X
تبلیغات
رایتل

فهرست صدها عنوان وبلاگهای من از 84/06/17 الی 89/08/30


بـیـگـنـــاهـــان ...
«حسین پناهی» : و سکوت می‌کنی ، و فریاد زمانم را نمی‌شنوی. یکروز سکوت خواهم کرد. و تو آن روز برای اولـین بار مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید!…




برای گرفتن فال کلیک کنید


لیست وبلاگهای به روز شده
قالب وبلاگ

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 
 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


محمود احمدی‌نژاد عصبانی شده است

روزنامه اعتماد : محمود احمدی‌نژاد، چهره پر سر و صدای ماه‌های اخیر سپهر سیاسی ایران باز هم خطاب به رهبر معظم انقلاب نامه نوشت.

نامه‌ای که شب گذشته کانال دولت بهار منتشر کرد نامه سوم احمدی‌نژاد است. او در این نامه خواستار موضوعاتی شده است که از عصبانیت او نشات می‌گیرد. نطق محمود احمدی‌نژاد در روز جلسه چهارم دادگاه تجدید نظر حمید بقایی نشان می‌داد رییس دولت‌های نهم و دهم این روز‌ها از ورود دستگاه قضا به پرونده تخلفات افرادی که خط قرمز او هستند بسیار عصبانی است و این مهم در نامه سوم نمود عینی پیدا کرده است.

نامه سوم ابعاد تازه‌تری نیز دارد. او در این نامه از دستگاه قضایی عبور و قوه مقننه و مجریه را نیز هدف قرار داده است.

احمدی‌نژاد در نامه سوم خود در خواسته‌ای خارج از عرف خواهان برگزاری انتخابات آزاد و زودهنگام ریاست‌جمهوری و مجلس شورای اسلامی شده است. در حالی که کمتر از ١٠ ماه از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و حضور پر شور مردم در پای صندوق‌های رای گذشته و مردم با رای ٢٤میلیونی رییس‌جمهور خود را انتخاب کرده‌اند، مشخص نیست جریان فکری احمدی‌نژاد چه اهدافی را در پس خواسته‌های خود دنبال می‌کنند.

مردم ایران در انتخاباتی دموکراتیک در سال‌های ٩٤ و ٩٦ افراد منتخب خود را از طریق صندوق رای انتخاب کرده‌اند؛ انتخابی که به مذاق احمدی‌نژاد و یاران او خوش نیامده و این جریان از انتخاب مردم خشمگین است.

احمدی‌نژاد در این نامه موضوعی دیگر را مطرح کرده است که بی‌ارتباط با جنجال‌های رسانه‌ای اخیر او نیست. رییس دولت‌های نهم و دهم در ماه‌های اخیر از هر فرصتی که نصیبش شده، استفاده و انتقادات تندی را خطاب به دستگاه قضایی کشور مطرح کرده است؛ انتقاداتی که ناشی از عصبانیت او از ورود دستگاه قضا به پرونده تخلفات اطرافیانش است. احمدی‌نژاد در نامه سوم همچنان بر موضع خود پافشاری کرده و در خواسته‌ای غیرمعمول خواهان برکناری رییس دستگاه قضا شده است. ریشه این خواسته احمدی‌نژاد مشخص است. اطرافیان احمدی‌نژاد همچنان خط قرمز او هستند و با وجودآنکه قوه قضاییه تخلفات این افراد را ثابت کرده، او سعی دارد با ایجاد جو رسانه‌ای دستگاه قضا را به دلیل بررسی پرونده این افراد تحت فشار بگذارد.

واکنش به نامه سوم

کانال‌های تلگرامی نخستین رسانه‌هایی بودند که این نامه را منتشر کردند. شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی‌فارسی نیز به این موضوع واکنش نشان داد و از آن با عنوان نامه سرگشاده یاد کرد. بی‌بی‌سی نامه احمدی‌نژاد را با عنوان برگزاری فوری انتخابات آزاد ریاست‌جمهوری و مجلس تیتر یک وبسایت خود قرار داد و با برجسته‌سازی موضوع انتخابات آزاد این نامه را منتشر کرد.

نامه‌نگاری‌هایی که به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد به واسطه آن تلاش دارد در صدر اخبار باشد. این نامه‌نگاری‌ها پس از آغاز جلسات رسیدگی به تخلفات نزدیکان او افزایش یافته است.

سریال نامه‌نگاری‌های احمدی‌نژاد در حالی ادامه دارد که شیب انتقادی این نامه‌ها رو به افزایش است.



 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ یکشنبه 6 اسفند 1396 ] [ 02:40 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 چطور اینا فکر میکنن از دماغ فیل افتادن؟! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8310175134/XODSH3FTEH_1.jpg

نتیجه تصویری برای کارتون خود برتر بینی

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

 

 میگنا ، زهرا نعمتی پور، روان شناس : در سال های اخیر، توجه روان شناسان اجتماعی و شخصیت، همچنین منتقدان اجتماعی- فرهنگی، به مقوله خودشیفتگی در جوامع امروزی افزایش پیدا کرده است؛ زیرا طبق بررسی های انجام شده توسط یکی از منتقدان، به نام «کریستوفر لش»، به دلیل ایجاد تغییرات زیربنایی در جوامع امروزی، خودشیفتگی در میان نسل امروز شیوع بالایی پیدا کرده است، به طوری که وی این احتمال را تحت عنوان «روان رنجوری عصر حاضر» مورد بررسی قرار داده است. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، درکی غیرواقع بینانه و کاذب از اهمیت خود دارند؛ صفتی که به خودبزرگ‌بینی معروف است.

 این افراد معتقدند که خاص و بی همتا هستند و فقط افراد یا موسسات خاص یا عالی رتبه قادر به درک آن ها هستند و لذا تنها باید چنین افرادی در ارتباط باشند. افراد خودشیفته نیاز مفرطی به تحسین شدن دارند لذا ممکن است به صورت دائمی به این موضوع اشتغال ذهنی داشته باشند که تا چه اندازه کارهای خود را خوب و درست انجام می دهند و تا چه اندازه دیگران نظر مساعدی نسبت به آن ها دارند. این اشتغال ذهنی اغلب به شکل نیاز مداوم به توجه، تحسین و تایید از سوی دیگران در می آید.

 ویژگی دیگر این افراد این است که همواره احساس محق بودن می کنند، یعنی به شکل نامعقولی انتظار دارند که دیگران برخورد بسیار مطلوبی با آن ها داشته باشند و با بی چون و چرا تسلیم خواسته های آن ها شوند. این افراد در روابط میان فردی خود استثمارگر هستند، یعنی از دیگران برای رسیدن به اهداف خود سوءاستفاده می کنند و ممکن است از آن ها بیگاری بکشند و معمولا تنها در صورتی با دیگران روابط دوستانه یا عاشقانه برقرار می کنند که احتمال بدهند طرف مقابل شان به پیشبرد مقاصد آن ها کمک کرده و یا به طریقی عزت نفس شان را افزایش می دهد.

  فرد خودشیفته توانایی همدلی با دیگران را ندارد و تمایلی برای دریک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نشان نمی دهد و اغلب نسبت به افرادی که درباره نگرانی ها و مشکلات خود صحبت می کنند بی صبر و تحقیرکننده رفتار می کند؛ این در حالی است که او از دیگران توقع دارد که او را تحسین کرده و تمامی خواسته ها و نیازهای او را برآورده سازند. همچنین نقص شدید در برقراری روابط صمیمانه، سردی هیجانی و فقدان علاقه متقابل در افراد خودشیفته کاملا مشهود است.

  فرد خودشیفته اغلب به آسانی آزرده خاطر می شود و زمانی این آزردگی رخ می دهد که احساس عزت نفس کاذب فرد خودشیفته مورد تهدید قرار می گیرد. معمولا افراد خودشیفته به دیگران حسادت می ورزند و سعی دارند ویژگی ها و محسنات دیگران را نادیده بگیرند و همواره اعتقاد دارند که خودشان بیش از دیگران مستحق پیشرفت هستند. در مورد این افراد، اگر شخصی نقشی در پیشرفت آن ها داشته باشد. بی رحمانه زحمات او را بی ارزش جلوه می دهند. به علاوه این افراد معمولا رفتارها و نگرش های پرنخوت و متکبرانه ای از خود نشان می دهند که می تواند به طور جدی در روابط میان فردی آن ها اختلال ایجاد کند.

 افراد خودشیفته عزت نفسی بسیار شکننده دارند، به طوری که این خصوصیت، آن ها را نسبت به ضربه ناشی از انتقاد و یا شکست بسیار حساس و آسیب پذیر می سازد، به طوری که این افراد در برابر انتقاد دیگران به شدت دچار احساس حقارت، تهی بودن و بی ارزش می شوند، بنابراین ممکن است در برابر این عمل دیگران متقابلا با نفرت، خشم یا حمله گستاخانه واکنش نشان دهند؛ چنین تجاربی اغلب منجر به انزوای اجتماعی، یا تظاهری از فروتنی کاذب در فرد خودشیفته می شود که می تواند خود بزرگ بینی فرد را پنهان کرده و از آن محافظت نماید.

 پژوهش های روان شناختی انجام شده در حوزه عوامل ایجاد خودشیفتگی در افراد، نظام خانواده و پویایی های آن را در شکل گیری این اختلال بسیار موثر ارزیابی کرده اند. در نظام خانواده، نوع اعتقادات، نگرش ها، فعالیت ها و نحوه برخورد والدین با فرزندان، در قالب الگوهای خانوادگی و سبک های فرزندپروری نمود پیدا می کند؛ حال این که والدین در هر عصری چه سبک و الگویی را برای تربیت فرزندان خود انتخاب می کنند، تحت تاثیر عوامل گوناگونی است که مهم ترین این عوامل شرایط و مقتضیات حاکم بر جامعه در آن دوره زمانی است؛ بدین صورت که ساختار و پویایی نظام خانواده، در پاسخ به تغییرات جامعه، تغییر می یابد که این دگرگونی در نهایت منجر به ایجاد تغییرات عمده ای در ویژگی های شخصیتی فرزندان آن نسل خواهدشد. عامل دیگری که بر چگونگی سبک های فرزندپروری در یک نظام پویای خانواده تاثیر می گذارد، فضای عاطفی حاکم بر خانواده است که درواقع نشأت گرفته از چگونگی روابط همسران با یکدیگر است. فضای متشنج و ناامن حاکم بر خانواده، می تواند اثرات بسیار مخربی را بر شخصیت فرزندان آن خانواده بر جای بگذارد.

 در رابطه با علل شیوع خودشیفتگی در عصر حاضر، باید گفت که نظام های خانوادگی شکل گرفته در این عصر، متاثر از عوامل فوق الذکر، عملکرد مناسب و صحیحی در رابطه با فرزندپروری نداشته اند که در نتیجه آن شاهد افزایش این اختلال در فرزندان امروز هستیم که در ادامه، این دو عامل مورد بررسی قرار خواهدگرفت. در مورد عامل اول شیوع بالای خودشیفتگی در نسل امروز، این نکته قابل توجه است که امروزه والدین، در مقایسه با نسل پیشین خود، حساسیت بیشتری نسبت به افکار و الگوهای حاکم بر جامعه دارند؛ به گونه ای که به دلیل یکسری تغییرات صورت گرفته در اذهان عمومی، برای نمونه، در این عصر ازدواج ها معمولا با انتخاب جوانان صورت می گیرد و تقریبا اجبار والدین برای ازدواج با یک فرد خاص، دیگر رایج نیست و یا تنبیه بدنی کودکان در جوامع امروزی تقریبا منسوخ شده است و در مقابل احترام به فرزندان و حفاظت از عزت نفس آن ها، بیش از پیش مورد توجه والدین امروز قرار گرفته است.

  بسیاری از این گونه تغییرات اجتماعی، تاثیرات مثبتی را بر نظام های حاکم بر خانواده های امروزی داشته است ولی در مقابل، تغییرات نامناسبی نیز در برخی عقاید حاکم بر جامعه ایجاد شده است که به تغییراتی در نحوه فرزندپروری والدین و ایجاد مشکلات و آسیب هایی در فرزندان نسل امروز منجر شده است؛ یکی از این تغییرات، کم شدن اقتدار در والدین امروز است.

 درواقع در نسل امروز، یک جا به جایی قدرت اتفاق افتاده است، به این صورت که امروزه والدین به عنوان مراجع قدرت از سوی فرزندان در نظر گرفته نمی شوند و دوران کودکی آن ها، بدون وجوه درکی از اقتدار والدین سپری شده و قدرت با فاصله زمانی به نهادهای آموزشی و اجتماعی انتقال یافته است، این حالت، رسیدن به استقلال عاطفی را برای فرزندان نسل امروز دشوار می سازد. این درحالی است که تا پیش از این، فرزندان نسل های پیشین، به والدین خود به عنوان مراجع قدرتی نگاه می کردند که در عین حال که تکیه گاه قدرتمندی برای آنان بودند، در مواقع لزوم آن ها را به دلیل اشتباهات شان مورد مواخذه قرار می دادند و در عین حال محبت کافی را نیز نثارشان می کردند؛ این تجربه فرزندان نسل های گذشته، باعث می شد تا آن ها با تصویری کاملا آرمانی یا کاملا اهریمنی از والدین خود بزرگ نشوند و تصورشان از والدین خود، به واقعیت نزدیک باشد.

 در عین حال، این تجربه هم زمان عشق و تنبیه از سوی والدین نسل دیروز، به فرزندان آن نسل، درس بزرگی آموخت، از جمله این که می توان به این والدین قدرتمند اعتماد کرد و در نتیجه در کودک دیروز، خودپنداره سالم عزت نفس متعادلی شکل می گرفت که باعث می شد در آینده، وقتی از سوی دیگران مورد انتقاد قرار می گرفت، احساس حقارت و بی ارزشی در او ایجاد نشود. بدین ترتیب فرزندان نسل های گذشته ای که با سبک فرزندپروری مقتدرانه و محبت آمیز، بارآمده بودند از امنیت عاطفی بنیادینی برخوردار می شدند که آن ها را قادر می ساخت که در طول زمان، خود را از پوسته تخیلات و تفکرات کودکی رها کرده و در نهایت به بلوغ روانی- عاطفی دست پیدا کنند.

  اما در عصر امروز، ستایش افراطی کودکان توسط والدین آن ها، غلو کردن در توانایی های آن ها، تحسین و تمجید بی مورد و در عین حال عدم انتقاد از کودکان در مواقع لزوم، همچنین ارضای بی چون و چرا و دائمی نیازهای فرزندان و عدم اقتدار لازم در والدین، باعث شکل گیری شخصیت ناپخته، بسیار شکننده و پرتوقع در کودکان امروز شده است. فرزندانی که در نتیجه چنین تربیتی، واجد نشانه های خودشیفتگی شده اند و به دریافت تحسین و تمجید مداوم و ارضای بی چون و چرای خواسته هایشان عادت کرده اند و توقع دارند که تمامی افرادی که با آنان در ارتباط هستند، چنین برخوردی را با آنان داشته باشند، وقتی در مراحل بعدی زندگی و ورود به محیط های اجتماعی، با برخورد دیگری از سوی دیگران مواجه می شوند، سرخورده و منزوی خواهند شد.

 همان طور که اشاره شد، خودشیفتگی در فرزندان امروز، علاوه بر فقدان اقتدار والدین، می تواند نتیجه عامل دیگری نیز در پویایی نظام خانواده های امروز باشد و آن افزایش شمار خانواده های آشفته و تشنج در جوامع امروز است.

 در جو آشفته و نابسامان چنین خانواده هایی، فرزندان آزاد و بی اعتنایی های بسیار شدیدی را تجربه می کنند که در نتیجه این آسیب ها، به شکل دیگری، زمینه برای ایجاد خودشیفتگی در فرزندان ایجاد می شود که در این حالت به آن خودشیفتگی جبرانی می گویند؛ در این حالت، مطابق با نظریه روابط شیء که بر تاثیر رابطه آشفته والد- فرزند بر رشدِ «درک خویشتن» تاکید می کند، خودشیفتگی بیمارگونه نتیجه فقدان همدلی بدرفتاری جسمی و روانی و بی توجهی والدین، رد طول دوره رشد کودک است.

  هر کودکی نیاز دارد که از سوی والدین خود، برای دستاوردها و کارهای مثبتی که انجام می دهد، مورد تشویق و تایید قرار بگیرد و بدون دریافت چنین بازخوردهای مثبتی، تنها دو راه انتخاب برای ادامه مسیر زندگی کودک باقی می ماند؛ مسیر اول، انتخاب یأس و ناامیدی و افسردگی در زندگی که به شخصیتی افسرده‌خو در بزرگسالی منجر خواهدشد و مسیر دوم پناه بردن به خیال پردازی های خودبزرگ‌بینانه برای جبران آن چیزی است که کودک در زندگی خود از آن بی بهره بوده است.

 این خیال پردازی های خودبزرگ‌بینانه و این خودشیفتگی جبرانی، به کودک ناایمن، احساس امنیت کاذبی می دهد که در نتیجه آن خودِ چندپاره ای ایجاد می شود که به طور متزلزلی بر عقاید خودبزرگ‌بینانه و غیرواقعی در مورد شایستگی و جذابیت فرد استوار است. در حقیقت، کودکی که در یک خانواده آشفته و نابسامان، به طور مکرر مورد آزار جسمی، روانی و بی توجهی والدین قرار می گیرد، این خودشیفتگی جبرانی، می تواند راه حل سازگارانه ای برای او محسوب شود؛ او با استراتژی افکار واقعیت و غوطه ور شدن در جهان تخیل خود، می تواند از رویارویی با احساسات دردناک درونی خودش اجتناب ورزد.

 هنگامی که این کودک به دوران بزرگ سالی خود می رسد، خودشیفتگی جبرانی او، به صورت جنبه های تثبیت شده و ناخودآگاه از نمای شخصیت او جلوه گر می شود. با توجه به آنچه گفته شد، به نظر می رسد فقدان آگاهی خانواده های امروز از شیوه های درست فرزندپروری و تاثیرات مخربی که جو ناسالم خانواده بر روی شخصیت فرزندان می گذارد، مهم ترین عوامل ایجاد چنین معضلی در جامعه امروز است؛ معضلی که تبعات منفی اجتماعی و حتی اقتصادی در بر خواهدداشت، زیرا افراد خودشیفته بسیار مستعد ابتلا به افسردگی هستند که این امر مشکلاتی را برای آن ها ایجاد کرده و حضور موثر آن ها را در جامعه کاهش می دهد.

 همچنین بررسی ها نشان می دهد که یکی از عوامل ایجاد خودشیفتگی در فرزندان، خودشیفتگی والدین است؛ بدین ترتیب انتظار می رود که خودشیفتگی در نسل های آینده نیز ادامه یابد و اثرات مخربی را بر پیکر جامعه وارد سازد. بنابراین بهتر است در این زمینه، توجه متخصصان امر، به جای درمان، معطوف به پیشگیری از بروز این مشکل در جامعه باشد. در این رابطه، نیاز به ارائه برنامه های گسترده آموزشی در سطح جامعه در زمینه شیوه های صحیح فرزندپروری و تحکیم ساختار خانواده کاملا احساس می شود.
-
 منابع:

1. انجمن روان پزشکی آمریکا. راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی (DSM- 5). ترجمه رضاعی، فرزین؛ فخرایی، سید علی؛ فرمند، آتوسا؛ نیلوفری، علی؛ هاشمی آذر، ژانت؛ شاملو، فرهاد. چاپ اول، 1393. انتشارات ارجمند.
2. جانسون، براد؛ موری، کلی. عشق ویرانگر. ترجمه حسین زاده، زهرا؛ شفیعی، الهام. چاپ اول. 1388. انتشارات رسا.
3. هالجین، ریچاردپی؛ وتیبورن، سوزان. آسیب شناسی روانی (جلد دوم). ترجمه سید مهدی، یحیی. چاپ چهارم، 1386. نشر روان.
4. MC Lean J. Psychotherapy With a Narcissistic Patient Using Kohert’s Self Psychology Model. Psychaitry (Edgmont) 2007, 4 (10): 40- 47.
5. Lasch, Christopher. Haven in a hearltless World, the family besieged. Wwnorton & Company, 1995.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ شنبه 5 اسفند 1396 ] [ 22:49 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  اینجاست که میگن : «حـق با زوره ، حـق با پـولـــه»! ... 

 

 

Mohammadhosein-Akbari-(2)

Mohammadhosein-Akbari-(3)

  نوکران نظام سلطه تا کی انتقام میگیرند؟! ...

Mansoureh-Dehgani-(7)

  دل به دل راه داره! ... 

Ayat-Naderi-(11)

  عبور از عهد باستان به پُست مدرنیته! ... 

 Ayat-Naderi-(8)

  فرار از فشار نظام سلطه وَ متحدین ِ آن ... 

Ayat-Naderi-(6)

  قطار جهانخواران وَ جنگ-افروران ... 

