگران مشورت می کنند، نزد مردم افرادی انعطاف پذیر به شمار می آیند و افراد خود رأی، اشخاصی تندخو و سنگ دل هستند. دیگر اینکه، حتماً نباید با افرادی برتر از خود مشورت کرد، بلکه گاهی لازم است انسان با افراد پایین تر از خود به مشورت و رای زنی بپردازد. وقتی اشرف مخلوقات و عقل کل، مأمور به مشورت گردیده است، پس افراد معمولی به این رای زنی ها نیاز بیشتری دارند.
 البته حاکمان جامعه در پرتو مشورت با مردم، شخصیت آنان را ارج می نهند و روحیه همکاری و همیاری اجتماعی آنان را تقویت می کنند. بنابراین، شایسته است کارگزاران برای ایجاد انگیزه در مشارکت عمومی و تقسیم مناسب کار، به مشورت با مردم اهمیت دهند.
 پیام متن:
1. مشورت و رای زنی با مردم، مهر و محبت و همکاری مردم را با کارگزاران افزایش می دهد.
2. مشورت کردن، حتی با زیردستان فوایدی دارد و خداوند اشرف مخلوقات را نیز به مشورت امر می کند.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ شنبه 25 فروردین 1397 ] [ 22:30 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 
  آیا مشکل فقط عرقچین است؟ 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

نتیجه تصویری برای عرقچین

 

نتیجه تصویری برای عرقچین

 

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRubWao2xlEPoL0hW7CGIgJNwWMZIfFeVnuzEkp9WVa6VHhA07t

 

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSuv7koLZ055W18pzRPEsqWTa_sCeZVKw8E9r0QA9RwEgrOFjLZ

 

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSPt1KJxF8Yb5IpuPwD4ryMR0SKw2CP4quUKh0b36latPASR0Vz4g

 

  خبرآنلاین، وبلاگ محمد رضا زائری : یکی از بزرگ‌ترین اختلالات معرفتی و مشکلات فکری، محدود شدن ذهن انسان به نمادهای ظاهری و غفلت از مسایل اساسی و امور باطنی است! 
 بدین ترتیب هر کسی بر اساس تلقی های عرفی و دریافت-های ذهنی از محیط پیرامون خود بر روی برخی نشانه-ها تمرکز پیدا می کند
و از اصل و اساس رویکردها و محتواها غافل می شود و کار به جایی می رسد که حقیقت قرآن را در امام زنده و حاضر نمی بیند ولی با قرآن کاغذی سر نیزه فریب می خورد!
 در روزگار ما هم گاه بعضی، نمادها و نشانه هایی مانند عرقچین روی سر یک نفر در گوشه یک عکس یا سفید پوشیدن همسر متوفى در هنگام تشییع جنازه را به عنوان نشانه های یهودی بودن تلقی می کنند اما رفتار آشکار و صریح صهیونیستی را از دیگران نمی بینند.
 به راستی آیا اگر امروز صهیونیست-ها دیگر عرقچین بر سر نگذارند ما آنها را مسلمان خواهیم پنداشت؟ قطعا می گویید : خیر، مشکل ما با صهیونیستها کلاه و لباس نیست!
 آری، حق با شماست!
مشکل ما رفتار و خوی صهیونیستی است که یهود را "شعب الله المختار " یعنی قوم برگزیده می داند و دیگران را مردمانی که خداوند برای خدمت به یهود خلق کرده است.
 وقتی این تفکر و باور تئوریزه می شود به طور طبیعی نه تنها هر تجاوز و اشغالگری و ظلم و ستمی را توجیه می کند، بلکه به تضییع حقوق دیگران رنگ و لعاب دینی و الهی می دهد و آن را وظیفه شرعی به شمار می آورد.
 اکنون پرسش این است:
اگر کسی عرقچین بر سر نگذاشت اما خلق و خوی صهیونیستی داشت و همه دیگران را باطل و فقط خود را حق پنداشت و به خود اجازه داد هر گونه می خواهد در باره مال و جان و آبروی دیگران تصمیم بگیرد و رفتار کند، چه قدر می توان چنین کسی را مسلمان دانست؟
 واقعیت تلخی که نمی توان انکار کرد این است که ما همه دیکتاتور هستیم، همه! فقط میزان بروز و ظهور بیرونی این خودمحوری و دیکتاتورمآبی به تناسب شرایط و موقعیت و امکانات مان فرق می کند!
 درست همان زمان که به داعش ناسزا می گوییم و از فاشیست ها و نازی ها ابراز انزجار می کنیم، همان موقع همه در درونمان داعش و هیتلر داریم.
 حتى بسیاری از کسانی که مدعی لیبرالیسم و آزادی های اجتماعی هستند ممکن است به راحتی مثلا به پسر جوانی که در یک هیأت مذهبی عزاداری می کند یا دختری که حجاب شرعی کامل دارد، اهانت کنند!
 فرق نمی کند که اسم و رسم مان چیست یا چه شکل و ظاهری داریم، مهم این است که بپذیریم سهم ما با سهم دیگران برابر است و همه ما بندگان خداوند هستیم. اما وقتی به هر دلیل و با هر توجیه، برای خود سهم و حقی بیش از دیگران قائل شدیم آن موقع مصیبت ها و گرفتاری ها شروع می شود و دیکتاتوری های شرک آمیز در برابر نظام الهی شکل می گیرد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: عرقچین، حقیقت قرآن، قران بر سر نیزه، رفتار صهیونیستی، حق و باطل، مسلمانی، دیکتاتورمآبی،


[ جمعه 24 فروردین 1397 ] [ 02:33 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 شما هم در این آشغال‌پراکنی بی‌تقصیر نیستید

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

عزت الله ضرغامی: حصر آشغالی +اینستاپست

 

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQV6JdIo5Cp3U2T40qKtLjSTM9ukqKAOshe11GYeYo9dKFN9bTl

تصویر مرتبط

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcR7xGGnK25R71J15KDHRMVoXRerXPW6MYkpRWJ5mBsgGghvFora-w

 


 خبرآنلاین، وبلاگ حسین آخانی : این یادداشت پاسخی است به آقای ضرغامی رئیس سابق رسانه ملی که به درستی به وضع اسفناک زباله در ایران اعتراض کرده‌اند. ولی ظاهرا فراموش کرده اند که ایشان 10 سال مسئولیت بزرگترین دستگاه فرهنگی و اطلاع رسانی کشور را به عهده داشتند و در کاشت محصول فعلی این کشور بی نقش نبودند.
 آقای
ضرغامی رییس اسبق رسانه ملی می‌گوید: «خیر سرمون امروز خواستیم کنار این رودخانه زیبا عکس بیندازیم! دیر بجنبیم این حصر آشغالی و آلودگی محیط زیست ما را خواهد کشت! کسانی که در این تعطیلات به دبی و استانبول و باکو و دیگر کشورهای همسایه می روند و ساحل سازی‌های زیبای آنجا را می بینند می‌پرسند، چرا؟! حالا ساحل سازی‌های به عمق 100 متر و طول چند کیلومتر پیشکش، لااقل فکری برای آشغال‌های مخرب طبیعت بکنیم. مشکل نه بی آبی است و نه کمبود بودجه، نه به تحریم بر می‌گردد و نه به توطئه‌های شیطان بزرگ! شاخ غول را نمی‌خواهیم بشکنیم، می‌خواهیم در 40 سالگی انقلاب، آشغال‌ها را جمع کنیم! »
 خدا را شکر می‌کنم که رئیس سابق صدا و سیما که 10 سال آن هم در دوران طلایی احمدی نژادی رئیس بزرگترین سازمان فرهنگی ایران با 75 میلیون مخاطب بودند کمی از مسئولیت‌هایشان کم شده و فرصت پیدا کرده‌اند ایران گردی کنند و عکس یادگاری هم بیاندازد.
بازهم خدا را شکر هنوز گردنشان راست نمانده است و توان چرخش به این طرف و آن طرف را دارند و با کمی کج کردن متوجه شده‌اند که وای مصیبتا، بعد از چهل سال چه آشغال دونی درست کرده‌ایم.
 بازهم خدا را شکر رئیسی که شب و روز کارش این بود که اگر گربه‌ای در آمریکا سینه پهلو می‌کرد، در تلویزیون بارها و بارها و در پر بیننده‌ترین ساعات نشانش می‌دادند حالا فهمیده که مملکت خودمان چه خبر است. اما از خود نمی‌پرسند یکبار همکارانش جرات نداشتند زشتی‌های سرزمین خودی خود را نشان دهند و به مردم بگویند: بابا زباله و پلاستیک در بکرترین نقاط کشور غوغا می‌کند.
 
جناب ضرغامی عزیز: باور کنید من سیاسی نیستم. از زمانی که در کنار کار حرفه‌ای دانشگاهیم به سفرهای علمی به اقصی نقاط ایران و ده‌ها کشور جهان رفته‌ام، مرتب در مورد این پلاستیک پراکنی نوشته‌ام و گفته‌ام. حتی یک بار در زمانی که شما رئیس بودید در یک برنامه دست چندم پیشنهاداتم را دادم. ولی آن برنامه در ساعات نیمه شب پخش شد و خودم هم خواب بودم! دستگاه تحت امر شما به امثال ما اجازه نمی‌دادند در ساعات پر مخاطب و یا برنامه‌های زنده خبری راه پیدا کنیم، بخصوص اگر می‌خواستیم نقدی بکنیم. اگر مطلبی گفته می‌شد سیاه نمایی تلقی می‌شد و همکاران شما می‌گفتند که اجازه پخش ندارد و سانسور می‌شد.
 الان اگر گاهی به ما فرصت می‌دهند حرف بزنیم بیشتر به این خاطر است که بدشان نمی‌آید دولت را خراب کنند و به همین دلیل گاهی به ما فرصت می دهند «فقط از دولت» انتقاد کنیم. به خاطر می‌آورم در همان برنامه‌ای که در نیمه های شب پخش شد گفتم «بهترین راه زباله زدایی از این سرزمین مجبور کردن تولید کنندگان آب معدنی و نوشابه به اخذ گرویی از بطری‌ها است. آنها آب مفتی می‌فروشند و طبیعت کشور را آلوده می‌کنند. لااقل وظیفه جمع آوریش هم به عهده خودشان باشد».
 همین چند ماه پیش که بودجه در مجلس بود پیشنهاد دادم که بیایید بجای گرفتن پول زیاد برای خروجی از مردم و تحمیل انواع گرانی‌ها، عوارض پلاستیک وضع کنید تا مردم کمتر از این پلاستیک‌ها استفاده کنند و کم کم طبیعت ایران از این بلا نجات پیدا کند و مردم ما به جای رفتن به خارج در همین کشور بمانند. راهی که بسیاری از کشورهایی که شما در نوشته‌تان ازشان تعریف کرده‌اید رفته‌اند.
 حالا نشد، دست رو دست نمی‌گذارم. همین که این مطلب شما را در خبر آنلاین خواندم، دست به قلم بردم و می‌خواهم با شما همراهی کنم. بیایید ما هم همصدا با کاوه مدنی با چالش «بی زباله» همراه شویم. شما دوست و رفیق در مقامات مملکتی، نمایندگان مجلس و تولید کنندگان کلان این زباله‌ها کم ندارید (سالها سیمای شما برای تولیدات آنها تبلیغ کرده است). هم می‌توانید بهشان بگویید که یک هفته همه مردم از بسیج، سپاه، ارتش، دانشجو، سرباز، دانش آموز گرفته تا امام جمعه، نماینده، فرمانده، مدیر کل، وزیر، استاد و معلم همه با هم دست به دست دهیم اول این زباله‌هایی که خودمان ریخته‌ایم را جمع کنیم. دوم از مسئولین مربوطه دولتی و قانونگذاری بخواهیم با قانون زباله را ریشه کن کنند. من تصویب سه قانون زیر را برای پاکسازی ایران لازم می‌دانم.
1. کلیه تولید کنندگان بطری‌های آب معدنی و نوشابه و بسته بندی‌های مشابه وظیفه دارند یا به طور مستقل و یا با همکاری هم بطری‌های تولید شده را با اخذ گرویی مجددا تحویل بگیرند.
2. به ازای هر کیسه پلاستیکی، ظرف یک بار مصرف و یا بسته بندی نامتعارف پلاستیکی مبلغ 100 تومان عوارض محیط زیستی دریافت شود. نیمی از درآمد آن را برای ایجاد صنایع بازیافت و پاکسازی طبیعت و نیمی هم برای توسعه حمل و نقل عمومی ریلی مورد استفاده قرار گیرد. مردم اگر با وسائل حمل و نقل عمومی سفر کنند اینقدر آشغال اینور و اونور نمی‌ریزند.
3. زباله ریزی در طبیعت تابع جریمه نقدی باشد و همه ضابطان قضایی از پلیس تا محیط‌بان و جنگل‌بان اجازه اعمال قانون با کمک شماره ملی داشته باشند.
امیدوارم شما هم ضمن پیوستن به چالش «بی زباله» از روابط گسترده خود در نتیجه بخشی این پیشنهادات استفاده و انشالله همه ما سال آینده کشوری کم زباله را به چهل و یکمین سال انقلاب تحویل دهیم. قول بدهید با هم در کنار یک رودخانه تمیز یک عکس یادگاری بگیریم. بسم‌الله.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: ضرغامی، رسانه ملی، زباله، سیاه نمایی، سانسور، زباله زدایی، زباله ریزی،



[ پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 ] [ 01:24 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 هر بانوی تحصیلکرده‌ای باید سرکار برود؟

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

آیا هر بانوی تحصیلکرده‌ای باید سرکار برود؟
 

  ((( یادش بخیر ... پدر بزرگها وُ مادر بزرگهای ما، پدر مادرهای ما با وجود اینکه خیلی از تسهیلات زندگی امروزی را نداشتند، با آن زندگی سَر وُ ساده، چقدر دلخوشتر بودند وُ آرامش بیشتری داشتند ... همه اینها هم بخاطر این بود که قدر داشته-هایشان را میدانستند وَ قانع بودند ؛ این با بی-تفاوتی وَ تلاش نکردن برای رفاه بیشتر، خیلی تفاوت دارد. اصل مسأله این بود که اهل زیاده-طلبی وَ در واقع، اهل ناشُکری نبودند. مخارج زندگی بدوش مَردها بود وَ خانمهای خانه هم علاوه بر خانه-داری، اگر می-توانستند یا لازم بود که کمک-خرج زندگی باشند، در همان خانه دست بکار میشدند، از خیاطی وُ گلدوزی وُ قالیبافی گرفته تا پاکت-سازی که کمترین درآمد را داشت. مثلا، خانواده-ی پُرجمعیت وَ فقیری بود که در بهار وُ تابستان همگی دست بکار «بادبادکهای کاغدی» میشدند وَ در فصلهای دیگر به نوعی کمک-خرج خانواده بودند، مرد یا مردان خانه هم در بیرون بکاری مشغول بودند. جان کلام اینکه با کمترین اختلاف، چرخ زندگی را با همدلی میچرخاندند ... اگر پس-اندازی هم برای تفریح وُ سفر داشتند که نور ِ علآ نور بود وُ به تناسب وُسع-شان گاهگاهی به زیارتگاهای نزدیک وُ دور میرفتند. تفریحاتی مثل سینما وُ تئاتر، بیشتر بخاطر مسائل فرهنگی وَ اقتصادی، کمتر خواهان داشت. راستی داشت یادم میرفت، بعضیها به باغ ملی (همان پارک امروزی) هم سَری میزدند، البته اگر شرایط  این تفریح مُیَسًـر بود. مهمانی دادن شام یا ناهار برای خانواده-های فقیری که قوُت روزانه-شان هم نسیه یا «قسطی» بود، به ندرت پیش میآمد ؛ در خانواده-های متوسط هم سالی چند بار مهمانی دادن بیشتر اتفاق نمی-افتاد، آن هم با سادگی وَ به دور از تجملات؛ مثلا دَمپُختَک عدس-پلو یا پلو با قُرمه-سبزی وَ یک نوع میوه-ی آن فصل، چیزی مثل هنداوانه یا انار ... خرید گوشت یا مُرغ هم بآ آن درآمدهای پایین، در کمال قناعت مدیریت میشد. خرید جهیزیه-ی عروس هم از چند دست لحاف وُ تشک، تعدادی ظرف وُ ظروف اولیه، چراغ خوراکپزی ِ، وَ یک تخته قالی تشکیل میشد ... خانوادهای فقیر که توان خرید قالی را نداشتند ، بزحمت دو تخته گلیم ارزان-قیمت میخریدند. جشن عروسی هم که بعهده-ی داماد بود، عمدتاٌ در خانه-ی عروس یا همسایه وُ آشنا، با ساده-ترین وسایل پذیرایی که شامل شربت وُ شیرینی میشد برگزار میگردید. خانواده-ای که بضاعت ضعیفی داشت، جشنی نمیگرفت وَ بعد از فرستادن جهیزیه، عروس وُ داماد را عده-ای با صدای ذَف وُ دایره وُ سلام وُ صلوات به خانه-ی بخت می-فرستادند. _ عـبـــد عـا صـی )))
 

 میگنا، سیمین جم :  این سؤال را از خانم‌های تحصیلکرده و متأهلی پرسیده‌ایم که همسر و فرزند را به کار و شغل بیرون از منزل ترجیح داده‌اند.
 هم لیسانس دارم هم خانه‌دارم و اوضاع هم خوب است
 هانیه فریس آبادی
 29 ساله ، لیسانس ، خانه‌دار
 لیسانسم را که گرفتم با مرد مورد علاقه‌ام ازدواج کردم. مردی که تحصیلات دانشگاهی نداشت، اما اهل کار بود و تا دلت بخواهد شعور و مهربانی داشت. یک سال بعد از ازدواج بچه‌دار شدم و حالا یک همسر مهربان، یک کوچولوی زیبا و یک زندگی جمع و جور دارم که با هیچ چیزی در دنیا عوض نمی‌کنم. وقتی تصمیم به ازدواج گرفتم پدر و مادرم اصرار داشتند که همسرم شرط کارکردن مرا حتماً در شروط ضمن عقد بپذیرد و بعد از ازدواج هم مصر بودند که من کار کنم. آنها می‌گفتند اگر قرار بود خانه‌دار شوی پس چرا وقت و هزینه گذاشتی و درس خواندی و مدرک گرفتی؟ من برای آنها و تمام کسانی که این سؤال را از من می‌کردند یک جواب بیشتر نداشتم و ندارم:«لیسانس خانه‌دار خانه را بهتر اداره می‌کند.» من واقعاً به حرف خود اعتقاد عمیق دارم. دختری که دانشگاه می‌رود به هر حال دانش و توانمندی بیشتری پیدا می‌کند و این داشته‌ها را می‌تواند در زندگی شخصی و در خانواده‌ای که تشکیل می‌دهد به کار بگیرد و به نحو مفیدی استفاده کند. اصلاً چرا این ذهنیت کلیشه‌ای وجود دارد که دختران تحصیلکرده حتماً باید کار کنند؟ به نظرم دختر تحصیلکرده قدرت تعامل و درک بیشتری دارد و همین می‌تواند در زندگی مشترک تأثیر مثبت داشته باشد.
 فعلاً نیازی به کار کردن من نیست
 مرضیه سلیمی
 27 ساله ، لیسانس ، خانه‌دار
 دارم خودم را برای مسافر کوچولویی آماده می‌کنم که چند ماه دیگر از راه می‌رسد و خانواده خوشبخت دونفره ما را یک خانواده خوشبخت سه نفره می‌کند. وقتی ازدواج کردم همسرم گفت با کارکردنت مشکلی ندارم، ولی اگر خسته و کوفته از سرکار بیایی و هر روز بگویی حوصله ندارم اوقات هر دوی ما تلخ می‌شود. حرفش منطقی بود، به ویژه آنکه از نظر مالی هم مشکل نداشتیم و نیازی به کارکردن من نبود. گفتم اگر من کار کنم گوشه‌ای از زندگی را می‌چرخانم. گفت فعلاً که نیاز مالی نداریم ولی اگر روزی دچار مشکل شدیم خودم برایت کار خوب پیدا می‌کنم تا کمک خرج خانه شوی. حالا که با خودم فکر می‌کنم می‌بینم با یک گفت‌وگوی ساده از مشکلی که ممکن بود پیش آید جلوگیری کردیم و در عین حال هر دوی‌مان راضی و قانع شدیم. در واقع معتقدم کار کردن زنان حتی اگر تحصیلکرده باشند باید توجیه منطقی داشته باشد. اگر زن خانه در رسیدگی به همسر و فرزندش کوتاهی نکند و در عین حال از نظر اقتصادی واقعاً نیاز به کارکردن او باشد مشکلی نیست، ولی اگر کارکردن زن به خودش و خانواده کوچک‌ترین لطمه‌ای بزند خب بهتر است قید کارکردن را بزند. کارکردنی که بخواهد آرامش خانواده را بر هم بزند بهتر است که نباشد.
 همسر و مادر خوب مفید‌ترین فرد جامعه است
 شیوا رحیمی
 فوق لیسانس ، 34 ساله ،خانه‌دار
 همسرم هیچ مشکلی با کار کردن من ندارد. از همان بدو ازدواجمان این موضوع را به اختیار خودم گذاشت و من هم با وجود دارا بودن مدرک فوق لیسانس و پیشنهادهای متعدد شغلی، قید کار دائم را زدم، ولی گاهی دورکاری یا کار پروژه‌ای می‌کنم که البته با همکاری و راهنمایی همسرم انجام می‌دهم. جالب اینجاست حالا هم که دو فرزند سه و شش ساله دارم همسرم گاهی می‌گوید:«اگر احساس کردی نیاز به کارکردن داری تعارف نکن، من در کنارت هستم.» این برخورد او همیشه موجب دلگرمی من شده و احساس نمی‌کنم که دست و پای مرا بسته است. به نظرم اکثر دختران پس از ازدواج ترجیح می‌دهند یک زندگی آرام و بدون استرس داشته باشند و کارکردن دقیقاً نقطه مقابل آرامش و عامل استرس است، اما اینکه روی کارکردن پافشاری می‌کنند در موارد بسیاری به دلیل نگاه سلبی و تغییر ناپذیر شوهران به کارنکردن زنان است، در حالی که اگر مردان کمی در این زمینه حوصله و انعطاف به خرج دهند خیلی از خانم‌ها در همان چند سال اول اشتغال خسته شده و قید کار را خواهند زد. بسیاری از بانوان خودشکوفایی و مثبت بودن برای جامعه را در کارکردن می‌بینند، در حالی که به نظر من می‌توان با فعالیت‌های اجتماعی متعدد برای جامعه مفید بود. از این که بگذریم مفید‌ترین و مؤثرترین نقش زن این است که فرزندان خوب تربیت کند. زنی که به مرد خود آرامش دهد و با حضور فعال و پر رنگ در خانه خیال مرد را از بابت تربیت و آرامش بچه‌ها راحت کند با انگیزه و فراغ بال بیشتری فعالیت خواهد کرد و ضریب مفید بودن او برای جامعه بالا خواهد رفت. در واقع زنان با ایفای درست نقش مادری و همسری، بدون آنکه در اداره‌ای صبح تا شب کار کنند و انرژی شان تحلیل رود با انگیزه‌سازی برای همسر و با تربیت فرزندان بانشاط بیشترین سهم را در خدمت به جامعه ایفا خواهند کرد.
 *در این رابطه نظر شما چیست؟ کامنت بگذارید
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ] [ 02:50 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 آماری از خودکشی بیماران افسرده وَ معتادین ...