 

 زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ جمعه 4 اسفند 1396 ] [ 00:18 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   بهترینها برای دوره ابتدایی ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


http://s9.picofile.com/file/8319992050/DABEST8N_DAR_IRAN_1.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319992234/DABEST8N_DAR_IRAN_8.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319992618/DABEST8N_DAR_IRAN_7.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319992834/DABEST8N_DAR_IRAN_6.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319993134/DABEST8N_DAR_IRAN_4.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319993442/DABEST8N_DAR_IRAN_2.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319994600/DABEST8N_DAR_IRAN_3.jpg

http://s9.picofile.com/file/8319994876/DABEST8N_DAR_IRAN_5.JPG

 

 

  میگنا: دکتر فریبرز درتاج ، همایش ملی روانشناسی مدرسه : من مقایسه ای در ده کشور پیشرو در  آموزش و پرورش انجام دادم که ببینم آنها چه کاری انجام می دهند که خروجی قابل دفاع دارند. آنچه در خروجی همه کشورها دیدم این بود که تاکید همه کشورها بر مقطع ابتدایی بود.
 این استاد روانشناسی ادامه داد:
به نظرم اگر آموزش و پرورش امکانات کمی دارد باید همان امکان کم را بیشتر را صرف مقطع ابتدایی کند. چون یک دبیرستانی به مرحله ای رسیده است که می تواند بدون معلم عالی و امکانات کم جهتش را پیدا کند.
 وی بیان کرد:
باید بهترین معلم های ما در دوره ابتدایی باشد و حقوقشان دو برابر جذب افرادی باشد که در محیط صنعت هستند. این طرح که یک معلم ابتدایی سه یا ۵ سال با یک گروه دانش آموز باشد خوب است و می تواند خلاقیت ها را بشناسد اما باید اول معلم درستی گزینش کنیم وگرنه آفتش برای یکسال هم زیاد است.
 درتاج گفت: امتحان در مدارس ابتدایی خوشبختانه ممنوع شد. در برخی کشورها تا ۹ سال این امتحان ها ممنوع است. این جای تقدیر دارد که با قاطعیت اعلام کردند پای آن می ایستند.
اما ایده آل این است که معلم های ما خودشان به این درک برسند که سیستم امتحان گرفتن کارایی ندارد.
 وی با بیان اینکه در این ۱۰ کشور افراد تیزهوش و عادی در یک کلاس می نشینند و از غنی سازی برای افراد تیزهوش استفاده می شود ، اظهار کرد: این برای این برای مدارس تیزهوشان یا مدارس خاص باعث افتخار نیست که ۵ درصد بالای منحی دانش آموزی را می گیرند و بعد افراد موفق در تحصیل تحویل می دهند.
 مدارس تیزهوشان یا مدارس خاص باعث افتخار نیست که ۵ درصد بالای منحی دانش آموزی را می گیرند و بعد افراد موفق در تحصیل تحویل می دهند.
ما اگر می خواهیم تیزهوشان را شناسایی کنیم بهتر است در همان طرح سنجش قبل از دبستان که هوش را غربالگری می کند این کار را انجام دهیم.
 رئیس همایش ملی روانشناسی مدرسه همچنین بیان کرد: الان در مدارسی که در دنیا بحث تلفیق و تفکیک دانش آموزان باهوش مطرح است در ۷ مرحله این اتفاق صورت می گیرد. در مرحله اول همه سر کلاس عادی کنار هم می نشینند. بعد مدلی است که کلاس درس عادی است به همراه یک مشاوره برای استعدادهای درخشان. در مرحله سوم خدمات معلم سیار دارند استعدادهای درخشان که این معلم ها دو روز در هفته به کلاس می آیند. در مرحله چهارم یک اتاق منبع در مدارس وجود دارد که معلم برای این دانش آموزان هست. بعد مدارس نیمه وقت استثنایی وجود دارد و سطح ششم و هفتم می رسد به مدارس ویژه استثنایی.
 وی با بیان اینکه
استفاده از کتب درسی در این حجم وسیع آسیب رسان است و خلاقیت معلمان را نیز محدود می کند، گفت: من همیشه به این فکر می کردم که در کشور دانمارک چطور آموزش و پرورشش توانست از ژاپن هم جلو بزند. دیدم آنها به این نتیجه رسیدند هر چه معلم را کمتر سر کلاس بفرستیم کارایی اش بالا تر می رود و هر چه دانش آموز را با تکالیف کمتر مواجه کنیم کارایی او هم بالاتر می رود.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ چهارشنبه 2 اسفند 1396 ] [ 17:28 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   ضـــریـــح گـمـشـــده ...  


http://s3.picofile.com/file/8288123200/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8288123826/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_5.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8288123976/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_3.jpg

 

 عشق من! پاییزآمد مثل پار / باز هم، ما باز ماندیم از بهار

 احتراق لاله را دیدیم ما / گل دمید و خون نجوشیدیم ما 

 باید از فقدان گل، خونجوش بود / در فراق یاس، مشکی پوش بود 

 یاس بوی مهربانی می دهد / عطر دوران جوانی می دهد 

 یاس ها یادآور پروانه اند / یاس ها پیغمبران خانه اند 

 یاس ما را رو به پاکی می برد / رو به عشقی اشتراکی می برد 

 یاس در هر جا نوید آشتی ست / یاس دامان سپید آشتی ست 

 در شبان ما که شد خورشید؟ یاس / بر لبان ما که می خندید؟ یاس 

 یاس یک شب را گل ایوان ماست / یاس تنها یک سحر مهمان ماست 

 بعد روی صبح، پرپر می شود / راهی شبهای دیگر می شود 

 یاس مثل عطر پاک نیّـت است / یاس استنشاق معصومیّـت است 

 یاس را آیینه ها رو کرده اند / یاس را پیغمبران بو کرده اند 

 یاس بوی حوض کوثر می دهد / عطر اخلاق پیمبر می دهد 

 حضرت زهرا دلش از یاس بود / دانه های اشکش از الماس بود 

 داغ عطر یاس زهرا زیر ماه / می چکانید اشک حیدر را به چاه 

 عشق محزون علی یاس است و بس / چشم او یک چشمه الماس است وُ بس 

 اشک می ریزد علی مانند رود / بر تن زهرا: گل یاس کبود 

 گریه آری گریه چون ابر چمن / بر کبود یاس و سرخ نسترن 

 گریه کن حیدر! که مقصد مشکل است / این جدایی از محمد مشکل است 

 گریه کن زیرا که دُخت آفتاب / بی خبر باید بخوابد در تراب 

 این دل یاس است وُ روح یاسمین / این امانت را امین باش ای زمین 

 گریه کن زیرا که کوثر خشک شد / زمزم از این ابر ابتر خشک شد 

 نیمه شب دزدانه باید در مغاک / ریخت بر روی گل خورشید، خاک 

 یاس خوشبوی محمد داغ دید / صد فدک زخم از گل این باغ دید 

 مدفن این ناله غیر از چاه نیست / جز تو کس از قبر او آگاه نیست 

 گریه بر فرق عدالت کن که فاق / می شود از زهر شمشیر نفاق 

 گریه بر طشت حسن کن تا سحر / که ُپر است از لخته ی خون جگر 

 گریه کن چون ابر بارانی به چاه / بر حسین تشنه لب در قتلگاه 

 خاندانت را به غارت می برند / دخترانت را اسارت می برند 

 گریه بر بی دستی احساس کن! / گریه بر طفلان بی عباس کن! 

 باز کن حیدر! تو شطِّ اشک را / تا نگیرد با خجالت مشک را 

 گریه کن بر آن یتیمانی که شام / با تو می خوردند دُرّ ِ اشک مدام 

 گریه کن چون گریه ی ابر بهار / گریه کن بر روی گل های مزار 

 مثل نوزادان که مادر مرده-اند / مثل طفلانی که آتش خورده اند 

 گریه کن در زیر تابوت روان / گریه کن بر نسترنهای جوان 

 گریه کن زیرا که گلها دیده اند / یاس های مهربان کوچیده اند 

 گریه کن زیرا که شبنم فانی است / هر گلی در معرض ویرانی است 

 ما سر خود را اسیری می بریم / ما جوانی را به پیری می بریم 

 زیر گورستانی از برگ رزان / من بهاری مرده دارم ای خزان 

زخم آن گل در تن من چاک شد / آن بهار مرده در من خاک شد 

 ای بهار گریه بار ناامید / ای گل مأیوس من! یاس سپید 


 «کفشهای مکاشفه ، احمد عزیزی» 

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

[ دوشنبه 30 بهمن 1396 ] [ 20:37 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   ما خودمان چنین فضایی را درست کرده-ایم ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای حجاب

نتیجه تصویری برای حجاب

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط  هفته نامه تماشاگران امروز - احسان رضایی، سیامک رحمانی، هیوا یوسفی، فاطمه پاقلعه نژاد: حجت الاسلام زائری برای هر که غریبه باشد، برای مطبوعاتی ها چهره ای آشناست. از روزگار «خانه روزنامه نگاران جوان» تا موسسه همشهری. از راه اندازی نشریه خیمه تا مجله کمیک استریپ، درس خوانده حوزه علمیه و دانشگاه قدیس یوسف لبنان و نگارنده کتاب های متعدد اما محمدرضا زائری متولد 1349 که بیشتر با گرایش و ارتباطات اصولگرایانه اش شناخته می شود، در سال های اخیر با نظراتش درباره حجاب اجباری بیشتر به چشم آمده.
 حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری: همه ما یک داعش پنهان در وجودمان داریم (1)
 با حضور در برنامه های تلویزیونی و طرح صحبت هایی که اگرچه برای یک روحانی هیچ عجیب نیست اما او را در میان هم لباسانش متمایز کرده.
حجت الاسلام زائری که خود را مدافع حجاب می داند در عین حال منتقد نگاه کلیشه ای به حجاب است و می گوید اجبار در این زمینه باعث به وجود آمدن نگاه منفی به دین می شود.
 آقای زائری می گوید این نگاه رئوف و نرم دینی نه فقط نظر او که مورد اقبال بسیاری از علما است و ریشه در رفتار پیامبر و ائمه دارد. اگرچه به دلیل به وجود آمدن فضای سیاسی و اجتماعی کنونی بسیاری از ابراز آن پرهیز می کنند.
 حجت الاسلام زائری همچنین
فاصله افتادن بین نحله-های مختلف انقلابی و فاصله گرفتن حاکمیت از مردم را جزو آفت هایی می داند که نه فقط معنویات که حتی زندگی روزمره و اخلاق و پیشرفت جامعه را هم تهدید می کند.
 این روحانی گشاده رو که به صداقت و راحتی بیان مشهور است و به همین خاطر هم برای صحبت کردن در تریبون های رسمی با محدودیت ها و ممنوعیت هایی مواجه است را در دفترش در مرکز شهر در مجموعه سرچشمه ملاقات می کنیم؛ مجموعه ای که برای حفظ آثار و بزرگداشت شهدای هفتم تیر و حزب جمهوری اسلامی فعالیت می کند؛ حزبی خاطره انگیز که روزگاری بسیاری از نیروهای انقلابی با سلایق متضاد را در کنار هم متحد می کرد؛ جایی بسیار متناسب برای
روحانی معتدلی که به امام موسی صدر عشق می ورزد و رویایش آشتی همه گرایش ها و جناح های سیاسی و فرهنگی در داخل کشور است.
 چه دفتر خلوتی دارید. اینجا چه کار می کنید؟
 - سال 84 آقای غدیریان بانی شدند و یک عده از قدیمی های حزب و جانبازهای حزب جمهوری را دور هم جمع کردند که حدود سی نفر شدند. از آقای محمدرضا و علیرضا بهشتی تا میرحسین موسوی و باغانی تا آقای بادامچیان و ... برای ساخت اینجا جمع شدند. آن زمان آقای هاشمی و آقای خاتمی خیلی کمک کردند و در دوره آقای احمدی نژاد، ایشان هم خیلی کمک کردند.
 در ساخت اینجا هم شهرداری و سازمان عمران و منطقه دوازده به طور خاص مباشرت داشتند.
کار اینجا به عنوان بنیاد هفتم تیر تا یک جایی پیش رفت و بعد از سال 88 طبیعتا این ترکیب به هم خورد.
 دوستان با هم سرشاخ شدند.
 - بله، یک عده یک جریان دیگر را تشکیل دادند، یک عده جانبازان هفت تیر و یک عده هم طیف دیگری و ... زمانی که سال 90 اینجا ساخته شد و قرار بود سال 91 بهره برداری و افتتاح شود، آقای غدیریان از دنیا رفت و آقای بادامچیان متولی کار شدند و باز یک مقدار کار به مشکل خورد. آقای قالیباف نامه ای برای رهبری نوشتند، چون دبیر کل حزب جمهوری آقای خامنه ای بودند.
 آقای قالیباف نوشتند که همانطور که شما در زمان توقف فعالیت حزب جمهوری دستور دادید اموالش به سازمان تبلیغات منتقل شود، آیا صلاح می دانید که اداره اینجا هم به سازمان تبلیغات سپرده شود؟ نظر رهبری موافق بود. منتها یک ابهامات و ایراداتی از طرف آقای بادامچیان و ... وجود داشت و مجموعا تصمیم بر این شد که اینجا به شکل هیات امنایی اداره شود.
 در واقع به نوعی، هم زیر نظر سازمان تبلیغات است و هم به شکل نیمه مستقل و هیات امنایی اداره می شود. فعلا هم تلاش مذبوحانه داریم که به خیال خودمان کار فرهنگی کنیم.
 چه جور کار فرهنگی؟
 - هدف این است که اینجا شهدای هفت تیر و شهید بهشتی و به تعبیر گفتمان انقلاب را به نوعی معرفی کند. به طور طبیعی هم وقتی اسم شهید بهشتی می آید یک روایت و قرائت کارآمد و امروزی و عمل گرا از انقلاب و باورهای دینی به ذهن می آید که لازم است ارائه شود. حالا با اوضاعی که ما داریم و تنش های موجود و فضای فرهنگی جامعه و التهابات سیاسی که روی همه چیز اثر می گذارد، خدا می داند چقدر موفق باشیم.
 فضای بدی است، نسل قبل برای همه چیز حتی عطسه کردن و سرفه کردن شما هم حکم می کند و نسل جدید اصلا در این فضا نیست و این موضوع همه را مبتلا کرده است. مخصوصا در حوزه فرهنگی و مطبوعاتی و کارهای رسانه ای، کار خیلی سخت تر می شود چون شما مجبور هستید در یک چارجوبی عمل کنید که اقتضائات فضای بیرونی خیلی با این محیط و مدیوم و این کار جور درنمی آید.
و اینکه با همه ملاحظات و ... بخواهید یک جاهایی به خط قرمزها نزدیک شوید خیلی خوشایند بعضی ها نیست.
 - به دو جهت هم سخت است؛ یک مشکل این است که فضا بسیار دو قطبی است. من گاهی می گویم کسی که بخواهد یکی از دو سر این طیف نباشد مثل کسی است که در خیابان دو نفر دعوا می کنند، می رود جدا کند و از هر دو نفر کتک می خورد. ترویج این فضای دو قطبی هم بعضی وقت ها عمدی و بعضی اوقات هم غیر عمدی است و هر روز هم این فضا بیشتر و بدتر می شود. چه در حوزه سیاست و اعتقادات چه در حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی.
 حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری:
همه ما یک داعش پنهان در وجودمان داریم (1)
 وقتی صفر و صدی نگاه می کنند شما یا هیاتی و نماز شب خوان هستی یا عرق خور و لامذهب... برای مثال می گویم،
مثلا خود ما می بینیم یک دختر خانمی حجابش خیلی مرتب نیست ولی ساعت 9 شب عجله دارد به خانه برود تعجب می کنیم یا مثلا می بینیم یک آقایی کروات می زند ولی نماز می خواند، تعجب می کنیم. در این فضا شما بخواهی کار کنی مشکل است.
 مشکل دوم این است که بعضی از این دوستانی که این دو طرف ایستاده اند خودشان هم کمک می کنند که شما را بزنند چون شما صددرصد برای آنها نیستی. مثلا یک خانم چون تیپ راحتی دارد نمی تواند در یک روزنامه کار کند و همان خانم چون آدم نجیبی است در یک روزنامه دیگر هم نمی تواند کار کند.
 در سیاست، فرهنگ، مسائل اقتصادی و ... هم همین است و نتیجه، ایجاد یک فضای بلاتکلیف می شود که اجازه گفتگو نمی دهد چون
وقتی از اول من به طرف بگویم تو جهنمی هستی و دین نداری، دیگر جایی برای گفتگو نمی ماند و وقتی طرف مقابل به من می گوید تو آخوند اُمل ... هستی راه دیالوگ کاملا بسته می شود.
 به نظر می رسد خود حزب جمهوری اسلامی و جوی که داشت و آدم های مختلف در آن دوره مصداق همین است. مثلا آقای بهشتی متفاوت از خیلی از کسانی که در حزب بودند، فکر می کرد. این حزب همه عقاید را در کنار هم جمع کرده بود و این افراد با همه تفاوت سلایقی که با هم داشتند ولی سر مشترکات شان و آرمان هایی که داشتند در کنار هم بودند و با هم اینها را جلو بردند.
 - به نکته خوبی اشاره کردید که خیلی از دوستان هم فراموش کرده اند. به نظر من امروز شرایط خیلی سخت تر است؛
با وجودی که آدم فکر می کند 35 سال از انقلاب گذشته و در واقع باید جلوتر رفته باشیم اما امروز از این جهت عقبگرد داشته ایم. شاید اول انقلاب مرحوم طالقانی، شهید بهشتی و شهید مطهری بودند. یا حتی مهندس بازرگان و اینها بالاخره یک اشتراکاتی با هم داشتند.
 - همین را می خواهم بگویم. در طیف روحانی ما یک نگاهی وجود داشت که اتفاقا نگاه جمع کننده بود. دیدگاه های خود آقای خامنه ای را در اول انقلاب راجع به دکتر شریعتی، نهضت آزادی و حتی جریان چپی که کاملا دارای موضع بود، ببینید. سال های پنجاه و یک، پنجاه و دو آقای خامنه ای روحانی به دفتر اخوان ثالث رفته - اخوان ثالث آن زمان خیلی مشکل داشته - و از او امضا گرفته یا مثلا آ« زمان ما روحانیونی داشتیم که جلوی دانشگاه رمان می خریدند.
سیمن دانشور از امام موسی صدری تعریف می کند که به خانه آنها رفته. این فضا روز به روز کمرنگ تر شده و جوری شده که کسی اگر یک مقدار بخواهد به سمت وسط حرکت کند از دو طرف متهم است. این طرف او را به ریاکاری و دنبال رأی بودن و هزار و یک اتهام دیگر متهم می کند و ...
 اتهامی که در همین داستان های اخیر به خود شما زده بودند که می خواهید تنور انتخابات را گرم کنید.
 -
یا بدتر از آن می گویند سوپاپ اطمینان هستی. بالاخره باید در این فضا یک تحرکی ایجاد کرد. ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ولی تا حرکت می کنی یک برچسب و اتهام و ... به تو می زنند. در همین قضیه حجاب از دو طرف به من حمله می کردند. شما می توانید حدس بزنید در این فضای آخوندی و هیاتی و حزب اللهی و ... که من هستم گفتگو با مسیح علی نژاد یعنی چی؟
 آن وقت در این فضا یک نفر می گوید حاکمیت به این نتیجه رسیده که حجاب را آزاد کند تو را جلو انداخته-اند که برنامه ریزی کنند. سال های هفتاد و شش - هفت، زمان خانه روزنامه نگاران، یکی از دوستان می-گفت این خانه روزنامه نگاران برنامه ریزی موتلفه برای بیست سال آینده است، گفتم من اصلا به سیاست کاری ندارم ولی خداوکیلی اگر موتلفه برای بیست سال آینده فکر می کرد اوضاعش این بود؟
 شما خیلی تاکید می کنید روی دو طرف طیف و اینکه هر دو طرف نقدتان می کنند... با وجود همه اینها، خیلی جاها مثلا در ویکی پدیا، شما به عنوان یک اصولگرا دسته بندی شده اید؛ با این مشکل ندارید؟
 -
به من بگویند اصولگرا، خوشحال می شوم چون پایبندی به اصول را ارزش می دانم. محافظه کار هم بگویند خوشحال می شوم. اصلاح طلب هم بگویند اصلاح طلبی اصل دین است. اتفاقا به نظر من مشکل بعضی ها همین است. وقتی شما می خواهی وسط بایستی خوبی های دو طرف را می بینید. من در همین نمایشگاه کتاب خیلی علنی گفتم و بعضی رسانه های اصولگرا هم خبرش را منتشر کردند.  صراحتا گفتم هنوز با وجود همه این اوصاف من یک ظرفیت-هایی در رییس دولت اصلاحات می بینم که کس دیگری ندارد و این ظرفیت ها را باید قدر شناخت و باید جمهوری اسلامی از آنها استفاده کند. ممکن است ما در داخل کشور با هم مشکل داشته باشیم اما خارج از کشور باید از این ظرفیت استفاده شود. یک وقتی من در اینستاگرم عکس بیل کلینتون و اوباما و بوش را گذاشتم و گفتم باید از اینها درس گرفت.
 یا بعد از ماجرای وینوگراد نصرالله راجع به اسرائیل صحبت می کرد، گفت آفرین، من تبریک می گویم به اسرائیل! دشمن درجه یکش است ولی کار خوبش را تحسین می کند.
من امروز به فرزند خودم نمی توانم بگویم که ما یک جمهوری اسلامی درست کرده-ایم و مقابل دشمن و استکبار جهانی انقلاب کرده ایم، آن وقت اول، بازرگان خائن بود، بعد بنی صدر، آمریکایی، بعد آقای منتظری، دشمن بود، بعد موسوی، جاسوس بود، بعد هاشمی، دست نشانده غرب بود، بعد احمدی نژاد اسرائیلی بود ...
 یعنی یک باره پشت سرمان را نگاه می کنیم می بینیم یعنی آمریکا اینقدر قوی است؟ اسرائیل اینقدر قوی است؟ یا ما اینقدر ضعیف هستیم؟ اخیرا یکی از بزرگان گفته بود اینهایی که حجاب را رعایت نمی کنند پا روی خون شهدا می گذارند. گفتم اولا اینطور نیست. شما ببینید چقدر مادر و خواهر شهید با همین حجاب داریم و به فرض هم که در بدترین حالت اینطور باشد، ما باید این را بگوییم؟ یعنی ما اینقدر ضعیف هستیم؟
 یکی از دوستان اخیرا گفته اینکه جدیدا در ماشین خانم ها حجاب شان را برمی دارند به خاطر حرف های تو است. گفتم یعنی من اینقدر قدرت دارم؟ من آخوند یک لاقبا اگر اینقدر قدرت دارم بیایید هوای من را داشته باشید و به من برسید (خنده). ما نباید تصور ذهنی خودمان را به همه چیز تعمیم بدهیم. تظاهر و ریا و تزویر از همین ها می آید.
 داستان ریا و تزویر در این مملکت خیلی کلیدی است.
 -
بله و خطرش از هر چیزی بالاتر است. فضای الان مسلمان-های دنیا همین است. در کنار دیگر ادیان به راحتی زندگی می کنند و با هم رفاقت دارند. یک زمانی ما در لبنان زندگی می کردیم، پسرم با دوستانش بیرون رفته بود گفتم ناهار چه کردید؟ گفت من و فلان دوستم به یک رستوران رفتیم و دو دوست دیگرمان هم به مک دونالد رفتند و بعد هم دوباره به هم ملحق شدیم، خیلی ساده؛ نه به هم بد و بیراه می گویند نه به تیپ هم گیر می دهند و ... می گویند لبنان هم نمونه خوبی از کنار هم بودن ادیان است.
 - البته همین الان احمد الاسیر را گرفته-اند و لبنان به هم ریخته. نمی خواهم بگویم آنجا هم همه چیز خیلی خوب است ولی تمرین کرده-اند.
وقتی شما ترکیه، اندونزی، مالزی، لبنان و ... را که مسلمان ها دارند در آنها زندگی می کنند نگاه می کنید، می بینید به دلیل اقتضائات و شرایط تمرین کرده-اند و با هم زندگی می کنند اما ما اینجا چون از هم می ترسیم، در یک مرحله-ای تظاهر می-کنیم و در یک مرحله ای زورمان برسد می خواهیم ریشه هم را بزنیم و بابای هم را دربیاوریم. اتفاقا از این کینه های پنهان می ترسم.
 در دوستانی که هم لباس شما هستند احساس می شود یک عافیت طلبی وجود دارد که حتی اگر به این حرف های شما اعتقاد هم داشته باشند، اعتقادشان را علنی نمی-کنند. اینقدر این حرف ها زده نمی-شود که یک نفر مثل شما که می-آید، می-گویند این از کجا خط می گیرد، یا می-گویند تندروی می-کند.
 - در حالی که خیلی ها همین اعتقادات را دارند. ما همین دیروز بزرگداشت سریال پایتخت را داشتیم و آنجا من صحبت کردم. اس ام اس های موبایلم را من به شما نشان بدهم باور نمی-کنید.
خیلی از روحانیون بزرگ اس ام اس داده اند که کارت درست است و خیلی خوب است و ارتباط با هنرمندها باید باشد و ... ولی خودشان حاضر نیستند به این جلسات بیایند و وقتی هم می آیند استرس دارند که مبادا مثلا از آنها و خانم رامین فر یک عکسی بگیرند و... من هم به آنها حق می دهم.
 درباره همین من زائری، اگر یک عکسی در واتس آپ و وایبر کسی بیاید و نشان دهد که ببینید در خیابان زائری راه می رود و یک خانم هم که موهایش بیرون است و تیپش عجیب است در کنارش است، خود شما ممکن است آن را به اشتراک بگذارید و به چهار نفر هم نشان بدهید. در حالی که من در سیره امیرالمومنین و پیامبر نگاه می کنم، می بینم اگر یک خانمی بار سنگین داشته، امیرالمومنین و پیامبر به او کمک می کرده-اند ولی در همین تهران آیا من می توانم این کار را بکنم؟
 بارها پیش آمده خانمی زیر باران منتظر تاکسی بوده من جرأت نکرده-ام سوارش کنم برای اینکه خود شما اگر همان موقع در خیابان باشید می گویید حاج آقا هم ... مگر اینکه بچه یا همسرش همراهش باشد. یا بارها پیش آمده در خیابان راه می روم از پشت سر خانمی را می-بینم که بار سنگین زیادی در دستش است می-گویم کمکش کنم، بعد تردید می-کنم. نگاه می کنم اگر بالای پنجاه شصت سال داشته باشد کمکش می کنم اگر نه، نمی کنم چون خود طرف هم با تعجب به من نگاه می کند. این فضایی است که خودمان درستش کرده ایم.
 یک بار در فرودگاه تبریز پرواز تاخیر داشت با آقای اسلامی ندوشن قدم می زدیم، چند دقیقه-ای که گذشت - عرض سالن هم طولانی بود - ناخودآگاه احساس کردم همه ما را چپ چپ نگاه می کنند. اینکه یک نفر با کراوات و کت و شلوار و یک نفر با لباس روحانیت چند دقیقه با هم قدم بزنند، عجیب بود. ما خودمان این فضا را ایجاد کرده ایم.
برای همین هم می گویم الان شرایط از اول انقلاب سخت تر است چون اول انقلاب پذیرش همه چیز راحت تر بود اما هر چه جلوتر رفتیم فضا را بستیم.
 چند روز پیش «یاد بعضی نفرات» را می خواندم
یک جایی سیمین بهبهانی به بحث قرآن می-رسد می-گوید دیگر بیشتر از این نمی خواهم در این باره بنویسم چون به ریا متهم می شوم. یعنی یک نفر مسلمان، پدر و مادر مسلمان، از کتاب دینی خودش می خواهد صحبت کند جرأت نمی کند؛ در حالی که شما ببینید فقط نقل هایی که از کتاب مسیحیت و انجیل در ادبیات و سینمای هالیوود است، چقدر زیاد است. یک بار هم فیلمساز احساس نمی کند کار غیرعادی انجام می دهد یا بیننده احساس نمی کند چیز غیرعادی می بیند یا این به خاطر اینکه بخواهد از جایی پول بگیرد، این را در فیلمش آورده.
 مشکل دوم و خطرناکتر به نظر من آینده است و این کینه هایی که جمع می شود. بچه من در یک خانواده مذهبی احساس می کند تیپش هر جور باشد بی دین است و از طرفی فرزند شمایی که مثلا در خانه ماهواره دارید احساس می-کند این آخونده یک آدم ... و روز به روز این فاصله ها و کینه ها بیشتر می شود.
 گاهی مردم به شوخی می گویند انقلاب برگردد سر هر تیر چراغ برق یکی از شما را آویزان می کنیم،
این فقط شوخی نیست. طرف واقعا احساس می کند من آخوند مقصر همه ناکامی ها و بدبختی هایش هستم. چه می شود جوان ما لیسانس نگرفته به خارج از کشور می رود، قاطی می کند و بعضی قضایا پیش می آید که نمی شود نقل کرد؟
 برای اینکه تصوری که ما از آمریکا و اروپا به این مخاطب داده ایم فقط از همین سریال فرندز و لاست و ... است و ناخودآگاه یک تصوری در ذهنش به وجود آمده که آنها صبح تا شب دارند در کافی شاپ نسکافه می خورند و می رقصند. قضیه اینطور نیست. طرف سه شیفت باید کار کند. و البته شاید جامعه آنها خیلی اخلاقی تر از آن چیزی است که فکر می کنند.
 - اخلاقی تر و منظم تر و منضبط تر، اگر غیر از این باشد همه چیز به هم می ریزد.
 حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری:
همه ما یک داعش پنهان در وجودمان داریم (1)
... عرضم این است؛ آن چیزی که من بابت آن نگران هستم آن آینده خطرناکی است که ما از کنار هم رد شویم و همدیگر را به چشم دشمن ببینیم و در اولین فرصت که بتوانیم، پدر همدیگر را درآوریم. من ناخودآگاه احساس کنم طرف چون یک بی ام و یا بنز دارد مسئول ناکامی-های من است و تا فرصت کنم با یک کلید روی ماشینش خط بیندازم.
 به نظرم این آینده ای که می-گویید همین الان اتفاق افتاده. وقتی یک دختری با یک پورشه می-میرد همه شروع می کنند به فحش دادن به او ... - و اظهار خوشحالی از اینکه این سقط شد رفت توی دیوار...
 یا اینکه تا یک اتفاقی می افتد همه می روند به فلان فوتبالیست فحش می دهند که تو پول مفت می گیری و ...
 - بله. اتفاق افتاده یک نفر به شوخی گفت هی می گویند آینده. آینده همین امروز است. دقیقا شما درست می گویید
آن آینده همین امروز است و نمونه اش همین بی اخلاقی ها است چون آن کینه ها و فاصله ها بی اخلاقی درست می کند. من وقتی به خودم اجازه می دهم به طرف ناسزا بگویم که احساس کنم از من نیست. در حالی که آموزه های دینی ما می گوید باید همه را از خودت بدانی.
 همه کارهای ما همینطور است ولی ما همدیگر را پدر و مادر و خواهر و برادر یکدیگر نمی دانیم. اگر من احساس کنم یک خانم که از من کوچکتر است، دختر من است؛ برای حجابش بخواهم تذکر بدهم جور دیگری تذکر می دهم.
 همین امسال در نمایشگاه کتاب دیدم یک بنده خدایی خیلی حرف-های زشتی به یک خانم به خاطر پوشش ناجورش می-زد. او هم جواب می داد و کم نمی-گذاشت. این فضایی است که وجود دارد. زورمان برسد بروز پیدا می-کند و اگر نرسد در دل مان می ماند. این خطرناک است.
 من چرا به خودم اجازه می دهم در مال و جان و زندگی شما تصرف کنم؟ چون شما را از همه چیز ساقط کرده ام.
شکل خطرناک و حداکثر آن چیزی است که الان در داعش اتفاق می افتد. داعش چرا گردن می زند؟ برای اینکه برای این شخص اصلا هیچ شخصیتی قائل نیست و او را از همه دایره ها بیرون می داند و به خودش اجازه می دهد هر کاری کند. همه ما یک داعش پنهان در وجودمان هست. حتی مایی که به داعش فحش می دهیم گاهی طرف مقابل را به هیچ شکلی تحمل نمی کنیم.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ دوشنبه 30 بهمن 1396 ] [ 02:14 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  اگر ابوترابی به «ابوتراب» اقتدا کند!

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 نتیجه تصویری برای محمدحسن ابوترابی

نتیجه تصویری برای مناقشات دانشجویی

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای مناقشات دانشجویی

نتیجه تصویری برای مناقشات دانشجویی

 

 پایگاه اعتدال ، ابوالفضل فاتح : برای آقای ابوترابی
 بسمه تعالی
 بیست و یکی دو سال پیش بود که سیدی تکیده و سربه زیر به نام محمدحسن ابوترابی فرد به عنوان جانشین حجت السلام و المسلمین محمدی عراقی نماینده رهبری در دانشگاه تهران معرفی شد. آن روزها دانشگاه تهران صحنه مناقشات جدی بین انجمن اسلامی و گروه های تازه تاسیس و جریانات خارج از دانشگاه بود. انجمن اسلامی رشید و سرافراز دانشگاه تهران هدف تهاجمات و اتهامات ناروای بسیار بود. یکی دو نشست با حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی کافی بود تا ارتباطی وثیق و موثر شکل بگیرد. حالا همه جا مدافع انجمن بود. اجازه تعریض نمی داد و اگر تعریضی صورت می گرفت نهایت توان خود را برای آن که مرهمی بر زخم ها باشد، و شکافی صورت نگیرد، به کار می بست. انجمن نیز احترامی عمیق و واقعی برای ایشان قائل بود و رابطه ای کم سابقه و بسیار موثر و مفید شکل گرفت. این حسن رابطه به طیف وسیعی از دانشگاهیان تسری یافته و ساالهای سال تداوم یافت.
 او آنچه خود می دید را با شنیده ها تعویض نمی کرد. در قضاوت عجول نبود، حسن ظن عجیبی داشت، به شدت متواضع و در شنیدن شکیبا بود. مبنای او اخلاق بود نه سیاست، مروت و حریتی مثال زدنی داشت و اهل منطق، اهل شرف، اهل پاک زیستی، اهل تقوی و اهل معرفت بود.
 یک بار به اصرار ایشان توفیق یافتم و هم سفر حج شدیم. او روحانی کاروان بود. سید خوش نفس و صمیمی دیگری هم همراه ایشان بود که بعد از سفر متوجه شدم آقا سید مصطفی حسینی خامنه ای بوده است. اوج شکیبایی و مسئولیت پذیری آقای ابوترابی را در آن سفر به عینه مشاهده کردم. او در همه امور کاروان تشریک مساعی داشت و در حقیقت مثل یک خادم کاروان به روحانیان و اساتید دانشگاه که همسفر بودند رسیدگی می کرد و مرارت های این گونه سفرها را با شکیبایی به شیرینی بدل می ساخت. در دوران طواف و احرام آخرین نفری بود که از احرام خارج می شد و هر بار چندین روز اضافه محرم می ماند تا آخرین نفر و همه افرادی که تردید در درستی اعمالشان داشتند، اعمال خود را به انجام برسانند و سپس از احرام خارج می شد. در حالی که همه می دانیم محرم ماندن طولانی مدت حالتی سخت و تکلیف آور است.
 سجده های طولانی و دعاهای معنوی اش، روحانیت و لطافت خاصی داشت و با آن که ما جوانان دوست داشتیم نماز را زودتر به اتمام برسانیم، اما خلوص نمازش ما را متقاعد می ساخت که با اشتیاق نماز را به امامت ایشان اقامه کنیم.
 ابوترابی اهل میانه روی و میانداری بود. حلقه وصل بود. علاقه ای به شکاف نداشت. خوبی ها را می دید و می گفت و بدی ها را نمی دید و نمی گفت، مگر آن که خطری یا انحرافی در معرض بود. نگاه کردنش همچون برادر نازنین مرحومش خیره نبود. او چشم در چشم نمی شد و همین نگاه پوشیده اش به همه جرات می داد تا همه به او نزدیک شوند.
 یادم نیست جایی باید و نباید و امر و نهی از موضع بالا کرده باشد. خیلی مستدل و ملایم اگر چیزی را حق می دانست بیان می کرد و اگر نقدی وارد بود، بیان می داشت و در این حال نقد را نیز می شنید و با بردباری تامل می کرد. به واقع اهل گفت و گو بود و ادب و آدابش را به خوبی رعایت می کرد. در کشاکش قضایای کوی دانشگاه و وقایع تلخی که دانشجویان را به کوره گداخته ای تبدیل گرده بود، او بود که خود را سپر می ساخت و آبروی خود را گرو می گذاشت تا هم کوره گداخته دانشجویان به نهیب آتشی تبدیل نشود و هم از سوی دیگران متعدیان به حریم دانشگاه سر جایشان بنشینند. حتی در گیر و دار قضایای سال 88 اهل قضاوت سریع نبود و زیر بار بی انصافی ها و اتهامات ناروا به کسانی که می شناخت نمی رفت با آن که ممکن بود نظر دیگری داشته باشد.
 او سه دوره نماینده مجلس بود و از خود نام نیک بر جای گذاشت و گرچه در بکش بکش های سیاسی ما کسی که بخواهد میانداری کند چندان محبوبیت نمی یابد اما ایشان تا آخر نیکنام باقی ماند.
 در زمانه ای که فساد و انحراف و تحجر دامن گیر بسیاری از مدعیان شد، قدرت دامان او را آلوده نساخت و او آخرتش را به دنیا نفروخت. البته به او بی مهری های فراوانی هم شد و این بی مهری ها بیشتر از سوی اصولگرایان بود که قدر و منزلتش را نشناختند و او را از برخی مناصب که به واقع صلاحیتش را داشت محروم ساختند. و البته برخی اصلاح طلبان نیز توقعی بیش از اندازه، از او داشتند که صواب نبود. او مشی و استقلال و تصمیم و تشخیص و راه حل خود را داشت و باید محترم شمرده می شد. افسوس که لیست های جناحی، ما را از وجود چنین شخصیت هایی محروم می سازد.
 انتصاب آقای ابوترابی به امامت نماز جمعه تهران، یک تصمیم به موقع از سوی بزرگان، یک خبر خوب برای مردم و یک مرهم زخم به ویژه برای این تریبون مهم بود. ابوترابی امین نظام و آبرویی برای نماز جمعه، این میراث عظیم و عزیز انقلاب اسلامی و امام خمینی است که متاسفانه سال هاست که چه بسا از خطبه های یک سویه و پر عتاب و عبوس و کم محتوا و بعضا حزبی لطمه خورده است و رویگردانی هایی جدی را سبب شده است. ای کاش در این فرصت مغتنم، آغوش کرامت و آقایی نماز جمعه را به سوی همه، به ویژه جوانان و دانشگاهیان بگشاید. در این مسیر او ان شاء الله گرفتار فشارها، و طوفان ها و توقعات ناصواب که بسیاری را از جاده اخلاق خارج می سازد نخواهد شد و امید بسیاری است که با کلام طیب و متقن و حمید خود، منشاء امید و هدایت و آقایی باشد. او باور دارد که مومنان مخاطب "وَهُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَىٰ صِرَاطِ الْحَمِیدِ" هستند و نیز می داند که این تریبون، امتحان بزرگتری از امتحانات پیشین است و تنها راه موفقیت آن است که عدل و انصاف و حق محور همه چیز باشد و این ممکن نیست جز آن که در این مسیر، چنان که سید عزیز، خود باور دارد، به "ابوتراب" اقتدا و به خدای او اتکاء شود.
 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
ابوالفضل فاتح
28 بهمن 1396
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ یکشنبه 29 بهمن 1396 ] [ 19:43 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   ابوذر به همین دلیل زبانش دراز بود و ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

 

  خبرآنلاین، وبلاگ محمد مهاجری : دوهفته پیش مطلبی نوشته بودم درانتقاد به اینکه چرا باید همه روزنامه نگارها مجوز طرح ترافیک داشته باشند. تعدادی از همکاران،آن یادداشت را [اینجا بخوانید]تحویل گرفتند و تعداد زیادی نیز آن را برنتافتند. اصلاح طلب و اصولگرا و معتدل،البته هم در میان موافقان بود و هم مخالفان .

 بعد از آن بود که آمار جالبی به دستم رسید.6000نفر در تهران به عنوان خبرنگار،مجوز طرح ترافیک دارند! کاش اداره کل محترم مطبوعات داخلی وزارت ارشاد اعلام کند در شهر تهران چند روزنامه نگار زندگی می کنند.وقتی می بینم در رسانه ای که در آن شاغل هستم حداقل دوسوم افرادش، مجوز طرح ترافیک ندارند این رقم 6000 معنایش چیست؟ معنایش این است: قطعا افرادی هستند که در این صنف حضور ندارند و به اسم این صنف مجوز طرح ترافیک می گیرند.

دلیل علاقه به مجوز طرح ترافیک هم روشن است: "کاملا مفت است". البته مفت مفت هم نه.  معادل هزینه یک رفت و برگشت با اسنپ را می دهند، یک سال پشت فرمان ماشین شان "قیژ" از جلوی مسافران منتظر تاکسی و اتوبوس عبور می کنند و وارد محدوده طرح می شوند.

 برخی دوستان عزیزم برایم پیغام گذاشتند در حالیکه سرمایه دارها مجوز طرح می گیرند چرا ما نداشته باشیم؟

خداوکیلی این هم شد استدلال؟ بعضی از سرمایه دارها هزار کثافتکاری دیگر هم می کنند؛این مجوز می شود که ما هم همان غلطها را بکنیم؟ رشوه می دهند،ما هم بدهیم؟ نزول می خورند و می دهند،ما هم همان کار را بکنیم؟وامهای کلان می گیرند و پس نمی دهند، ما هم بگیریم و پس ندهیم؟ بعضی شان فسادهای شرم آور اخلاقی دارند،ما هم داشته باشیم؟...

وانگهی شما فکر می کنید آن آدم پورشه سوار و آن بنزنشینی که صدهامیلیون تومان پول ماشین داده و شیشه های دودی ماشینش را بالا داده که مبادا ریا بشود! وقت شریف و گرانبهایش را صرف خرید مجوز طرح می کند؟ او با تکبر فراوان می رود توی محدوده طرح ترافیک و جریمه اش را که معادل یک نخ سیگارش هم نیست می پردازد.

تازه،مگر این سرمایه دارها چند نفرند؟ مگر دکترخلبان شهردارمان نگفت 4درصد؟ چرا همان آقا و همین شهردار فعلی نمی توانند با حمایت 96درصد بقیه،جلوی ماشین 4درصدی ها را سد کنند تا هیچکدامشان نتوانند وارد محدوده طرح ترافیک شوند؟

 هنوز رقم 6000مجوز طرح ترافیک برای خبرنگاران تهرانی روی اعصابم است. بخش عمده ای از این 6000 مجوز را کسانی گرفته اند که خبرنگار نیستند اما  شرافت ما روزنامه نگارها را لگدمال کرده اند. ممنون می شوم اگر اسم این 6000نفر را منتشر کنند تا همه چیز شفاف شود.

از دوهفته قبل که مطرح کردم مجوز ورود به طرح ترافیک برای روزنامه نگاران لغو شود،خیلی حرف و حدیث شنیدم اما همه آنها مرا بر استدلالم مستحکم تر کرد که حتی به یک روزنامه نگار مجوز ندهند. به خصوص وقتی کسب اطلاع کردم که فلان آدم که مجوز فصلنامه اش را مدتها پیش گرفته و حتی یک نسخه اش را هم منتشر نکرده، اما مجوز طرح ترافیکش در جیبش است. بگردید از این نمونه ها فراوان است.