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

http://s8.picofile.com/file/8313673700/XODKOSHYE_MO_T8D_2.jpeg

http://s9.picofile.com/file/8313674050/XODKOSHYE_MO_T8D_3.jpeg

http://s8.picofile.com/file/8313673534/XODKOSHYE_MO_T8D_4.jpeg

http://s8.picofile.com/file/8313673018/XODKOSHYE_MO_T8D_5.jpeg

http://s8.picofile.com/file/8313672768/XODKOSHYE_MO_T8D_6.jpeg

 

 میگنا: دکتر شهرام بختیاری با تاکید بر رابطه مستقیم اعتیاد با افسردگی و اختلالات رفتاری گفت: اعتیاد، یک اختلال روانپزشکی پیچیده است و همانند سایر اختلالات روانپزشکی، هم عوامل زیستی و هم عوامل محیطی در پیدایش آن دخیل هستند. وی ادامه داد: اعتیاد بیماری مغز است، یعنی فرآیند حیاتی که رفتار اختیاری مصرف مواد را به مصرف جبری مواد تبدیل می‌کند و این، ریشه در تغییرات به وجود آمده در ساختار اعصاب مغز مصرف‌کننده دارد.
 این متخصص روانپزشکی بیان کرد: قسمت‌های مختلفی از مغز از جمله مراکز پاداش و سیستم‌های افیونی و کاتکول آمینی و بویژه دوپامین در بروز اعتیاد به مصرف مواد مخدر دخیل شناخته شده‌اند که به نوبه‌ی خود تحت تاثیر عوامل ژنتیک هستند. بختیاری افزود:
به علت پیچیدگی مغز، مواد در افراد مختلف تاثیرات متفاوتی را ایجاد می‌کنند و بسته به نوع صفات شخصیتی و وضعیت روانی، هر فرد پس از مصرف، احساس متفاوتی را تجربه می‌کند.
 وی بیان کرد:
افسردگی در بین مبتلایان به سوء مصرف و وابستگی به مواد بسیار شایع است. در بسیاری موارد، فرد جهت کاهش هر چند موقت علائم آزاردهنده افسردگی و ایجاد احساس لذت و سرخوشی به شکل خود درمانی به مصرف مواد اعتیادآور روی می‌آورد و با مصرف مکرر جهت رهایی از غم و ناراحتی مصرف اختیاری مواد به مصرف جبری تبدیل شده و بیماری اعتیاد آغاز می‌شود که خود در طولانی مدت افسردگی‌زا بوده مشکلات قبلی را تشدید می‌کند.
 دکتر بختیاری؛ درباره گرایش مصرف مواد در افراد افسرده‌ گفت: به علت سبب شناسی مغزی و روانی مشترک افسردگی و اعتیاد، افسردگی با مصرف اغلب مواد رابطه داشته و
در بین معتادان به همه انواع مواد اعتیادآور افسردگی شایع است و تا حدود نیمی از کسانی که سوء مصرف مواد افیونی (مخدر) و یا الکل دارند زمانی در طول عمر خود اختلال جدی افسردگی را تجربه کرده اند.
 وی بیان کرد: داروهای آمفتامینی که امروزه در درمان اختلال بیش فعالی کاربرد دارند، ابتدا در درمان افسرگی بکار رفته‌اند ولی امروزه به علت احتمال اعتیادآوری و نیز عوارض روانی و تشدید افسردگی کاربرد بسیار محدودی در این مورد دارند.
 بختیاری از پیامدهای افسردگی و مصرف همزمان نام برد و ادامه داد: اغلب مواد اعتیادآور در مصرف طولانی مدت موجب تاثیر منفی بر عملکرد مغزی و ایجاد اختلالات روانی ثانویه مختلف از جمله اختلالات خلقی و افسردگی می‌شوند و به علت اینکه مصرف مواد اعتیادآور از طریق مراکز مغزی و عملکردهای شیمیایی که خود در بروز افسردگی دخیل هستند اثر می‌گذارند، مسلما مصرف همزمان آنها در بیماران مبتلا به افسردگی پس از مدتی موجب آسیب مناطق و سیستم‌های پاداش و لذت مغز و نهایتا منجر به تشدید افسردگی می‌شود.
 وی گفت:
مصرف مواد اعتیادآور فرد را به خودکشی مستعد می‌کند و احتمال انجام خودکشی موفق در بین آنان ۲۰ برابر افراد عادی است و حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد مبتلایان به سوء مصرف مواد اقدام به خودکشی می‌کنند و این میزان در افراد با سابقه افسردگی بیشتر است.
 همانند افراد عادی ممکن است سایر اختلالات روانی نیز در بیماران افسرده مصرف‌کننده (البته باشدت بیشتر) از جمله اختلالات اضطرابی، اختلالات خواب، مشکلات جنسی، اختلالات توهمی و جنون‌آمیز بوجود آید.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: خودکشی، اعتیاد، افسردگی، داروهای آمفتامینی، پیامدهای افسردگی و اعتیاد، اختلالات روانی افسردگی،

[ شنبه 18 فروردین 1397 ] [ 20:11 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   این اتفاق تلخ و شکننده یکی از اشتباهات 

 

 بزرگ و جبران‌ناپذیر نظام اسلامی بود که ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 به گزارش اعتدال، «جمهوری اسلامی» نوشت: این اتفاق تلخ و شکننده یکی از اشتباهات بزرگ و جبران‌ناپذیر نظام اسلامی بود که دیگر نباید تکرار بشود.
 همان طوری که می‌دانید اساس این جریان بر پایه هتک حرمت و تحقیر بزرگان انقلاب و لجن‌پراکنی علیه نظام شکل گرفت؛ اگر چه در ظاهر با شعار‌های ارزشی و انقلابی سر بیرون آورد. ماهیت و هویت سرکرده این جریان انحرافی از همان اول برای صاحبان بصیرت واقعی محرز بود. وی شرایط لازم برای ریاست جمهوری را نداشت. او نه رجل سیاسی بود و نه رجل دینی اما با کمال تاسف، صاحبان قدرت و برخی محافل خاص که حداقل نیم قرن از زمان خود عقب‌تر هستند، این آدم را به میدان سیاست آوردند و این لباس گشاد را بر هیکل وی پوشانیدند، با نقل معجزات و کرامات ساختگی اذهان ملت را به اشتباه انداختند و او را بر گرده مردم و نظام سوار نمودند.
 هر چه دلسوزان نظام فریاد برآوردند و ندا سر دادند که این جریان مشکل اعتقادی، اخلاقی و رفتاری دارد، مظلومانه متهم به بی‌بصیرتی شدند. نگارنده بارها تذکر داد و نوشت که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به عنوان سمبل روحانیت انقلابی و از بنیانگذاران نظام در نگاه این جریان، خاکریز اول فرض شده و اگر این خاکریز فرو بریزد و صدمه ببیند، آن‌وقت هدف بعدی خود رهبری و اصل نظام خواهد بود اما افسوس از گوش شنوا!
 البته پیش‌بینی این مسائل به قدری روشن بود که هیچ نیازی به علم غیب، علم جفر و اسطرلاب نداشت.
امروز بعد از ۱۲ سال به همان نکته رسیده‌ایم و شاهدیم که سردمداران این جریان انحرافی، اصل نظام، رهبری و ولایت فقیه و حوزه و روحانیت را نشانه گرفته‌اند. الحمدلله نفاق پشت پرده اینان با عملکردهای جاهلانه و ناشیانه از قبیل نامه‌های کنایه‌ای و طعنه‌آمیز به رهبری برای همه برملا و آشکار شد.
 به نظر می‌رسد در تنبیه اینان چوب خدای متعال اگر چه بی‌صدا می‌باشد ولی در افشای چهره واقعی و رسوایی آنان بسیار نافع، کار ساز و کافی خواهد بود. در اینجا لازم است از درایت و بصیرت ستودنی و تیزبینی و صلابت و شجاعت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در برابر این جریان یادی کنیم و بر ساحتش سر تعظیم فرود آوریم که این فقیه مجاهد و مفسر با بصیرت یک‌تنه و مدرس‌وار در مقابل آنان ایستاد و در جهت دفاع از حریم حوزه و روحانیت و نظام از آبرو و حیثیت خود و خانواده هزینه کرد و در پاسخ به درخواست یکی از مسئولین برای حمایت از دولت احمدی‌نژاد گفت:
«بگذارید من یک روحانی مخالف این دولت بمانم تا فردا نگویند که تمام روحانیت خود را هزینه این آدم کرد!» او این پیکار را به صورت مظلومانه و صبورانه ادامه داد و به آخر رسانید. البته اینان وقتی چنگ کینه و کدورت به صورت هاشمی زدند از همان ساعات کوس رسوایی‌شان نیز آغاز شد چرا که به قول مولوی در مثنوی:
 چون خدا خواهد که پرده کس دَرَد - میلش اندر طعنه پاکان بَرَد 
این تقدیر الهی است و بهتراز این نمی‌شود، اما چند نکته را باید توجه کرد: 
 ۱. سردمداران این جریان اگرچه ماهیتشان بر همه روشن شد و اکنون هیچ جایگاهی در میان مردم ندارند اما
باید توجه داشت در آن هشت سال سیاه، فرهنگ مسمومی که اینان در جامعه ترویج کردند هنوز هم وجود دارد. نشردروغ، آبرو بردن از انسان‌های شریف و خدوم، دشنام و هتاکی به محترمین، ترور شخصیتی، اختلاف و بدبینی، خودبزرگ‌بینی، انحصارطلبی و تنگ‌نظری از جمله این رذائل اخلاقی است که این جریان با خود آورد و سال‌ها طول می‌کشد تا از سطح جامعه زدوده و برچیده شود. متاسفانه بعضی طرفداران این جریان اغلب ویژگی‌های اخلاقی آنان را به ارث بردند و کاملا کپی آنان شدند. آنهایی که گرفتار این رذائل هستند باید تلاش کنند از آن رهایی یابند و الا چوب بی‌صدای سبحانی در نهایت به سراغشان خواهد آمد و شاید هم آمده است و کسی خبر ندارد.
 ۲. آنهایی که در پشت صحنه آقای احمدی‌نژاد را آوردند اگر چه ممکن است انگیزه بدی نداشتند ولی تجربه چهل ساله انقلاب نشان داده است که این آقایان محترم برای میدان سیاست و عمل و اجرا ساخته نشده‌اند و همیشه هم در تشخیص وظیفه دچار اشتباه می‌شوند. اینان همان کسانی هستند که در دهه شصت مورد خطاب حضرت امام قرار گرفتند که شما حتی نانوایی یک شهر کوچک را هم نمی‌توانید اداره بکنید. این آقایان محترم از نسل همان افراد نوعی هستند که در دهه چهل حمام خزینه‌ای حامل انواعِ ویروسِ بیماری را بر حمام دوشی کاملا بهداشتی ترجیح داده و فریاد وااسلاما سرمی‌دادند که سال‌ها طول کشید تا از این فضا بیرون بیایند. اینها امام موسی صدر را به خاطر همکاری با مصطفی عقاد در ساخت فیلم «محمد رسول‌الله» به انواع توپ تخریب و تهمت بستند اما بعد از چند سال که این فیلم در ایران اکران شد بدون اینکه از وی خجالت بکشند و حتی عذرخواهی کنند و حلالیت بطلبند به همراه نوه‌ها و نتیجه‌ها پای تلویزیون نشستند و از تماشای آن فیلم لذت بردند. به گزافه نگفته‌ایم اگر بگوییم اینها قدرت پیدا کنند، تلگرام که هیچ حتی تلفن ثابت را هم ازمردم مضایقه می‌کنند. فضای مجازی در نگاه اینان «بلای جان مردم است!» در حالی که خود این نگاه و تفکر، بزرگ‌ترین بلای جان مردم شده و مانع از پیشرفت و توسعه این کشور، مردم و انقلاب می‌باشد. اینها چون توانایی مدیریت و اجرا ندارند و زمان‌شناس نیستند به ناچار دربرابر پدیده‌های نو همواره موضع منفی می‌گیرند. فلذا در مواقع سرنوشت‌ساز به خصوص ایام انتخابات باید هشیار و بیدار شد مبادا این آقایان محترم دوباره احساس وظیفه! کنند و یک احمدی‌نژاد دیگر را بر گُرده مردم و نظام تحمیل نمایند.
 هشت سال حاکمیت جریان افراطی، مردم، انقلاب و نظام را از مبانی امام دور ساخت. علی‌رغم شعارهای ارزشی و انقلابی که معلوم شد تنها ترفندی برای فریب مردم بود، اخلاق، فضیلت و کرامت انسانی زیر پا نهاده شد، دزدی، اختلاس، غارت بیت‌المال، ترویز، ریا و دروغ به اوج رسید، ناکارآمدی سر به فلک کشید و نظام متهم به عدم شفافیت با مردم شد و ده‌ها مشکل و معضل دیگر که باید در جای خود به آن پرداخت.
 باید به مکتب و مبانی حضرت امام بازمی‌گشتیم که الحمدلله این اقدام با دو انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و ۹۶ بخوبی انجام گرفت. این بازگشت در صورتی کامل خواهد شد که به افکار و اندیشه‌ها و سیره و سلوک حواریون امام توجه کنیم. ما معتقدیم رئیس‌جمهور روحانی اگر برخی خناسان و دلواپسان بگذارند می‌تواند تحت حمایت و اشراف رهبری بر بسیاری از مشکلات کشور که از جریان انحرافی به ارث رسیده فائق آید.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ پنج‌شنبه 16 فروردین 1397 ] [ 23:59 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  باران که شدى مپرس ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای باران که شدى مپرس

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط
 

 باران که شدى مپرس ، این خانه ى کیست ... /  سقف حرم وُ مسجد وُ میخانه یکیست ...
 باران که شدى، پیاله ها را نشمار ... /  جام وُ قدح وُ کاسه وُ پیمانه یکیست ...
 باران! تو که از پیش خدا مى آیی  /  توضیح بده عاقل وُ فرزانه یکیست ... 
 بر درگه او چونکه بیفتند به خاک /  شیر وُ شتر وُ پلنگ وُ پروانه یکیست
 با سوره-ى دل ، اگر خدا را خواندى /  حمد وُ فلق وُ نعره-ى مستانه یکیست
 این بى خردان، خویش ، خدا مى دانند  /  اینجا سند وُ قصه وُ افسانه یکیست 
 از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار /  در خلقت حق، رستم وُ موریانه یکیست 
 گر درک کنى خودت، خدا را بینى  /  درکش نکنى ، کعبه وُ بتخانه یکیست ... 
 

 «مولانا»
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ چهارشنبه 15 فروردین 1397 ] [ 12:52 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 امید یا ناامیدی؛ مسئله این است ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای امید یا ناامیدی

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای امید یا ناامیدی

 

 خبرآنلاین، وبلاگ ملک محمد، مهدی : پایان سال، فرصت مناسبی برای مرور است؛ مرور شکست‌ها، موفقیت‌ها، اشک‌ها و لبخندهای فردی و اجتماعی. که اگر این مرور نباشد، سال به سال بدتر از پارسال خواهد شد و به همین سبب، فرد و ملتی که تاریخ زندگی و جامعه و کشور خود را خوب نخوانده باشد محکوم به تکرار است.
 امسال، اما، از منظر روان‌شناختی، حداقل، وزن شکست‌ها و اشک‌ها بیش از موفقیت‌ و لبخندها بود. شکست‌های فردی و اجتماعی که به‌گونه‌ای عجیب به‌هم تنیده شده‌اند؛ حال بد افراد ، حال جامعه را می‌گیرد و حال بد جامعه، حال افراد را.
مگر می‌توان به سلامت از کنار انبوه خبرهای منفی و بدی مثل غرق‌شدن کشتی سانچی و سوختن پیکر ملوانان ایرانی، سانحه هواپیمای آسمان و تکه‌تکه‌شدن بیش از شصت ایرانی، تصادف‌های مرگبار زنجیره‌ای و غیرزنجیره‌ای ماشین‌ها و کشته‌شدن بیش از هفده هزار نفر در سال و معلولیت صد و شصت هزار نفر در این تصادف‌ها، آلودگی‌های شدید و تعطیلی های مکرر مدارس به دلیل ناسالم‌بودن هوا و از همه مهم‌تر فقری که به‌طرز مرموزی با انتظارات ما ارتقاء می‌یابد و شکاف طبقاتی‌ای که روزبه‌روز بیشتر می‌شود.
 در عرصه فردی نیز، حال آدم‌های ایرانی خوب نیست؛ این ادعا را آمارهای سازمان‌ها و نهادهای مرجع در حوزه سلامت روان تأیید می‌کنند. بر اساس نتایج یک پیمایش ملی که در شماره آبان ماه امسال مجله فرهنگستان علوم پزشکی منتشر شد،
استان‌های لرستان، ایلام، همدان، اصفهان و تهران بیشترین میزان مبتلایان به اختلالات روانی را دارند. پنج استانی که ساکنانش بیشتر از دیگر استان‌ها با بحران‌‌های مختلفی مواجه هستند. برجسته‌ترین نشانه این حال بد، خشونتی است که به امری رایج تبدیل شده و گویی جزء عادت‌هایمان شده است.  و این‌چنین ناامیدی گریبان جامعه ایرانی را گرفته است؛ ناامیدی جمعی ...  با چنین اوضاعی آیا می‌توان به سال ۹۷ امیدوار بود؟ پاسخ از منظر روان‌شناسی هم منفی است و هم مثبت.
 منفی از این جهت که به احتمال بسیار زیاد اوضاع اجتماعی ایران در سال ۹۷ بهبود چشمگیری نخواهد یافت و سوانح و تصادفات و کشته‌شدن‌ها و معلولیت‌ها و خشونت‌ها، حداقل، به اندازه سال ۹۶ خواهد بود. اگر قرار است که انسان ایرانی امیدش را از اخبار رسانه‌ها بگیرد، باید از او پوزش خواست و گفت که در اخبار سال ۹۷ نیز، امید نمی‌تابد.
 اما جواب سوال می‌تواند مثبت باشد، هرچند در اوضاع کنونی، صحبت از امید سخت‌تر از گفت‌وگو درباره ناامیدی است. یکی از روان‌شناسان مشهور جهان، اریک فروم است که درباره امید بسیار اندیشیده و تحقیق کرده است. او درباره این مولفه حیاتی انسان چنین می‌گوید: امید درست، شبیه ببری در کمین است و تنها موقعی می‌جهد که زمانش رسیده باشد. نه اصلاح‌طلبی بدبینانه و نه تندروی ماجراجویانه، هیچ‌کدام جلوۀ امید نیستند.
امید یعنی در هر لحظه آمادۀ آن اتفاق خوبی باشی که هنوز رخ نداده، و حتی اگر در طول زندگی‌ات هم رخ نداد، ناامید نشوی. بر اساس این تعریف از امید، انسان ایرانی اگر روزهایی را در سال ۹۷ مقرر کند که فارغ از اخبار رسانه‌ها به خود و سهم خود در جهان بیندیشد تا دریابد چه میزان و چه نوع تلاش رضایت‌بخشی جهت بهبود حال خود انجام داده است، به یقین نسبت به امروز امیدوارتر خواهد شد. امید با فقر، تبعیض، فساد ارتباط مستقیمی ندارد. چه بسیار فقرایی که امیدوارتر از ثروتمندان هستند، چه بسیار امیدوارانی که تجربه مورد تبعیض واقع‌شدن را داشته‌اند و چه بسیار دلالان فسادی که به‌رغم موفقیت کارشان ناامیدتر از هر بنی بشری هستند.
 مشکل انسان ایرانی این است که به‌سبب بزرگی و تعرض حاکمیت در تمامی شئون زندگی در طول تاریخ تاکنون، تصور کرده که منشأ هیجان‌ها و باورهای مثبت نیز حکومت‌ها هستند و اغلب اوقات چنبره زده کناری منتظر که دولت‌ها حالش را خوب کنند. حال آن‌که چنین انتظاری فقط به درماندگی می‌انجامد و ناامیدی را مانند ویروسی خطرناک به جان جامعه می‌افکند و اختلالات روانی صعودی خیره‌کننده می‌یابند.
 البته مغلطه نباید کرد و امید را مساوی بهبود فوری و عینی اوضاع نباید دانست. همان که اریک فروم گفته است.
امید ابزار است، نه هدف. با امید می‌توان تلاش هدفمندتری داشت. با امید می‌توان سختی‌ها را راحت‌تر هضم کرد. امید همان ابزاری است که یک زن معلول را به قهرمانی جهان در یک رشته ورزشی و کسب عنوان بهترین زن ورزشکار معلول جهان در سال می‌رساند و فقدان آن در همین سرزمین، زن معلول دیگری را به انزوا می‌کشاند.
 مغلطه دیگر نیز این است که آیا باید از حکومت‌ و دولت‌ها هیچ انتظاری نداشت. انتخاب نسبی حاکمان و مسئولان برعهده مردم امیدوار و ناامید است.
هرگاه اکثریت مردم را امیدواران شکل دهند، انتخاب‌هایشان سنجیده‌تر و گزینه‌هایشان خردمندتر خواهند بود، ولی هرگاه اکثریت با ناامیدی در انتخاباتی شرکت کرده‌اند گزینه‌‌هایشان، ناامیدی را به درماندگی و افسردگی ملی تبدیل خواهد کرد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: امید، ناامیدی،