 بروید چهارراه یافت آباد و میدان شوش؛ جوادیه و خاک سفید؛ افسریه و بهارستان؛شهرری و میدان منیریه؛ چرا اصلا پایین شهر؟ بروید جردن و زعفرانیه و دربند؛ از 100 رهگذر سوال کنید که آیا حاضرید خبرنگارها هر روز مجوز طرح داشته باشند؟ اگر حتی 10نفرشان موافق بودند با گردن افراشته بروید نتیجه نظرسنجی را بکوبید روی میز شهردار و مجوزتان را بگیرید و بروید. نوش جانتان!

 اگر ابوذر استخوان شتر دست می گرفت و بر تبعیض و فساد می تاخت، بنده"زر" نبود. رفیق"زور" نبود. فریفته"تزویر" نبود. به همین دلیل زبانش دراز بود و سرش به آسمان ساییده می شد. فکر می کنید بلد نبودند یک "مجوز طرح ترافیک خبرنگاری" به او بدهند و دهانش را ببندند؟!

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ شنبه 28 بهمن 1396 ] [ 13:27 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  از ساغر دل همان بریزد که در اوست ... 

 

 http://s8.picofile.com/file/8319489668/BAXSH3DAN_1.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319489800/BAXSH3DAN_2.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319490076/B8WARE_XODAA_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8319490326/BAXSH3DAN_3.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319490526/BAXSH3DAN_5.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319490726/BAXSH3DAN_4.JPG

 

  روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت. فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید. ثروتمند شگفت زده شد و گفت: چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟! فقیر گفت : هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!! 
درجهان سه چیز است که صدا ندارد :
مرگ فقیر .....
ظلم غنی .....
و چوب خدا .....

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ پنج‌شنبه 26 بهمن 1396 ] [ 18:05 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   تو از چشمم نمی افتی ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


تصویر مرتبط

 

  اگر دنیا شود آخر تو از چشمم نمی افتی / به جانم گر زنی آذر تو از چشمم نمی افتی 
 دلم را گر بسوزانی، کشی آن را به ویرانی / کنی عشق مرا پرپر، تو از چشمم نمی افتی 
 اگر صد چون تو از رضوان، فرستد ایزد منان / به دستان جامی از کوثر، تو از چشمم نمی افتی 
 کنی گر با دلم بازی، مرا در آتش اندازی / نمانی پیش من دیگر، تو از چشمم نمی افتی 
 دلم را گر بیازاری، ز چشمم سیل خون باری / کنی دریاچه ی احمر، تو ازچشمم نمی افتی 
 گرت شهری بدی گوید, زخویت عیب ها جوید / ولو بالای هر منبر، تو از چشمم نمی افتی 
 نفس تا می شود جاری، درون سینه جا داری / بمان تا آن دم آخر، تو از چشمم نمی افتی 
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ سه‌شنبه 24 بهمن 1396 ] [ 20:55 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   روحانی گزینش درستی نبوده؟ ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

 

 اعتدال،  محسن رنانی، استاد دانشگاه :  اینکه چرا چنین شد و چنان شد و چنین و چنان دیگر نشد، و حاصل انتخابتان اینگونه بود و این نواقص و کاستی ها را داشته و دارد و اینکه چرا شما گرسنه اید و بیکار و تجارت خارجی تان اندک است و غیره و غیره، کسی به کسی گفت فلان فلان پدرت که از گرسنگی مرد، وی پاسخ داد فلان فلان پدر خودت، مگر داشت و نخورد!؟ حال حکایت ما و حاکمیت است.
 از بام تا شام در بوق و کرنا میکنند که روحانی چه کرد و چه نکرد و چرا اینگونه است و آنگونه نیست ! شما بفرمایید کدام گزینه بهتر و شایسته تر را در مقابل مردم قرار دادید که انتخاب نکردند؟ کدام کاندیدای متعهد ،متخصص ،مدیر و مدبر که از روحانی بهتر باشد را در سبد گزینش مردم گذاشتید و مردم آن را پس زدند؟ امروز چه کردید؟ مثلا میخواهید ابرویش را درست کنید چشمش را درخطر کور شدن قرار میدهید!
 مگر احمدی نژاد نامزد اصلح و مورد تایید کامل شما نبود؟ مگر هشت سال در دوران فوران درآمدهای نفتی به هر وسیله و روش ممکن اورا بر کرسی ریاست جمهوری ننشاندید؟ مگر تمام امکانات پولی و مالی و تبلیغاتی و نظامی و قضایی کشور را در حمایتش بسیج نکردید؟ مگر صدای هر مخالف و منتقدی را به بهانه فتنه خاموش نکردید؟؟ مگر حتی در مقابل قهر و آشتی و نافرمانی و اقدامات و تصمیمات خارج قانونش سکوت نکردید؟ مگر تمام تصمیمات و دستورات خلق الساعه اش را نپذیرفتید؟ مگر هر حرکت شایسته و ناشایستش را بدون کم و کاست تایید نکردید؟ مگر هر سخن و مثال سخیف و سبک و خام و توهین آمیز و دون شانش را تعریف و تمجید نکردید وبرایش کف نزدید؟ و سرانجام مگر اورا معجزه هزاره سوم قلمداد نکردید و بر اوهام و تخیلاتش مهر تصدیق نزدید؟ سرانجام و نتیجه اش چه شد؟
 آیا میراثی جز سیل قطعنامه های شورای امنیت و کشورهای اروپایی و آمریکا و ... چیزی نصیب ملت شد؟ آیا جز تورم پنجاه درصدی ظرف یک هفته و کاهش ارزش پول ملی یعنی اندوخته و دارایی و ثروت و پس انداز مردم تا حدود یک چهارم چیزی عاید ملت شد؟ آیا جز سد گتوند و سیوند و تخریب زیرساختهای اقتصادی و سقوط پی در پی هواپیماهای دست چندم باربری تغییر کاربری داده و بنزین سرطان زای پتروشیمی و انرژی هسته ای درون آشپزخانه و هاله نور دستاورد دیگری به ارث گذاشت؟ مگر حاصل کار این دولت جز اختلاسها و چپاول بیت آلمال چیز دیگری بود؟
 پس امروز سخن چیست ؟ ...
 این مردم از میان گزینه های محدود و معدود پیش رو کسی را که شایسته تر نسبت به سایر گزینه ها دید انتخاب کرد. تکرار میکنم شایسته تر نسبت به سایر گزینه ها و نه بیشتر!
 این که از بام تا شام تمام تریبونهای رسمی و مذهبی، صدا و سیما، روزی نامه های رنگارنگ در گوش مردم زمزمه میکنید که اشتباه کرده اید و انتخابتان درست نبوده است و مراقب باشید دوباره مرتکب اشتباه قبلی نشوید .چه معنی دارد؟
 اینکه برخلاف دولت قبل از صدر تا ذیل حاکمیت یک صدا شده اند که روحانی گزینش درستی نبوده است و کاری از پیش نبرده است و اگر جایی پیشرفتی بوده است نتیجه تلاش دیگران است و غیره و غیره! ...
 شما پاسخ دهید کدام فرد باتجربه تر و کارآزموده تر و دارای کارنامه درخشان تری را در معرض گزینش مردم قرار داده اید؟
 مگر چند درصد اختیارات و امکانات و اموال و دارایی ها و تصمیمات در این کشور در اختیار ریس جمهور است؟
 ریس جمهوری که تمام ارکان و اجزای نظام از صدر تا ذیل پشتیبانش بودند با کشور آن کرد که کرد!
 شما بفرمایید ریس جمهوری که از ابتدا بخشهای اصلی قدرت و مراکز بزرگ ثروت و منابع. و سرچشمه های امکانات اقتصادی و فنی کشور با او مخالف باشند و حتی تنها رسانه صوتی تصویری ملی و رسمی کشور تمام هم و غم خود را صرف تخریبش میکنند و کرده اند چه باید بکند و چه میتواند بکند؟
 اکنون از همه میپرسم بدهکار کیست؟
 چه کسانی از چه کسانی طلبکار اند؟
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ دوشنبه 23 بهمن 1396 ] [ 20:36 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   عشق، همدلی، وَ جنگ ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 http://s8.picofile.com/file/8319155300/FILME_BOMB_1.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319155500/FILME_BOMB_3.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319155768/FILME_BOMB_2.JPG

 

 عصر ایران؛ مهرداد خدیر : «بمب؛ یک عاشقانه» فیلمی است که به مخاطب و به شعور او احترام می‌گذارد و به همین خاطر جا دارد در ابتدا به نویسنده، کارگردان و بازیگر فیلم – پیمان معادی – احترام بگذاریم و نگاه و تلاش او رابستاییم.
این مطلب هنگامی نوشته و منتشر می‌شود که نامزدهای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر مشخص شده و هنوز اسامی برندگان اعلام نشده است. اما تا همین‌جا کاندیداتوری فیلم برای موسیقی متن (النی کالیندرو)، نقش مکمل مرد (سیامک انصاری)، فیلم‌نامه و بهترین فیلم نشان می‌دهد مورد توجه داوران قرار گرفته است.
«بمب؛ یک عاشقانه» چنان که از نام آن هم بر می‌آید حکایت «عشق» را بازمی‌گوید و این بار در هنگامۀ «جنگ شهرها» در ماه های پایانی جنگ هشت ساله و داستان فیلم در فضای اسفند 1366 خورشیدی و سی سال قبل می‌گذرد.
روایت هنرمندانه نوستالژی دهه 60 در «بمب؛ نامه عاشقانه»
فیلم‌نامه، بسیار خوب است و بی سبب نیست که از جشنوارۀ آسیا پاسفیک در سال 1393 به عنوان بهترین برگزیده شد.
کارگردانی و فضاسازی و شخصیت پردازی همه خوب است و پیمان معادی همه را خوب از کار درآورده است.
جذابیت فیلم و متفاوت بودن آن اما برای این نویسنده - چندان که انگیزۀ نوشتن این سطور است - و
شاید هر که بالای 35 سال داشته باشد و دهۀ 60 را از نزدیک درک و خصوصا در تهران زندگی کرده باشد به خاطر نوستالژی دهه 60 است. نوستالژی دریغا دریغ برای خاطرات گذشته است و گیلانی ها و کردها واژه «تاسیان» را به این معنی به کار می برند که بسیار هم زیباست. اما در ذهن نسل های بعد همواره این پرسش شکل گرفته که دهۀ 60 با جنگ و خشونت و کمبود، با موشک باران و صف و کوپن آخرچه نوستالژی یی دارد. پیمان معادی اما به این پرسش پاسخ داده است.
هنر فوق‌العاده او که شایستۀ دریافت سیمرغ بلورین جشنواره اش می‌سازد - و اگر هم نگیرد به تعبیر گزارش‌گران فوتبال از ارزش‌های او نمی‌کاهد- تصویرسازی دهه 60 با اِلِمان های مشهور آن است: از پیکان تا صف نفت، از نوار کاست تا جنگ شهرها که همیشگی نبود و هر از گاهی در طول جنگ درمی‌گرفت.
پیمان معادی نوستالژی دهه 60 را با هنرمندی تمام و در فضای جنگ شهرها ترسیم کرده است. حسی غریب را ...
دهه 60 هم جنگ بود هم امید. هم کمبود بود و هم محبت. هم جنگ بود و هم عشق و فیلم پاسخی است به این پرسش که اینها چگونه در کنار هم قرار گرفتند؟
این که به پناهگاه می‌روند اما دو نفر تخته نرد بازی می‌کنند و یکی هم از مرگ نمی‌ترسد و هم اعتراض خفیفی به شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» دارد همه واقعیت های دهه 60 است که ما درک کردیم. (شنیدم برخی به سکانس سرباز فرار کرده از جنگ اعتراض کرده اند اما این هم واقعیت جنگ هشت ساله است که در سال آخر چندان توجیهی نداشت و تقاضای پایان آن فزونی گرفته بود).
خیلی ها در ایران و دنیا فیلم عاشقانه ساخته اند و خواهند ساخت و حکایت عشق هرگز کهنه نخواهد شد. هنرِ پیمان معادی اما تنها این نیست که یک عاشقانه ساخته است. هنر او در این فیلم به تصویر کشیدن « نوستالژی دهه 60» و « جنگ شهرها» است.
جنگ شهرها و حملات موشکی و بمباران ها در طول جنگ هشت ساله 15 هزار و 559 شهید برجای گذاشت و به این موضوع کمتردر سینما و حتی تاریخ جنگ پرداخته شده و ترجیح نهادهای رسمی بخش های ایدیولوژیک است.
اگر کل شهدای جنگ هشت ساله را 300 هزار نفر درنظر بگیریم آن گاه عدد16 هزار در این مجموعه را بیشتر درک می‌کنیم.
این که پیمان معادی فیلمی با موضوع 30 سال پیش را به تصویر کشیده نیز هنر او و البته محمود کلاری فیلم‌بردار است که سیمرغ بهترین فیلمبردار او را هم سزاست و به جشنواره سی و ششم اعتبار می‌دهد و خاطره جشنواره های گذشته را تازه می‌کند.
در پاییز 1391 ماهنامه «اندیشه پویا» جلد و پرونده اصلی خود را به « نوستالژی دهه 60» اختصاص داد. جایی نخوانده‌ام اما حدس می‌زنم شاید در همان زمان در ذهن پیمان معادی که اهل کتاب و قلم و مجله است این بارقه شکل گرفته باشد. کما این که همان نشانه‌ها را در فیلم می‌بینیم:
شیشه شیر، نوار کاست، ضبط صوت‌های قدیمی، صف نفت و در عین حال مسؤولیت شناسی و وجدان کار.
انتخاب محیط مدرسه با ظرافت و دقایقی تحسین برانگیز صورت گرفته و جنبه نمادین آن از دست می‌رود اگر بیشتر توضیح دهم.
این که مدیر مدرسه هر روز «مرگ براین» و «مرگ بر آن» را از بچه ها می‌خواهد و تمام دیوارهای مدرسه از «مرگ بر» پر شده واقعیت دهه 60 است و اگر بیش از 35 سال داشته باشی و در دبستان ها و دبیرستان‌های آن دوره تحصیل کرده باشی از این «مرگ بر» ها زیاد دیده‌ای و منحصر به مدرسه ها هم نیست.
دیوارهای سفارت انگلستان در چهار راه استانبول را به خاطر آوریم که از مرگ‌های متفاوت آکنده بود. مرگ بر آمریکا، مرگ بر شوروی، مرگ بر انگلیس، مرگ بر فرانسه، مرگ براین. مرگ بر آن ... دیوارهای ساختمان رادیو در میدان ارک نیز و جاهای دیگر هم ...
دهه 60 پر از خاطرات تلخ و شیرین است و کمتر کسی جنگ و عشق را این گونه کنارهم قرار داده بود. دهه 60 مدیر و مسؤول سخت گیر بود. اما کار هم می کرد. دزدی و رشوه هم این قدر شایع نبود.
ناظم اگر چوب به دست دارد و به محصل سیلی می زند از سر احساس مسؤولیت یا تصور آن است و بچه ها را دوست دارد. جنگ هست اما عشق هم جاری است و این واقعیت دهه 60 است.
ساخت این فیلم از پیمان معادی بر می آید که می تواند در آمریکا زندگی کند اما ایران را دوست دارد. متولد نیویورک است اما تهران را دوست دارد.
او دهه 60 را لمس کرده و دیده و مثل کارگردان متولد 1360 نیست که برای اثبات خودش به هویت و شناسه ملت ایران در هزار سال گذشته و تا ابد آلاباد – فردوسی- توهین می کند و برای توجیه می گوید نام فرزندم را «آرش» گذاشته ام!
پیمان معادی خودش است. نیازی ندارد خوشایند این و آن و با پول آنان فیلم بسازد.
هر یک از چهار سیمرغ (بهترین فیلم، فیلمنامه، نقش مکمل مرد و موسیقی متن) که به « بمب؛ یک عاشقانه» تعلق بگیرد فیلم و معادی را سزاست اما اگر هم هیچ سیمرغی بر شانه اش ننشیند -که بسیار بعید است- باز توصیه می کنیم «بمب؛ یک عاشقانه» را ببینید.
یک فیلم سالم، بی شعار و بی دروغ. یادآور دهه 60 که هم جنگ بود هم عشق. هم تلخی بود و هم شیرینی و اگر کم بود - که بود - برای همه بود و در پناهگاه هم عشق جریان داشت و این همه فاصله نبود.
پیمان معادی با حکایت عشق کودکانه و تفسیر موشک‌باران به موشک‌بازی بچه‌ها نشان می‌دهد کودک درون او همچنان فعال است.
اگر بیش از سی و پنج سال دارید و در آن سال ها در تهران یا دیگر شهرها بمباران های شهری و جنگ شهرها را احساس کرده‌اید
با این فیلم خاطرات‌تان تازه می‌شود و چه کار دشواری بوده خلق تصویر تهران سی سال پیش در حالی که همه چیز تغییر کرده است و کمی بی دقتی نشانه‌های امروز را به قاب می‌آورد.
از همه گفتیم و نمی‌توان از لیلا حاتمی نگفت. لیلا حاتمی در این فیلم هم خوب است. مثل همیشه. زنی که عشق را با غرور درآمیخته و به تعبیر بامداد شاعر «در ارتفاع شکوه‌‌ناکِ فروتنی» می‌ایستد ...

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ یکشنبه 22 بهمن 1396 ] [ 21:55 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  سیدعلی خمینی: ذلت ما ، عـــزت مــا ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  جماران ، سید علی خمینی : دهه فجر دهه بازخوانی آرمان‌های انقلاب است و بزرگداشت دهه فجر بزرگداشت آرمان‌های اصیل ملت ایران است.
تمام هنر امام این بود که توانست فرهنگ و ارزش را عوض کند، برای اینکه جامعه را درست کنیم لازم نیست در تریبون‌های عمومی گزینه آخر را بگوییم؛ به تندترین روش برخورد کنیم و بگوییم اسلام همین است.

 من معتقدم مهمترین کاری که پیامبر (ص) کرد و مهمترین اعجاز پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) این بود که توانستند در جامعه ای که مظاهر جاهلیت در آن در حد اعلای خودش نمایان بود بیایند و با انقلاب ها و اصلاح های ارزشی این جامعه را از جاهلیت به طرف مدنیت بیاورند. پیامبر (ص) از دل این جامعه یک دولت شهر تأسیس کرد که تا سال های سال نسبت به کل دنیا تفوق علمی و تمدنی داشت. شما حتا اگر پیامبر را به عنوان یک رسول در نظر نگیرید و به عنوان یک فرد بزرگ در تاریخ بشر به او نگاه کنید می بینید که در طول تاریخ هیچ کس نداریم که این گونه باشد؛ یک نفر حرکت و اقداماتی را شروع کند که تا قرن ها جامعه ای که از حیث مظاهر جاهلیت در حد اعلا بوده تمدن کل دنیا را تحت تأثیر قرار دهد. مسلمانان چگونه توانستند این مقدار تأثیرگذاری و پیشرفت داشته باشند؟ پیامبر (ص) جاهلیت را دگرگون کرد و به جای آن مدنیت را قرار داد.  اگر به مظاهر مدنیت توجه نداشته باشیم می بینیم که مظاهر جاهلیت، با خاصیت به روز شوندگی، بر می گردند و جامعه ما در قرن حاضر به جامعه جاهلی تبدیل می شود. پیامبر (ص) با یک جامعه جاهلی رو به رو شد و بعضی از مظاهر جاهلیت را مستقیما انکار کرد و گفت ایده ای که من دارم با نژادپرستی و بت پرستی سازگار نیست و اینها را به انقلاب های ارزشی پیامبر (ص) تعبیر می‎کنیم. اگر گذشت زمان ما را به جایی برساند که به صرف اینکه هم حزب و هم عقیده هستیم، اگر کسی ظلم کرد به او کمک کنیم نه اینکه مثلا فیلمی غیر اخلاقی و به دروغ از او منتشر کنیم. این همان جاهلیت است منتهی با مظهری نو، پیامبر فرمود یاری جاهلی و یاری مدنی متفاوت است. در دوره بعد از پیامبر، خلیفه صحبت می کرد و یک نفر با شمشیر کج آمد و وقتی از او می پرسند که چرا با شمشیر کج آمده ای؟ گفت برای اینکه اگر کج حرف بزند راستش کنم. یاری به حکومت و نظام اسلامی این است که اگر شما دیدید در یک بخشی، نهادی، دولتی و قسمتی دارند ظلم می کنند، به او کمک بکنید که ظلم نکند. توجه تمام عیار به دشمن بیرونی باعث می شود ما از نفس خودمان غفلت پیدا کنیم. اگر توجه نکنیم که بزرگترین دشمن نفس من است، یک وقت چشم باز می کنیم و می بینیم مرزهای ما همه محکم و مستحکم هستند اما می بینیم که در درون خانواده به مشکل خورده-ایم. اگر به اینکه دشمن نفس من و شما است توجه نکنیم به کجا می رسیم؟ پیامبر (ص) به همه ما، در طول تاریخ، می گوید که اگر می خواهید در مقابل مظاهر جاهلیت به سراغ مدنیت بیایید، بدانید که بزرگترین دشمن نفس شما است.  ما بزرگ تر از نفس دشمنی نداریم. اول خودمان را اصلاح کنیم؛ لحظه به لحظه باید این اتفاق بیفتد. امام نکته جالبی می فرماید که مگر شما مریض می شوید دکتر نمی روید؟ چطور نفس انسان که به مراتب پیچیده تر از جسم انسان است احتیاج به معلم اخلاق ندارد؟ مگر می شود گفت ما امراض نفسانی خودمان را خودمان اصلاح می‌کنیم؟ 

 ما بعضی اوقات عزت را با مفهوم «اتصال به قدرت» اشتباه می گیریم. قبل از انقلاب می گفتیم اگر به شرق یا غرب، شوروی یا آمریکا، متصل نباشیم عزیز نیستیم. این مفهوم، عزت نیست بلکه اتصال به قدرت است.
نوه امام خمینی با تأکید بر اینکه استکبار توی سر زن است، تصریح کرد: یعنی اگر شما به آن نزدیک شوید عزت پیدا نمی کنید. یعنی اگر شما با همه دنیا هم دوست شوید عزت پیدا نمی کنید.
عزت در دوستی و دشمنی با دنیا نیست. از منظر پیامبر (ص) عزت به آن مفاهیم انسانی است که تو دنبالش هستی. عزت به نگاه افراطی و تفریطی نیست. نگاه افراطی می گوید که ما هیچ دشمنی در دنیا نداریم و باید با تمام دنیا ارتباط داشته باشیم و هر کاری خواستند بکنند؛ فلسطین و یمن را با خاک یکسان کردند بکنند. نگاه تفریطی هم این است که دور خودمان دیوار می کشیم و با هیچ کس مذاکره، معامله و تعامل نمی کنیم. افراط و تفریط هر دو غلط است.

  هر حکومتی باید زندگی مردمش را تأمین و نسبت به نیازهای اساسی مردم تلاش کند و ربطی به جمهوری اسلامی ندارد. این به این معنا نیست که اگر مردم ندارند ما پشت تریبون بیاییم و به آنها بگوییم نخورید، دنیا ارزش ندارد نه! اما ما به عنوان کسی که باید ارزشهای جاهلی فرهنگی را عوض کنیم باید بدانیم که پیامبر (ص) این کار را کرد. پیامبر (ص) فرهنگی را ارائه داد که مسلمانان در شعب ابی طالب با سختی، مشقت و فقر زندگی می کردند و بیرون نمی آمدند.

  امروز مظاهر جامعه جاهلی زمان پیامبر (ص) به روز شده اند، گفت: اگر واقعا دغدغه شما این باشد که ماشینت بهتر و خانه ات بزرگتر شود، پیامبر اسلام (ص) فرمود بدان که داری در جامعه جاهلی زندگی می کنی؛ ولو خیال کنی که داری در جامعه مدنی قرن بیست و یک و در تهران زندگی می کنی.  در دوره حاضر کار بزرگ امام و بلکه بزرگترین کار امام این بود که ارزش ها را دگرگون کرد. این طور توانست با شاه مقابله کند؛ هرچه آنها کاخ درست کردند، امام گفت من در جماران می نشینم. از حیث عقلی محال است در فرهنگ غربی زندگی کنی و در مواجهه با تمدن غربی پیروز شوی. تا فرهنگتان را قوی نکنید و زمین بازی را خودتان تعبیه نکنید، محال است که پیروز شوید و همیشه از پیش شکست خورده اید. تا زمانی که ما در زمین فرهنگ غربی زندگی کنیم، ما شکست خورده های همیشه تاریخ خواهیم بود. چون همه چیز دست اوست.

  حقوق بشری که امروز غرب به آن رسیده چیز بسیار خوب و برای خودشان پیشرفتی بسیار عالی است. اما تا وقتی که ما در زمین حقوق بشر آنها قدم برداریم همیشه محکوم هستیم. شما نمی توانید در زمین حقوق بشر غربی حرکت و آمریکا را محکوم کنید. اگر لیبرالیزم را به عنوان دین غرب بدانیم، حقوق بشر به عنوان احکام و فقه آنهاست. البته دست آوردهای آنها حتا از منظر خود غربی ها اشکالاتی دارد که خودشان دارند به مرور اصلاح می کنند. البته ما معتقدیم یا باید اصلاحات اساسی انجام دهند و یا در نهایت به زمین خواهند خورد و باید به جایی برگردند که آماده ظهور ولی عصر (عج) شوند.

 اگر ما خیال می کنیم که مسئولین باید تشریفات داشته باشند؛ از عقب افتادگی ماست چون سالها قبل غربی ها این کار را انجام می دادند. ولی شما امروز به برخی کشورهای غربی بروید و ببینید وزیرشان چطور به خیابان می رود. آنها دارند خودشان را اصلاح می کنند. غربی ها در طول تاریخ جلو آمده اند؛ ولو انحرافاتی دارند که یا باید اصلاحش کنند یا آنها را مضمحل خواهد کرد. نکته این است، اگر ما با آنها مبارزه داریم اشتباه استراتژیک این است که بخواهیم در زمین آنها به جنگ آنها برویم. در این صورت شکست ما قطعی است.

 مقابل دشمنان تا آنجا که با زبان آدمیزاد حرف می‌زنند، با زبان آدمیزاد با آنها حرف بزنیم، اما اگر خواستند با زبان حیوانی سخن بگویند، ما هم بلدیم چه کنیم.
 نقد ساختارشکنانه به نفع هیچ کس نیست، یادآور شد که راه حل مشکلات، گفت و گو و نقد هنجارمند است.  فضای کشور آرام نباشد، پیشرفت سخت می‌شود. روحانیت تصور نکند چون عمامه به سر نهاده دیگر کار تمام شده است. شرایط حوزه های علمیه امروز از حیث غنای علمی بالاتر از دوران پیش از انقلاب است و به یقین در 10 یا 15 سال آینده ثمره انقلاب در حوزه های علمیه مشخص می شود.
 ما باید منتقد وضع موجود باشیم و نه مدافع آن، چون ما تا آرمان فاصله داریم. اگر همیشه از وضع موجود دفاع کنیم جامعه از ما عبور خواهد کرد.  مسئولان؛ با رانت ثروت بر ثروت اضافه نکنید.  امروز برخی از هر فرصتی برای ازدیاد اختلاف بهره می‌برند و در این میان به‌واسطه تنوع تفکرات سیاسی شاهد اختلافات عمیق در این عرصه هستیم.
 نوه گرامی امام خمینی با اشاره به سخنان اخیر ترامپ و استفاده وی از عنوان جعلی خلیج عربی گفت: این گاف سیاسى جز اینکه آمریکا را در دنیا منزوى کرد و جز اینکه ملت ایران را بیش از پیش با هم متحد کرد چه ثمره اى براى آمریکا داشت؟
 اگر امام حسین(ع) سکوت پیشه می کرد و با قدرت وقت سازش می کرد و به دنبال امور شخصی خود می رفت، حتی در نزد یزید هم محترم ترین شخص باقی می ماند اما ایشان نسبت به دین جدش بی تفاوت نبود.
 نسبت من با امام مانند دیگر جوانان است و این نسبت را هیچ‌گاه فضیلتی برای خود ندانستم و نمی‌دانم، چه بسا کسانی که در محضر امام بودند بیشتر از من محضر او را درک کرده باشند.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ شنبه 21 بهمن 1396 ] [ 20:15 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  دستاوردهای مُهلک مدرنیته وَ پسامُدرنیته ... 

 Mansoureh-Dehgani-(2)

 جنگ با تزریق خون بیگناهان برپا میماند ... 

 

Ayat-Naderi-(5)

 پیشرفت گفتگوی تمدنهای بشری با گسترش دموکراسی!

Mahmoud-Sanati-(1)

 دستاورد «پسامدرنیته» : تخریب حیات سبز وَ عوامل تداوم زندگی ... 

 

Aliyeh-Mazaheri-(3)

 غارت وَ انحصار مایه-های حیات آدمها... 

 

Aliyeh-Mazaheri-(2)

 شکار طبیعت وَ انجصارطلبی ... 

 

   زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ جمعه 20 بهمن 1396 ] [ 19:36 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 http://s8.picofile.com/file/8318920334/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_1.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318920592/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_2.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318920892/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_4.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318921084/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_5.JPG

http://s9.picofile.com/file/8318921400/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_6.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318921792/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_3.JPG

 

 گردآوری جی نیوز : ‪معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و رییس سازمان تنظیم مقررات از را‌ه‌اندازی سامانه ساماندهی پیامک‌های تبلیغاتی تا دو ماه آینده خبر داد و گفت: اپراتورها با استفاده از اپلیکیشن، پورتال و کدهای USSD می‌توانند به مردم استفاده از انواع پیامک و مدل‌ها را اطلاع‌رسانی کنند.
 به گزارش خبرنگار اقتصادی ، حسین فلاح جوشقانی، معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی درباره ساماندهی پیامک‌های تبلیغاتی گفت:
مردم عموما از دریافت پیامک‌های تبلیغاتی به صورت ناخواسته ناراضی هستند و برای حل این مشکل اقدامات خوبی انجام شده است.
 وی افزود:
اقدامات تا به امروز به صورت سلبی بوده است برای مثال کد دستوری #800* ایجاد شده بود اما موضوع مهم این است که پیامک رسانه‌ای ارزان قیمت و روشی مناسب برای کسب و کارهاست.
 وی گفت: موضوع مهمی که وجود دارد این است که ما نیاز داشتیم تا روشی را انتخاب کنیم که کسب و کارها به صورت مشروع در این حوزه فعالیت کنند
بدین منظور سامانه ساماندهی دریافت پیامک ایجاد شد تا کاربران بتوانند دریافت یا عدم دریافت پیامک‌های تبلیغاتی را مدیریت و کسب و کارها از این بستر برای تبلیغات به صورت مشروع استفاده کنند.
 معاون وزیر ارتباطات با بیان اینکه دو دسته پیامک وجود دارد اظهار داشت: خدمات پیامک محتوایی به صورت انبوه برای اطلاع رسانی و تبلیغات یکی از انواع پیامک‌هاست که نمونه آن اطلاع‌رسانی رویدادها یا تبلیغات به شمار می‌رود اما نوع دیگر پیامک‌ها، پیامک‌های ارزش افزوده است که برای نمونه باید به پیامک‌های بانک، پیامک‌های استعلامی و مواردی که مردم با پرداخت هزینه‌ای درخواست دارند تا محتوایی برای آنها ارسال شود.
 رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی با اشاره به چهارچوب تعریف شده برای اپراتورهای تلفن همراه اظهار داشت:
اپراتورها در چهارچوب یک سالی که از سوی سازمان تنظیم مقررات تنظیم شده است فعالیت می‌کند.
درواقع به مردم خدمات پیامکی معرفی می‌شود و مردم خودشان هستند که انتخاب می‌کنند از پیامک‌ها استفاده کنند یا این دسته از پیامک‌ها را دریافت نکنند
(((  شـــوخـــی می-فـــرمـــایـیـــد! ... _ عـبـــد  عـا صـی ))) .
 وی تاکید کرد:
پیامک‌های تبلیغاتی رایگان است و هیچ هزینه‌ای برای مشترک ندارد.
 جوشقانی ادامه داد: سامانه ساماندهی پیامک‌های تبلیغاتی تا دو ماه دیگر راه‌اندازی می‌شود و اپراتورها با استفاده از اپلیکیشن، پورتال و کدهای USSD می‌توانند به مردم استفاده از انواع پیامک و مدل‌ها را اطلاع‌رسانی کنند 
 ((( شـــرمـــنـــده-مـــون نـــفـــرفـــایـــیـــد! ... بذارین ریش وُ قیچی حالآ حالآ هآ دست مبارک خودشون باشه ... _ عـبـــد  عـا صـی ))) ...
 معا
ون وزیر ارتباطات درباره مساله قرار گرفتن شماره‌های تماس مردم در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی به صورت گسترده خاطرنشان کرد:
در زمینه مساله قرار گرفتن دیتا بیس شماره‌های مردم در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی و ارسال پیامک‌های تبلیغاتی به مردم بررسی‌هایی انجام شده است که نشان می‌دهد اپراتورهای تلفن‌های همراه شماره‌های مردم را برای تبلیغات واگذار نمی‌کند و ممکن است به روش‌های مختلف شماره‌ مردم دریافت شود و این شماره به چنین شرکت‌هایی واگذار شود.
 جوشقانی افزود:
ممکن است دفاتری که به برخی از اطلاعات از جمله شماره تماس مردم دسترسی داشتند این دیتا بیس را در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی قرار دادند اما مهمترین مساله این است که در اختیار قرار دادن شماره مردم برای تبلیغات توسط اپراتورها هیچ وقت صورت نمی‌گیرد
چراکه این مساله به اعتماد مردم ضربه می‌زند و به ضرر اپراتورها است.
همچنین مدل کسب و کار هیچ اپراتوری در این حوزه نیست.
‬منبع ‫:‬ ایلنا

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ جمعه 20 بهمن 1396 ] [ 00:45 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  نیروهای خودجوش نظام سُلطه ... 

 

Mojtaba-Heidarpanah-(2)

 

Mohammadhosein-Akbari-(7)

 دنیا رو آب ببَره ، اینآ رو خوآب ببَره! ... 

Mohammadhosein-Akbari-(6)

  اینجا از کآرتوون-خوآآآبی که بهتره، برآ ما 

 عینه مهمونخوونه-ی  حاتم طاعیه!!! ... 

Mohammadhosein-Akbari-(5)

 کی میگه برف رحمت نیس! ... 

 

Mohammadhosein-Akbari-(1)

بعضیا بیخودی نمیگن «صد رحمت به زندان»! ...

 زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ] [ 12:58 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا، تا کِی؟

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

Image result for ‫آلودگی هوا‬‎

 

Related image

 

Related image

Related image

Image result for ‫آلودگی هوا‬‎

 

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcT5uBf9Y0l4iGCdyy99gbX6ZvltzB73qUvIIVAzgrbIaNlnyuLvQg

 روزنامه شهروند: آخرین آمار وزارت بهداشت از مرگ‌های ناشی از آلودگی هوا حکایت از این دارد که در‌ سال ٩٥، ٢٠‌هزار مرگ مرتبط با آلودگی هوا در کشور ثبت شده که سهم تهرانی‌ها از این ماجرا، ٥‌هزار مرگ بوده است. این آمار درحالی اعلام می‌شود که پاییز امسال، میزان مرگ ناشی از آلودگی هوا در‌ سال ٩٤، ١٢‌هزار و ٨٩٧ نفر عنوان شد که در مقایسه با آمار جدید، نشان از افزایش هفت‌هزار و ١٠٣ موردی دارد. آبان‌ماه امسال بود که سرپرست گروه سلامت هوای وزارت بهداشت، آمار قربانیان آلودگی هوا در‌ سال ٩٤ را اعلام کرد.

 به گفته عباس شاهسونی، قربانیان آلودگی هوا، معمولا مبتلایان بیماری‌های قلبی و عروقی بودند که بیماری آنها از طریق حضور مکرر در فضای آزاد تشدید و منجر به مرگ آنها می‌شود. با این‌همه، به گفته سرپرست گروه سلامت هوای وزارت بهداشت، میانگین غلظت ذرات از‌ سال ٩٢ تا‌ سال ٩٤ از مقدار ٣٩میکروگرم به ٣١,٧میکروگرم کاهش پیدا کرده اما میانگین غلظت آلاینده‌ها نسبت به استاندارد جهانی سه‌برابر است.

 آمار جدید مرگ‌ومیر ناشی از آلودگی هوا را علیرضا رییسی، معاون بهداشت وزیر بهداشت دیروز اعلام کرد و گفت که: «مردم باید این آمارها را بدانند.» او در ادامه درباره آمارگیری موارد مرگ‌های مرتبط با آلودگی هوا، توضیح بیشتری داد: «براساس فرمول سازمان بهداشت جهانی، میزان مرگ سالانه و آلایندگی‌ها، تعداد روزهای هوای پاک و... برای به دست آوردن آمار مرگ منتسب به آلودگی هوا مورد توجه قرار می‌گیرد.»

 به گفته این مسئول در وزارت بهداشت، کلانشهرهای کشور، امروز درگیر آلودگی هوا هستند: «ما باید به خودرو، بنزین سالم و وسایل نقلیه عمومی دسترسی داشته باشیم. وزارت بهداشت هم باید بتواند سلامتی مردم را رصد و گزارش کند. به همین دلیل باید بتوانیم مرگ‌های منتسب به آلودگی هوا را استخراج کنیم و بتوانیم در وضع هشدار، با دستگاه‌های مسئول همکاری کنیم.»

 ٥٠ تا ٥٧‌ هزار مرگ به دلیل مصرف سیگار

 به گزارش ایسنا، موضوع بعدی که معاون وزیر بهداشت، در این نشست مورد توجه قرار داد، مصرف سیگار بود. آمار مصرف سیگار و مرگ‌های ناشی از آن در کشور نگران‌کننده است، به‌طوری که به گفته رییسی، هر سال، ٥٠ تا ٥٥‌میلیارد نخ سیگار در کشور مصرف می‌شود و حدود ٥٠ تا ٥٧‌هزار مرگ مرتبط با مصرف سیگار، گزارش شده است. براساس آنچه این مسئول در وزارت بهداشت اعلام کرده، این میزان مصرف دخانیات، سالانه ٢٠ تا ٣٠‌هزار‌میلیارد تومان برای نظام سلامت هزینه دارد.

 حالا رییسی به تمهیداتی اشاره کرد که می‌تواند مصرف سیگار را کنترل کند: «‌سال ۸۵ مصوب شد که مالیات بر سیگار به‌ویژه بر خرده‌فروشی سالیانه ۱۰درصد افزایش پیدا کند، اما درحال حاضر به جز افغانستان، ایران پایین‌ترین مالیات بر سیگار را دارد.

 سازمان بهداشت جهانی تأکید کرده، ایران در زمینه بیماری‌های غیرواگیر به خوبی فعالیت می‌کند، اما ما را زیر سوال می‌برد که چرا کمترین مالیات بر سیگار را داریم. ترکیه ۸۴‌درصد مالیات بر خرده‌فروشی سیگار دارد، اما این رقم در ایران کمتر از ۱۰‌درصد است.» به گفته رییسی، به دلیل اجرانشدن این قانون، سالانه ٣ تا ٤‌هزار‌میلیارد تومان به جیب دلالان می‌رود.

 او این پرسش را مطرح کرد که «آیا به دلیل سودجویی برخی از افراد باید سالیانه ۲۰ تا ۳۰‌هزار‌میلیارد تومان به نظام سلامت هزینه تحمیل شود؟ «لابی‌گری‌هایی که در این زمینه وجود دارد، باعث می‌شود مالیات بر سیگار پایین بماند. از سوی دیگر، یکی از مشکلات ما این است که به دلیل مالیات پایین بر خرده‌فروشی سیگار، دسترسی برای جوانان بیشتر شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که افزایش مالیات سیگار منجر به کاهش قاچاق آن می‌شود. برخی می‌گویند؛ افزایش این مالیات، قاچاق را افزایش می‌دهد، درحالی ‌که می‌توان از محل این مالیات‌ها، سالی ١٢‌هزار‌میلیارد تومان درآمد داشت.» موضوع دیگری که معاون وزیر بهداشت به آن اشاره کرد، مصرف قلیان بود: «بررسی‌های ما نشان داده که درحال حاضر، سن مصرف قلیان در دختران به ١٤‌سال رسیده، دلیل آن هم دسترسی راحت آن است.»

 وضع مراکز بهداشتی، محور دیگر پرسش خبرنگاران و توضیح معاون وزیر بهداشت بود: «ما برنامه‌ریزی کرده‌ایم تا زیرساخت‌های شهری را تکمیل کنیم. امکان ندارد در سطح کشور روستایی پیدا کنید که خانه بهداشت نداشته باشد. امروز به ازای هر ۵‌هزار نفر، یک مرکزدرمانی و به ازای ۱۲ تا ۱۵‌هزار نفر، یک مرکز بهداشتی و درمانی شبانه‌روزی وجود دارد. به ازای ۱۲۵۰۰نفر نیز یک پایگاه سلامت و برای هر ۲۰ تا ۵۰‌هزار نفر یک مرکز جامع سلامت طراحی شده است. براین اساس، دو‌هزار و ۲۵۰ مرکز خدمات سلامت جامع شهری و ۵۲۰۰ پایگاه بهداشتی تجهیز شده تا بتوانیم پوشش شبکه بهداشت شهری را تأمین کنیم.»

  تجهیز ۹۰‌درصد بیمارستان‌ها به دستگاه بی‌خطرسازی پسماندهای پزشکی، خبری بود که رییسی آن را اعلام کرد، با این توضیح که: «‌سال گذشته بیش از یک‌میلیون و ۲۳۵‌هزار بازدید از اماکن عمومی صورت گرفت و ۵۵‌هزار و ۲۶۰ مرکز متخلف به دستگاه قضائی معرفی شدند.

 درحالی‌ که در‌ سال ۹۲ هم ۷هزار و ۵۲۰ تماس با سامانه ۱۹۰ بهداشت عمومی انجام شده اما در ۷ماهه اول امسال، این عدد به ۱۷۲‌هزار رقم رسید. ما گسترش و تقویت دفاتر سلامت و سامانه ۱۹۰ را جزو برنامه‌های خود قرار دادیم.» رییسی در ادامه به تفاهمنامه معاونت بهداشت با سازمان غذا و دارو و جهاد کشاورزی برای کنترل میزان سموم باقیمانده در ٦ محصول کشاورزی اشاره کرد: «قرار است از‌ سال آینده میزان سموم کشاورزی در سیب، خیار و گوجه گلخانه‌ای، ‌پرتقال، سیب‌زمینی و پیاز کنترل شود. به این ترتیب برنامه‌ریزی می‌کنیم که بتوانیم محصولات را با اطمینان بیشتری به مردم ارایه کنیم.»