[ دوشنبه 13 فروردین 1397 ] [ 19:07 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  بهترین مُسَکن-های گیاهی ِ مَفاصل وَ استخوانها

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای بیماریهای آرتروز

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای بیماریهای استخوانها

 

 چند وقتی‌ بود که از درد زانوهام کلافه شده بودم هر مسکنی که دکتر‌های متخصص تجویز کرده بودند و در داروخانه‌ها بود امتحان کرده بودم ولی‌ دیگر اثری نداشت تا اینکه با یک داروساز گیاهی آشنا شدم و این معجون را به من معرفی‌ کرد و پیشنهاد کرد که دیگه از مسکن‌های شیمیایی استفاده نکنم تا یک هفته هر روز صبح از آن را بنوشم، این محلول را تهیه کردم و یک هفته صبح ها نیم ساعت قبل از صحبحانه خوردم و پس از یک هفته التهاب و ورم زانوهام که آرتروز شده بودند بطور چشمگیری مداوا شد و دوباره به زندگی‌ عادیم برگشتم و حالا هر وقت از این معجون خوشمزه میخورم، اول خدا را شکر می‌کنم به خاطر نعمت هایی که بهمون داده، دوم برای سلامتی آن داروساز گیاهی که بدون هیچ چشم‌ داشتی مرا با این مسکن و آرام بخش گیاهی آشنا کرد دعا می‌‌کنم،اگه شما هم مشکل من را دارید، حتما از این معجون مصرف کنید، تا تاثیر جادوییش را ببینید، تازه بعد از معرفی این معجون به دوستانم متوجه شدم این نوشیدنی هر نوع درد ارتروزی و رماتیسم را هم شفا میدهد : یک قاشق چایخوری دارچین/ یک قاشق چایخوری زنجبیل/ یک قاشق مرباخوری عسل/ یک لیوان شیر کم چرب.
 طرزتهیه :شیر و زنجبیل و دارچین را با هم می‌‌جوشانیم -2 دقیقه،سپس کمی که سرد شد با عسل مخلوط کرده نیم ساعت قبل از ناشتا به مدت یک ماه روزانه یک بار در روز میل کنید،از ماه بعد هفته ای سه بار استفاده کنند..کسانی که نمیتوانند شیر بخورند،میتوانند با اب جوش و یا چای سبز میل کنند.
 اگر افرادی که از درد زانو و ورم مفاصل رنج می‌برند از این مخلوط به مدت یکماه استفاده کنند، می‌توانند اثرات تسکین درد مداوم خود به طور معجزه آسا مشاهده کنند. بررسی‌ها نشان داده است افرادی که به علت این بیماری قادر به راه رفتن نبودند، پس از مصرف یک ماه از این مخلوط، توانستند، هر روز بهتر از روز قبل و بعد از یکماه بدون هیچ دردی شروع به راه رفتن کنند. بنابر این ،
برای درمان درد زانو و مفاصل خود ،مصرف این معجون شفا دهنده را تا زمان بهبودی طبق نسخه استفاده کنید،که تنها علاج درمان این بیماری ازار دهنده همین معجون است ،فقط افراط نکنید،
***************************************
*دیگر نسخه های معجزه آسای درمان ...
1-درمان پوکی استخوان و درد مفاصل
با معجون زردچوبه، گزنه، رازیانه و پوست بیرونی تخم مرغ.
 بیماری پوکی استخوان به یکی از بزرگ ترین مشکلات جامعه امروزی تبدیل شده است، طوری که سالانه میلیون ها نفر را تحت تاثیر قرار می دهد.برای درمان پوکی استخوان،گیاهانی چون زردچوبه، گزنه ، رازیانه و پوسته تخم مرغ ،خواص ضد درد مفاصل و پوکی استخوان دارد به طوری که جوشانده‌ این گیاهان برای پیشگیری از پوکی استخوان و درد مفاصل بسیار شفا دهنده است چرا که این دو بیماری در نتیجه‌ از بین رفتن املاح معدنی از بدن ایجاد می شود؛ البته اغلب در افراد بالای 50 سال این بیماری بروز می یابد.
 طرز تهیه :یک قاشق مرباخوری زردچوبه را به همراه دو قاشق گیاه گزنه و رازیانه (جمعا 4 قاشق غداخوری )،به همراه یک قاشق مرباخوری پوست تخم مرغ در سه فنجان اب جوش ریخته و به مدت 10 دقیقه دم کنید،سپس در زمان مصرف یک قاشق مربا خوری عسل اضافه کنید، نکته : مقدار معجون ذکر شده برای سه بار در روز صبح ،عصر و شب میباشد..یک هفته از این معجون استفاده کنید تا معجزه ان را ببینید..
****************************************
2-سنجد درمانگر قوی برای آرتروز و پوکی استخوان
 میوه سنجد ، حاوی منابع قابل توجهی از املاح و عناصر هستند که مانع پوکی استخوان می‌شوند که از آن جمله می‌توان به عناصر روی، ‌مس، کروم و منیزیم اشاره کرد.میوه سنجد همچنین حاوی اسید فولیک فراوان و ویتامین c زیاد است. علاوه بر این، ‌این میوه حاوی ترکیبات گیاهی است که گیرنده‌های هورمونی را فعال می‌کند و بنابراین مانع از دست رفتن کلسیم مخصوصا در دوران میانسالی و یائسگی در خانم‌ها می شود. مصرف پودر سنجد به همراه شیرکم چرب که غنی از کلسیم است،‌ در جلوگیری از بروز و یا پیشرفت پوکی استخوان و آرتروز بسیار کمک کننده است. .
مقدار مصرف:هر روز صبح نیم ساعت قبل از ناشتا 2 قاشق مرباخوری پودر سنجد (شامل پوست، گوشت و هسته) و پودر سویای بوداده 1 قاشق مرباخوری با یک قاشق مرباخوری عسل، در یک لیوان شیر کم چرب مخلوط کرده میل کنید.این روش درمانی قوی برای پوکی استخوان و درد آرتروز میباشد،فقط پودر سنجد را از عطاری های مطمئن خریده و در یخچال نگهداری کنید.
 توصیه مهم دیگر برای دوستانی که درد مفاصل دارند: حدود 50 گرم سنجد درسته آسیاب شده و 50گرم هسته تمبر هندی آسیاب شده رو پس از الک زدن با 100 گرم عسل مخلوط کرده و بمدت دو هفته روزی یک قاشق مربا خوری میل کنند .انشاله معجزه این دوا رو میبینید
 روشهای دیگر ...
 یکی از آسان ترین درمان و سریع ترین راه تسکین زانودرد،
مصرف تخم شنبلیله است. کمی تخم شنبلیله را که از شب قبل خیس کرده اید، به صورت ناشتا میل کنید. این گیاه درد مفصل را به سرعت بهبود می بخشد.
 در
طب چینی از هویج برای درمان درد مفصل استفاده می شود. به ۲ عدد هویج رنده شده، کمی آب و لیموی تازه اضافه و میل کنید. هویج برای سلامت رباط ها مفید و تسکین دهنده درد است.
****************************************
 نسخه های معجزه گر با روشهای مالیدنی برای کاهش دردهای مفصلی
 ماساژ دادن آرام زانو با این روغن ها التهاب را کاهش می دهد و گردش خون را تقویت می کند.
 1-استفاده از ر
وغن بادام تلخ و اسانس نعنا برای ماساژ دادن اندام‌هایی که دردناک است،معجزه میکند ،
2- ۲ قاشق مرباخوری
روغن خردل را با ۵ جبه سیر رنده شده کمی گرم کنید و به زانوها بمالید.
3- ماساژ با روغن ولرم
نارگیل، تسکین دهنده درد است و گردش خون را بهبود می بخشد.
 4-ماساژ با ر
وغن زیتون، مفصل ها را نرم و منعطف می کند و درد زانو را تسکین می دهد. این روغن حاوی ماده ای به نام «الیوکانتل» است که درد در قسمت موثر را کاهش می دهد.
5-
دمنوش زنجبیل و زردچوبه با کمی عسل نیز به تسکین درد زانو کمک می کند.این دو گیاه خاصیت ضد التهابی دارد و درد مربوط به آرتریت روماتوئید را کاهش می دهد. مصرف این دمنوش، روزی 1 بار یک روز درمیان می تواند موثر واقع شود.طرز تهیه : ازگیاهان ذکر شده از هرکدام یک قاشق چایخوری درون اب جوش ریخته 5 دقیقه دم کنید کمی که خنک شد با عسل نوش جان کنید .. تا درد زانوی شما کاهش یابد.
****************************************
 نسخه طلایی :با این فرمول جادویی با درد ورم مفاصل خدافظی کنید
1-یک قاشق غذاخوری پر پودر دارچین رو با دو قاشق غذاخوری روغن زیتون (ترجیحا بودار)و یک قاشق عسل با یک قاشق مرباخوری زردچوبه مخلوط کنید ،جوری که یک حالت ضماد مانند به وجود بیاید (از حالت خمیر رقیق تر)این ضماد را روی محل دردبمالید و روی ان را با باند ببندید، معمولا در این روش درد بعد از 30 دقیقه از بین خواهد رفت و اثر فوق العاده ای درکاهش درد خواهد داشت،معمولا با سه بار تکرار دردهای جدید کاملا از بین می روند.در مورد دردهای قدیمی تر،بسته به عمق و قدمت درد ، باید بیشتر استفاده شود . بهتر است ضماد به مدت دست کم 6 ساعت در هفته دوبار درناحیه درد با روکش گرم بماند تا این دردها هم در مدت زمان یکماه کاملا درمان شود،حتما از این روش شگفت انگیز درمانی استفاده کنید تا معجزه ان را در سلامتی و کاهش و دردهای خود ببینید.
 نکته :
تا به حال از گیاهان دارویی ذکر شده هیچگونه عوارضی دیده نشده ،مگر ،مبتلا به بیماری خاصی و یا در حال مصرف داروهای شیمیایی باشید و قصد استفاده از گیاهان دارویی را داشته باشید،که در این صورت باید حتما پزشکتان را در جریان بگذارید. و در موارد حاد و شدید بیماران باید به ارتوپد و روماتولوژ نیز مراجعه کنند.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: درد زانو، ورم مفاصل، پوکی استخوان، آرتروز، درد مفصل، آرتریت روماتوئید، مُسَکن-های گیاهی،

[ جمعه 10 فروردین 1397 ] [ 18:36 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

نتیجه تصویری برای کارتون بدترین مادر دنیا

نتیجه تصویری برای کارتون بدترین مادر دنیا

نتیجه تصویری برای کارتون بدترین مادر دنیا

نتیجه تصویری برای کارتون بدترین مادر دنیا
 

 می دانید آخر او هیچ وقت کارهایی را که مادران فداکار و مهربان انجام میدهند,انجام نداده است. مثلا هیچ وقت نشده که باقیمانده ی غذای مرا بخورد یا لقمه ی دهنی مرا به دهانش بگذارد. اوهیچ وقت به خاطر خراب کردن امتحانم برای من زار زار گریه نکرده یا مثلا برای اینکه غذایم را تمام کنم بشقاب به دست دنبال من دور خانه راه نیفتاده است. به نظرم او اصلا من را دوست نداشته باشد چون او هیچ گاه فقط برای من بستنی نمی خرد او همیشه همراه من بستنی می خورد و بستنی خوردن من را هم تماشا می کند. یا مثلا وقتی من بازی کرده ام به کناری نایستاده و برایم کف نزده او همیشه خودش همراه من در بازیها شرکت میکند. به نظرم مادرم اصلا شبیه مادران مهربان و ایثارگر داستانها نیست, مادران فداکار قصه ها کمی چاق هستند اما او همیشه مواظب سلامتی و هیکل خودش هم هست یا مثلا هیچ وقت با موهای ژولیده و لباسهای کثیف و نامرتب به تمیز کردن خانه و غذا پختن برای من نپرداخته.
گاه گاهی او بسیاراز من زیباتر بوده! او به جای بوی پیاز داغ همیشه بوی خوب میدهد! هیچ وقت نشده که مادر من به خاطر نبودن من به مهمانی یا گردش نرود یا بدون من اصلا به او خوش نگذرد. هیچ وقت کارهایی را که دوست دارد کنار نگذاشته تا فقط به کارهای من و زندگی من برسد اصلا او کارهایی را که مادربزرگها میگویند انجام نمیدهد.  و هیچ وقت نشده که به من نصیحت کند و ساعتها به من بگوید چه کار کنم و چه کار نکنم.
او به تنهایی همه ی کارهای خانه را انجام نمی دهد تا من خسته نشوم بلکه همیشه از من کمک می گیرد و مرا به کار می کشد. او صبح به صبح مهربانانه اتاق را مرتب نمی کند و انجام کارهای مرا به عهده نمی گیرد. او همیشه دلش را به بافتن موهای من یا درست کردن غذای مورد علاقه ام خوش نمیکند، گاهی به علاقه ی خودش و دیگران هم توجه میکند و برای خودش کتاب می خواند. اصلا او هر کاری را که دلش می خواهد انجام می دهد. شاید یادش رفته که مادر است و مادران نباید کارهای مورد علاقه شان را انجام دهند! ولی در هر حال مادر من اینطوری است . ولی یک چیز را می دانید؟ مادر من مادریست که مرا از مادر شدن نمی ترساند.
حالا خوب می دانم که می شود هم مادر باشم و هم زندگی خودم را از دست ندهم, مادر بشوم و هویت انسانی خودم را به کناری نگذارم. می دانم که لزومی ندارد برای مادر بودن دچار خود فراموشی شوم و ادامه زندگی خودم را در زندگی فرزندانم جستجو کنم. حالا می دانم که هم می شود خودم باشم و هم یک مادر حتی یک مادر خوب! و شاید بشود گفت: بهترین مادر دنیا ...
 

  «تهمینه میلانی»
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ چهارشنبه 8 فروردین 1397 ] [ 22:37 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

  «باربکیو کبوتر صلح»! ... 

 

 

  مزدورانی که توهم نقش «سونامی نظام سلطه» را در سر دارند ... 

 

  «مزدوران آل یهود» عروسک خیمه شب-بازی سران نظام سلطه ...

 

 

  حُرمت شکنی مبانی اسلامیت وَ انسانیت به قصد تجزیه خاور میانه ...

  خون-آشامی که به خونخواری معتادتش کرده-اند! ... 

  اینم از «باربکیو کبوتر صلح»! ...

  در پَس قبای  مدعیان خادم الحرمین ... 

 

 

 

  خدمات «متحدین آمریکا وُ انگلیس» در بیش از شصت سال گذشته ... 

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ شنبه 26 اسفند 1396 ] [ 13:01 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  شیعه انگلیسی! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

نتیجه تصویری برای شیعه انگلیسی

نتیجه تصویری برای شیعه انگلیسی

http://rahimpour.ir/uploads/93.12.9.mp3

نتیجه تصویری برای شیعه انگلیسی

http://www.adyannet.com/fa/news/19547

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ0Cqw7RB1dhsicd-j071PKq7eSCVPOlLt37gwhEZekIJtZjo14Jg

http://www.ziaossalehin.ir/sites/default/files/field/video/avc_001_0.mp4

نتیجه تصویری برای شیعه انگلیسی

 

  خبرآنلاین، وبلاگ پاک آئین، محسن: تا قبل از حمله به سفارت در لندن، نماد سنی آمریکائی یا همان گروه های تکفیری از جمله داعش، شناخته شده بود اما بسیاری از مردم از مشخصات شیعه انگلیسی بی اطلاع بودند. حمله گروه انحرافی شیرازی به سفارت ایران و شعارهای تفرقه افکنانه بعدی، موجب شناسائی افکار این گروه گردید و نشان داد که بودجه‌ی خزانه‌داری انگلیس در خدمت تقویت شیعه‌ی انگلیسی برای جلوگیری از اتحاد مسلمانان است.
شهرک فدک الصغری، در شهر لندن که توسط شیخ یاسر الحبیب داماد سید مجتبی شیرازی، برادر سید صادق شیرازی خریداری شده، قرار است پس از خرید زمین های اطراف، به یک دهکده اسلامی شیعی تبدیل شود و ساکنان انگلیسی را نیز به مذهب تشیع هدایت کند.
پرچم گروه یاسر الحبیب یعنی " هیئت خدام المهدی " در یکی از تپه های این شهرک برافراشته شده و یاسر الحبیب در مراسم افتتاح این شهرک، هدف از فعالیت آن را مقدمه چینی برای فتح سرزمین اسلامی به خصوص مکه و مدینه و سرزمین فدک خوانده است. بیان علنی این هدف یعنی فتح عربستان که متحد انگلیس است، در شهر لندن، قابل توجه می باشد.
آخرین اقدام عوامل این گروه نیز حمله به سفارت ایران در لندن ، یک روز پس از سخنرانی تحریک آمیز 55 دقیقه ای یاسر الحبیب بود. فرقه شیرازی به عنوان نماد شیعه انگلیسی که مقابله با وحدت جهان اسلام را در دستور کار دارد، پس از تعرض به سفارت ایران و جلب توجه افکار عمومی، با صدای بلند و خشمگنانه در جلوی دوربین شبکه های تلویزیونی، شعارهای توهین آمیز و تفرقه افکنانه علیه عایشه همسر پیامبر اسلام (ص) و خلفای سه گانه اهل سنت یعنی ابوبکر، عمر و عثمان سر دادند. با این وصف اگر تصور شود که هدف اصلی این عوامل از حمله به سفارت ایران، دامن زدن به تفرقه در میان امت اسلامی بوده، موضوع ابعاد تازه ای پیدا می کند.
در واقع این فرقه منحرف نخست با حمله به سفارت ایران، افکار عمومی را متوجه خود کرد و سپس با استفاده این فرصت، تفکر انحرافی و تفرقه افکنانه خود که سال ها از طریق شبکه های ماهواره ای خصوصی دنبال می کند را تبدیل به یک نمایش عمومی کرد.
این فرقه از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی در مقابل اندیشه های وحدت گرایانه حضرت امام خمینی(ره) ایستاد و با استمرار اهانت به همسر پیامبر اسلام و خلفای سه گانه، مختصات شیعه انگلیسی را معرفی نمود. اما تعرض این فرقه انحرافی به سفارت ایران در لندن به یکباره پرده از انحرافات عقیدتی شیعه انگلیسی برداشت و بی اعتنائی پلیس محلی به این تعرض نیز همراهی لندن با این فرقه انگلیسی را آشکار ساخت.
مقام معظم رهبری در تاریخ سی شهریور ۱۳۹۵ در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدیر اظهار داشتند:
" شیعه‌ی انگلیسی و سنّی آمریکایی مثل هم هستند؛ همه، دولبه‌ی یک قیچی هستند؛ سعیشان این است که مسلمان ها را به جان هم بیندازند؛ این پیام اراده‌ی تفرقه است که اراده‌ی شیطانی است؛ امّا پیام وحدت این است که این ها (مسلمانان) از این اختلافات عبور بکنند، در کنار هم قرار بگیرند، با هم کار کنند."
تا قبل از حمله به سفارت در لندن، نماد سنی آمریکائی یا همان گروه های تکفیری از جمله داعش، شناخته شده بود اما بسیاری از مردم از مشخصات شیعه انگلیسی بی اطلاع بودند. حمله گروه انحرافی شیرازی به سفارت ایران و شعارهای تفرقه افکنانه بعدی، موجب شناسائی افکار این گروه گردید و نشان داد که بودجه‌ی خزانه‌داری انگلیس در خدمت تقویت شیعه‌ی انگلیسی برای جلوگیری از اتحاد مسلمانان است. پر بیراه نیز اگر بگوئیم که اقدام فرقه شیرازی با هدایت و طراحی سرویس های مخفی انگلیس و برای تشدید اقدامات اختلاف افکنانه علیه مسلمانان جهان بوده است.
در این مقطع اگرچه تداوم اعتراض رسمی به دولت انگلیس برای آزاد گذاشتن عوامل این فرقه برای تعرض به سفارت ایران و تلاش برای دریافت غرامت، ضرورت دارد اما در عین حال باید با بهره گیری از فنون دیپلماسی عمومی ضمن معرفی جریان انحرافی شیرازی و نقش انگلیس در حمایت از آن و همچنین دیگر گروه‌های وابسته و مزدور آمریکا و سیا نظیر داعش و جبهةالنّصره، کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان را نسبت به خطرات این فرقه های انحرافی آشنا نمود.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ جمعه 25 اسفند 1396 ] [ 00:42 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  چرا این راه حل ِ به فکر احمدی نژاد نرسید!!! ... 