 این مسئول در وزارت بهداشت در ادامه به غربالگری بیماری‌ها اشاره کرد و درباره بیماری تیرویید گفت: «برای ٩٧‌درصد نوزادان، غربالگری تیرویید انجام شده است. در سه‌سال گذشته هم یک‌میلیون و ۴۰۰‌هزار نوزاد شناسایی شدند که از این میان ۳۵۰۰ نوزاد کم‌کاری تیرویید داشتند و درمان شدند. اگر کم‌کاری تیرویید درمان نشود، قطعا باعث عقب‌ماندگی نوزاد خواهد شد.» او اجرای برنامه خطرسنجی بیماری‌های قلبی و عروقی در روستاها و شهرهای زیر ۲۰‌هزار نفر را مورد توجه قرار داد: «این برنامه جزو خدمات مراکز بهداشتی قرار گرفته است و به «ایراپن» شناخته می‌شود. در این برنامه، دیابت، فشارخون، بیماری‌های قلبی، بیماری تنفسی و سه سرطان روده بزرگ، دهانه رحم و پستان غربالگری می‌شوند. این سه سرطان قابل پیشگیری هستند.

 ویروس اچ‌پی‌وی نیز می‌تواند باعث عفونت و سرطان دهانه رحم در زنان شود. به همین دلیل در آینده غربالگری اچ‌پی‌وی راه‌اندازی می‌شود.» او به ثبت اطلاعات دقیق ابتلا به سرطان برای نخستین‌بار در کشور اشاره کرد: «این اطلاعات مربوط به آمار ابتلا به سرطان در‌ سال ۹۳ است و قرار است در نیمه اول ‌سال ۹۷ اطلاعات‌ سال ۹۴ و در نیمه دوم آن اطلاعات ‌سال ۹۵ منتشر شود. تا پایان‌ سال آینده نیز، به استانداردهای اطلاع‌رسانی ثبت این بیماری می‌رسیم.

 ما بعد از پیداکردن توزیع شیوع سرطان‌ها، باید عوامل خطر آن را پیدا کرده و به دنبال کنترل آن برویم.» به گفته او، میزان ابتلا به سرطان در ایران از میانگین جهانی پایین‌تر است: «تاکنون بیش از ۳۰۰‌هزار مورد سرطان در کشور شناسایی شده و طبق اطلاعات ثبت سرطان، ۱۰۹‌هزار نفر در‌ سال ۹۳ به این بیماری مبتلا شده‌اند.» براساس اعلام این مسئول در وزارت بهداشت، تمام دانش‌آموزانی که به مقطع متوسطه می‌روند، می‌توانند به ‌صورت رایگان برای دریافت خدمات دندانپزشکی به ۴۱۰۰ مرکز که برای این کار انتخاب شده‌اند، مراجعه کنند. ۶۰‌درصد این جمعیت معادل ۷۰۰‌هزار نفر پوسیدگی دندان دارند.

 مراقبان بهداشت در مدارس آنها را شناسایی می‌کنند و در لیست دندانپزشکان قرار می‌دهند. اگر اجرای این برنامه موفق بود، بعد از مدتی سطوح بالاتر نیز تحت پوشش قرار می‌گیرند. او در بخش دیگری از صحبت‌هایش ادامه داد: «۹۰‌درصد مردم مشکلات دندانپزشکی دارند و ۲۰‌درصد پرداختی از جیب آنها، به خاطر خدمات دندانپزشکی است. بنابراین ما حوزه پیشگیری را انتخاب کردیم و دو گروه نوجوان زیر ۱۴‌سال و مادران باردار و شیرده را انتخاب کردیم. براساس تفاهمنامه‌ای که با آموزش‌وپرورش امضا شده، تاکنون ۱۲‌میلیون خدمت وارنیش فلوراید برای ۶‌میلیون دانش‌آموز انجام شده است. یک‌میلیون خدمت ترمیمی و ۵۰‌هزار خدمت فیشورسیلانت نیز برای گروه سنی زیر ۱۴‌سال انجام شده است.»

 به گفته او،‌ سال گذشته معادل‌ هزار‌میلیارد تومان خدمات پزشکی به افراد هدف در مناطق با جمعیت کمتر از ۲۰‌هزار نفر ارایه شده و درحال حاضر ۴۱۰۰ واحد دندانپزشکی آماده ارایه خدمت در این زمینه است. ۱۲۰۰ دندانپزشک نیز در روستاها نیز مشغول و ۱۱۰۰نفر نیز در شبکه بهداشت و درمان مشغول فعالیت هستند. او ادامه داد: «شاخص NFT که مربوط به پوسیدگی، از دست‌دادن و پرکردن، پیش از اجرای این طرح ۲.۹ درجمعیت ۱۲ساله‌ها بود که درحال حاضر به ۱.۸۴ رسیده است. قرار است‌ سال ۹۷ سراغ کودکان زیر ۶ساله در کشور برویم و خدمت وارنیش فلوراید را برای آنها در خانه بهداشت انجام دهیم.»

 

مطالب مرتبط

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ چهارشنبه 18 بهمن 1396 ] [ 13:44 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   مشکلات مَعیشتی کارگران همچنان ادامه دارد ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8318633542/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_1.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8318633792/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_2.JPG

 

http://s9.picofile.com/file/8318634084/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_3.JPG

 

http://s9.picofile.com/file/8318634334/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_4.JPG

 

http://s9.picofile.com/file/8318634518/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_5.JPG

 

http://s8.picofile.com/file/8318635050/TAWAR_ROM_ZENDEGYE_K8REGARY_6.JPG

 

 عصر ایران ، پول نیوز : شورای عالی کار تا هفته‌های آینده باید تکلیف میزان افزایش دستمزد سال 1397 بیش از 13 میلیون کارگر را مشخص کند. بر اساس این گزارش، طبق ماده 41 قانون کار حداقل دستمزد کارگران باید بر مبنای نرخ تورم و هزینه‌های معیشت تعیین شود و معمولاً دولت‌ها در سال‌های گذشته نرخ تورم سالانه را مدنظر قرار می‌دادند، اما هزینه‌های سبد معیشت به فراموشی سپرده می‌شد.
 نشست‌های بی حاصل
 در حالی طبق گفته های نماینده شورای عالی کار 70 درصد از کارگران تحت پوشش تامین اجتماعی حداقل حقوق یعنی 930 هزار را دریافت می کنند  ((( درصد قابل توجهی از کارگران وَ نیروهای روزمزد وَ ساعتی، حداقل سی درصد کمتر از این مبلغ را ماهیانه میگیرند، البته بدون بیمه-ی درمانی وَ بازنشستگی! متأسفانه به ندرت پیش میآید که مأمورین ذیربط برای احقاق حقوق این افراد به کارفرمایان خاطی سَری بزنند!؟ _ عـبـــد عـا صـی.))) که بررسی های صورت گرفته حقوق مکفی برای گذران زندگی را 3 برابر این رقم و حدود 3 میلیون تومان می دانند. هرچند که حمید حاج اسماعیلی نماینده سابق شورای عالی کار در گفتگو با پول نیوز از بسته شدن پرونده دستمزد کارگران در هفته اول اسفند خبر می دهد، اما معتقد است که مادامی که جای چانه زنی برای افزایش دستمزد کارگران وجود نداشته باشد، برگزار کردن این نشست ها فایده ای ندارد.
 او با اشاره به اینکه دستور کار کمیته مزد، افزایش دستمزد، بیش از نرخ تورم است اما تلاش داریم دستمزد سال۹۷ بیش از تورم افزایش یابد، ادامه داد : با توجه به نشست های اخیر
پیش بینی می شود دستمزد کارگران بین 12 الی 15 درصد افزایش یابد اما این میزان افزایش هم کفاف هزینه های زندگی کارگران را نمی دهد.
70 درصد کارگران حداقل دستمزد را دریافت می‌کنند
 به گفته نماینده شورای عالی کار، در حال حاضر 70 درصد کارگران حداقل نرخ دستمزد را دریافت می کنند. همین باعث شده که طبقه متوسط جامعه هر روز کوچک تر و ضریب جینی افزایش یابد. آخرین بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که حدود 20 میلیون فقیر در جامعه داریم که رقم بالایی است.
 به باور حاج اسماعیلی
افزایش ضریب جینی ، نتیجه‌اش این بود که از سفره غذایی و سبد مصرف آن دهک‌های پایینی بسیاری از اقلام حذف شد. مهم‌ترینش گوشت و لبنیات بود. مصرف لبنیات در کشور به نصف تقلیل پیدا کرد. اتفاقی که تاثیرش را نه در همان سال‌ها که در سلامتی مردم در سالیان بعد می‌توان دید.
 گرانی دلار 45 روز دیگر اثرش را نشان می‌دهد
 او در بخش دیگری از سخنان خود
به تاثیر افزایش قیمت دلار در دو مقطع بر قیمت‌ها اشاره کرد و گفت: نخستین تاثیر، در همان روزهای افزایش هیجانی قیمت ارز بر روی قیمت اقلام قابل مشاهده است؛ علاوه بر این تاثیر مستقیم افزایش نرخ ارز بر تورم همیشه با فاصله حداقل یک ماه تا ۴۵ روز خود را نشان می دهد.
 حاج حسینی افزود: افزایش نرخ ارز و تاثیر آن بر نرخ تورم با فاصله حدود یکماه تا ۴۵ روز همیشه برنامه و فعالیت‌های ما را برای بررسی تاثیر افزایش نرخ ارز در قیمت اقلام و در نهایت تعیین دستمزد سخت تر می کند؛ به نظر می رسد با توجه به بار احتمالی تورمی بودجه و از طرفی افزایش قیمت حامل‌های انرژی، سال آینده یک تورمی در جامعه ایجاد شود و این نمایندگان کارگری را برای تعیین دستمزد نگران می کند.

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ دوشنبه 16 بهمن 1396 ] [ 23:43 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  طنز جیبهای گـَل وُ گـشـاد ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s5.picofile.com/file/8173079192/RESHWEH_SHO8RE_MOB8REZE_BAA_1.JPG

 

http://s6.picofile.com/file/8230234234/FES8DE_EQTES8DY_MOB8REZE_BAA_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230233742/FES8DE_ED8RY_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230235568/FES8DE_EQTES8DY_MOB8REZE_BAA_RAHYMY_M_R_1.jpg

 

 آدم خودش یک جا نشسته ، اما فکرش هزار جا میره !!! زنم ازم خواست که از نونوایی سرِ کوچه مون دوتا نون بخرم ... یهو به یاد نون سرِ کوچه مون افتادم . هم وزنش کم شده و هم قدش کوتاه !!! باز قدیما چهارتا مامور برای سرکشی و یا به قول خودشون بازرسی به نونوایی ها می آمدند و چونه های خمیر رو وزن می کردند .. حالا دیگه از این سرکشی ها خبری نیست . میگن با پول و رشوه خریدنِشون !!!! یعنی دهن شون رو بستند !!! خدار به دورکنه ایشاالا ، دور ه ی آخرالزمونه !!! رشوه خوری و حق حساب گرفتن یهو منو به یاد مرحوم عموجان انداخت . خدا رحمتش کنه . توی این فن استاد قابلی بود . از خودش شنیدم که می گفت بیشترِ ارباب رجوع ها رو توی پارکِ مقابل اداره می بینه !!! می گفت اون جا راحت و به دور از چشم بد خواهان اسکناس های رشوه یا شیرینی رو از دست مردم می قاپید و میذاشت توی جیب شلوار گَل وگشادش !!!
گقتم شلوار گَل و گشاد یهویی یاد ِدهه ی شصت افتادم . اون وقتا که شلوارهای چهار پیلی عقب و شیش پیلی جلو مُد شده بود . اون وقتا که مدیرا و روسا با دوچرخه می آمدند سرِکار و تمام هّم وغّم شون رسیدگی به مشکلات ارباب رجوع بود . نه مثل حالا که با خودروی سیصد چهارصد میلیونی از در عقبِ اداره یواشکی میان و میرن !! تازه ارباب رچوع رو عینهون موی دماغ می بینند .....ایش ..... خاک بر سر شدیم .
یادش بخیر. اون وقتا کی جرات داشت توی اداره جات حرف از رشوه بزنه !!!! وزیر نگو عین باقلوا ، نجیب، سر به راه ، کار راه انداز . مثل فرشته ها بودند . خدا رحمت شون کنه . خیلی هاشون رفتند جبهه و شهید شدند . خدا عالمه با این گَندِ دماغا تومنی صَنّار توفیر داشتند . نور به قبرشون بباره ایشالا !
گفتم دهه ی شصت یهو یادم افتاد که ..........
بهمن ماه سال هزار و سیصد و شصت ازدواج کردم . مراسم ِ عروسیمون چه ساده و با صفا برگزار شد ؟ !! واسه ی تامین مخارج ازدواجم ده هزار تومن قرض کردم . پول کیکِ عروسی ما فقط هشتصد تومن شده بود و یک پیکان آلبالویی رنگ مدل جوانان رو گُل زدیم و باهاش رفتیم دنبالِ عروس . دهه ی شصت دهه ی زرشک پلو با مرغ بود . ماهم به مهمون ها ، نهار زرشک پلو با مرغ دادیم .
گفتم زرشک یک دفعه به یاد شربت زرشک افتادم . تو گرمای تابستون چه حالی می داد . خنک بود و مطبوع و دلچسب ......زرشک .....زرشک.....آی زرشک ......زررررررشک!
#فرهاد_بیژنی

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ یکشنبه 15 بهمن 1396 ] [ 20:27 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  ماجرای «بی‌بی تمیزِ خالدار» وَ حجابِ اجباری 

 

 

 

   جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8318440268/B3BY_TAM3ZE_X8LD8R_VA_HEJ8BE_EJB8RY_1.JPG

 

 خبرآنلاین ، وبلاگ رضا دانشمندی : شیخ بهایی(ره) در رسالۀ منظوم «نان‌وحلوا» از داستانکِ نمادینِ خاتونی گفته که به تعبیر امروز «آسیب‌دیدۀ اجتماعی» (تن‌فروش) است.
 بود در شهر هری، بیوه زنی / کهنه رندی، حیله‌سازی، پُرفنی
 نام او، «بی‌بی تمیز خالدار» / در نمازش بود رغبت بی‌شمار
 او صبح‌ها وضو می‌ساخت و با همان وضو تا شب به نماز می‌ایستاد، البته در این میان، به مراجعان هم رسیدگی می‌کرد! (با وضوی صبح، خفتن می‌گزارد / نامُرادان را بسی دادی مُراد ...)
 سرانجام، رندی شگفت‌زده از او می‌پرسد:
 گفت با او رندکی، کای نیک زن / حیرتی دارم، درین کار تو من
 زین جنابت‌های پی‌درپی که هست / هیچ ناید در وضوی تو شکست؟!
   روسری‌های هواشده! 
 ماجرای روسری‌های هوا شده [به تعبیر علی مطهری] این پرسش راپیش رو قرار می‌دهد که چرا کار به این‌جا کشید؟ چرا ترویج و دفاع از ارزش‌های دینی (مانند حجاب) اثرگذار نیست یا کم‌اثر است؟ چرا با وجود تبلیغات گسترده رسانه‌ای، منابر، خطبای جمعه و جماعات و مناسک عبادی ... وضعیت پوشش و حجاب چنین است؟ چرا دعوت به نیکی و صلاح، باور نمی‌شود؟ چرا آخرین سنگر دفاع از حجاب، متن «قانون» شده است؟ و چرا «رِند» در وضو و طهارتِ خاتون شک کرده است؟
 بر قیاس حکایت «نان‌وحلوا» می‌توان پاسخ داد که «جنابت‌های پی‌درپیِ» امروز، اخبار شوم بی‌عدالتی‌ها، نابرابری‌ها، اختلاس‌ها، ویژه‌خواری‌ها، سهم‌خواهی‌ها، طلبکاری‌ها (از سفر انقلاب)، معوقه‌های بانکی و ... است و پاکی و طهارت دعوت‌کنندگان به نیکی‌ها و ارزش‌ها را مخدوش کرده و مانع اثرگذاری سخن آنان شده است.
 احتمالاً شیخ بهایی هم می‌خواهد بگوید کسی تصوّر نکند که زندگیِ مؤمنانه (چه در سطح خُرد و چه کلان) با هر رفتاری جمع‌پذیر است. دین‌داری و سلوک دین‌مدارانه هم مُبطِلاتی دارد، و در این بین، وظیفۀ منادیان دین سنگین‌تر است. به بیان دیگر، نمی‌توان مانند خاتونِ داستان، فریب‌کارانه و یا شاید خودفریبانه، هم این و هم آن بود و اگر چنین باشد کسی نماز را باور نمی‌کند.
 جالب این‌که شیخ بهایی این داستان را «علی سبیل التمثیل» در بازگویی «ریا» (فی‌الریا والتلبیس بالّذین هم اَعظم جنود ابلیس) آورده است که احتمالاً به‌ما بگوید
سخن و ادعای ریایی، شنیده و پذیرفته نمی‌شود.
 شایسته است منادیان نیکی نخست، انگشت اتهام را به سوی خود برگردانند و از خود بیاغازند که چه کرده‌اند که چنین شده است و نمازشان نه باور می‌شود و نه بارور و در کسی اثر نمی‌کند.
 پوشش، جزئی از یک کل است
 از سوی دیگر، شوربختانه مجموعۀ شرایط و ساختار اجتماعیِ ایرانِ امروز به سودِ حجاب و تقویت آن نیست. با افزایش فاصلۀ بلوغِ جنسی و بلوغِ اقتصادی و بالارفتن سن ازدواج، بی‌میلی جوانان به ازدواج و تشکیل خانواده، افزایش میزان جدایی (چه عاطفی و چه رسمی/قانونی)، گسترش خانواده‌های تک نفره، جمعیت قابل ملاحظۀ افراد مجرد قطعی، رواج ازدواج سفید(هم‌باشی یا هم‌بالینی)، خیانت و سایر آسیب‌های اجتماعی، بی‌تردید پوشش و حجاب هم دچار دگرگونی می‌شود و نمی‌تواند بی‌تناسب با سایر بخش‌های این نابسامانیِ کلان باشد.
 به بیان دیگر، چرا انتظار داریم از چنین شرایطی، میوۀ دیگری بچینیم؟ آیا سایر پدیده‌های مرتبط با پوشش در شرایط به‌هنجاری است که حجاب در شرایط مناسبی باشد؟ بررسی مسالۀ پوشش و حجاب جدای از سایر پاره‌های حیات جمعی انسان‌ها نادرست است.
 مدت‌هاست حجاب کشف شده!
از تمام این‌ها که بگذریم، مگر این‌که اکنون وجود دارد، «حجاب» است که کسانی نگران کشف آن هستند!؟ به‌نظر می‌رسد مدت‌هاست که دیگر حجاب، اجباری نیست. ولی گویا این بار هوشمندانه‌تر رفتار می‌شود و قرار نیست مانند اجباری‌شدنِ حجاب در نخستین سال‌های پیروزی انقلاب، زمان و تاریخ مشخصی برای کشف آن اعلام شود.

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: بدحجابی، حجاب، پوشش کارمندان، پوشش، مطالعات فرهنگی، تهاجم فرهنگی، شورای عالی انقلاب فرهنگی،
[ شنبه 14 بهمن 1396 ] [ 19:12 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   من فرزند فقرم ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیر نشین در شهر واشنگتن دی سی، صبح زود مردم آن منطقه که اکثرا کارگران معدن و یا صاحب مشاغل سخت بودند از خانه هایشان بیرون زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند.
زنان و مردانی که تفریح و لذت در زندگیشان نامفهوم بود و به قول معروف آنها زندگی نمی کردند! بلکه به اجبار زنده بودند، ریاضت می کشیدند تا نمیرند...
آن روز طبق معمول مردم بینوا در حالی که خیلی هایشان کارگر روزمزد بودند، نمی دانستند آیا امشب هم با چند دلار به خانه باز می گردند و یا باید با دستان خالی به خانه های محقرانه شان بروند و شرمنده فرزندانشان شوند...
با این افکار خود را برای روزی مشقت بار آماده می کردند که ناگهان! صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه به گوش رسید...
آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر را از رفتن باز نگه داشت...
اکثرا آنها با اینکه می دانستند اگر دیر برسند جریمه می شوند ولی بدون توجه به این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن اجرای کوچک بود جمع شدند.
حدود دو ساعت و نیم با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا و استثنایی اشک ریختند، خندیدند و به خاطراتشان فکر کردند...
سرانجام نیز ویولونیست خیابانی که مردی سی و پنج ساله بود کارش که تمام شد ویولن خود را برداشت و آماده رفتن شد اما در میان تشویق بی امان مردم و همان حال و احوال همه را به صف کرد و به همگی که حدود سیصد نفر بودند مقدار پولی داد و سپس در حالیکه برای آنان بوسه می فرستاد سوار تاکسی شد و آنجا را ترک کرد تا مردمان فقیر از فردا این ماجرا را همچون افسانه ها به دوستانشان بگویند...
اما در آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست سی پنج ساله کسی نیست جز جاشوا بل، یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که سه روز قبل بلیت کنسرتش هر کدام صد دلار به فروش رفته بود...
فردای آن روز جاشوا به یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت: من فرزند فقرم، آن روز وقتی در اجرای کنسرت فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت کشیدم که تهی دستان را از یاد برده ام به همین خاطر به آن محله فقیر نشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت و نیم را تکرار کردم، بعد از آن هم وقتی متوجه شدم که اکثر آنها به خاطر من باید جریمه شوند تمام پولی که از کنسرت نصیبم شده بود را در میان آنها تقسیم کردم و چقدر هم لذت بردم ...

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ جمعه 13 بهمن 1396 ] [ 21:12 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


  این صداوسیما، صداوسیمای وقاحت است ...   


یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس می‌گوید: این صداوسیما، صداوسیمای وقاحت است، وقتی مردم نان برای خوردن ندارند کارشناس سیما پیشنهاد ماساژ پای آقایان را با شیر می‌دهد.

اعتمادآنلاین| یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به مصوبه کمیسیون تلفیق برای اختصاص ۱۵۰ میلیون دلار از منابع صندوق ذخیره ارزی به صداوسیما از عملکرد این سازمان انتقاد کرد.

پروانه سلحشوری نماینده مجلس گفت: این صداوسیما، صداوسیمای وقاحت است، وقتی مردم نان برای خوردن ندارند کارشناس سیما پیشنهاد ماساژ پای آقایان را با شیر می‌دهد.

وی‌افزود: مجلس شورای اسلامی علیرغم مخالفت تعدادی از نمایندگان در برنامه ششم توسعه، ۷ دهم درصد از بودجه عمومی را به صدا و سیما اختصاص داد.

سلحشوری یادآور شد: در بودجه ۹۷ هم که کلیات آن به تصویب رسید قرار بر این است که ۱۵۰ میلیون دلار از منابع صندوق ذخیره ارزی به این نهاد اختصاص یابد.

منبع: عصر ایران

[ پنج‌شنبه 12 بهمن 1396 ] [ 22:58 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]
[ پنج‌شنبه 12 بهمن 1396 ] [ 14:09 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   چرا پرونده-ی قضایی من وُ شما سَرگردان نمیشه!؟ ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  هنوز پس از پنج سال وقتی پای پرونده‌های تخلف احمدی‌نژاد به میان می‌آید همه نقل قول‌ها یک حرف را تکرار می‌کنند: "در حال پیگیری است"! ...
 خبرآنلاین نوشته:
هشت سال سکان قوه مجریه را با انواع حمایتها به دست گرفت اما هر چه گذشت پیامدهای خسارت بار تصمیمات خلق الساعه او بیشتر عیان شد؛ با نزدیک شدن به سالهای آخر ریاستش دیگر فقط تصمیمات او نبود که مشکل ساز شده بود بلکه پای تخلفات هم به میان آمد و آنقدر دایره این تخلفات گسترده شد که پس از پایان دولت دهم به اندازه همان هشت سال هر روز برگ تازه ای از این تخلفات رو شد و حالا همچنان اما و اگرها بر سر رسیدگی به تخلفاتش به قوت خود باقی است.
 محمود احمدی نژاد که این روزها یکه تاز حاشیه سازی ها در کشور شده است،
یک روز پیام ویدئویی می دهد و روز دیگر راه بست نشینی درپیش می گیرد؛ اما هیچ گاه حاضر نشد درباره تخلفاتش توضیح دهد و حالا سوال اینجاست که پرونده تخلفات احمدی‎نژاد به کجا رسید؟
 تخلفات احمدی‎نژاد چه بود؟
 "۵ پرونده نفتی و ۲ پرونده غیرنفتی است". این را چند ماه پیش دادستان دیوان محاسبات درباره تخلفات احمدی نژاد گفت. جمله-ای که نشان می دهد ماجرای پرونده های رئیس دولت دهم به پایان نرسیده است. البته آنچه فیاض شجاعی به آن اشاره می کند پرونده هایی است که در جریان رسیدگی عاقبت بخیر شده و احکامی در مورد آنها صادر شده است.
 هرچند دادستان دیوان به تخلفات احمدی نژاد اشاره می کند اما به گفته عضو کمیسیون اصل ۹۰ در مجلس هشتم گویا فیاض شجاعی چندان اشراف کامل به تخلفات نداشته و تعداد دیگری از قانون گریزیهای احمدی نژاد را ندیده است. فاضل موسوی در این رابطه به خبرآنلاین گفته است: پرونده هایی که دیوان محاسبات می گوید، همه تخلفات دولت احمدی نژاد نیست. دولت نهم و دهم بعد از مجلس هشتم هم فعالیتش ادامه داشت. بنابراین بخشی از پرونده های دیوان محاسبات مربوط به بعد از دوران نمایندگی ما است.
دیوان محاسبات به همه واقعیاتی که درباره بودجه، بانک مرکزی، فروش شرکت ها و مسائل دیگر وجود دارد اشراف لازم را ندارد.
 هنوز روز آخر دولت احمدی نژاد فراموش نشده است. زمانی که مراسم تنفیذ حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور یازدهم در حال برگزاری بود، محمود احمدی نژاد برای تاسیس دانشگاهش به نام دانشگاه ایرانیان ۱۶ میلیارد از خزانه دولت برداشت کرد.
 هرچند تعویض نفت خام با بنزین و میعانات، سازمان هلال احمر و ... مواردی از پرونده هایی است که ردپای احمدی نژاد در آن مشاهده می شود و تخلفات رئیس دولت نهم و دهم در آنها به اثبات رسیده، اما اینها همه ماجرا نیست چرا که هر روز ابعاد تازه-تری از آنچه در سال های ۸۴ تا ۹۲ در خیابان پاستور اتفاق افتاده است برملا می شود. مانند موضوعی که چندی پیش نادر قاضی‎پور نماینده مردم ارومیه عنوان کرد و گفت:
آقایان احمدی‌نژاد، مشایی، بقایی، رحیمی، موسوی خانه ایرانیان را در خارج ازکشور تأسیس کرده بودند و آقای شریف‌زادگان رئیس هیأت مدیره، حمیدرضا شاکری نیا، احسان آریامحمد، محمدعلی ابراهیم و میثم طاهری نیز در این موسسه حضور داشتند. تصرف دیگر پرونده آقای بقایی در این رابطه است که ۳۰۰ میلیارد تومان به نام خانه ایرانیان برداشت شده است. یعنی از بیت‌المال به حساب خانه ایرانیان پول واریز کرده بودند.
 احکام بدون اجرا
 هرچند با پایان دولت دهم صحبت بر سر تخلفات احمدی نژاد و رسیدگی به پرونده های او همواره مورد بحث بود اما بعد از ماجرای بست نشینی و افشاگری های تلگرامی او، عزم برای مقابله با تخلفات رئیس جمهور سابق جدی تر شد. تا جایی که دادستان دیوان محاسبات از صدور ۷ حکم قطعی و در حال اجرا علیه او خبر داد. فیاض شجاعی درباره احکام صادر شده اینگونه توضیح می دهد:
هفت هزار میلیارد ‏تومان برای واریز غیرقانونی به مجتمع‌های پتروشیمی و سازمان هدفمندی یارانه‌ها، چهار هزار و ششصد میلیاردتومان ‏برای تعویض نفت خام با بنزین و میعانات دیگر، شانزده میلیارد تومان برای دانشگاه ایرانیان، پانزده میلیارد تومان برای ‏پرونده سازمان هلال احمر و ششصد میلیارد تومان برای پرونده پتروشیمی، جریمه نقدی برای او درنظر گرفته شده است.
 به گفته شجاعی در برخی موارد مانند موضوع دانشگاه ایرانیان، دادستان دیوان محاسبات بلافاصله متوجه موضوع شده و ‏مبلغ را بازگردانده است. او در مورد نقش احمدی‌نژاد در مورد برداشتهای مذکور گفته است: ایشان دستور مستقیم داده ‏است. مثلا گردش کار گرفته‌اند و گفته‌اند فلان کار را نمی‌توانیم انجام دهیم اما ایشان نوشته: «بسمه تعالی اقدام شود!».‏
 البته طبق گفته‌های شجاعی اجرای این حکم تقریبا منتفی است چون احمدی نژاد به این اندازه مال ندارد. او گفته است: کل اموال احمدی‌نژاد به دو میلیارد تومان نمی‌رسد. هرچند این احکام صادر شده، اما سوال اینجاست که آیا پشت این احکام قدرت اجرایی هم وجود دارد؟ آن‌طور که دادستان دیوان محاسبات می گوید، گویا تنها راه حلی که برای آن اندیشیده شده «تقسیط» است. البته به گفته شجاعی «این تقسیط نه به معنای کسر از حقوق بلکه به این صورت است که هرچقدر بتوانیم از او می‌گیریم. مترصد این هستیم که اگر مالی به او اضافه شود حتما کسر کنیم». او گفته است: بخشی از این ضرر و زیان هم باید از خود شرکت ملی نفت و از منابع آنجا جبران شود. بنابراین بخشی را از محل منابع شرکت ملی نفت تقسیط کرده‌ایم.
 شجاعی همچنین گفته بود: «عنوان شد که او را ممنوع‌الخروج کنیم اما معمولا کسی ‏را ممنوع‌الخروج می‌کنند که ممکن است مخفیانه برود و از دسترس خارج شود اما در این سطح چنین موضوعی منتفی است. ‏مجلس دستش باز است و می‌تواند در مورد ایشان تصمیم بگیرد.»‏
 فاضل موسوی عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس هشتم به خبرآنلاین می گوید احکام صادره برای احمدی نژاد بیشتر از هفت حکم است. موسوی گفت:
طبق اخباری که از منابع موثق به من رسیده، ۱۱ حکم قطعی علیه ایشان صادر شده است؛ پس بست‎نشینی فرافکنی و فرار رو به جلو است برای مبرا شدن از این اتهامات. تا امروز مکررا از احمدی نژاد خواسته شده که پاسخگوی اتهاماتش باشد.
 پرونده های سرگردان
 هرچند از بررسی پرونده های احمدی نژاد در قوه قضائیه زیاد سخن به میان می‎آید و حتی برای برخی از آنها احکامی هم صادر شده است، اما به نظر می رسد اینها همه آن پرونده هایی نیست که زمانی در کمیسیون اصل ۹۰ مجلس بر سر آن بحث بود. وقتی از رئیس کمیسیون اصل ۹۰ درباره سرنوشت پرونده های رئیس دولت نهم و دهم در این کمیسیون سوال کردیم اینگونه به خبرآنلاین پاسخ گفت: پرونده هایی که احمدی نژاد در کمیسیون اصل ۹۰ داشت همه به قوه قضائیه ارسال شده است. داود محمدی درباره زمان ارسال این پرونده ها نیز گفت:
این پرونده ها که عمدتا در حوزه عدم اجرای قوانین، عدم ابلاغ به موقع قوانین و عدم تدوین آئین نامه های قوانین بوده است، بیشتر از یک سال است که به قوه قضائیه ارسال شده و ظاهرا در حال بررسی است. اما هنوز منتهی به تصمیم نهایی نشده است.
 هرچند رئیس کمیسیون اصل ۹۰ می گوید همه پرونده ها به قوه قضائیه ارسال شده است اما حسن نوروزی یکی از اعضای این کمیسیون که خودش یکی از شاکیان احمدی نژاد بود، درباره پرونده های سرگردان در کمیسیون اصل ۹۰ گفت: متاسفانه هنوز به خود من پاسخ دقیقی داده نشده است. او در پاسخ به این سوال که آیا هنوز پرونده ای درمورد احمدی نژاد وجود دارد که در کمیسیون باشد و به قوه قضائیه ارسال نشده باشد، گفت:
قطعا چنین پرونده هایی وجود دارد و خود من ۱۶ الی ۱۷ پرونده را درباره احمدی نژاد مطرح کردم که هنوز به هیچ کدام پاسخی داده نشد و فکر می کنم اساسا به قوه قضائیه هم ارسال نشد.
 نوروزی درباره موضوع این پرونده ها گفت: این پرونده ها درباره تخلفات احمدی نژاد در کیش، بانک جهانگردی و .. بوده است که ما آنها را با مستندات مطرح کردیم، اما لازم است پیگیری بیشتری داشته باشیم. متاسفانه شرایط به گونه ای رقم خورد که به شخصه کمتر توانستم درباره آن پرونده ها پیگیری کنم.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ چهارشنبه 11 بهمن 1396 ] [ 20:46 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۵۰
 محمدرضا زائری  : بعد از اعتراض عمومی نسبت به رونمایی کشتی قرآن مطلا در قم برخی بزرگواران نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و توضیحاتی منتشر کرده اند از این قبیل که این اثر هنری کلا هفتاد کیلو وزن داشته و در ساخت آن کلا صد و چهل گرم طلا به کار رفته است!
در ابتدا احساس نمی‌کردم این واکنش‌ها پاسخی نیاز داشته باشد و آن را نوعی تکمیل اطلاعات و توجیه حاشیه‌ای تلقی می‌کردم، اما پس از آن که برخی فضلای اهل عقل و فهم این شرح و توضیح را بازنشر کردند دچار حیرت و شگفتی جدی شده‌ام و دلم می‌خواهد با همین حیرت از آنان بپرسم که واقعا متوجه نشده‌اید یا دارید مزاح می‎فرمایید؟
مگر ایراد و اشکال این کار در میزان طلای مورد استفاده در ساخت کشتی قرآنی بوده که توضیح می‌دهید میزان طلا فلان قدر است و مگر بحث بر سر منبع تأمین مالی بوده که شرح می‌دهید خود هنرمند صاحب اثر هزینه را تأمین کرده است؟
مگر وقتی امیر مؤمنان به کارگزار خود نامه‌ای عتاب آمیز نوشت و از او به خاطر شرکت در مهمانی اشرافی گلایه کرد بحث بر سر این بود که چند بشقاب بر سر سفره بوده یا هزینه شام و ناهار از بیت المال تأمین شده؟
دوستان بزرگوار! آیا واقعا متوجه نیستید که اصل و اساس این کار محل اشکال و ایراد است؟ این که بعد از سی و نه سال انقلاب اسلامی -آن هم در شهر مقدس قم- کار به افتتاح کشتی مطلا برسد دردناک و تأثر آفرین است و با ماهیت آموزه های دینی و تفکر انقلابی تعارض دارد! مگر بحث بر سر میزان طلا یا منبع تأمین مالی بوده است؟
این پاسخ ها و توجیه ها مثل این است که کسی پایش را به سمت پدرش دراز کند و هنگامی که به خاطر بی احترامی مورد انتقاد قرار گیرد پاسخ دهد من فقط پایم را هفتاد سانتیمتر دراز کرده بودم نه هفتاد و سه سانتیمتر! یا فرض کنید کسی که جیب دیگران را زده بگوید من فقط هفتاد هزار تومان دزدیدم نه هفتاد و پنج هزار تومان!
بزرگواران! اشکال از تفکری است که حضور روحانیان و معممین بزرگوار -چه رییس جمهوری و چه امام جمعه- را به جای کوخ محرومان و کلبه خرابه مستضعفان در رونمایی کشتی مطلا روا می داند و توجیه می‌کند!
بحث بر سر رفتار و کرداری نمادین است که قرآن کریم را در ورق طلا یا صفحه نقره منحصر می‌سازد و ما را به نقش و نگار دین سرگرم می‌کند، در همان حال که از عمل به قرآن در صحنه‌های زندگی غافل هستیم.
مسأله غفلت از قرآن در عمل و مشغول شدن به آن در ظاهر است و به دلیل همین نقش نمادین اگر مثلا این رونمایی در موزه فلان مؤسسه هنری در اروپا و با حضور غیر روحانیان از مسلمانان ساکن اروپا رخ می‌داد هیچکس ایرادی نمی گرفت! اگر یک کت وشلواری کراواتی در "رم" از آن رونمایی می‌کرد خیلی فرق داشت با رونمایی آن با حضور یک عمامه به سر در "قم" و آن هم در شرایطی که میلیونها نفر از مردم مسلمان و صاحبان همین قرآن به خاطر چند میلیون تومان و چند صد هزار تومان گرفتار فقر و فحشا هستند!
من البته کاملا به نیت و قصد هنرمند محترم صاحب اثر و همه دوستان و همراهان او -که برخی را می‌شناسم و به صدق نیت و تلاش و همت شان آگاهم- اطمینان دارم اما بیایید بدبینانه قضاوت کنیم و از خود بپرسیم آیا امکان ندارد روزی کسی بیاید و از جیب خودش هزینه کند تا ما را به دست خود دچار حرکت‌ها و رفتارهایی سازد که با روح فرهنگ علوی و اساس رویکرد انقلابی منافات دارد؟
مگر در طول تاریخ شیعه و لااقل در تاریخ معاصر -از دوره مرحوم آقاسید ابوالحسن اصفهانی تا کنون- کم بوده‌اند افرادی که یا با نقشه‌های طراحی شده سفارت انگلیس یا با نیات صادقانه فردی خواسته‌اند برای مرجعیت تقلید و زعامت حوزه هدیه‌ای بیاورند و عکسی بگیرند و ... و مگر برای رنگ کردن دیوار حسینیه جماران به مرحوم امام راحل کم اصرار کردند و مگر نبود یکی از مریدان و مقلدان ثروتمند مرحوم شهید سیدمحمدباقر صدر که می‌خواست برای ایشان از پول حلال خودش خانه بخرد اما هرچه کرد ایشان نپذیرفت و تا زمان شهادت مستأجر باقی ماند؟
دوستان بزرگوار، به خدا بحث بر سر گرماژ طلای به کار رفته در کشتی مطلا نیست، نگرانی از مسیری است که داریم به نام دین و حوزه و انقلاب و روحانیت می‌رویم و درست در تلخ ترین شرایط روزگار انقلاب و کشور مخاطب ما را با روحانیتی روبرو ساخته که به خاطر سرقت یک گوسفند حکم به قطع انگشتان دست می‌دهد و در رونمایی کشتی مطلا شرکت می‌کند!
به خدا بحث جدی تر از صدوچهل گرم طلاست!

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ چهارشنبه 11 بهمن 1396 ] [ 18:21 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (1) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  ای ‌کاش نادرست باشد!  

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  خبرآنلاین، وبلاگ دکتر مرتضی بهشتی، حقوقدان - پژوهشگر (  96/11/08 ) : ناباورانه در خبرها دیدم که وزارت کشور در بررسی های خود از دلایل اغتشاشات اخیر کشور اعلام داشته است : « هفتاد و پنج در صد مردم ایران علیرغم عدم شرکت در موج اعتراضات اخیر، برخورد همدلانه-ای با آن داشته-اند ».
 خطربه عمق و جان کشور وارد شده است ، گرچه افراد بصیر پیش از این تذکراتی را در این زمینه داده بودند لکن ساخته و پرداخته دشمن خارجی تصور می-شد ولی این باراز زبان دولت شنیده می شود که دل های بخش عظیمی از مردم آسیب دیده است، با اغتشاش گران همدلی داشته اند!!!
 انتظار است ستادهای بحران ، از دلسوزان ایران زمین با هر گرایشی گرد هم بیایند و بدون کمترین خود سانسوری دلایل این رویکرد را موشکافی کنند و راههای درمان گسل بوجود آمده و عوامل آن را به تحلیل بنشینند و برای یکبار هم که شده انگشت اتهام را به سوی خودمان و سیاست های داخلی و نوع برخورد با خواسته های عمومی مردم کشورمان نشانه گیری کنیم و اگر نیاز به جراحی و اصلاح امور می باشد بی درنگ آنرا بپذیریم و حتی اگر در ساختار و آرمان های کشورمان ایرادی دیده می شود بدون واهمه و شجاعانه و با حکمت به اصلاح آن اقدام شود که فرصتی نمانده است.
 بیاییم ظاهر نمایی ، تملق ، خرافه گرایی ، کاریز ماتیک کردن افراد غیر معصوم - هرچند دارای باطن پاک باشند - ، بی عدالتی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ، تقسیم مردم به خودی و غیر خودی ، نشنیدن صدای مردم ، برداشت محجورانه از دین نورانی اسلام و تسری آن به چگونگی اداره کشور، بی نیازی از مشورت با کارشناسان و خبرگان جامعه در شعاع گسترده ایران زمین و ... را از کالبد و جان کشورمان حذف کنیم و بر آشتی ملی و احترام به حقوق شهروندی و درک واقعیت های جامعه و پاسخگو ساختن تمامی مقامات حاکم برکشور در حوزه مسئولیت شان و مقابله جدی با هر نوع فساد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی وهمراه شدن با ملت را سرلوحه اداره کشور قراردهیم والا نه از تاک نشان ماند ونه از تاک نشان.
 همدلی اگر به همراهی تبدیل شود ، معلوم نیست بتوان آتش ناشی از بی کفایتی را خاموش کرد ، می سوزد و خاکستر می شود هر آنچه که باید برای آیندگان می ماند و بدان افتخار می کردیم.
 فاصله طبقاتی و تشکیل طبقه ممتاز و برخوردار و دارای ژن های خوب و سرشار از هوش بالا و نشستن پای سفره انقلاب در حالی که بسیاری از شایستگان ، دسترسی به این سفره ندارند و می سوزند و می-سازند وصدایشان هم به جایی نمی رسد ، بلایی شده است که اعتماد عمومی را کم رنگ کرده و امکان جولان دادن یدخواهان سربلندی ایران عزیز را فراهم کرده است.
 بیدار شویم قبل از اینکه بیدارمان کنند.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: اغتشاش، ناآرامی، وزارت کشور، فاصله طبقاتی،

[ دوشنبه 9 بهمن 1396 ] [ 00:41 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   مـصـلـحـــت ...  

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

Related image

 

Related image

Image result for ‫مصلحت خدا‬‎

Related image

Image result for ‫مصلحت خدا‬‎

Image result for ‫مصلحت خدا‬‎

 

Related image

 

Related image

 

  نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطورباورنکردنی زیبا بود و میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند .میخواست فریاد بزند،اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلمویی رابرداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم، اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
"خالق هستی همیشه بهترین ها را برایمان مهیا کرده است.
 