 

 

http://s8.picofile.com/file/8321760126/SEPARE_BALAA.jpg
 

  مادر همیشه سپر بلاست ... 

http://s9.picofile.com/file/8321760634/TAQLEEDE_XALQ.jpg

  خلق را تقلیدشان بر باد داد! ... 

http://s8.picofile.com/file/8321762550/GED8EE_BE_SABKE_JAD3D.jpg

  گـــــــدایـــــــی مُـــــــدرن ... 

http://s9.picofile.com/file/8321763018/CH8LESH_BAA_XOSHKS8LY.jpg

  چرا این راه حل ِ باران-زایی به فکر احمدی نژاد نرسید!!! ... 

http://s9.picofile.com/file/8321763518/CHE_KONAM.JPG

  این دیگه آخر مردم آزاریه ... 

 متن زیرنویس وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ پنج‌شنبه 24 اسفند 1396 ] [ 13:00 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   چرا داشته‌هایمان را می‌سوزانیم! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای دکتر محمد مصدق

نتیجه تصویری برای دکتر محمد مصدق

 

  خبرآنلاین، وبلاگ دکتر مرتضی بهشتی، حقوقدان و پژوهشگر: اسفند ماه سالروز درگذشت زنده یاد و سیاستمدار به نام تاریخ ایران زمین مرحوم دکتر محمد مصدق بود ، مردی که در سپهر سیاست به گونه ها متفاوت از وی یادمی شود. 14 اسفند ماه سالروز درگذشت زنده یاد و سیاستمدار به نام تاریخ ایران زمین مرحوم دکتر محمد مصدق بود، مردی که در سپهر سیاست به گونه ها متفاوت از وی یادمی شود.
 صاحب این سطور نه قصد تعریف دارد و نه بدگویی ، بلکه دل گویه خودش را می نویسد و کاری به تبعات بد و خوب و زیان و سود آن ندارد زیرا برای کسب و ارتزاق نمی نویسد بلکه به عنوان فردی که با حقوق جامعه آشنایی دارم ، می خواهم با نگاهی از مناظر غیر رسمی هم با مردم سخن گفته شود تا بتوانند راه بهتر را گزینش کنند.
مرحوم دکتر مصدق را معمولا در بحث ملی شدن صنعت نفت یاد می کنند وکودتای 28 مرداد 1332 و...
 یکی از شاخص-های فرهنگی حاکم بر جامعه ایران از دیر باز چنین بوده است که افراد و اعمال ایشان را در تراز صفر و صد تحلیل می کنند و به گونه ای علاقه های خودشان را دست مایه تحلیل می نشینند که گویا بین صفر و صد ،عدد دیگری نیست و براین توهٌم دامن می زنند که خودشان صد هستند و دیگران صفرو متاسفانه در سال های اخیر خود شیفتگی و کیش شخصیت و مقدس کردن انسان های غیر معصوم شدت هم گرفته است و رخدادها و شخصیت های دیروز این جامعه را از همین منظر نمره می دهند و تجلیل و تخریب و تحریف می کنند در حالی که این روش نتیجه ای جز انداختن آتش به خرمن زندگی ملی و اسلامی ایران زمین ، در بر ندارد. 
 جمله مبهم و کنایه ای از حضرت امام خمینی ( ره ) نقل شده است که حضرت ایشان مصدق را مسلمان نمی دانند و دائم در طول سال های بعد ازآن ، توپخانه توپ داران در سرتاسر کشور مسلمان نبودن ایشان را هدف قرارداده و اجازه هیچگونه بیان دیگر و تکریم خدمات ایشان را نمی دهند
((( امام «ره» هرگز برچسب ناحقی به کسی نمیزدند؛ وقتیکه بنی صدر با لباس وُ آرایش زنانه همراه با سران منافقین به فرانسه گریخت، ایشان هیچگونه برچسب ارتداد وَ امثالهم را به او نزدند، بلکه نصیحتش کردند که «تو فریب دشمنان را خوردی، هنوز دیر نشده وَ به ایران برگرد وَ زندگی-ت را بکن». نسبت به ملی-گرایانی همچون مرحوم دکتر مصدق، نظرشان این بود که شما مسلمانید وَ از دیدگاه «جهان-شمولی» اسلام به مسائل نگاه کنید، دیدگاه ملی-گرایانه اگر به مصلحت ملت باشد در درجه دوم اهمیت قرار میگیرد. _ عـبـــد عـا صـی ))).  و این کج بینی در حالی است که شخصیت های فراوانی که در سطح اجتهاد و دانش بالایی بوده اند اظهار داشتند ما خود شاهد نماز خواندن وی بوده ایم و خمس مال خود را محاسبه می کرده حتی برخی شهادت داده اند که مرحوم مصدق وجوه شرعیه اش را به آیت الله حاج آقا رضا صدر پرداخت می کرد و در مراعات موازین شرعی آقای شاه حسینی از چهره های نزدیک به نهضت آزادی اظهارداشته اتد : بعد از درگذشت همسرش ، مبلغی برای آقا رضا صدر فرستادند تا احتیاطا نماز و روزه هایی که از همسرش فوت شده است دوباره خوانده شود . خانم کشور بیگ پور خدمتگزار مصدق در قلعه احمد آباد می گوید : من نماز را همین جا یاد گرفتم خدا آقا را بیامرزد کلمه کلمه می خواند تا من خو اندن نماز را یاد بگیرم.
مصدق در بخشی از وصیت نامه اش آورده است : ... و باقی مانده برای نماز و روزه و حج اینجانب بکاربرند و از عواید سال دوم قطعه زمینی برای باشگاه دانشجویان تهران بخرند.
واقعا با این سابقه می توان فردی را غیر مسلمان به حساب آورد ؟...
 سابق براین رسم بوده است که فردی ازاقلیت های مذهبی صرف گواهی یک عالمی به مسلمانی معرفی میشده در حالی که نشانه ای بر غیر مسلم بودن مرحوم مصدق در جایی ثبت نشده است!
در سطور قبل نوشتم قصد ستایش و تخریب شخصیت مرحوم مصدق را نداشته ام زیرا دغدغه هیچ فرد غیرمعصومی را ندارم لکن سوختن داشته هایمان را که می بینم ، تحمل از کف می دهم که تا کی و تا کجا می خواهیم این بنای کج را ادامه بدهیم ؟
داشته ها و سرمایه های کشور، ملک مطلق کوته فکران نیست که اینگونه آتش به خرمنش می زنند و اعتبار و امید ومسیر بالندگی را مسدود می کنند .
انقلاب اسلامی چهل ساله شده اما خود ما چهل ساله نشدیم و اراده ای هم به چهل ساله شدن دیده نمی شود زیرا چهل سالگی اوج همه فرصت ها ست و باید خطر پذیری ها و لجاجت ها به حد پایین خود برسد و بادام های شیرین زندگی را جایگزین بادام های تلخ کنیم و باهم بودن را رفیق و عجین تمامی تصمیمات اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی کنیم زیرا روح و کالبد نظام چهل ساله توان تحمل گسست و اختلاف و چنگ انداختن به روی همدیگر و یکدیگر را به بدنامی خواندن و.. ندارد . درست است که به معنایی گفته شده است « دود از کنده بلند می شود » اما در کنار دود ، فغانش هم شنیده می شود و فغانش غیر قابل تحمل و فراری دهنده اطرافیانش می شود در اینجاست که اگر کنده چهل ساله مثالی ما ؛ فرزندان و اطرافیان با ادب و مهربان و وظیفه شناس و صبور داشته باشد زندگی دوران پیری و بیماری ، برایش آسان می شود اما اگر غیرازاین باشد کمترین عیب آن را به نکبتی تبدیل می کنند که دیگر قابل تحمل نمی باشد و همه در انتظار مرگش روز شماری می کنند .
به امید روزی که همه کنار هم باشیم و همدلانه ساز زندگی را به صدادربیاوریم و طوفان زده های کشور را گرد هم بیاوریم و به چهل سال دوری از یکدیگر پایان دهیم.

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ سه‌شنبه 22 اسفند 1396 ] [ 15:08 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  بی-معرفتی اینه که ... 

 

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای بی-معرفتی

نتیجه تصویری برای بی-معرفتی

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSOz3rzMBr5jKFBHNmkAVEma7acqh8yq4oQAVAd6kI-IoVzsxpeVQ

تصویر مرتبط

 

  بی-معرفتی اینه که میگه «من "زن-ذلیل" نیستم که اونو انقدر پُر رو کنم که روز زن ازم توقع گل وُ هدیه داشته باشه»! ... 

  وَ اینه که پسره بگه «روز پدر کیلویی چنده! بآبآم بآآآید واسه من دست به جیب کنه»! ... 

 وَ دیگه اینه که خانوم خونه با هزار زحمت "باقالی-پلو با ماهیچه-ی دبشی" پخته، وَ بعضیآ ایراد میگیرن که «چرا گوشتش گوسفندیه، بوی گوسفند میده»! اون یکی هم میگه که «آخه باقالی پلوی آبکش نشده رو کی می-تونه بخوره»! ... 

  بدتر از همه، دختر بزرگ خونه هم ظرف خورشت رو با عصبانیت میزنه کنار وُ میگه که «مثلا قرمه سبزیه! آش رشته پُختی! سبزیش بیشتر از گوشت وُ لوبیآشه»!!! ... بجای این همه وقتی که گذوشتی، کاشکی لباسآی منو اتوُ میکردی وُ شام ساندویچ سوسیس سفارش میدادی ... 

  وَ دیگه بی-معرفتی اینه که از تنگدستی همکارت برای خرید فرش ماشینی جهیزیه دخترش خبر داشته باشی وَ "وام ِ اداره" رو با هزار دوز وُ کـَلـَک بگیری وُ بریزی تو بازار داغ سکه ...

  دیگه اینکه وقتی داری با عجله ماشینـتو از پارک بیرون میاری بزنی جفت چرآغآی جلوی ماشین همسایه-تو داغون کنی وُ بعدشم به نزدیکترین پارکینگ پناه ببری وُ چند روزی ماشـیـنـتو مخفی کنی ...

  شب چله-ی زمستون، یعنی همون شب یلدا، با ماشین آنچنانی-ت داری میری خونه-ی مادر زنت، باد وُ بوران وُ توفان هم داره حسابی تُرکتآزی میکنه که مادرت بهت میگه «تیمور جون، قربونت برم، جآ که داریم ، این پیرمَرد وُ پیرزنی که زیر تیر چراغ برق وایساده بودن ، دست بلند کردن؛ خیر ببینی نیگردار سوارشون کن». تو هم بادی به غبغب میندازی وُ میگی: "مآدر! تاکسی که نیس! ناسلامتی ماشین شآسی بُلنده، یکی هم ببینه همه جا چو میندازه که فلانی بآ شاسی بلندش مسآفرکشی میکرد"! ... وَ بیخیال، گآزشو میگیری وُ تندتر میری ... 

  اینا رو گفتم که اگه یـــه روز به بُن بست وُ خـِنـسی خوردی، با خودت نگی که کو مَرام وُ معرفت، کو رَحم وُ انصاف؟! ... 

   عـبـــد عـا صـی    

[ یکشنبه 20 اسفند 1396 ] [ 17:50 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مملکت داری با احساس و شعار نمی شود ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای پیک نوروزی

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای سد گتوند

ریزگردها و عوارض آن بر بدن انسان

نتیجه تصویری برای کمبود آب

ضرورت خروج از تله برجام با چرخش در سیاست‌های راهبردی

 

 خبرآنلاین، وبلاگ فدایی، غلامرضا : در آموزش و پرورش دادن پیک نوروزی خلاف است و ذهن بچه ها را خسته می‌کند و باید ذهن آنها آزاد باشد تا بتواند رشد کند، تازه بعد از چهل سال فهمیدیم که کنکور باید حذف شود زیرا سلامت روان و اقتصاد جامعه را به هم زده است و نتیجه مطلوبی عاید نکرده است، بعد از چهل سال فهمیدیم که سدسازی‌های بی‌رویه برای کشور خطرناک است و موجب تغییر اکوسیستم می‌شود و به جای این‌که خدمتی شده باشد خیانت شده است.
 پس از چهل سال فهمیدیم که ریزگرد ها که آسایش و آرامش استان عزیز خوزستان را به خطر انداخته است به خاطر تغییر اکوسیستم و جلوگیری از ورود آب از منطقه و بیرون از منطقه و باعث خشک شدن هور ها در آن منطقه شده است.
 پس از چهل سال فهمیدیم که تازه نه تنها گسترش شهرها مخالف توسعه است بلکه گسترش فضای سبز هم غیر صحیح است (به گفته مسئولان سازمان محیط زیست) و باید از آن جلوگیری شود زیرا کمبودآب جدی تر از آنی است که ما تصور می کنیم.
 تازه بعد از چهل سال فهمیدیم (و یا شاید نفهمیدیم) که نه تنها امریکا قابل اعتماد نیست بلکه شرکای اروپائی وی هم قابل اتکا نیستند و دل بستن به آنها خودفریبی است.
 تازه بعد از چهل سال فهمیدیم که برجام از نظر غربیها مقدمه ای است برای ورود به مذاکرات دیگر که طی برنامه حساب¬شده-ای مطرح می کنند و اسرائیل با زرادخانه های اتمیش و عربستان با سلاح های خطرناک خریداری شده اش خطر منطقه نیستند و این ایران است که باید گام به گام تغییر رویه دهد و بعضی ها در داخل هم با زمزمه هایی برای آن زمینه سازی می کنند.
 تازه بعد از چهل سال فهمیدیم که در بحث های فلسفی با عنوان گستره شریعت در شبکه چهار از فردی بودن دین باید سخن گفت.
 بعد از چهل سال دیدیم که مسئولان با مردم مستضعف همنوا شده و از اینکه عدالت برقرار نشده شکوه می کنند، و به گفته رهبر انقلاب اصلا ارتجاع رخ داده است.
 بعد از چهل سال فهمیدیم که اطلاعات شفاف در کار نیست و موانع شفافیت در کشور بسیار قدرتمند تر عمل می کنند (مصاحبه شب 14/12 شبکه خبر نایب رئیس مجلس)
 بعد از چهل سال فهمیدیم که در هیچ قسمتی نه آمایش کلی و نه نقشه راه به معنای واقعی وجود ندارد و خلاصه فهمیدیم که وقت تلف کرده و بر سر و کله هم کوبیده و به نفوذ خارجی میدان داده ایم.
 و ...
 اینکه بعد از چهل سال تازه نکاتی برای ما مکشوف شود امری مبارک است ولی چه تضمینی وجود دارد که چهل سال بعد این برنامه ها زیر سوال نرود؟ این امر حکایت از این دارد که کشورداری خیلی مهم تر از این است که ما با انتخابات سطحی و جناحی بخواهیم بر سرنوشت ملتی حکمرانی کنیم و بعد هیچکس مسئولیت هیچ کاری را به عهده نگیرد. مملکت‌داری را باید از کسانی یاد گرفت که با هم توان از همه ظرفیت های داخلی و خارجی استفاده می کنند تا کشور خود را رشد دهند و به جای ریشه زنی و تیشه زنی و تقصیر را به گردن دیگران در هر چهارسال و یا هشت سال انداختن و با بیگانگان همراهی کردن باید از خود و اصلاح نیات خود شروع کرد. مملکت را با تعارف و شعار نمی توان اداره کرد. عقل و تدبیر واقعی می خواهد و آنگاه عزم و قاطعیت.
 و اما توضیحاتی در باره نکات فوق:
من با حذف پیک نوروزی موافقم ولی چرا باید به جای آن فقط به نوشتن مقاله بسنده کرد؟ مگر نه این است که ما می خواهیم استعدادسنجی کنیم و ذهن دانش آموز را از همان آغاز به کسب مهارت های لازم سوق دهیم؟ مگر همه آمادگی نوشتن مقاله دارند و تازه اگر مجبور باشند می روند و از کسی به زور و یا پول آن را تهیه می کنند و نیز مگر همه معلمان مقاله نویس اند؟ از این رو در ارزیابی مقالاتِ آماده شده فقط جمعی قلیل مشارکت خواهند کرد.
چه خوب بود به آنها گفته می شد که هر کس در حوزه های موضوعی گوناگون، در هر مهارتی که خود علاقمند است و یا اولیای دانش آموزان احساس می¬کنند فرزندانشان علاقمندند بتواند یک کار اصیلی (از جمله فراگیری مهارت های والدین) ارائه دهد، از وی پذیرفته می شود. تا هم استعدادسنجی شود و هم مهارت افزایی از آغاز دوران تحصیلی مدنظر قرار گیرد و هم همه معلمان در این کار درگیر شوند.
 حذف کنکور خوب است ولی جایگزین آن چیست و اصلا هدف از حذف آن معلوم نیست که روانی است، اقتصادی است، و یا مهارت افزائی است؟ و برای جایگزین اگر نمرات سه و یا چهار سال قبل از کنکور مد نظر قرار گیرد مشکل حافظه محوری را ما به دوران چند ساله تحصیل گسترش داده ایم.
 اگر سدسازی بی رویه را محکوم می کنیم و یا به فکر حذف ریزگردها هستیم باید فکر اساسی داشته باشیم و نگاه ما به توسعه شهر و روستا مورد تجدید نظر جدی قرار گیرد که قطعا کار آسانی نیست. نمی شود با وصله پینه مشکل را حل کرد و مسّکّن وار برای مشکلات چاره جست. عزم ملی در اینجا است که بعد از چهل سال همه باید دست به دست هم بدهند و یک خانه تکانی جدی در فکر و برنامه داشته باشند تا در آینده دچار افسوس های بعدی نشویم.
 در نگاه به خارج به جای تمسک به این و آن و چشم‌داشت به فرانسه و امریکا به داخل بیندیشیم چرا فرانسه با این دشمنی های پنهان وآشکاری که با ما دارد تا این اندازه مورد وثوق عده ای است؟ مثلا صنعت کذایی اتومبیل در انحصار آن قرار می گیرد مگر فرانسه دشمنی اش از امریکا و انگلیس کمتر بوده است؟ چرا برنامه‌های سیاسی ما با سیاست های اقتصادی هماهنگی ندارد و دست کم گزینش هایی در قرار داد و خرید و واردات صورت نمی گیرد؟
 اینکه در بحث فرهنگی و دینی در شبکه چهار در برنامه گستره شریعت تازه فردی بودن مذهب مطرح می شود و اینکه یکی از میهمانان می گفت دین خاستگاهش فردی است اگر چه بعدا ممکن است به جامعه هم سرایت کند به عنوان مبحث نظری، بیانش بد نیست ولی انگار همه چیز از قبیل نقطه سر خط است و دو باره باز گشت به عقب. بدیهی است همیشه همه چیز از فرد شروع می شود. البته اگر از یک خارجی منکر بسیاری از معتقدات ما در آن جلسات دعوت می شد بد نبود. من با این گونه بحث کردن ها مخالف نیستم ولی با اینکه در ظرف سه جلسه نتوانند جمع بندی کنند و تازه شبهه هایی هم ایجاد کنند مخالفم.
 و خلاصه اینکه جای تأسف دارد که چرا حالا پس از چهل سال؟ مگر عمر از دست رفته دوباره باز می گردد؟ و این نشان می دهد مملکت داری با احساس و شعار نمی شود. علم و دانش و آینده نگری می خواهد و استفاده از تجارب دیگران بدون اینکه خود را در بست در اختیار دیگران قرار بدهیم. تا کی خوش¬بینی بیش از حد و نگاه به دست و دهان غرب؟ به قول معروف «نخوردی نان گندم بدیدی دست مردم» مگر ما در این چهل سال دست کم کشور مالزی را ندیده ایم؟ مگر از کشور کره این همه جنس نمی خریم؟ مگر نمی توانیم از تجارب دیگران بهره بگیریم. ولی متأسفانه همه اش در این مدت بر سر قدرت و رفتن به مجلس و گرفتن دولت بدون اینکه شایستگی آن را داشته باشیم با هم دعوا کرده ایم. آن هم بر سر هیچ و نتیجه اش این است که می بینیم که بعد از چهل سال تازه اعتراف می کنیم که راه را اشتباه آمده ایم.
 به هر حال باز این خطر همواره وجود دارد اگر عزم را جزم نکنیم و اگر مام وطن را بر باند و حزب و گروه خود ترجیح دهیم گرفتار پشیمانی های بعدی شویم.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ شنبه 19 اسفند 1396 ] [ 22:47 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  ما سنگ زیر آسیاب هستیم ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 خبرآنلاین، سیاست، مجلس : تعدادی از نمایندگان مجلس یکشنبه هفته جاری با سیدمحمد خاتمی دیدار کردند که در ادامه بخشی از صحبت‌های نمایندگان حاضر در این جلسه را می‌خوانیم.
 درحالی که جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ازجمله اعضای فراکسیون امید و مستقلین ولایی یکشنبه شب گذشته، ۱۳ اسفندماه با سیدمحمد خاتمی دیدار و گفت‌وگو کردند، محمدرضا عارف رییس فراکسیون امید نیز به بیان نکاتی در این دیدار پرداخت که پیش‌تر این سخنان عارف به‌تفصیل منتشر شد.
 حضرتی: اصلاح‌طلبان تنها گروهی هستند که می‌توانند نظام را حفظ کنند
 الیاس حضرتی در این دیدار با اشاره به دوران ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی و فضای سالم و بالاترین رشد اقتصادی در آن دولت، خاطرنشان کرد: دوران دیگری برای اصلاحات شروع شد و اشتباهاتی از جانب اصلاح‌طلبان و حکومت بروز کرد و یک شرایط تنگ و تاریک ایجاد شد و برخی تصمیم گرفتند اصلاح‌طلبان را از ریشه بزنند و شما مجبور شدید در دماوند رای بدهید و خیلی از دوستان حتی نتوانستند مراسم دعای کمیل و توسل را برگزار کنند و خیلی‌ها به زندان افتادند اما سال ۹۲ یک فصل جدیدی آغاز شد و آقای عارف، بزرگواری و کناره‌گیری کردند و اصلاح‌طلبان پشت آقای روحانی قرار گرفتند.
 این عضو هیات رییسه فراکسیون امید با تأکید بر اینکه اصلاح‌طلبان با وجود همه فشارها نشان داده‌اند که زنده‌اند، یادآور شد: تاریخ به گونه‌ای چرخیده که اصلاح‌طلبان باید از آن پراکندگی فاصله بگیرند و منسجم‌تر از قبل و فعالانه عمل کنند.
 درخواست حضرتی از خاتمی برای تشکیل اتاق‌های فکر و کمک به فراکسیون امید
 حضرتی همچنین از خاتمی خواست با تشکیل حلقه‌های فکری و اتاق‌های فکری در جهت اتصال این مجموعه‌ها برای رصد مباحث مورد نیاز جامعه، به فراکسیون امید ایده و سوژه داده شود.
 عضو هیات رییسه فراکسیون امید بر لزوم ارتباط با تمام ارکان حکومت تأکید و بیان کرد: ما سنگ   زیر آسیاب هستیم و برای انقلاب و نظام خودمان می‌مانیم و این را نشان می‌دهیم.
 سلحشوری: فراکسیون زنان فارغ از نگاه جنسیتی حضوری موثر دارد
 رییس فراکسیون زنان مجلس همچنین از اینکه رییس‌جمهور مخالفان خود را کم‌عقل خطاب کرده، گلایه کرد و با یادآوری جمله سیدمحمد خاتمی درباره مخالفان خود مبنی بر اینکه «زنده باد مخالف من»، ابراز امیدواری کرد که بار دیگر گفتمان احمدی‌نژادی رایج نشود.
 جعفرزاده ایمن‌آبادی: ادبیات و رفتار دولت با اصول و چارچوب ما همخوان نیست
 جعفرزاده ایمن‌آبادی دیگر نماینده مجلس بود که در جلسه با سیدمحمد خاتمی صحبت کرد و با اشاره به خون شهدا که به پای انقلاب ریخته گفت: قصد گله از دولت‌مردان ندارم و همه این دوستان اعتقادی پای قضیه ایستاده‌اند اما حقیقتاً حق این دوستان ادا نمی‌شود. ادبیات و رفتار دولت با اصول و چارچوب ما همخوان نیست.
 نماینده مردم رشت در مجلس با تشکر از مواضع سیدمحمد خاتمی در ناآرامی‌های اخیر بیان کرد: افتخار شما این است که پاکدست‌ترین و موفق‌ترین دولت بودید.
 نایب رییس نخست فراکسیون مستقلین ولایی مجلس با بیان اینکه تمام تلاش طرف مقابل ما که اخلاق حزبی را رعایت نمی‌کند ناامید کردن مردم است، خواستار افزایش این نشست‌ها شد و تأکید کرد: من دوست ندارم به آن ۸ سال برگردم و اگر روزی چنین اتفاقی بیفتد، ممکن است تصمیم دیگری بگیرم.
 حسین‌زاده: جریان آشتی و نزدیکی ادیان و مذاهب را دنبال کنید
 حسین‌زاده نیز در این دیدار با طرح این سوال که چرا ملت ما در طول سالیان ملت نشد و دولت ما دولت نشد و چرا پدیده دولت ملت در کشور ما شکل نگرفته است، گفت: در این سرزمین ما دنبال چرایی نیستیم. چرا اقوام نمی‌توانند در مسوولیت‌ها باشند؟
 وی گفت: مشکل اساسی ما مدیریت نیست بلکه ما هویت ملی را زدودیم و مردم حس سرزمینی ندارند و تعداد کثیری افراد هستند که نمی‌گذارند ایران به مفهوم درست خود ایران شود.
 نایب رییس فراکسیون امید مجلس با بیان اینکه انتظار این است که هر یک از نمایندگان مجلس باید سفیران آشتی باشند، گفت: این زنگ خطر است و تمنا می‌کنم جریان آشتی و مفاهمه و نزدیکی ادیان و مذاهب را دنبال کنید.
 وکیلی: نیازمند اصلاحات زودهنگام هستیم
 وکیلی نیز در این جلسه اصلاح‌طلبان را لولای بین قدرت اجتماعی و قدرت سیاسی دانست و اقدام اصلاح‌طلبان برای پیشگیری از تبدیل مشکلات به ابر چالش‌ها را خواستار شد.
 این نماینده اصلاح‌طلب مردم تهران در مجلس همچنین با انتقاد از گفتمان دولت روحانی و فاصله گرفتن از اصلاح‌طلبی گفت: گفتمان اصلاح‌طلبی تنها راه جمهوری اسلامی است.
 کواکبیان: توقع‌مان از فراکسیون امید، برآورده نشده است
 کواکبیان در این نشست با ابراز نارضایتی از عملکرد فراکسیون امید اظهار کرد: ما توقعی که از فراکسیون داریم، برآورده نشده است و هنوز نتوانسته‌ایم برای رفع ممنوع‌التصویری و حصر اقدام کنیم.
 این عضو اصلاح‌طلب کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از خاتمی خواست با ایجاد اتاق فکر تولید محتوا شود تا مجلس بتواند اقدام موثرتری داشته باشد.
 مازنی: نشست‌های گفت‌وگوی ملی در آینده نزدیک شکل می‌گیرد
 مازنی با اشاره به ارائه طرح گفت‌وگوی ملی بیان کرد: همه از این طرح استقبال کردند و فضای کشور مهیاست و راهی جز این نداریم و در آینده نزدیک نشست‌ها شکل می‌گیرد و دوستان ما با علاقه‌مندی این بحث را دنبال می کنند.
 این نماینده اصلاح‌طلب عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی همچنین خواستار گفت‌وگوی درون جبهه اصلاحات شد.
 نعمتی: ۹۰ درصد همفکری را فدای ۱۰ درصد اختلاف دیدگاه نکنیم
 بهروز نعمتی نیز در ادامه با اشاره به فضای ناامیدی در جامعه بیان کرد: اگر ما نتوانیم این فضایی که امروز در مجلس هست را حفظ کنیم، از سال ۸۴ بدتر خواهیم شد و تندروهایی خواهند آمد که از احمدی‌نژاد بدتر خواهند بود. ۹۰ درصد همفکری را فدای ۱۰ درصد اختلاف دیدگاه نکنیم.
 سخنگوی هیات رییسه مجلس شورای اسلامی همچنین فعال‌تر شدن خاتمی را خواستار شد و گفت: جامعه نیازمند یک نفس تازه است.
 رجبی: مشکل همین کاسه غم به دست گرفتن است
 در ادامه این نشست برخی نمایندگان در سخنانی کوتاه مشکلات موجود را از نگاه خود مطرح کردند و رجبی مشکل موجود را همین کاسه غم به دست گرفتن عنوان کرد.
 نمایندگان حاضر در جملات متعدد فعال‌تر شدن سیدمحمد خاتمی در رسیدگی به امور و برخورد فعالانه‌تر با موضوعات را خواستار شدند و نسبت به سوریه شدن ایران هشدار دادند.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ پنج‌شنبه 17 اسفند 1396 ] [ 23:06 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  گلهای کاغذی داری تو گلدون  ... 

 

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

 

 زمستون،تن عریون باغچه چون بیابون / درختا با پاهای برهنه زیر بارون 
 نمیدونی تو که عاشق نبودی / چه سخته مرگ گل برای گلدون 
 گل وُ گلدون چه شبها نشستن بی بهانه / واسه هم قصه گفتن عاشقانه 
 چه تلخه چه تلخه / باید تنها بمونه قلب گلدون 
 مثل من که بی تو / نشستم زیر بارون زمستون 
 زمستون / برای تو قشنگه پشت شیشه 
 بهاره زمستونها برای تو همیشه / تو مثل من زمستونی نداری 
 که باشه لحظه چشم انتظاری / گلدون خالی ندیدی 
 نشسته زیر بارون / گلای کاغذی داری تو گلدون 
 تو عاشق نبودی / ببینی تلخه روزهای جدایی 
 چه سخته چه سخته / بشینم بی تو با چشمای گریون 

 

 « اخوان ثالث »
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ سه‌شنبه 15 اسفند 1396 ] [ 15:59 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  خیلیها از قدرت وُ نفوذ مرتضوی می-ترسیدند 

 در پرونده-ی قتل زهرا کاظمی دخالتی کنند! ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای زهرا کاظمی

نتیجه تصویری برای زهرا کاظمی

نتیجه تصویری برای محمدحسین خوشوقت

نتیجه تصویری برای عبدالله ناصری

نتیجه تصویری برای سعید مرتضوی در سازمان تأمین اجتماعی

 عصر ایران:  بعد از گفت‌وگوی یونسی در مورد زهرا کاظمی و نقش سعید مرتضوی در کشته شدن این خبرنگار «ایرانی و کانادایی» بازهم این پرونده در راس اخبار ایران قرار گرفت و شخصیت‌های مختلف در مورد آن اظهار نظر کردند. یکی از این افراد محمدحسین خوشوقت، مدیر کل مطبوعات و رسانه‌های خارجی وزارت ارشاد دولت اصلاحات بود. او ضمن بازگویی برخی روایت‌های گفته شده از پرونده زهراکاظمی، جزئیات جدیدتری از زوایای پنهان مانده این پرونده و تلاش سعید مرتضوی برای رفع اتهام از خودش را توضیح داده است. ( اینجا بخوانید)
 خوشوقت در روایت خود از
عبدالله ناصری مدیرعامل وقت خبرگزاری ایرنا به عنوان شاهد گفته‌های خود نام می‌برد. به همین بهانه به سراغ عبدالله ناصری می‌رویم در نظر او را در این مورد جویا شویم.
ناصری در گفت‌وگو با عصر ایران ماجرا اینگونه روایت می‌کند: روایت آقای خوشوقت کاملا یک روایت صحیحی بوده است، در این چند روز که این بحث ها اتفاق افتاد آقای خوشوقت با من تماس گرفتند و صحبت هایی داشتیم. همانطور که گفتند در سر برگ معاونت مطبوعاتی مطالب را فکس کرده بودند به اتاق خبر و من خودم خبر را روی خط دیدم. بعد از این بود که آقای خوشوقت تماس گرفتند و گفتند که ماجرا اینچنین بوده است. به همین دلیل بود ما هم یک خبر تکمیلی کار کردم و این موضوع را هم با وزیر ارشاد و هم با چند تن از نمایندگان مجلس ششم در میان گذاشتم.
 در همان زمان بود که در رابطه با پرونده نظر سنجی معروف درباره "روابط ایران و آمریکا" که آقای گرانپایه و دیگر دوستان دچار مشکل شده بودند ریاست کمیسیون آقای پورنجاتی من را خواستند و در این خصوص گزارش مفصل و کامل دادم. البته من یکبار در مجلس ششم و یکبار هم در مجلس هفتم در این خصوص صحبت کردم و در گزارش ارائه شده به مجلس ششم اشاره ای به نحوه عملکرد آقای مرتضوی شد.
 روایت مدیر پیشین ایرنا از ماجرای مرگ زهرا کاظمی و نقش سعید مرتضوی: همه چیز در انحصار مرتضوی بود/ هیچ کس نمی توانست به حوزه او تعرض کندیکی از بحث هایی که من با آقای مرتضوی داشتم توضیح دادن این بود که، مدیرعامل خبرگزاری همه کاره است و او باید پاسخگو باشد اما ایشان به دلایلی از بحث مدیرعامل عبور کرده بود و به صورت مستقل می خواست که خبرنگار، دبیر و سردبیر را درگیر این مسئله کند و من هم در مقابل این موضوع مقاومت می کردم. اگر چه از طریق کانال های دیگری سردبیر و دبیر را پیدا کرد و مزاحمت هایی هم برای آنها ایجاد کردند.
 من این مسئله و ایراد حقوقی به نحوه کار آقای مرتضوی را در کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح کردم و در نطق آقای آرمین که درباره قتل خانم زهرا کاظمی بود نیز من مستنداتی ارائه کردم و کارهای خلاف حقوقی و خلاف قوانین قضایی و خلاف اساس نامه های دستگاه های دولتی را شرح دادم که بر اساس آن گفته شده بود مسئولیت همه اخبار خبرگزاری ها بر عهده مدیرعامل است.
 بعد از این گزارش ها نزدیک به ده شب بود که
آقای مرتضوی به تلفن من تماس گرفت و شروع کرد به گلایه کردن که چرا در کمیسیون فرهنگی علیه من گزارش داده ای و من گفتم که به هرحال وقایع را گزارش داده ام. از شواهد چنین بر می آمد که این اطلاعات را آقای حداد عادل که آن زمان در کمیسیون فرهنگی حضور داشت، را به ایشان منتقل کرده بود. این تلفن در حد گلایه بود و من هم گفتم که من بر اساس واقعیت های کار خودم و واقعیت های دریافتی خبری در موضوع پرونده زهرا کاظمی عمل کرده ام و تاکید کردم اینگونه مسائل به اضافه پرونده نظرسنجی در حوزه وظیفه و حرفه ای ماست و من براساس وظیفه روند را پیش بردم.
 من حتی بر این تاکید کردم کار خلاف قانون کمیسیون فرهنگی این است که وقتی کاری پیش می آید بجای آنکه با مدیر عامل صحبت کند، مستقیما با سردبیر و خبرنگار صحبت می کند.
 البته این طبیعی بود که افرادی در بسیج سازمان خبرگزاری داشت که در اتاق خبر چنین اخباری را منتقل می کردند، مخالف اصلاحات بودند و
برای مرتضوی خبرچینی می کردند. این مسائل نیز خلاف اساس نامه خبرگزاری بود که من این موضوع را نیز در کمیسیون فرهنگی مطرح کرده بودم.
 این موضوع علاوه بر جریان آقای مرتضوی و دادگاه سه وجه داشت یک بخش آن خبرگزاری بود و بخش دیگر آن نطق آقای آرمین در مجلس و وجه سوم آن نیز حوزه اداره کل مطبوعات خارجی و جناب خوشوقت بودند. که دقیقا
تمام آن چیزی که آقای خوشوقت بیان کردند، کاملا صحت دارد.
 آقای خوشوقت بعد از آنکه از پیش سعید مرتضوی آزاد شود، با من تماس گرفت. مرتضوی آقای خوشوقت را نگه داشته بود تا گزارش ایشان با سربرگ وزارت ارشاد در دفتر مرتضوی تایپ و از همانجا فکس شود. وقتی که این موضوع از طریق خبرگزاری که تحت نظارت آقای خوشوقت بود به کانال خبر رفت، و بعد از اینکه خبر منعکس شد، آقای خوشوقت را از دفتر خودش در دادگاه مطبوعات ترخیص کرد. بعد از این ماجرا بود که آقای خوشوقت با من تماس گرفت و اتفاقات را توضیح داد و من به ایشان گفتم که اگر توضیح کتبی دارید، ارائه دهید. ایشان نیز گزارشی دادند و در خبرگزاری منتشر شد.
 بنابراین گزارش آقای خوشوقت و نطق آقای آرمین و جمع بندی کمیسیون فرهنگی همگی درست بود که خبرگزاری نیز در مورد آن نظر خود را منتشر کرده بود. اما متاسفانه
در آن زمان، دوران قدرت بلامنازع آقای مرتضوی در دادگاه ویژه مطبوعات بود که در آن شرایط آقای مرتضوی بر همه اوضاع رسانه ای و روابط عمومی با تهدید و فشار های مختلف تسلط پیدا کرده بود.
 به همین دلیل بود که
مطبوعات و رسانه های آن زمان یک وحشت عجیبی داشتند. حتی دستگاه های امنیتی نیز در آن زمان از ایشان حساب می بردند چرا که پرونده زهرا کاظمی همه چیز در انحصار مرتضوی بود. مرتضوی در آن زمان چنان قدرتی داشت که هیچ کس نمی توانست به حوزه او تعرض کند.
 حتی آقای هاشمی شاهرودی از همان ابتدای مسئولیتشان در قوه قضاییه در سال 1377 قصد و اراده این را داشتند که مرتضوی را عوض کنند و من این را مستقیما از آقای مروی که در آن زمان معاون اول قوه قضاییه بودند، نقل می کنم. خود آقای مروی هم که رئیس محکمه قضات بود،
معتقد بود که مرتضوی چهره پر مساله ای در سیستم قضایی است که خیلی سریع در این سیستم رشد و جایگاه پیدا کرده بود برای همین قصد جایگزنی او وجود داشت اما با مسائل دیگری مواجه شد و بعد از این ماجرا ارتقا مقام پیدا کرد و مرتضوی به مقام دادستانی هم رسید و این روند را ادامه داد تا زمانی که در دستگاه قضا قدرتش کاسته شد و بعد از داستان های زیادی که ایجاد و به مهره سوخته ای در دستگاه قضا تبدیل شد در دولت آقای احمدی نژاد به پاس خدماتی که ایشان برای انتخابات 84 انجام داده بود، در سال 88 او را در سازمان تامین اجتماعی به کار گرفتند که دیدیم چه جریاناتی نیز در آن سازمان رخ داد.
 اعمال نفوذهای غیر قانونی مرتضوی در حوزه رسانه ای بسیار واضح و قابل توجه است.
 در برخوردهای اولیه که مرتضوی با خود من و خبرگزاری داشت، از یک موضع خیلی بالا عمل می کرد. من هم به دلیل شناختی که از ایشان داشتم. من از طریق آقای مروی ایشان را خیلی خوب می شناختم و می دانستم که روحیات ایشان چگونه است و تاکید داشتند که در مقابله با او باید کسی باشد که مرتضوی نتواند ته دلش را خالی کند. وقتی هم که با تلفن به من زنگ زد با این عبارت شروع کرد که، « شما مملکت را به هم ریخته اید و فردا صبح باید برای توضیحات مراجعه کنید» من در مقابل گفتم که چند روز آینده کلاس دارم و به همین دلیل 4 روز بعد به او مراجعه کردم. همین امر باعث شد که وقتی برای اولین بار او را دیدم که، متهمین دادگاه خود و میز قضاوت را رها کرد و در کنار من روی یک صندلی عادی نشست.
 به همین دلیل بود که برای اولین بار یک باب گفت و گو میان من و مرتضوی باز شد و رفتار او با من کاملا متفاوت شد. این موضوع به این دلیل بود که من از قبل شناخت کاملی از نوع رفتار مرتضوی داشتم اما در مقابل آقای خوشوقت برخورد متفاوتی ارائه کرده بود و می خواست اعمال نفوذ داشته باشد.
در همین راستا بود که به آقای خوشوقت اتهام مبادرت به جاسوسی زده بود و این حرف در برخورد اول یک حرف تکان دهنده ای بود ولی نهایتا مشخص شد که مرتضوی یک سناریو طراحی کرده است که با محوریت خبرگزاری و معاونت مطبوعات خارجی پرونده را ببندد به عبارتی مرتضوی با بیان چنین اتهاماتی می خواست جواب نطق آقای آرمین را داده باشد و پرونده زهرا کاظمی را مدیریت کند ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ یکشنبه 13 اسفند 1396 ] [ 11:27 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  دخترانی که از خانه فرار میکنند ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

http://s9.picofile.com/file/8320660850/DOXTAR8NE_FARAARY_11.JPG

http://s8.picofile.com/file/8320661584/DOXTAR8NE_FARAARY_5.JPG

http://s9.picofile.com/file/8320667492/DOXTAR8NE_FARAARY_6.JPG

http://s8.picofile.com/file/8320668076/DOXTAR8NE_FARAARY_2.JPG

 