  عکس وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ شنبه 7 بهمن 1396 ] [ 23:35 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   «گر حُکم شود که مَست گیرند / در شهر هر آن که هست گیرند»؟؟؟  

 

 

 

http://www.enekasazad.ir/wp-content/uploads/2018/01/e72d488667d48c4c19fc55221157ea07.jpg

 

گزارش تصویری/اجرای حکم قطع دست در ملا عام در شیراز

 

گزارش تصویری/اجرای حکم قطع دست در ملا عام در شیراز

 

  خیلی دغدغه داشتم که ببینم واقعیت این ماجرا چی بوده؛ طبق معمول، بعضی از پایگاههای مثلا خبری ، روایت تقریباٌ متفاوتی از ماجرا داشتند که به هر حال بسیار تأسف-انگیز بود ... بعد از کلی جستجو به این نتیجه رسیدم که خبر «خانه ملت» وَ اظهارات نماینده-ی جیرفت بیشتر از بقیه قابل قبول وَ اعتماد است ؛ اما اصل قضیه هنوز هم برایم ناراحت کننده وَ سرشار از سؤال بود ، ناخواسته یاد این بیت افتادم : «گر حُکم شود که مَست گیرند / در شهر هر آن که هست گیرند»؟؟؟ ...  اگر مایلید که ماجرا را به نقل از «خانه ملت» بخوانید ، این هم لینک خبر :

 

  لـــیـــنـــک 

 

  عـبـــد عـا صـی    

[ دوشنبه 2 بهمن 1396 ] [ 18:29 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

 آیت الله مرتضی مقتدایی نائب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دبیر شورای عالی حوزه های علمیه سراسر کشور در گفت‌وگو با ایسنا ، با بیان این که عصمت پیامبر(ص) و امامان(ع)، از معتقدات شیعه است، گفت: قول معصوم و فعل معصوم حجت است و انتقاد در این زمینه مجاز نیست، اما در عین حال در یک حکومت اسلامی که امام عصر(عج) و امام معصوم حاکم است، قطعا می شود نقد و انتقاد کرد.
 دبیر شورای عالی حوزه های علمیه سراسر کشور، اضافه کرد:
در حکومت اسلامی خودمان هم که امروز وجود دارد، باید نقد باشد تا ایرادات رفع شود؛ و بدانیم هر کسی غیر از شخص معصوم قابل نقد است، چون فقط معصومین هستند که قول و فعل شان مطابق با حکم واقعی خداست و قابل نقد نیستند.
 نائب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با تشکر از توضیح رئیس جمهور بابت سخنان شان در زمینه امکان نقد در زمان حکومت معصومین، گفت: وقتی خود آقای روحانی توضیح می دهند که برداشت های اشتباه از سخنان خود را قبول ندارم، باید پذیرفت؛
اما انتقاداتی که مطرح شده، اگر بر اساس این نظر باشد که نقد حکومتی که امام زمان(عج) در آن حکومت می کند، درست نیست و اشتباه است و شاید سیاسی کاری باشد.
مشروح گفت وگوی ایسنا با آیت الله مرتضی مقتدایی را در ادامه بخوانید:
 بعد از سخنان آقای دکتر حسن روحانی رئیس جمهور، در خصوص مجاز بودن نقد حکومت در زمان معصومین(ع)، شاهد موضع گیری هایی از سوی برخی مخالفان دولت بودیم، نظر حضرتعالی در این باره چیست و
آیا میان نقد خود معصوم با نقد حکومت معصوم، تفاوتی وجود دارد؟
 عصمت پیامبر(ص) و امامان(ع)، از معتقدات شیعه است؛ و هر شیعه ای به این اعتقاد دارد که قول معصوم و فعل معصوم حجت است؛ یعنی اگر معصوم، فرمایشی فرمود و مطلبی را فرمود و در موردی اظهار نظری کرد، این فرمایش معصوم حجت الهی بوده و مستند، و مطابق با حکم واقعه پروردگار است. همچنین اگر معصوم عملی انجام داد، که می شود فعل معصوم، این فعل، حجت الهی و مطابق است با حکم واقعی پروردگار و در نتیجه خلاف نیست و انتقاد هم جایز نخواهد بود؛ برای این که ما معتقدیم پیامبر(ص) و امامان(ع) معصوم هستند و معصوم هم بر خلاف حکم الهی نه حرفی می زند و نه عملی انجام می دهد؛ این برای قول معصوم و فعل معصوم.
 اگر ما دیدیم که معصوم فرمایشی فرموده اند و نظر ما مطابق او نیست و مخالف اوست، این جا ما وظیفه داریم نظر خودمان را اصلاح کنیم و نظر خودمان را با نظر معصوم منطبق کنیم، نه این که ایرادی کنیم و نقدی کنیم، چون نظر او مطابق با حکم الهی است و نظر ما اگر مخالف است ما باید تطبیق دهیم خودمان را با حکم الهی؛ یا این که اگر معصوم فعلی انجام داد که نظر ما این طور نیست و فعل و عمل ما خلاف آن است، نمی توانیم به او اعتراض کنیم بلکه باید فعل خودمان را اصلاح کرده و منطبق کنیم با فعل معصوم؛ چون فعل معصوم مطابق با حکم واقعی پروردگار است. این برای قول و فعل معصوم است که هر کسی که اعتقاد به امامت ایشان دارد، در مقابل باید تسلیم باشد.
 و بودند بزرگان و شیعیانی که خدمت امام رسیدند و به معنای واقعی نسبت به فرمایش امام تسلیم بودند. برای مثال آن عالم بزرگ و راوی معروف و معتبر می آید خدمت امام صادق(ع) و می بیند اناری جلوی امام(ع) است و عرض می کند یابن رسول الله، اگر شما بفرمایید این انار، نصفش حلال و نصف دیگرش حرام است، من هم همین عقیده را پیدا می کنم و می گویم نصفش حلال و نصف دیگرش حرام است؛ یعنی این طور در مقابل فرمایش امام تسلیم بودند.
 اگر کسی پیرو مذهب شیعه باشد، و در فکرش بحث انتقاد از قول و فعل معصوم یا سؤال و شک و شبهه ای پیش آمد، باید چه کند؟ چون فکر انسان ممکن است به این سمت هم کشیده شود؟
 بله؛ افرادی هم بودند که یا اعتقاد به امامت نداشتند یا این که در مقام امامت امام شک داشتند و از این رو اشکالات و ایراداتی می گرفتند و یا به اصطلاح نقدی می کردند؛ امام(ع) هم اجازه می دادند، که این ها نقدشان را مطرح کنند تا برای شان رفع شبهه شود، و امام در مقابل توضیح دهند که این مطلبی که شما می گویید یا این شبهه ای که مطرح می کنید، خلاف واقع است و این درست نیست؛ عینا مثل این که اجازه می دادند بیایند از امام سؤال کنند؛ می فرمود، بیایید سؤالات تان مطرح کنید؛
سؤال که می کردند امام توضیح می دادند و جواب می دادند؛ نقد هم اگر می کردند، امام اجازه می دادند برای این که رفع شبهه شود؛ نه از باب این که امام متوجه شود چه چیز درست است؛ نه؛ ایشان اجازه نقد که می دادند برای این که بیایند شبهه شان را مطرح کنند تا امام رفع شبهه کنند و حق را برای آنان مطرح کنند؛ و اگر اجازه می دادند برای همین جهت بود؛ نه این که نقد به آن ها وارد بوده، بلکه اجازه می دادند نقدشان مطرح شود برای این که شبهه برطرف شود. برای رفع آن چه در ذهن شان هست که این کار مطابق با واقع نیست، تا امام، حکم الهی را برای شان بیان کنند.
 مثل همان مطلبی که در زمان رسول گرامی اسلام(ص) آن موقعی که امیرالمؤمنین امام علی(ع) را در خم غدیر به منصب امامت و خلافت خودشان منصوب کردند، آن شخص آمد خدمت حضرت پیامبر(ص) (که البته برخی این نقل تاریخی را قبول ندارند اما بر فرض صحت می گوییم) آن شخص آمد از پیامبر(ص) سؤال کرد که این کار شما از طرف خدا بود یا از سوی خودتان؟ و پیامبر(ص) هم اجازه می دهند که او بیاید و در جمع سؤال ش را مطرح کند تا در نهایت خود پیامبر(ص) این شبهه را برطرف کنند؛ بنابر آن چه هست، پیامبر(ص) جواب دادند «به خدای آسمان و زمین، این عملی که انجام دادم، از طرف خدا بوده؛ یعنی حق را می خواستم بیان کنم»؛ اگر اجازه نقد دادند، برای رفع شبهه بود و حق واضح تر شود، به همین جهت اجازه صحبت می دادند.
 حالا، اگر چنانچه کسی بخواهد بگوید نقد معصوم جایز است، این موضوع خلاف است؛ نقد معصوم، یعنی نقد حکم واقعی الهی و ایراد گرفتن به حکم خدا، که درست نیست؛ اجازه نقد هم اگر می دادند به این جهت بود که شبهه شان برطرف شود.
 در ابتدای شروع گفت وگو نیز سؤال کردم که آیا میان نقد خود معصوم و نقد حکومت معصوم که آقای رئیس جمهور دقیقا روی همین موضوع حکومت در زمان معصومین اشاره داشتند، تفاوتی هست و آیا می توان حکومت در زمان معصوم، یعنی حکومتی که حاکم آن امام معصوم باشد، مانند حکومتی که برای دوران پس از ظهور امام زمان(عج) متصور هستیم، نقد و انتقادی داشت و ایرادات را مطرح کرد؟
 بله. در یک حکومت اسلامی که امام عصر(عج) و امام معصوم حاکم است، در آن حکومت می شود نقد کرد؛ و قطعا می شود نقد کرد؛ کما این که در زمان حکومت امیرالمؤمنین امام علی(ع) می آمدند و به والی و استاندار حضرت ایراد می کردند و می گفتند استاندار شما چنین و چنان کرد و امیرالمؤمنین(ع) هم پس از بررسی، وقتی می فهمیدند کار اشتباهی از سوی آن استاندار سر زده، او را عزل می کردند؛ این نقدها پذیرفته می شد و بر طبق آن عمل می کردند.
 در حکومت امام زمان(عج) هم، نقد امکان پذیر است؛ نقد مسئولین و خدمتگذاران و کارگزاران نظام می شود، تا اشکالات رفع شود اما بازهم نباید فراموش کنیم که نقد خود معصوم جایز نیست، چون فعل معصوم و قول معصوم، حجت و مطابق با حکم الهی است که آن قابل نقد و ایراد نیست؛ اما در حکومت اسلامی، و در همین حکومت اسلامی خودمان که امروز وجود دارد، باید نقد باشد؛ نقد آموزنده و نقدی که حل مشکلات و رفع نواقص شود، و اگر ایرادهایی در جاهایی هست، بتوانند رفع کنند. بنابراین نقد بجا و نقد به مورد باید باشد، چرا که آموزنده و اصلاح کننده است و البته نقد هر کسی غیر از معصوم؛ چون فقط معصوم است که فعلش مطابق با حکم واقعی خداست و قولش مطابق با حکم پروردگار، و آن قابل نقد نیست، اما هر کسی غیر معصوم، قابل نقد است.
 به نظر شما چرا با وجود این که آقای روحانی رئیس جمهور اصلا بحث انتقاد از شخص معصوم را مطرح نکرده و گفته بودند در زمان حکومت معصوم هم امکان نقد وجود دارد، مخالفان دولت، سخن رئیس جمهور را به گونه ای متفاوت مطرح کرده و بر اساس همان برداشت نادرست این قدر موضع گیری کردند؟
 حالا اگر کلامی از شخص رئیس جمهور صادر شده و برداشت می شود که ایشان نقد معصوم کرده، اما این که خود ایشان یکی دو روز بعد می آید و می گوید که من این جمله که نقد معصوم مجاز است را نگفتم و اگر چنین برداشتی هم می شود، برداشت صحیحی نیست و برداشتی غلط از سخنان من است و مقصود من این نبوده، قطعا باید این سخنان را پذیرفت و نباید این موضوع را دنبال کرد؛ نمی شود گفت که نخیر، شما این را گفتید و حتما هم اشتباه گفتید؛ چون واقعا صلاح نیست.
 حضرت عالی نیز اشاره داشتید که نقد حکومت در زمان معصومین هم امکان پذیر است؛ اما کسانی که به بهانه این موضوع به مخالفت با دکتر روحانی پرداختند، به احتمال زیاد به مستندات تاریخی از جمله برخورد امام علی(ع) به عنوان حاکم جامعه اسلامی با مردم و اجازه انتقاد دادن، آگاه بودند؛ اما با این وجود مخالفت های خود را ابراز کردند؛
سؤال مشخص من این است که به نظر شما این انتقاداتی که اخیرا مطرح شد، واقعا با دغدغه دین بود یا صرفا انتقاداتی سیاسی؟
 اشاره شد که در زمان حکومت امیرالمؤمنین(ع)، گاهی مردم می آمدند و از منصوبین امام علی(ع) اعتراض و شکایت می کردند و حتی دارد که گاهی امام علی(ع) آن استاندار را عزل می کردند. حساسیت بیشتری که باید باشد روی بحث نقد کلام یا عمل معصوم و در یک کلام نقد خود معصوم است که گفتیم مجاز نیست،
اما در حکومت معصوم و برای مثال حکومتی که امام زمان(عج) حاکم بر آن حکومت است، انتقاد و نقد امکان پذیر است؛ چرا که امام زمان(عج) نیز در زمان حکومت خود، فرمانداران، استانداران، مسئولین و کارگزارانی در حکومت خواهند داشت که نقد آن ها حتما جایز است.
 بنابراین، انتقاداتی که مطرح شده، اگر بر اساس این نظر باشد که نقد حکومتی که امام زمان(عج) در آن حکومت می کند، درست نیست و اشتباه است و شاید سیاسی کاری باشد؛
مضاف بر این که در آن طرف، خود آقای روحانی آمده و گفته که من قبول دارم نقد خود معصوم جایز نیست و چنین حرفی نزدم و اگر حتی از سخن من برداشت شده که گفتم نقد معصوم جایز است، این برداشت را قبول ندارم و این برداشت اشتباهی بوده است؛ قطعا باید این سخن رئیس جمهور را پذیرفت و روی آن صحه گذاشت و تشکر هم کرد از این که شما این مطلب را توضیح دادید؛ مطلب واضح و روشن است و ادامه دادنش به مصلحت نیست.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ یکشنبه 1 بهمن 1396 ] [ 01:13 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

با همسری که مدام ایراد می‌گیرد چه کنیم؟

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8316991576/HAMSARE_EER8DY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8316991850/HAMSARE_EER8DY_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8316992192/HAMSARE_EER8DY_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8316992500/HAMSARE_EER8DY_4.jpg

 

 میگنا: زندگی کردن با همسری که ظاهرا همیشه چیزی برای ایراد گرفتن پیدا می‌کند خیلی سخت و دردناک است. شما باید بخاطر سلامت روحی و هیجانی‌تان، راه هایی برای غلبه بر چنین شرایطی پیدا کنید.
 چرا همسرتان از شما ایراد می‌گیرد؟
اگر این را درک کنید که بیشتر انتقادها و عیب جویی‌های همسرتان ارتباط مستقیمی با شما ندارد، خیلی بهتر و امیدوار کننده‌تر خواهد بود، البته وقتی ایراد گیری‌های همسرتان معمولا مستقمیما شما را هدف می‌گیرند، باور این موضوع سخت است.
اما واقعیت این است که هر کسی که ایرادها و عیب‌های دیگران را پیدا می‌کند، پیش از آن از دست خودش و زندگی‌اش ناراضی و ناراحت است. ممکن است همسر شما والدینی منتقد داشته و یاد گرفته که به این صورت ارتباط برقرار کند، یا شاید خشمی نهفته را با خود حمل می‌کند یا از سالها پیش افسوس چیزی را در دل دارد.
 اگر همسر شما آنقدر بالغ شده که بتواند در آینه به خود نگاه کند و دلایل واقعی و پنهان خشمش را تائید کند، زندگی مشترک شما خیلی بهتر تغییر خواهد کرد.
اما اگر چنین نیست، شما باید قبول کنید که نارضایتی و بهانه جویی او اغلب ربطی به کارها و رفتارهای شما ندارد.
 اگر شما هم دوروبرش نبودید، احتمالا یک نفر دیگر هم همین حرف‌ها را می‌شنید.
 واکنش‌های‌تان را هوشمندانه انتخاب کنید
معمول‌ترین واکنش نسبت به انتقاد و بهانه جویی بین همسران، جنگ و دعوا و جر و بحث است.
جر و بحث کردن باعث می‌‌شود شرایط ناخوشایند ایراد گیری‌ها تداوم پیدا کند و وارد حاشیه‌های بیخود هم بشوید. به هر حال چنین واکنش‌هایی فقط باعث تشدید تنش و ادمه پیدا کردن آن بین شما و همسرتان خواهند شد. بهترین واکنش این است که هیچ واکنشی نشان ندهید! یعنی ظاهرا به همسرتان گوش بدهید اما همزمان خونسردی خود را حفظ کنید و نقد و ایراد جویی او را بررسی نکنید.
البته منظور این نیست که کاملا ساکت بمانید و احتمالا خشم همسرتان را برانگیخته کنید. مثلا او می‌گوید:
 تو خانه را خوب تمیز و مرتب نمی‌کنی.
 شما بگویید: ممکن است حق با تو باشد.
 او می‌گوید: تو باید یک اتومبیل جدید بخری.
 شما بگویید: روی این موضوع فکر می‌کنم.
 او می‌گوید: آرزو داشتم تو بیشتر شبیه پدرم/ مادرم بودی.
 شما بگویید: من مقایسه کردن را دوست ندارم.
 از احساسی که در این لحظه در شما برانگیخته شده، قدمی به عقب بر دارید
 البته کار سختی است که احساسات تند برانگیخته شده را نادیده بگیرید، مخصوصا اگر منفی هم باشند. اما واکنش نشان دادن و حرف زدن طبق آزاری که دیده‌اید، احتمالا فقط باعث می‌‌شود هر دوی شما درگیر لحظات دردناکی شوید و نتوانید کمکی به همدیگر بکنید.
 در مورد انتقادهای همسرتان، بی طرفانه فکر کنید
 در موضع دفاع قرار گرفتن و شروع مبارزه‌های کلامی، چالش‌های جدیدی ایجاد می‌کند. اول ببینید نقدی که بر شما وارد شده اصلا درست است یا نه، با خودتان روراست باشید و شرایط را ارزیابی کنید. از خودتان بپرسید آیا ممکن است تعمدا کاری کرده باشید که همسرتان را آزرده کرده یا این احساس را به او داده که مورد بی‌احترامی شما قرار گرفته؟
 برای خودتان حد و حدود تعیین کنید
اگر همه چیز را بررسی کردید و علتی برای رفتار بد همسرتان پیدا نکردید، باید از جانب خودتان کاری بکنید. همسر شما وظیفه دارد با شما با احترام و توجه رفتار کند. تعیین کردن حد و حدودهای فردی که سالم و درست هستند درست مانند ساختن حصاری محکم در اطراف خانه‌تان است که از داشته‌های با ارزش‌تان محافظت می‌کند. بخشی از مراقبت فردی این است که به هیچکس اجازه ندهید به اعتماد بنفس شما لطمه بزند و این درست همان جایی است که مسئله‌ی حد و حدودهای فردی مطرح می‌شود.
حد و حدود مشخص کردن به این معنی نیست که دیگران را از زندگی خود خارج کنید. بلکه فقط باید مشخص کنید اجازه‌ی چه رفتارهایی از دیگران را نسبت به خود می‌دهید تا آسیب نبینید. اگر نسبت به حصاری که دور خود کشیده‌اید وفادار و جدی باشید، هر دوی شما یاد می‌گیرید که راه سالم‌تری را برای زندگی برگزینید.
 حدود شخصی‌تان را چگونه اعلام کنید؟
تعیین حد و حدود به طور شفاف کار سختی می‌تواند باشد اما با تمرین کردن می‌توانید آن را به خوبی یاد بگیرید.
 جملات‌تان با «من» شروع شود تا تمرکز روی خود شما باقی بماند و اینگونه جلوه نکند که شما طرف مقابل را متهم می‌کنید.  تُن صدا و لحن‌تان ملایم باشد، اگر داد و فریاد کنید، همسرتان فقط صدای هیجان شما را خواهد شنید و به چیزی که می‌خواهید نمی‌رسید.
 خوشبین باشید، تعیین حد و حدود فردی ممکن است در ابتدا حس خوبی نداشته باشد اما چیز خوبی برای هر دوی شماست.
. ممکن است همسرتان حرف‌های شما را درک کند یا اینکه با عصبانیت واکنش نشان بدهد. این وظیفه‌ی شما نیست که واکنش او را تعیین کنید، حساس باشید اما جدی و محکم بمانید.
 از مشاور و روانشناس کمک بخواهید
مشاوره می‌تواند منبع بسیار خوبی از حمایت برای هر کسی باشد که شرایط سختی دارد.
یک جفت چشم و گوش دیگر می‌تواند نگاه جدیدی به شما و همسرتان بدهد. حتی اگر همسرتان هم موافق مراجعه به مشاور نباشد، شما خودتان می‌توانید با گفتگو و مشورت با کسی که ازدواج و مسائل آن را درک می‌کند از راهکارهای او بهره ببرید. حتی اینکه فقط بدانید یک نفر دیگر هست که مشکل شما را درک می‌کند و متوجه چالش‌های شماست به شما شجاعت و دلگرمی می‌دهد.
- ترجمه از هدی بانکی - برترین ها
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ چهارشنبه 27 دی 1396 ] [ 20:12 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

1 2 3 4 5 ... 30 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 21027

بک لینک