 حرکت رو به رشد فرار از خانه در سال های اخیر بر نگرانی های خانواده و جامعه افزوده و پیامدهای منفی آن تاثیر بسیار نامطلوبی را برای خانواده و جامعه ایجاد کرده است، در این مقاله در پی آن هستیم که با بررسی عوامل موثر بر فرار دختران و بیان پیامدهای آن راهکارهایی را جهت پیشگیری و کاهش این آسیب اجتماعی ارائه کنیم. فرار دختران معضلی قدیمی است که سال های قبل توجه آسیب شناسان اجتماعی را به خود جلب کرده است آمار انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران نشان می دهد سالانه 300 تا 400 دختر فراری و خیابانی توسط نیروی انتظامی دستگیر می شوند، این دختران برای فرار از خانه انگیزه های مختلفی داشته اند اما همگی آن ها در یک نکته مشترک هستند و آن اینکه تصورمی کنند که در خانه به آنها ظلم شده است حال این نکته می تواند در واقعیت ریشه داشته باشد و یا اینکه کاذب باشد. در برخی خرده فرهنگ ها فرزند دختر را محترم نمی دانند و با نگاهی منفی به آنها ظلم می کنند، این تفکر سبب می شود بدرفتاری نسبت به دختران شکل بگیرد و تبعیض و رفتارهای خشونت آمیز به وجود بیاید که گاه به صورت فیزیکی نمود پیدا می کند و گاه بصورت روانی. افزایش روز افزون فرار دختران از کانون گرم خانواده و پیامدهای مخرب آن بر فرد ، خانواده و جامعه یکی از آسیب های جدی است که در سالهای اخیر گریبانگیر جامعه اسلامی ما شده است. عوامل مختلفی زمینه ساز خانه گریزی دختران می باشند. بر خلاف برخی نظرات که فقط خانواده و یا اجتماع را به تنهایی در بوجود آمدن آن دخیل می دانند، در واقع می توان گفت فرار دختران یک پدیده چند علتی (multy factorial ) است. بطوریکه عوامل مختلفی دست بدست هم داده و زمینه را برای بروز این پدیده بوجود می آورند. تحقیقات نشان می دهد که سردی روابط عاطفی والدین ، متارکه ، طلاق ، وجود ناپدری و نامادری ، بی سرپرستی و بدسرپرستی ، خشونت در خانواده ، فقر اقتصادی و فرهنگی ، اعتیاد ، مشکلات روحی روانی ، و افزایش ناهنجاریهای اجتماعی، از مهمترین عوامل بر انگیزاننده میل فرار دختران می باشد. استحکام نظام خانواده ، افزایش توان مالی خانواده های آسیب پذیر ، آموزش به خانواده ها و جوانان در خصوص ویژگیهای دوران نوجوانی و بلوغ ، ایجاد مراکز رایگان مشاوره و مددکاری خانواده در مناطق آسیب پذیر ، فراهم نمودن زمینه اشتغال نوجوانان در مراکز باز پروری ، توجه به زنان و دختران به عنوان قشر آسیب پذیر جامعه و استفاده از مددکاران و مشاوران با تجربه در مدارس از جمله راهکارهی پیشگیری از فرار دختران می باشد. پدیده خانه گریزی دختران به عنوان یک آسیب اجتماعی جدید مطرح می باشد. این پدیده می تواند باعث افزایش جرم و جنایت درجامعه شده و امنیت و سلامت اجتماعی را به مخاطره اندازد. فرار یا خانه گریزی یعنی ترک خانه به قصد عدم بازگشت بدون اجازه والدین یا سرپرست بنا به دلایل خانوادگی ، اجتماعی وغیره . بنا به گزارشهـای آماری از نیـمه سال ۷۸ تا سال ۸۳ ، در مجموع ۳۷۸۱ دختر خانه گریز در مراکز مداخله دربحـران های اجتماعـی کشور مورد پذیرش قرار گرفته اند . که این دختـران یا به صورت خود معرف مراجعه کرده اند ، یا ازمراجع قضایی وانتظامی به این مراکز ارجاع داده شده اند. نتایج مطالعات ، افزایش این پدیده را در سطح جامعه نشان می دهد ، چنانچه در فاصله سالهای ۷۸-۶۵ شیوع این پدیده بیست برابر شده است. میانگین سن دختران فراری ۱۶ سال است و همچنین بر اساس خبر گزاری جمهوری اسلامی ایران در طول سال ۱۳۸۰ ، تنها ۴۰۷۳ نوجوان فراری توسط مرکز ساماندهی کودکان و نوجوانان خیابانی معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران در خیابانها شناسایی شده اند.که بیش از نیمی از آنها دختر هستند.بر اساس آمار نیروی انتظامی در چهار ماه آخر سال ۱۳۸۰ ، ۶ هزار و ۱۵۶ دختر فراری توسط این مرکز دستگیر شده اند. و این درحالی است که به دلیل زندگی پنهانی دختران فراری و جابجایی سریع آنها ، دستیابی به آمار دقیق امکان پذیر نمی باشد. (ویژه نامه پیام زن ، شماره ۱۲ ،ص۴۰۳) در سالهای اخیر حرکت روبه افزایش این پدیده ، بر نگرانیهای خانواده ها و جامعه افزوده است و پیامدهای منفی آن تاثیر بسیار نامطلوبی را برای خانواده و جامعه ایجاد کرده است که به سختی جبران می شود و یا هرگز قابل جبران نخواهد بود. اما به این موضوع درست فکر نشده که چرا جوانان و خصوصا دختران از خانه می گریزند؟در این مقاله درپی آنیم که با بررسی عوامل موثر بر خانه گریزی دختران و بیان پیامدهای فرار دختران راهکار هایی جهت پیشگیری و کاهش این آسیب اجتماعی ارائه نماییم . دختر فراری کیست؟
به دخترانی گفته می شود که
به دلایل مختلف از خانه و خانواده می گریزند و به جامعه پناه می برند، در واقع نوعی گریز بدون بازگشت است، دختران فراری همگی به امید رسیدن به زندگی بهتر چنین کاری را انجام می دهند و این نشان می دهد که آنها از خطرات رفتار و تصمیم خود مطلع نیستند.
● علل خانه گریزی دختران : عوامل مختلفی زمینه ساز خانه گریزی دختران می باشند .بر خلاف برخی نظرات که فقط خانواده و یا اجتماع را به تنهایی در بوجود آمدن آن دخیل می دانند، در واقع می توان گفت فرار دختران یک پدیده چند علتی (multy factorial ) است. بطوریکه عوامل مختلفی دست بدست هم داده و زمینه را برای بروز این پدیده بوجود می آورند. اما بطور کلی می توان عوامل موثر در فرار دختران را در سه دسته علل فردی ، علل خانوادگی و علل اجتماعی مورد بررسی قرار داد که در ادامه به شرح هریک می پردازیم . الف) علل فردی : ۱)اختلالات شخصیتی اختلالات شخصیتی ، یکی از مهمترین عناصر برای شناسایی عوامل فرار است . بر اساس مطالعه ها و بررسی های انجام شده، در تعداد زیادی از دختران فراری ، این اختلالها به چشم می خورد.
پرخاشگری های گوناگون ، رفتارهای ناسازگارانه ، خودزنی (خودکشی ) و رفتارهای نابهنجار دیگر ، چه پیش از فرار و چه پس از دستگیری و در مراکز مداخله در بحران همه نشان دهنده وجود اختلال شخصیت در این افراد است . ۲) اختلالات روانی : از جمله اختلالات روانی زمینه ساز فرار دختران اختلال اضطراب و اختلال افسردگی می باشدکه مختصری به شرح هریک و تاثیر آن در فرار دختران اشاره می کنیم: ۳) اضطراب (anxiety) : هر فرد در زندگـی خود ممکن است در شرایطـی دچار اضـطراب شود . اضطراب ، مکانیزمـیاست که برای بدن لازم و ضروری است .اما زمانی که اضطراب از حالت بهنجار خارج گردد، به اضطراب مرضی تبدیل می شود که حتی عیر طبیعی و برای سلامت فرد مضر است .اضطراب مرضی یعنی نگرانی پیشاپیش نسبت به خطرها یا بدبختی ها ی آینده ، بصورت غیر طبیعی و همراه با احساس بی لذتی یا نشانه های بدنی تنش و منبع خطر پیش بینی شده که می تواند درونی یا بیرونی باشد .( دادستان ، ۱۳۸۰ ، ص ۵۹) در بیشتر نوجوانان فراری ، نشانه های اضطراب به چشم می خورد وآنان از این اختلال رنج می برند. یکی از ویژگیهای اضطراب ، سر در گمی و ناتوانی در تصمیم گیری صحیح است. نوجوانی که اختلال اضطراب دارد ، در زمان های حساس و هیجانی ، هیچ کنترلی بر روی رفتار خود ندارد. او نمی تواند خود را آرام کند و تصمیم درستی بگیرد . بنابراین ، کارهایی انجام می دهد که مشکلات او را بیشتر می کند و در نتیجه ، بر اثر ایجاد شکاف میان او و خانواده و تمایل به دیگران ، از خانه فرار می کند. ۴) افسردگی (depressing) : یکی دیگر از اختلالات روانی که در فرار دختران تاثیر دارد ، افسردگی است . این اختلال به گونه ای است که بر توانایی های فرد اثر می گذارد ، یعنی توانای های جسمانی ، فکری ، عاطفی ، هیجانی ، یادگیری و ارتباط ساده و طبیعی با دیگران و خانواده را در حد بسیار زیادی مختل می کند، در نوع شدید این اختلال گاه فرد تا ساعتهایی بی حرکت در گوشه ای می نشیند ، در فکر فرو می رود که این شرایط با حالتهای غم و یاس ، خستگی مفرط و خواب آلودگی و همچنین اضطراب همراه است . افسردگی یکی از شایعترین اختلالاتی است که دختران فراری با آن دست به گریبان هستند .( مهکام ، ۱۳۸۳ ، ص ۲۴) ۵) ویژگیهای دوران نوجوانی و بلوغ : یکی از مسایل مورد توجه در فرار دختران، سن فرار است . بر اساس آمار های موجود بیشترین تعداد فرار بین دوازده تا هجده سالگی است که این مساله درصد بالای فرار در سنین بلوغ را نشان می دهد. در این سنین احساسات و هیجانات شدید با بحران بلوغ همراه شده و نوجوان را وا می دارد که به دنبال هویت خود باشد و اغلب آن را در گروه همسالان خویش می یابد. از سوی دیگر، تعداد زیادی از مشکلات عاطفی ، فرهنگی ، فکری و شناختی که در دختران فراری دیده می شود ، مشکلاتی است که معمولا در دوران نوجوانی و بلوغ بوجود می آید و از ویژگیهای این دوره به شمار می رود . عدم توجه و برخورد نادرست بر خی والدین به ویژگیهای روانی و عاطفی فرزندان در این دوره مانند : زودرنجی و احساساتی بودن ، کم رویی ، گوشه گیری و درون گرایی ، بر تری جویی و جلب توجه دیگران، باعث تزلزل شخصیت و هویت نوجوان شده و نوجوان بدلیل نداشتن هدف مشخص و الگو پذیری نادرست از دیگران ، نیازها و دلبستگی های خود را در بیرون از خانه جستجو کرده و به دنبال آن خانه را ترک کرده و فرار می کند. ب) علل خانوادگی : خانواده پیکره اصلی جامعه است و نقش مهمی در پرورش فرزندان دارد. والدین با ایجاد روابط سالم و دوستانه با فرزندان و توجه به نیازهای جسمانی و روانی آنان می توانند آنها را از لحاظ شخصیتی و روانی متعادل و سالم بار بیاورند . اما به اعتقاد بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان ریشه اصلی آسیبهای اجتماعی و از جمله فرار دختران ، خانواده است. به عقیده آنان یکی از مهمترین عوامل فرار ، سلب آرامش روانی و عاطفی فرزندان در محیط خانه و خانواده است . عدم توجه به مسایل تربیتـی فرزندان ، وجود اختلافات زناشویـی ، طلاق ، اعتیـاد والدین ، بی سرپرستی و یا بد سرپرستی ، زندگی با ناپدری و یا نامادری ، خشونت در خانواده ، تبعیض بین فرزندان، جمعیت زیاد خانواده ، فقر اقتصادی ، تعصبات وپایبندی به آداب رسوم قومی(خصوصا در ازدواج دختران )، ضعیف بودن اعتقادات مذهبی خانواده و سواد پایین والدین از جمله مهمترین عوامل خانوادگی موثر بر خانه گریزی دختران می باشد. وقتی در خانواده به جای توجه به مسایل و نیازها ی فرزندان ، فقر فرهنگی و تربیتی و رفتاری و اقتصادی و حاکم شود ، دختران خانه را ترک می کنند. آنها به پندار خود می روند تا به یک زندگی بهتر و با وضعی مطلوبتر برسند و آرامش و محبت را تجربه کنند. اما خواسته و نا خواسته دچار انحرافات اجتماعی مثل اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی ، توزیع مواد مخدر ، سرقت ، تشکیل خانه های فساد و...می شوند . نتایج تحقیقات انجام شده در خصوص خانه گریزی دختران نیز موید این مساله می باشد که مشکلات خانوادگی از جمله عوامل اصلی فرار دختران می باشد به عنوان مثال در تحقیقی که توسط سرهنگ « داوود جشان » با عنوان « علل فرار دختران از خانه » در مورد ۱۲۰ دختر فراری در تهران انجام شده ، در خصوص علل فرار، ۳۶% دختران فراری ، اختلاف با پدر و کتک خوردن از وی ،۵% اختلاف با برادر و کتک خوردن از او ، ۱۵% اختلاف با مادر و ۳% ازدواج اجباری را ذکر کرده اند. ۷۸% دختران فراری والدین معتاد داشته و۸۵% از آنها دارای خانواده هایی هستند که حداقل یک نفر از آنها به جرم سرقت به زندان رفته است . عوامل دیگری همچون ، تبعیض در خانواده (۸۸%) ، کنترل شدید والدین (۸۲%) ، اختلاف خانوادگی و احساس طرد شدگی از خانواده (۸۴%) از دلایل دیگر فرار است. (ویژه نامه پیام زن ، شماره ۱۲ ، ص۴۰۳) ج) علل اجتماعی : ۱) افزایش ناهنجاریها وضد ارزشهایی مانند بد حجابی و مدگرایی هر اجتماعی ، هنجار ها و نا هنجارها ، ارزشها و ضد ارزشهایی دارد و بی شک افرادی که در این اجتماع زندگی می کنند ، از این ارزشها اثر پذیرند. در این میان اثر پذیری نو جوانان به مراتب بیشتر از بزرگسالان است. چراکه نوجوان هنوز هویت خود را کاملا بازشناسی نکرده و شخصیت او به ثبات و تکامل نرسیده است. او مانند جسم سیالی است که در هر ظرف و قالبی ریخته شود ، شکل آن را به خود می گیرد . بنابر این ، ارزشها و ضد ارزشها ی جامعه باید کاملا در مسیری باشد که نوجوان را برای یافتن هویت واقعی مذهبی و ملی خود یاری کند. در غیر این صورت بیشترین آسیب متوجه نوجوانان خواهد بود. بد حجابی و مدگرایی که در ذهن و عمل بسیاری از افراد به یک هنجار تبدیل شده است ، از جمله نا هنجاریهایی هستند که سبب می شوند تا نوجوانان شخصیت خود را بر اساس همین هنجار های غلط پایه ریزی کنند و به ستیز با خانواده و هنجار های آن برخیزند . نتایج بدست آمده از پرونده های مراکز نگهداری و آمار موجود نشان می دهد که بیشتر دختران فراری از تهران ، شیراز ، مشهد ، تبریز ، اصفهان ، مازندران و شهرهایی هستند که میزان بی بندو باری ، مدگرایی و بدحجابی در آنان بیشتر به چشم می خورد. (مهکام ، ۱۳۸۳، ص۱۱۳) ۲) فقر حضرت علی (ع) می فر مایند : « گاه فقر به کفر می انجامد.» فقر مادی یکی از عوامل بوجود آورنده پدیده خانه گریزی است .به نظر می رسد آمار فرار در خانواده های فقیر ، بیشتر از خانواده های ثروتمند است . هرچند تفاوت بین آمار فرار خانواده فقیر و متول ، خیلی زیاد نیست ، ولی بطور کلی تعداد فرار در خانواده های تهی دست ، بیشتر به نظر می رسد. در بسیاری از خانواده ها ، بر اثر نا توانی اقتصادی ، نیازهای اصلی فرزندان از جمله تغذیه ، پوشاک ، بهداشت و... بر آورده نشده و مشکلات فراوانی مانند انواع بیماریها ، سوء تغذیه ، محرومیت از داشتن پوشاک مناسب و.. را بوجود می آورد . بر اثر بوجود آمدن مشکلات یاد شده ، تعادل خانواده در موارد گوناگون به هم خورده و استرس و تنش میان اعضاء بال می رود . بسیاری از ترک تحصیل ها ، کار کودکان در سنین پایین ، سرقت، سوء استفاده از کودکان و فرار از خانه ، به سبب فقر و تهی دستی در خانواده بوجود می آید. کودکی که از یک سو به سبب کمبودهای مادی به آرزوهایش نرسیده و از سوی دیگر ، به سبب نداشتن امکانات برای رشد فکری و فرهنگی، فردی کوته فکر و ساده بار آمده است ، قدرت تجزیه و تحلیل ضعیف تری نسبت به دیگر همسالان خود دارد و با اندک وعده ای حاضر می شود دست به هر کاری بزند . ۳) اعتیاد وجود اعتیاد سالیان درازی است که دامان جامعه ما بویژه نسل جوان را فرا گرفته و خواسته یا نا خواسته ابعاد آن گسترش یافته است. به گونه ای که امروزه برای بعضی از افراد ، صحبت کردن درباره معتادان و اعتیاد ، مسئله ای عادی تلقی می شود. قرار گرفتن ایران در مسیر ترانزیت مواد مخدر به اروپا ، همجواری با دو کشور پاکستان و افغانستان که از مهمترین مرکز تهیه و توزیع مواد مخد در دنیا می باشند ، توطئه استعمارگران برای پخش مواد مخدر در کشور اسلامی ایران ، وجود افراد سود جو و در آمد بالای حاصل از قاچاق مواد مخدر از جمله مهمترین عوامل گسترش مواد مخدر در کشور ما می باشد. دختران فراری ضمن اینکه خود مشکلات گوناگونی را تجربه کرده و انگیزه بیش تری برای اعتیاد دارند، گزارشها حاکی از آن است که تعدادی از دختران فراری به سبب تهیه مواد مخدر از خانه گریخته اند. زیرا در خانه ، والدین اصرار به ترک اعتیاد آنان داشته اند وآنها به دلیل این که اعتیاد را ترک نکنند از خانه گریخته اند. از طرفی بر خی از دختران فراری بدلیل اعتیاد والدین و به خواسته آنان ، مجبور به خرید مواد مخدر برای والدین معتاد می باشند . بنابر این اعتیاد خود و اعتیاد والدین یکی دیگراز عوامل موثردر خانه گریزی دختران می باشد. ۴) رسانه های گروهی رسانه های گروهی خصوصا رادیو و تلویزیون امروزه در زندگی مردم جایگاه ویژه ای پیدا کرده اند. اما در این میان تلویزیون با بهره گیری از دو حس بینایی و شنوایی تاثیرگذار ترین عامل پس از خانواده بر روی فرد خصوصا نوجوانان و جوانان است .تلویزیون می تواند در مورد مطالب گوناگون آموزشهای مفیدی به مخاطبان بدهد . همچنین تلویزیون می تواند با استفاده از برنامه ها مختلف در هویت دهی به جوانان نقش ایفاکرده و الگوها و فرهنگ هایی را به جامعه مخاطبین معرفی نماید. در واقع الگو پردازی و تاثیر پذیری مستقیم از تلویزیون و فیلم های به نمایش درآمده در ان ، واقعیتی انکار ناپذیر است که در زمینه خانه گریزی هم این آثار کاملا به چشم می خورد .تعداد زیادی از دختران فراری اعتراف کرده اند تا زمانی که در بعضی از فیلم ها ندیده بودند نوجوانی به سبب دعو با مادرش قهر می کند و از خانه خارج می شود ، چنین راه حلی برای فرار به ذهن آنان نرسیده بود .آنها تنها با دیدن چنین فیلمی به فکر فرار افتاده اند تا از امر و نهی مادر خلاص شوند . ● پیامدهای خانه گریزی دختران : ۱) پیامد های خانه گریزی بر فرد: فرهنگ اسلامی جامعه ما ، اصولا فرار را قبول ندارد .چرا که فرار با ضریب ۹۹% با آسیب همراه است . پدیده خانه گریزی دختران بیشترین آثار و آسیب ها را بر فرد فراری بر جای می گذارد. دختری که فرار می کند ، پس از فرار ، با حادثه های گوناگون و تجربه های ناگواری روبه رو شده و با خیلی مسایل و بزه ها آشنا می شود که بر شخصیت او اثر می گذارد. از طرفی تصورش بر این است که پل های پشت سرش خراب شده و راهی برای بازگشت به خانواده ندارد. و به این ترتیب دچار آسب های بسیاری می شود. گرفتار شدن در دام شبکه های قاچاق دختران و زنان جوان: تجاوز، اجبار و تحمیل که به خاطر نداشتن مکان و سرپناه مناسب بعد از فرار دچار آن می شوند و افراد سودجو و باندهای فساد به این بهانه آنها را فریب داده و وسیله درآمد خود قرار می دهند، آمارها نشان داده است که دختران فراری در همان 24 ساعت اول پس از فرار مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند.
اختلالات روانی (مثل افسردگی ، فشار های روانی ، پرخاشگری) اختلالات شخصیتی( تعارض شخصیتی ، شخصیت مرزی ، شخصیت نمایشی و شخصیت ضد اجتماعی ) ، اختلالات شناختی( احساس پوچی ، بی هدفی ، ناامیدی و...) و اختلالات رفتاری ( سرقت ، تکدی گری ، روس پی گری ،خود زنی و خود کشی و....) از جمله مهمترین آثار و پیامد های فردی فرار می باشد .که در اغلب دختران فراری این عوارض مشاهده و در برخی تحقیقات به آنها اشاره شده است .
انگ اجتماعی و عدم امکان بازگشت به شرایط گذشته: دخترانی که بعد از فرار دوباره به خانه بر می گردند، با برخوردهای توهین آمیز اطرافیان روبرو می شوند و این مسئله آنها را مخمصه ای شدیدتر از قبل گرفتار می کند. ۲) پیامد های خانه گریزی بر خانواده : از آنجا که خانواده و اعضای آن ، نزدیکترین اشخاص برای هر فرد هستند ، مشکلاتی که برای فرد بوجود می آید ، بیشترین تاثیر را پس از خود بر خانواده فرد میگذارد از جمله مهمترین پیامد های خانه گریزی دختران در خانواده ، ایجاد مشکلات عاطفی و روحی روانی برای اعضاء خانواده خصوصا پدر و مادر است .تعداد زیادی از پدران و مادران به دنبال فرار دخترشان ، دچار سکته ، بیماریهای قلبی و امثال آن می شوند. رفتار والدین پس از فرار فرزند در برخورد با سایر فرزندان نیز تغییر می کند. و بدون بررسی دقیق مساله فرار فرزندشان ، شیوه تربیتی خود را تغییر می دهند. یا بر سختگیری و فشار های خود بر فرزندان می افزایند یا برعکس ، بیش از حد معمول فرزندان خود را آزاد می گذارند که هر دو این رفتار ها به زیان دیگر فرزندان خواهد بود. الگو پذیری خواهر و برادران دیگر از رفتار فرد فراری از دیگر پیامدهای خانوادگی خانه گریزی می باشد. از مهمترین پیامدهای فرار در خانواده ، ایجاد مشکلات عاطفی و روحی روانی برای اعضای خانواده خصوصا پدر و مادر است، رفتار والدین پس از فرار فرزند در برخورد با فرزندان دیگر تغییر می کند، آنها بدون بررسی دقیق مسئله فرار فرزندشان، شیوه تربیتی خود را تغییر می دهند و به شدت سخت گیر می شوند و یا بیش از حد فرزندان خود را آزاد می گذارند . ۳) پیامد های خانه گریزی بر جامعه : پدیده خانه گریزی علاوه بر خود فرد و خانواده او، آسیب های فراوانی را به جامعه وارد می کند. افزایش مشکلاتی چون: اعتیاد ، قاچاق ، فحشا، دزدی ، دوستی های خیابانی، روسپیگری ، آلودگی و بیماریهای جنسی از مهمترین پیامد های خانه گریزی بر جامعه می باشد که هر کدام از مشکلات یاد شده آسیب های متعددی را در جامعه بوجود می آورد که پرداختن به آنها در حوصله این بحث نمی باشد. علاوه بر آن ضررهای اقتصادی که پدیده فرار دختران بر جامعه می گذارد ، نباید نادیده گرفته شود. افراد زیادی در ارگانهای مختلف مثل دادگستری ، نیروی انتظامی ، بهزیستی و... در ارتباط با فرار از خانه فعالیت می کنند و هزینه های زیادی صرف این مساله می شود. که با در نظر گرفتن پیامدهای فرار مثل اعتیاد ، بزهکاری و...می توان گفت که بخش زیادی از سرمایه های کشور صرف پدیده خانه گریزی و پیامد های آن می گردد و به عبارتی دیگر خانه گریزی به اقتصاد جامعه نیز زیان می رساند . چون فرار دختران منجر به فساد و جرایم دیگر می شود مبارزه با آنها مستلزم صرف زمان و هزینه های هنگفتی برای جامعه خواهد بود. راهکارهای پیشگیری و کاهش آسیب های اجتماعی فرار : طی سال های اخیر برای پیشگیری اولیه و ثانویه از این آسیب اجتماعی مراکزی ایجاد شده است که به ساماندهی دختران فراری می پردازند، با وجود این هنوز هم شاهد این بحران اجتماعی هستیم، کارشناسان راهکارهای متعددی را برای پیشگیری از این معضل پیشنهاد می کنند. الف- برطرف کردن فقر:
منظور از فقر، فقر فرهنگی و عاطفی است نه فقط فقر اقتصادی،‌ با توجه به اینکه پدیده دختران فراری در خانواده های پرجمعیت بیشتر دیده می شود از طرفی مبدا دختران فراری غالبا شهرهای کوچک و مناطقی است که ساکنانش بسیار متعصبانه رفتار می کنند، خانواده ها باید بدانند محدود کردن بیش از حد دختران، منع کردن آنها از تحصیل و اقداماتی از این دست سعادت به همراه ندارد. ب- پررنگ کردن مذهب:
ترویج عقاید مذهبی و دینی و درونی کردن آن برای نوجوانان و جوانان از عوامل مهم کاهش فرار جوانان است که باید مورد توجه خانواده قرار گیرد و فرزندان خود را به رعایت اصول مذهبی و انجام فرائض دینی تشویق کنند زیرا مقید بودن به فرائض دینی سد محکمی در پیشگیری از آسیب ها و معضلات اجتماعی است. ج-
ارائه آموزش های مختلف به به والدین در خصوص نحوه رفتار با فرزندان از طریق رسانه های گروهی خصوصا رادیو و تلویزیون:
بچه ها باید اطمینان کنند که هر اتفاق بدی که برایشان افتاده باشد با صحبت کردن درباره آن با پدر و مادرشان وضع از آنچه که هست خرابتر نمی شود، ایجاد یک رابطه سالم بین اعضای خانواده، تبعیض قائل نشدن والدین بین فرزندان، شناخت و آگاهی والدین از روحیات جوانان، حمایت از حقوق اجتماعی زنان، استفاده از مددکاران و مشاوران با تجربه در مدارس، پارک ها، ترمینال ها و راه آهن برای شناسایی دختران فراری، رفع موانع قانونی برخورد با والدینی که نوجوانان و کودکان خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهند.
فراهم کردن زمینه اشتغال سالم و مناسب برای دخترانی که دوره بازپروری را در مراکز اصلاح و تربیت گذرانده اند و انجام تحقیقات گسترده درباره علل خانه گریزی و فرار مجدد دختران از دیگر راهکارهای پیشگیری از این اسیب اجتماعی است.


  ادامه مطلب 


  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ جمعه 11 اسفند 1396 ] [ 11:33 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  اتهامات متقابل احمدی‌نژاد و باهنر 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

   فرارو : محمدرضا باهنر که زمانی گفته بود: «من اولین کسی بودم که بحث ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد را مطرح کردم» یا در نقد دولت فعلی گفته بود: «الان خرد وجود دارد ولی شجاعت احمدی‌نژاد وجود ندارد». حالا از احمدی‌نژاد شاکی است و گفته رفتار او دارد تند می‌شود و مقامات قضائی هم گفته‌اند که برای برخورد با احمدی‌نژاد آمادگی وجود دارد.
به گزارش شرق، اگرچه محسنی‌اژه‌ای دیروز سخنان باهنر را تکذیب کرد و گفت چنین چیزی نشنیده است. باهنر در جلسه جامعه اسلامی مهندسین گفته است:
«رئیس دولت‌های نهم و دهم به اندازه کافی جرم مرتکب شده ولی شرایط برخورد باید فراهم شود. حرکات آقای احمدی‌نژاد ابتدا به بهانه عملکرد برخی قوا بود، اما الان به سمت ایرادگرفتن از کلیت نظام رفته است. امیدوارم که در آخر مسیر، پرت نشویم و ان‌شاءالله عاقبت همه ما ختم به خیر شود».
کانال دولت بهار در واکنش به سخنان باهنر او را «رانت‌خواری که خودش را لو داد» خواند و به نقل از احمدی‌نژاد نوشت:
«یک آقایی که نسبت به دولت خیلی تند است، یک بار پیش من آمد و بحث کرد که انقلاب باید حفاظت شود. من پرسیدم که چگونه،
او جواب داد که دو جناح داریم که برای فعالیت نیاز به پول و هزینه دارند. من پرسیدم خب چه کار کنیم. او جواب داد که دو شرکت نفتی را به آنها بدهید و از آنان پول نگیرید تا انقلاب را حفظ کنیم. به او گفتم همین را بنویس و به من بده. او نوشت و من الان نامه را در خانه دارم... چند روز بعد از این مصاحبه محمدرضا باهنر مصاحبه کرد و لو داد که پیشنهاد بی‌شرمانه را او داده بود». احمدی‌نژاد اخیرا در نامه‌ای که خطاب به رهبری نوشته است، از محدود‌شدن اختیارات رهبری، اصلاح دفتر مقام رهبری، برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس بدون‌ مهندسی شورای‌ نگهبان و دخالت نهادهای نظامی و امنیتی و آزادی زندانیان سیاسی و سخت‌نگرفتن به منتقدان سخن گفته بود.
 باهنر که زمانی از حامیان پروپاقرص احمدی‌نژاد بود دو ماه قبل گفته بود: «من با آقای احمدی‌نژاد ٢٠ سال سابقه کار سیاسی مشترک داشتیم. ایشان ٢٠ سال عضو جامعه مهندسین بود». او که حالا موافق با برخورد قضائی با رئیس سابق دولت است، دو ماه پیش معتقد بود که احمدی‌نژاد در اتفاقات سال ٨٨ تقصیر داشت ولی جرمی مرتکب نشده بود.
باهنر که این روزها به کنایه از اقدامات اشتباه احمدی‌نژاد می‌گوید:
«در آن هشت سال وزارت نفتی که با ۸۰ هزار نفر می‌تواند اداره شود، یکباره ۱۰۰ هزار نیروی جدید استخدام کرد و قس علیهذا، اما حالا آقا اپوزیسیون نظام شده است». آن روزها گفته بود: «هرکس می‌خواهد با این دولت کار کند، باید رفتار و افکارش را با احمدی‌نژاد هماهنگ کند».
به نظر باهنر این روزها، احمدی‌نژاد دیگر آن‌قدر ارزش ندارد که بخواهد در حاشیه جلسات مجمع بنشیند و با او حرف بزند. می‌گوید: «در مجمع این اواخر او را بیشتر می‌بینم. بیشتر هم در حد همین سلام و احوال‌پرسی است. صحبت خاصی با هم نداریم. این‌قدر که دیگر ارزش ندارد که بخواهیم بایستیم با او درباره اینکه فلان حرف را در فضای مجازی زده و شکایت کرده و... صحبت کنیم».
اما زمانی گفته بود: «صداقت و گفتار احمدی‌نژاد باعث نفوذ او در قلب‌های مردم شده است».
باهنر حتی مدعی است حضور او باعث شده که چهار نفر از وزرای نخستین کابینه معرفی‌شده احمدی‌نژاد رأی نیاورند و حتی بر سر نخستین بودجه احمدی‌نژاد با او چک و چانه زده و مخالفت کرده است. اما واقعیت چیز دیگری است.
پانزدهم اسفند ٨٤ با تأخیری زیاد نخستین بودجه دولت نهم به مجلس رفت. کارشناسان، بودجه دولت عدالت‌محور را به‌شدت انبساطی، تورم‌زا، ضد تولید و اشتغال و بحران‌زا توصیف کردند.
اما در کوران نقدهای فراوانی که بر بودجه رفت، نتیجه بسیار شگفت از کار درآمد. مجلس نه‌تنها سقف بودجه را به لایحه بازگرداند، بلکه رقم پیشنهادی دولت را هم افزایش داد.
کارشناسان اقتصادی همان زمان گفتند آنچه در جلسه مجلس هفتم رخ داد، مسئولیتی سنگین را متوجه نمایندگان می‌کند. مجلس یکدست اصولگرا همان بودجه انبساطی را باز هم افزایش داده و تازه دولت را از برخی محدودیت‌ها معاف کرده بود. باهنر از جمله همان اصولگراهایی است که زمانی حامی شش‌دانگ رئیس دولت نهم و دهم بود اما در برابر همه این مستندات مجبور می‌شود تأیید و اعتراف کند که: «من نمی‌خواهم اعلام برائت کنم و بگویم من هیچ نقشی در حمایت از دولت آقای احمدی‌نژاد نداشتم. من از ایشان حمایت می‌کردم».
محمدرضا باهنر زمانی در کنار سایر اصولگرایان برای شهردارشدن احمدی‌نژاد تلاش زیادی کردند. وزارت اطلاعات دولت اصلاحات بابت پرونده سوآپ نفت در زمان استانداری احمدی‌نژاد در اردبیل، او را تأیید نمی‌کرد، اما اصولگرایان پا در یک کفش کرده بودند تا او را شهردار کنند چراکه حتی ریاست‌جمهوری را هم در ناصیه او می‌دیدند.
باهنر با تأیید اینکه: «من قبول دارم که گفته‌ام شهرداری برای آقای احمدی‌نژاد دست‌گرمی است و ما او را برای ریاست‌جمهوری در نظر گرفته‌ایم» گفته بود: «من این را گفته‌ام اما ببینید آن زمان آقای احمدی‌نژاد را آقایان در سیستم اطلاعاتی رد کرده بودند که صلاحیت شهردارشدن ندارد. من رفتم و با آقای یونسی صحبت کردم، گفت یک‌سری مشکلات مثل فروش نفت و... دارد. من گفتم این اجازه را همه استانداران مرزی از آقای هاشمی‌رفسنجانی داشتند. نکته دوم این بود که
گفتم آقای احمدی‌نژاد که استاندار بوده و دکترا دارد، صلاحیت ندارد اما آن شهردار پیشین که فوق‌دیپلم داشت، صلاحیت دارد؟! گفتم مشکل از فیلتر است. بعد برای اینکه یک تیکه سیاسی هم بپرانم، گفتم در ضمن خودت بدان، به آقای خاتمی هم بگو که شهرداری برای احمدی‌نژاد دست‌گرمی است والا او رئیس‌جمهوری آینده است. آن زمان هم اصلا حدس نمی‌زدم که دو سال بعد رئیس‌جمهور است؛ فکر می‌کردم حالا ١٠ یا ١٢ سال بعد رشد کند...».
 احمدی‌نژاد را یک متخصص مغز و اعصاب معاینه بالینی کند
ابراهیم فیاض، مردم‌شناس، هم درباره احمدی‌نژاد به ایلنا گفته است: «
سال ۸۸، جنگ، جنگ دو گروه نخبه بود؛ احمدی‌نژاد و هاشمی‌رفسنجانی، بقیه آتش‌بیار معرکه بودند. به همین دلیل قشرهای بالای اجتماع وارد شدند. البته آنجا احمدی‌نژاد خودش را به‌سرعت کنار کشید. سال ۸۸ ماجرا را شروع کرد و اولین کسی که مخفی شد خودش بود! دیگر اثری از او نمی‌بینید، با اینکه آن حرف‌ها را به هاشمی‌رفسنجانی، ناطق‌نوری، میرحسین موسوی و زن میرحسین موسوی زد، آشوب به‌پا کرد و خود، آغازگر فتنه بود. آن سال احمدی‌نژاد شروع‌کننده فتنه بود. معتقدم جنگ اصلی بین احمدی‌نژاد و هاشمی‌رفسنجانی بود. بعد هم مردم عادی آمدند وسط و قشر نخبه را جمع‌وجور کردند و در ادامه هم که ماجرای ۹ دی رخ داد. این‌بار اما جدال دو قشر نخبه نبود. هاشمی که از دنیا رفته بود و احمدی‌نژاد این‌بار با حمله به لاریجانی‌ها و قوه قضائیه و همچنین نوشتن نامه به رهبری، مثل نامه‌ای که سال ۸۸ هاشمی به رهبری نوشت، آمد که جای او را بگیرد و به دنبال یک فتنه جدید بود که خب شکست خورد».
ابوالقاسم رئوفیان، اصولگرا، هم به نامه‌نیوز گفته: «
به نظر من احمدی‌نژاد دچار نوعی خودشیفتگی شده است و با اقداماتی مانند نوشتن نامه به رهبری در پی نشان‌دادن جایگاه والایی است که نشئت‌گرفته از یک توهم وخودبزرگ‌بینی از ناحیه اوست. البته نفس نوشتن نامه حتی به عالی‌رتبه‌ترین مقام چیز بدی نیست، اما هدفی که نگارنده تعقیب می‌کند مهم است که او در پی ارتقای جایگاه و پایگاه خود در بین رجال سیاسی و مردم است و همچنین القای اینکه سرآمد دیگر مسئولان پیشین و پسین است که به اعتقاد من او نیاز به یک معاینه بالینی از سوی متخصصان مغز و اعصاب و روان دارد».

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ چهارشنبه 9 اسفند 1396 ] [ 14:07 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   سختی وُ انتظارش هم شیرین بود ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 تصویر مرتبط

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQj8mhoii5Hje44E1VEEWvGJomKrTUoSRplNLin_vypztTE4Ke6zQ

نتیجه تصویری برای چراغ سه فتیله ای

نتیجه تصویری برای چراغ سه فتیله ای

تصویر مرتبط

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ9iAN8REX-fYGLlxTv2hInydoRmqeYeITrzvWyIqr04M1wXpKp2g

نتیجه تصویری برای ضبط صوت قدیمی

 

 

  مادرم تعریف میکرد: نمک، سنگ بود. برنجِ چلو را ساعتى با نمک‌سنگ مى‌خواباندیم تا کم‌کم شورى بگیره.
 غذا را چند ساعتى روى شعله‌ى ملایم چراغ خوراک‌پزى مى‌نشاندیم تا جا بیفته.
یخ‌کرده و تکیده کنار علاءالدین و والور مى‌نشستیم تا جون‌مون آروم گرم بشه.
 عکسِ یادگارىِ توى دوربین را هفته‌اى، ماهى به انتظار مى‌نشستیم تا فیلم به آخر برسه و ظاهر بشه.
 آهنگِ تازه‌ى آوازه‌خوان را صبر مى‌کردیم تا از آب بگذره و کاست بشه و در پخشِ صوت بخونه.
 قلک داشتیم؛ با سکه‌ها حرف مى‌زدیم تا حسابِ اندوخته دست‌مون بیاد.
 هلیم را باید «حلیم» مى‌بودیم تا جمعه‌ى زمستانى فرا برسه و در کام مون بشینه.
 هر روز سر مى‌زدیم به پست‌خانه، به جست و جوىِ خط و خبرى عاشقانه، مگر که برسه.
 گوش مى‌خوابوندیم به انتظارِ زنگِ تلفنِ محبوب: شبى، نیمه‌شبى، بامدادى، گاهى، بى‌گاهى؛
 انتظار معنا داشت.
 دقایق «سرشار» بود.
 هر چیز یک صبورى مى‌خواست ،تا پیش بیاد، تازمانش برسه.تا جا بیفته. تاقوام بیاد: غذا، خرید، تفریح، سفر، خاطره، دوستى، رابطه، عشق ...
"انتظار" مارا قدردان ساخته بود ...
 حالا فهمیدی چرا این روزها کسی قدردان نیست؟

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ یکشنبه 6 اسفند 1396 ] [ 13:17 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 
 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


محمود احمدی‌نژاد عصبانی شده است

روزنامه اعتماد : محمود احمدی‌نژاد، چهره پر سر و صدای ماه‌های اخیر سپهر سیاسی ایران باز هم خطاب به رهبر معظم انقلاب نامه نوشت.

نامه‌ای که شب گذشته کانال دولت بهار منتشر کرد نامه سوم احمدی‌نژاد است. او در این نامه خواستار موضوعاتی شده است که از عصبانیت او نشات می‌گیرد. نطق محمود احمدی‌نژاد در روز جلسه چهارم دادگاه تجدید نظر حمید بقایی نشان می‌داد رییس دولت‌های نهم و دهم این روز‌ها از ورود دستگاه قضا به پرونده تخلفات افرادی که خط قرمز او هستند بسیار عصبانی است و این مهم در نامه سوم نمود عینی پیدا کرده است.

نامه سوم ابعاد تازه‌تری نیز دارد. او در این نامه از دستگاه قضایی عبور و قوه مقننه و مجریه را نیز هدف قرار داده است.

احمدی‌نژاد در نامه سوم خود در خواسته‌ای خارج از عرف خواهان برگزاری انتخابات آزاد و زودهنگام ریاست‌جمهوری و مجلس شورای اسلامی شده است. در حالی که کمتر از ١٠ ماه از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و حضور پر شور مردم در پای صندوق‌های رای گذشته و مردم با رای ٢٤میلیونی رییس‌جمهور خود را انتخاب کرده‌اند، مشخص نیست جریان فکری احمدی‌نژاد چه اهدافی را در پس خواسته‌های خود دنبال می‌کنند.

مردم ایران در انتخاباتی دموکراتیک در سال‌های ٩٤ و ٩٦ افراد منتخب خود را از طریق صندوق رای انتخاب کرده‌اند؛ انتخابی که به مذاق احمدی‌نژاد و یاران او خوش نیامده و این جریان از انتخاب مردم خشمگین است.

احمدی‌نژاد در این نامه موضوعی دیگر را مطرح کرده است که بی‌ارتباط با جنجال‌های رسانه‌ای اخیر او نیست. رییس دولت‌های نهم و دهم در ماه‌های اخیر از هر فرصتی که نصیبش شده، استفاده و انتقادات تندی را خطاب به دستگاه قضایی کشور مطرح کرده است؛ انتقاداتی که ناشی از عصبانیت او از ورود دستگاه قضا به پرونده تخلفات اطرافیانش است. احمدی‌نژاد در نامه سوم همچنان بر موضع خود پافشاری کرده و در خواسته‌ای غیرمعمول خواهان برکناری رییس دستگاه قضا شده است. ریشه این خواسته احمدی‌نژاد مشخص است. اطرافیان احمدی‌نژاد همچنان خط قرمز او هستند و با وجودآنکه قوه قضاییه تخلفات این افراد را ثابت کرده، او سعی دارد با ایجاد جو رسانه‌ای دستگاه قضا را به دلیل بررسی پرونده این افراد تحت فشار بگذارد.

واکنش به نامه سوم

کانال‌های تلگرامی نخستین رسانه‌هایی بودند که این نامه را منتشر کردند. شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی‌فارسی نیز به این موضوع واکنش نشان داد و از آن با عنوان نامه سرگشاده یاد کرد. بی‌بی‌سی نامه احمدی‌نژاد را با عنوان برگزاری فوری انتخابات آزاد ریاست‌جمهوری و مجلس تیتر یک وبسایت خود قرار داد و با برجسته‌سازی موضوع انتخابات آزاد این نامه را منتشر کرد.

نامه‌نگاری‌هایی که به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد به واسطه آن تلاش دارد در صدر اخبار باشد. این نامه‌نگاری‌ها پس از آغاز جلسات رسیدگی به تخلفات نزدیکان او افزایش یافته است.

سریال نامه‌نگاری‌های احمدی‌نژاد در حالی ادامه دارد که شیب انتقادی این نامه‌ها رو به افزایش است.



 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ یکشنبه 6 اسفند 1396 ] [ 02:40 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 چطور اینا فکر میکنن از دماغ فیل افتادن؟! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8310175134/XODSH3FTEH_1.jpg

نتیجه تصویری برای کارتون خود برتر بینی

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

 

 میگنا ، زهرا نعمتی پور، روان شناس : در سال های اخیر، توجه روان شناسان اجتماعی و شخصیت، همچنین منتقدان اجتماعی- فرهنگی، به مقوله خودشیفتگی در جوامع امروزی افزایش پیدا کرده است؛ زیرا طبق بررسی های انجام شده توسط یکی از منتقدان، به نام «کریستوفر لش»، به دلیل ایجاد تغییرات زیربنایی در جوامع امروزی، خودشیفتگی در میان نسل امروز شیوع بالایی پیدا کرده است، به طوری که وی این احتمال را تحت عنوان «روان رنجوری عصر حاضر» مورد بررسی قرار داده است. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، درکی غیرواقع بینانه و کاذب از اهمیت خود دارند؛ صفتی که به خودبزرگ‌بینی معروف است.

 این افراد معتقدند که خاص و بی همتا هستند و فقط افراد یا موسسات خاص یا عالی رتبه قادر به درک آن ها هستند و لذا تنها باید چنین افرادی در ارتباط باشند. افراد خودشیفته نیاز مفرطی به تحسین شدن دارند لذا ممکن است به صورت دائمی به این موضوع اشتغال ذهنی داشته باشند که تا چه اندازه کارهای خود را خوب و درست انجام می دهند و تا چه اندازه دیگران نظر مساعدی نسبت به آن ها دارند. این اشتغال ذهنی اغلب به شکل نیاز مداوم به توجه، تحسین و تایید از سوی دیگران در می آید.

 ویژگی دیگر این افراد این است که همواره احساس محق بودن می کنند، یعنی به شکل نامعقولی انتظار دارند که دیگران برخورد بسیار مطلوبی با آن ها داشته باشند و با بی چون و چرا تسلیم خواسته های آن ها شوند. این افراد در روابط میان فردی خود استثمارگر هستند، یعنی از دیگران برای رسیدن به اهداف خود سوءاستفاده می کنند و ممکن است از آن ها بیگاری بکشند و معمولا تنها در صورتی با دیگران روابط دوستانه یا عاشقانه برقرار می کنند که احتمال بدهند طرف مقابل شان به پیشبرد مقاصد آن ها کمک کرده و یا به طریقی عزت نفس شان را افزایش می دهد.

  فرد خودشیفته توانایی همدلی با دیگران را ندارد و تمایلی برای دریک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نشان نمی دهد و اغلب نسبت به افرادی که درباره نگرانی ها و مشکلات خود صحبت می کنند بی صبر و تحقیرکننده رفتار می کند؛ این در حالی است که او از دیگران توقع دارد که او را تحسین کرده و تمامی خواسته ها و نیازهای او را برآورده سازند. همچنین نقص شدید در برقراری روابط صمیمانه، سردی هیجانی و فقدان علاقه متقابل در افراد خودشیفته کاملا مشهود است.

  فرد خودشیفته اغلب به آسانی آزرده خاطر می شود و زمانی این آزردگی رخ می دهد که احساس عزت نفس کاذب فرد خودشیفته مورد تهدید قرار می گیرد. معمولا افراد خودشیفته به دیگران حسادت می ورزند و سعی دارند ویژگی ها و محسنات دیگران را نادیده بگیرند و همواره اعتقاد دارند که خودشان بیش از دیگران مستحق پیشرفت هستند. در مورد این افراد، اگر شخصی نقشی در پیشرفت آن ها داشته باشد. بی رحمانه زحمات او را بی ارزش جلوه می دهند. به علاوه این افراد معمولا رفتارها و نگرش های پرنخوت و متکبرانه ای از خود نشان می دهند که می تواند به طور جدی در روابط میان فردی آن ها اختلال ایجاد کند.

 افراد خودشیفته عزت نفسی بسیار شکننده دارند، به طوری که این خصوصیت، آن ها را نسبت به ضربه ناشی از انتقاد و یا شکست بسیار حساس و آسیب پذیر می سازد، به طوری که این افراد در برابر انتقاد دیگران به شدت دچار احساس حقارت، تهی بودن و بی ارزش می شوند، بنابراین ممکن است در برابر این عمل دیگران متقابلا با نفرت، خشم یا حمله گستاخانه واکنش نشان دهند؛ چنین تجاربی اغلب منجر به انزوای اجتماعی، یا تظاهری از فروتنی کاذب در فرد خودشیفته می شود که می تواند خود بزرگ بینی فرد را پنهان کرده و از آن محافظت نماید.

 پژوهش های روان شناختی انجام شده در حوزه عوامل ایجاد خودشیفتگی در افراد، نظام خانواده و پویایی های آن را در شکل گیری این اختلال بسیار موثر ارزیابی کرده اند. در نظام خانواده، نوع اعتقادات، نگرش ها، فعالیت ها و نحوه برخورد والدین با فرزندان، در قالب الگوهای خانوادگی و سبک های فرزندپروری نمود پیدا می کند؛ حال این که والدین در هر عصری چه سبک و الگویی را برای تربیت فرزندان خود انتخاب می کنند، تحت تاثیر عوامل گوناگونی است که مهم ترین این عوامل شرایط و مقتضیات حاکم بر جامعه در آن دوره زمانی است؛ بدین صورت که ساختار و پویایی نظام خانواده، در پاسخ به تغییرات جامعه، تغییر می یابد که این دگرگونی در نهایت منجر به ایجاد تغییرات عمده ای در ویژگی های شخصیتی فرزندان آن نسل خواهدشد. عامل دیگری که بر چگونگی سبک های فرزندپروری در یک نظام پویای خانواده تاثیر می گذارد، فضای عاطفی حاکم بر خانواده است که درواقع نشأت گرفته از چگونگی روابط همسران با یکدیگر است. فضای متشنج و ناامن حاکم بر خانواده، می تواند اثرات بسیار مخربی را بر شخصیت فرزندان آن خانواده بر جای بگذارد.

 در رابطه با علل شیوع خودشیفتگی در عصر حاضر، باید گفت که نظام های خانوادگی شکل گرفته در این عصر، متاثر از عوامل فوق الذکر، عملکرد مناسب و صحیحی در رابطه با فرزندپروری نداشته اند که در نتیجه آن شاهد افزایش این اختلال در فرزندان امروز هستیم که در ادامه، این دو عامل مورد بررسی قرار خواهدگرفت. در مورد عامل اول شیوع بالای خودشیفتگی در نسل امروز، این نکته قابل توجه است که امروزه والدین، در مقایسه با نسل پیشین خود، حساسیت بیشتری نسبت به افکار و الگوهای حاکم بر جامعه دارند؛ به گونه ای که به دلیل یکسری تغییرات صورت گرفته در اذهان عمومی، برای نمونه، در این عصر ازدواج ها معمولا با انتخاب جوانان صورت می گیرد و تقریبا اجبار والدین برای ازدواج با یک فرد خاص، دیگر رایج نیست و یا تنبیه بدنی کودکان در جوامع امروزی تقریبا منسوخ شده است و در مقابل احترام به فرزندان و حفاظت از عزت نفس آن ها، بیش از پیش مورد توجه والدین امروز قرار گرفته است.

  بسیاری از این گونه تغییرات اجتماعی، تاثیرات مثبتی را بر نظام های حاکم بر خانواده های امروزی داشته است ولی در مقابل، تغییرات نامناسبی نیز در برخی عقاید حاکم بر جامعه ایجاد شده است که به تغییراتی در نحوه فرزندپروری والدین و ایجاد مشکلات و آسیب هایی در فرزندان نسل امروز منجر شده است؛ یکی از این تغییرات، کم شدن اقتدار در والدین امروز است.

 درواقع در نسل امروز، یک جا به جایی قدرت اتفاق افتاده است، به این صورت که امروزه والدین به عنوان مراجع قدرت از سوی فرزندان در نظر گرفته نمی شوند و دوران کودکی آن ها، بدون وجوه درکی از اقتدار والدین سپری شده و قدرت با فاصله زمانی به نهادهای آموزشی و اجتماعی انتقال یافته است، این حالت، رسیدن به استقلال عاطفی را برای فرزندان نسل امروز دشوار می سازد. این درحالی است که تا پیش از این، فرزندان نسل های پیشین، به والدین خود به عنوان مراجع قدرتی نگاه می کردند که در عین حال که تکیه گاه قدرتمندی برای آنان بودند، در مواقع لزوم آن ها را به دلیل اشتباهات شان مورد مواخذه قرار می دادند و در عین حال محبت کافی را نیز نثارشان می کردند؛ این تجربه فرزندان نسل های گذشته، باعث می شد تا آن ها با تصویری کاملا آرمانی یا کاملا اهریمنی از والدین خود بزرگ نشوند و تصورشان از والدین خود، به واقعیت نزدیک باشد.

 در عین حال، این تجربه هم زمان عشق و تنبیه از سوی والدین نسل دیروز، به فرزندان آن نسل، درس بزرگی آموخت، از جمله این که می توان به این والدین قدرتمند اعتماد کرد و در نتیجه در کودک دیروز، خودپنداره سالم عزت نفس متعادلی شکل می گرفت که باعث می شد در آینده، وقتی از سوی دیگران مورد انتقاد قرار می گرفت، احساس حقارت و بی ارزشی در او ایجاد نشود. بدین ترتیب فرزندان نسل های گذشته ای که با سبک فرزندپروری مقتدرانه و محبت آمیز، بارآمده بودند از امنیت عاطفی بنیادینی برخوردار می شدند که آن ها را قادر می ساخت که در طول زمان، خود را از پوسته تخیلات و تفکرات کودکی رها کرده و در نهایت به بلوغ روانی- عاطفی دست پیدا کنند.

  اما در عصر امروز، ستایش افراطی کودکان توسط والدین آن ها، غلو کردن در توانایی های آن ها، تحسین و تمجید بی مورد و در عین حال عدم انتقاد از کودکان در مواقع لزوم، همچنین ارضای بی چون و چرا و دائمی نیازهای فرزندان و عدم اقتدار لازم در والدین، باعث شکل گیری شخصیت ناپخته، بسیار شکننده و پرتوقع در کودکان امروز شده است. فرزندانی که در نتیجه چنین تربیتی، واجد نشانه های خودشیفتگی شده اند و به دریافت تحسین و تمجید مداوم و ارضای بی چون و چرای خواسته هایشان عادت کرده اند و توقع دارند که تمامی افرادی که با آنان در ارتباط هستند، چنین برخوردی را با آنان داشته باشند، وقتی در مراحل بعدی زندگی و ورود به محیط های اجتماعی، با برخورد دیگری از سوی دیگران مواجه می شوند، سرخورده و منزوی خواهند شد.

 همان طور که اشاره شد، خودشیفتگی در فرزندان امروز، علاوه بر فقدان اقتدار والدین، می تواند نتیجه عامل دیگری نیز در پویایی نظام خانواده های امروز باشد و آن افزایش شمار خانواده های آشفته و تشنج در جوامع امروز است.

 در جو آشفته و نابسامان چنین خانواده هایی، فرزندان آزاد و بی اعتنایی های بسیار شدیدی را تجربه می کنند که در نتیجه این آسیب ها، به شکل دیگری، زمینه برای ایجاد خودشیفتگی در فرزندان ایجاد می شود که در این حالت به آن خودشیفتگی جبرانی می گویند؛ در این حالت، مطابق با نظریه روابط شیء که بر تاثیر رابطه آشفته والد- فرزند بر رشدِ «درک خویشتن» تاکید می کند، خودشیفتگی بیمارگونه نتیجه فقدان همدلی بدرفتاری جسمی و روانی و بی توجهی والدین، رد طول دوره رشد کودک است.

  هر کودکی نیاز دارد که از سوی والدین خود، برای دستاوردها و کارهای مثبتی که انجام می دهد، مورد تشویق و تایید قرار بگیرد و بدون دریافت چنین بازخوردهای مثبتی، تنها دو راه انتخاب برای ادامه مسیر زندگی کودک باقی می ماند؛ مسیر اول، انتخاب یأس و ناامیدی و افسردگی در زندگی که به شخصیتی افسرده‌خو در بزرگسالی منجر خواهدشد و مسیر دوم پناه بردن به خیال پردازی های خودبزرگ‌بینانه برای جبران آن چیزی است که کودک در زندگی خود از آن بی بهره بوده است.

 این خیال پردازی های خودبزرگ‌بینانه و این خودشیفتگی جبرانی، به کودک ناایمن، احساس امنیت کاذبی می دهد که در نتیجه آن خودِ چندپاره ای ایجاد می شود که به طور متزلزلی بر عقاید خودبزرگ‌بینانه و غیرواقعی در مورد شایستگی و جذابیت فرد استوار است. در حقیقت، کودکی که در یک خانواده آشفته و نابسامان، به طور مکرر مورد آزار جسمی، روانی و بی توجهی والدین قرار می گیرد، این خودشیفتگی جبرانی، می تواند راه حل سازگارانه ای برای او محسوب شود؛ او با استراتژی افکار واقعیت و غوطه ور شدن در جهان تخیل خود، می تواند از رویارویی با احساسات دردناک درونی خودش اجتناب ورزد.

 هنگامی که این کودک به دوران بزرگ سالی خود می رسد، خودشیفتگی جبرانی او، به صورت جنبه های تثبیت شده و ناخودآگاه از نمای شخصیت او جلوه گر می شود. با توجه به آنچه گفته شد، به نظر می رسد فقدان آگاهی خانواده های امروز از شیوه های درست فرزندپروری و تاثیرات مخربی که جو ناسالم خانواده بر روی شخصیت فرزندان می گذارد، مهم ترین عوامل ایجاد چنین معضلی در جامعه امروز است؛ معضلی که تبعات منفی اجتماعی و حتی اقتصادی در بر خواهدداشت، زیرا افراد خودشیفته بسیار مستعد ابتلا به افسردگی هستند که این امر مشکلاتی را برای آن ها ایجاد کرده و حضور موثر آن ها را در جامعه کاهش می دهد.

 همچنین بررسی ها نشان می دهد که یکی از عوامل ایجاد خودشیفتگی در فرزندان، خودشیفتگی والدین است؛ بدین ترتیب انتظار می رود که خودشیفتگی در نسل های آینده نیز ادامه یابد و اثرات مخربی را بر پیکر جامعه وارد سازد. بنابراین بهتر است در این زمینه، توجه متخصصان امر، به جای درمان، معطوف به پیشگیری از بروز این مشکل در جامعه باشد. در این رابطه، نیاز به ارائه برنامه های گسترده آموزشی در سطح جامعه در زمینه شیوه های صحیح فرزندپروری و تحکیم ساختار خانواده کاملا احساس می شود.
-
 منابع:

1. انجمن روان پزشکی آمریکا. راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی (DSM- 5). ترجمه رضاعی، فرزین؛ فخرایی، سید علی؛ فرمند، آتوسا؛ نیلوفری، علی؛ هاشمی آذر، ژانت؛ شاملو، فرهاد. چاپ اول، 1393. انتشارات ارجمند.
2. جانسون، براد؛ موری، کلی. عشق ویرانگر. ترجمه حسین زاده، زهرا؛ شفیعی، الهام. چاپ اول. 1388. انتشارات رسا.
3. هالجین، ریچاردپی؛ وتیبورن، سوزان. آسیب شناسی روانی (جلد دوم). ترجمه سید مهدی، یحیی. چاپ چهارم، 1386. نشر روان.
4. MC Lean J. Psychotherapy With a Narcissistic Patient Using Kohert’s Self Psychology Model. Psychaitry (Edgmont) 2007, 4 (10): 40- 47.
5. Lasch, Christopher. Haven in a hearltless World, the family besieged. Wwnorton & Company, 1995.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ شنبه 5 اسفند 1396 ] [ 22:49 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  اینجاست که میگن : «حـق با زوره ، حـق با پـولـــه»! ... 

 

 

Mohammadhosein-Akbari-(2)

Mohammadhosein-Akbari-(3)

  نوکران نظام سلطه تا کی انتقام میگیرند؟! ...

Mansoureh-Dehgani-(7)

  دل به دل راه داره! ... 

Ayat-Naderi-(11)

  عبور از عهد باستان به پُست مدرنیته! ... 

 Ayat-Naderi-(8)

  فرار از فشار نظام سلطه وَ متحدین ِ آن ... 

Ayat-Naderi-(6)

  قطار جهانخواران وَ جنگ-افروران ... 

 

 زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ جمعه 4 اسفند 1396 ] [ 00:18 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

1 2 3 4 5 ... 31 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 22165

بک لینک